مقالات و پایان نامه ها

اصول کلی رفتار درمانی اختلالات رفتاری

 

دسته بندی اختلالات رفتاری

الف ) گروهبندی براساس مزاج : بقراط حکیم ( 460- 377 ق.م ) پزشک و دانشمند بزرگ یونان که به پدر پزشکی شهرت دارد معتقد است که اختلاات روانی یا رفتاری به علت آسیب مغزی یا بیماریهای مغزی و زیاد شدن نسبت یکی از ترشحات بدن یا اخلاط چهارگانه ایجاد می شود .

1-         دمویی یا خونی : این دو دوره که خون بر سای اخلاط غالب است از کودکی تا 15 سالگی به طول می انجامد .

در این دوره بدن گرم و مرطوب است بنابراین زمینه های رشد کاملاً مساعد می باشد .

2-         صفراوی : از 15 سالگی تا حدود 35 سالگی غلبه صفرا بر شدت خود می رسد محیط بدن در این دوره سرد و مرطوب است .

3-         سوداوی : از 35 سالگی تا حدود 60 سالگی ، سودا بر سایر اخلاط تسلط دارد محیط بدن گرم و خشک است .

4-         بلغمی : از حدود 60 سالگی به بعد بدن در این دوره سرد و خشک است .

5-          اختلالات رفتاری دوره بلوغ و جوانی ( 5 تا 20 سالگی ) : اختلالات رفتاری در این دوره بیشتر در ارتباط با اختلاف سلیقه و عقیده جوان بانحوه زندگی و ارزشهای والدین است . ( سیف نراقی و نادری 1374 صفحه 29 تا 34 ) .

ب) گروهبندی بر اساس رفتارهای اولیه و ثانویه : از دیگر دسته بندی هایی که در زمینه اختلالات رفتاری شده است تقسیم بندی اختلالات رفتاری به انواع اولیه و ثانویه می باشد . بدین معنی کودکان با اختلالات رفتاری اولیه ازاوان زندگی رفتارهایی از خود نشان داده اند که متناسب با سن تقویمی و سن عقلی آنان نمی باشد .

ج ) گروهبندی بر اساس سن : بر اساس سن نیز دسته بندی دیگری از اختلالات رفتاری شده است به عبارت دیگر برای هر گروه سنی رفتارهای انحرافی غالبی را مشخص کرده اند .

1-          دوره کودکی ( تولد تا 3 سالگی ) : واکنشهای رفتاری بیمارگونه کودکان در این دوره اکثراً از نوع واکنشهای سایکوسوماتیک یا روان تنی می باشد .

2-          دوره دوم کودکی ( 4 تا 6 سالگی ) : اختلالات رفتاری در این دوره بیشتر به صورت ترس ، انواع عادات نامطلوب مانند جویدن ناخن ، مکیدن انگشت و … است . اختلالات رفتاری این دوره بیشتر از نوع واکنشهای زودگذر تطابقی یا مقدمات نوروماتیک است .

3-         اختلالات رفتاری دوره سوم کودکی ( 7 تا 11 سالگی ) : اختلالات رفتاری در این دوره بیشتر به صورت دروغگویی ، دزدی ، امتناع از رفتن به مدرسه و …است .

4-         اختلالات رفتاری دوره نوجوانی ( 12 تا 14 سالگی ) اختلالات رفتاری در این دوره بیشتر در ارتباط با انجام تکالیف مدرسه و برآوردن توقعات و نتظارات تحصیلی از طرف معلم و والدین است .

گروهبندی بر اساس سبب شناسی : در دسته بندی ، اختلالات رفتاری بر اساس سبب شناسی آن به دو دسته عمده تقسیم می شود که عبارتست از :

  • اختلالات رفتاری با زیر بنای ارگانیکی یا جسمی
  • اختلالات رفتاری با زیر بنای روانی و بدون مشکلات جسمی
  • اختلالات رفتاری که منشاء عضوی است و عضوی دارد . مشکلات رفتاری به علت آسیب مغزی یا اختلال در وظایف غدد مترشحه داخلی و مانند آن بوجود می آید .

گروهبندی از دیدگاه روانپزشکان و پزشکان : انجمن روانپزشکان آمریکا دسته بندی اختلالات رفتاری کودکان را به کمک جمع بندی نظرات متخصصین روانشناس بالینی که از نزدیک به اصطلاح و درمان مشکلات رفتاری این گونه کودکان اشتغال دارند .

– دسته بندی اختلالات رفتاری بر بنیاد 5 زمینه زیر که در بر گیرنده عوامل شخصی و محیطی می باشد بنا شده است .

الف ) نشانه های مرضی روانی

ب ) اختلالات شخصیت و اختلالات رشد

ج ) اختلالات جسمی و چگونگی کم و کیف آن

د ) شدت مسائل فشار زای روانی – اجتماعی

ه ) بالاترین سطح عملکردهای انطباقی یا رفتارهای سازش یافته ی فرد در سال گذشته .

