مقالات و پایان نامه ها

ارتباط میان ادراک زمان و خستگی

ارتباط میان ادراک زمان و خستگی

دو پژوهشگر به نام های لاندن و مونل در سال 1947 تحقیق به ثمر رساندند که طی آن به افراد شرکت کننده در آزمایش کاری زمانبر داده شد در حالی که زمان استنباط شده آنها توسط دستکاری ساعت داخل اتاق (که سریعتر و یا کند تر از زمان واقعی کار می­کرد) تغییر می­یافته است. افرادی که ساعت درون اتاق برایشان سریعتر از حالت عادی کار می­کرد، ادعا داشته اند که کاری که به آنها محول شده است، خسته کننده تر بوده در حالی که افرادی که ساعت در اتاقشان کند تر کار می­کرده است، احساس ملالت کمتری نسبت به گروه قبل داشته اند. نتیجه اینکه فعالیت درک شده در زمان (و نه زمان درک شده برای فعالیت) نقش مهمی در تجربه خستگی دارد (لندن و مونل، 1974).

در تحقیقی که در سال 1991 توسط وات[1] انجام شده، نشان داده شده است که افراد با استعداد دلزدگی بالا فعالیت ذهنی معینی (مانند مرتب کردن اعداد از کوچک به بزرگ) را نسبت به افراد با استعداد دلزدگی پایین­تر، زمان­برتر ارزیابی کرده اند. سپس حس شخصی گذر زمان با استفاده از طیف لیکرت توسط افراد شرکت کننده در آزمایش حدس زمان یک واقعه سنجیده شد که طی نتایج این تحقیق در افراد با استعداد دلزدگی متفاوت، تفاوت معناداری دیده نشد است (راکیتین[2] و همکاران، 1998).

تئوری زمانبندی اسکالار[3] توضیح می­دهد که توانایی ما در تخمین دوره های زمانی نتیجه تعامل یک ساعت درونی بیولوژیک-حافظه کاری و پروسه تصمیم گیری است. همانظور که اشاره شد، ساعت درونی ما از سه جز تشکیل شده است:

برای فهم بیشتر موضوع تصور کنید که فردی در تست تخمین فاصله زمانی شرکت کرده است و باید یک فاصله زمانی را تخمین بزند. در تمامی مدت ضربان ساز[4] عمل ایجاد ضربان را انجام می­دهد، اما هنگامی که آزمایشگر شروع آزمایش را اعلام می­کند، سوئیچ جمع آوری کننده باز می­شود تا ضربانهای ایجاد شده به جمع آوری کننده وارد شود. هنگامی که آزمایش گر آزمایش اتمام آزمایش را اعلام می­کند، دروازه بسته می­شود.سپس حافظه کاری و پروسه تصمیم گیری شروع به کار می­کنند. این ضربانها شمارش شده و با تجارب قبلی فرد مقایسه می­شوند. این تئوری توضیح می­دهد که وقتی ما فعایت ثانویه ای انجام می­دهیم، چگونه تمایل به دست کم گرفتن زمان پیدا می­کنیم. وقتی هنگام پروسه کد گذاری تمرکزمان به دو کار مختلف تقسیم شود، تعداد ضربانها کاهش یافته و بنابراین هنگام شمارش و مقایسه دچار اشتباه شده و فاصله های زمانی را کمتر از حالت واقعی تخمین می­زنیم. (دانکرت[5] و آلمن[6]، 2005) (گلدمن رَکی[7] 1995)

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   سفارش ترجمه

حافظه کاری، علاوه بر ظرفیت نگهداری رویدادها در ذهن، به منظور کنترل پاسخ به توانایی ایجاد تغییر در آنها نیز اشاره دارد. بارکلی عقیده داردکه نقایص حافظۀ کاری و به ویژه حافظه کاری غیرکلامی یا فضایی قاعدتاً به بروز نقایص در احساس درونی فرد از زمان منجر می­شود (بارکلی و همکاران[8]، 1997).

نتایج تحقیقات نشان میدهد، در افراد سالم تفاوت معناداری در سطح تمرکز افراد با استعداد دلزدگی بالا و افراد با استعداد دلزدگی پایین وجود ندارد. در حالی که افراد با میزان خستگی پایین، از ادراک زمان سریعتری نسبت به افراد با میزان خستگی بالا برخوردارند. بعلاوه افراد با استعداد دلزدگی بالاتر در تخمین زمان دچار خطای بیشتری نسبت به افراد با استعداد دلزدگی پایین­تر می­شوند. (دانکرت و آلمن، 2005)

 

 

[1] – Watt

[2] – Rakitin

[3] – Scalar

[4]– Pacemaker

[5] Danckert

[6] – Allman

[7] – Goldman-Rakic

[8] – Barkley