گروهبندی اختلالات رفتاری کودکان توسط ترویج روانپزشکی :

گروه ترویج روانپزشکی در دسته بندی اختلالات رفتاری کودکان بیش از 40 دسته فرعی را شناسایی کرده است  .

گروه های اصلی این دسته که بر اساس مفاهیم و فرایند های روانکاوی می باشد عبارتست از :

  • پاسخهای سالم متناسب با مسائل شخصی – اجتماعی
  • اختلالات واکنشی یا واکنش زود گذر تطابقی
  • اختلالات سایکونورومرتیک
  • اختلالات روان تنی
  • اختلالات شخصیتی
  • اختلالات سایکوتیک
  • انحراف رشدی
  • سندرمهای مغزی ( بیماریهای حاد و مزمن مغزی )
  • عقب ماندگیهای ذهنی

10 –            سایر اختلالات

 

گروهبندی از دیدگاه های مختلف آموزش و پرورش :

هر یک از این دسته بندی ها طرفداران خاص دارد ف اما چون طرفداران این نوع دسته بندی ها با نگرش پزشکی – روان پزشکی  به دسته بندی بیماریهای روانی پرداخته اند ، بنابراین نگرش آموزش و تربیتی نادیده انگاشته شده است .

  • بی نظمی در سلوک : کودک که دارای بی نظمی در سلوک است ، قدرتها را به مبارزه می طلبد ، دشمنی با منابع قدرت مانند افسر پلیس ، معلم ، پدر و … دارد .
  • اضطراب و گوشه گیری : کودک مضطرب ، افسرده کودکی خجالتی ، ترسو ، گوشه گیری ، حساس و مطیع است . ولی بیش از حد وابسته می باشد و به سادگی افسرده می شود .
  • رفتارهای نا مناسب و ناپخته : در رفتاهای این گونه کودکان ویژگیهایی چون عدم توجه ، فقدان علاقه نسبت به امور ، به ویژه به مدرسه و تحصیل ، تنبلی گنگی و گیجی ، انکار باطل ، رویاهای روزانه بی اساس و … به صورت وافر مشاهده می شود .
  • رفتارهای ضد اجتماعی : کودکان با رفتارهای ضد اجتماعی ، برخی از ویژگیها یا مشکلات رفتاری کودکان یا بی نظمی در سلوک را دارند اما این گونه کودکان در بین گروه همگنان خود اجتماعی هستند . آنان معمولاً عضو یک گروه می باشند . همواره در گردابی از رفتارهای گناه آلود و جنایت آمیزی به سر می برند . نمونه ای از رفتارهای ضد اجتماعی ، مانند دزدی ، مدرسه گریزی ، پرسه زنی ، باندبازی و … مشاهده می شود .( سیف نراقی و نادری 1374 )
این مطلب مشابه را هم بخوانید :   اجزا و عناصر بهزیستی روان‌شناختی

اختلالات رفتاری نوجوانان : شامل 1- شناختی 2- اختلالات عاطفی 3- جسمانی

1-          شناختی : شامل اختلالاتی هستند که به صورت تفکر اختلالاتی تلقی می شوند یعنی نوجوان این گونه رفتارها را در جهت ارضای نیازهای درونی خود توجیه می کند و این گونه رفتارها را برای خود نوعی هنجار قابل توجه می پندارد و این رفتارها از نقطه نظر شناختی بسیار پیچیده و شامل کنشها و واکنشهای شخصیت فرد با پدیده های امور اجتماعی شخصیتی است و به اصطلاح نوعی جمع بندی از امور و عناصر عناصر رفتاری را برای رسیدن به یک هدف در جهت ارضاء و تحقق آرمانها و آرزوهای خود می پذیرد مثلاً فرد والدین را عامل جهت محدود کردن خواستهاو تمایلات نوجوانی خود می بیند و با نوجوانان و الگوهای خاص هنری و ورزشی همنوایی می کند و نوع تضاد گرد بین نسل نوجوانان و والدین پیش می آید که این رفتار ها نوعی اختلالات رفتاری شناختی تلقی می شوند ( بخاریان دیگران 1377 )

2-          اختلالات عاطفی : در اثر کاهش و تقلیل حمایت ها و محبت ها و عواطف والدین و مربیان و اولیاء امور جامعه در نوجوانان شکل می گیرد . نوجوانانی که پدران و مادران از هم گسیخته و ستیزه جو دارند . معمولاً فرصت کسب زمینه های حمایتی و پذیرش از طرف والدین را کمتر پیدا می کند و اگر این وضع در مدرسه و جامعه برقرار باشد نوجوانان نوعی احساس جدایی از آنها نموده و با رفتارها و حرکات مخالف آنها درصد مخالفت باوالدین و اولیاء بر می آیند .

اختلالات جسمانی : که در اثر حوادث طبیعی ممکن است ، عارض شده باشد و هم در اثر اختلالات شناختی و عاطفی ممکن است بروز نماید . مثلاً لنگیدن و یا کوری و کری ممکن است در اثر حوادث طبیعی رخ داده باشند . ولی وسواس ، اضطراب و پرخاشگری و افسردگی ممکن است از عوامل شناختی و یا حتی از مشکلات جسمانی ریشه گرفته باشد با اصطلاح این اختلالات زنجیره ای هستند و ممکن است عنصری عامل اختلالی و یا اختلالی باعث اختلال دیگری قرار گرفته شدهباشد .

 

اصول کلی رفتار درمانی اختلالات رفتاری :

  • اختلالات رفتاری در اکثر مواقع حاصل یادگیری نامناسب ، نادرست یا معیوب است بنایراین برای درمان آن باید نشانه ها یا علائم رفتار نامناسب یا نادرست حذف گردد و بجای آن رفتار جدی کهمناسبتر و موثرتر است ، جایگزین شود .
  • اختلالات رفتاری به عنوان انحراف کمی فاحش یا افراط و تفریط در رفتاری خاص از رفتارهای هنجار مربوط تلقی می شود لذا برنامه درمانی بایستی در پی افزایش بروز رفتار مناسب و نیز کاهش رفتاری که از نظر ملاومت ، تکراری ، زمان و مکان وقوع ، نا مناسب است باشد .
  • اختلالات رفتاری به دلیل نامناسب بودن سرایط محیط اجتماعی و تقویت نشانه های اختلال ، توسط محیط بوجود می آید . لذا همین محیط اجتماعی می تواند موجب تغییر در رفتارو نیز حفظ آن باشد .
  • اختلال رفتاری ویژه یا به طور کلی هر رفتاری اگر تقویت مثبت شود چون واکنش ارگانیزم با نتیجه رضایت بخش همراه بوده تداوم می یابد و تکرار می شود در حالی اگر تقویت منفی صورت گیرد چون واکنش ارگانیزم با احساس درد ، رنج ، نارضایی همراه می باشد آن رفتار کاهش و یا خاموش می گردد ( صفحه 61 و 62 ) .

برآورد درصد شیوع اختلالات رفتاری :

محققین مختلف درباره درصد اختلالات رفتاری ، ارقام گوناگونی را گزارش کرده اند ، این اختلاف در گزارش و اعلام میزان و درصد اختلالات رفتاری بستگی به عوامل متعددی دارد که مهم ترین آنها عبارتند از :

  • اهداف ، نگرشها و ویژگیهای سازمان یا فردی که ارقام یاد شده را برآورد می کند
  • تعریفی که برای اختلالات رفتاری به کار برده می شود .
  • علت یا عللی که منشاء اختلالات رفتاری تلقی می شود .
  • وسیله یا وسایل اندازه گیری و ارزشیابی که در تشخیص اختلالات رفتاری از آنها استفاده می شود . ( سیف نراقی و نادری 1374 ) .

رابطه میزان شیوع کلی اختلالات رفتاری با عوامل جمعیت شناختی .

  • شغل پدر : بالاترین میزان شیوع اختلالات رفتاری مربوط به کودکانی بود که پدران آنان بیکار وکمترین میزان مربوط به کودکانی بود که پدران آنان کارمند بودند .
  • شغل مادر : بالاترین میزان شیوع اختلالات رفتاری مربوط به کودکانی بود که مادران آنها خانه دار یا کارگر و کمترین میزان مربوط به کودکانی بود که مادران آنان کارمند بودند .
  • در آمد پدر : میزان شیوع اختلالات رفتاری کودکانی که پدر آنان بدون درآمد بودند و آنهایی که پدرانشان درآمد بالایی داشتند کمترین بود حتی میزان شیوع اختلالات رفتاری کودکانی که مادران آنان هیچ درآمدی نداشتند ( خانه دار ) بودند کمتر بود و در کودکانی که مادران آنها درآمد بالاتر از 100 هزار تومان داشتند هیچ گونه اختلالای مشاهده نشد .
  • تحصیلات پدر و مادر : هر چه سطح تحصیلات پدر و مادر بالاتر رفته ، میزان شیوع اختلالات رفتاری کودکان آنان کاهش داشته .
  • سن پدر و مادر : بین پدر ومادر و میزان شیوع اختلالات رفتاری کودکان رابطه معنی داری حاصل نشد .
  • رتبه تولد : بین رتبه تولد و میزان شیوع اختلالات رفتاری تفاوت معنی دار به دست نیامده .
  • بعد خانوار : هرچه تعداد فرزندان بیشتر شده احتمال افزایش اختلالات رفتاری نیز افزایش داشته .
  • بیماری روانی و یا بیماری جسمی مزمن خانواده : در این پژوهش بین وجود بیماری روانی و یا جسمی مزمن در یک یا چند عضو خانواده با میزان سیوع اختلالات رفتاری در کودکان رابطه معنی داری به دست آمده .

وضعیت مسکن : بین وضعیت مسکن و نوع ( ویلایی یا آپارتمانی ) اختلالات رفتاری کودکان رابطه معنی داری حاصل نشد . ( مجله شماره اول – سال دوم – بهارو تابستان 1383 )