مقالات و پایان نامه ها

الگوهای مکانیستی و الگوهای ارگانیستی تدریس

تدریس چیست؟ 

تدریس عبارت است از تعامل یا رفتار متقابل معلم و شاگرد، بر اساس طراحی منظم و هدف دار معلم برای ایجاد تغییر در رفتار شاگرد. این تعریف دو ویژگی خاص برای تدریس مشخص می کند:

  1. وجود تعامل یا رابطه متقابل بین معلم و شاگرد؛
  2. هدف دار بودن فعالیت های معلم.

بنابراین به فعالیت های پراکنده و یک جانبه ی معلم که هیچ گونه تغییری در شاگردان ایجاد نکند، تدریس گفته نمی شود.

تدریس مفاهیم مختلفی را در بر می گیرد، مانند نگرش ها، گرایش ها، باورها، عادت ها و شیوه های رفتار و به طور کلی، انواع تغییراتی که می خواهیم در شاگردان ایجاد کنیم. تغییر در زمینه های فوق نه تنها از نظر مشخصات متفاوت است، بلکه فرایند های یادگیری متناسب با آن ها نیز با هم متفاوتند؛ مثلاً تدریس در زمینه ی تغییرات عاطفی با تدریس در زمینه های شناختی یا روانی ­­– حرکتی یکسان نیست(شعبانی ، 1384، ص 104).

از نظروکیلیان(1385، ص 5) تدریس عبارت است از فعالیت های که جهت ایجاد تغییر در رفتار یادگیرنده از جانب معلم طرح ریزی می شوند این فعالیت ها بین معلم و یک یا چند گیرنده به صورت رابطه ی متقابل صورت می گیرد.

 

2-2-22- روش تدریس چیست؟

در اینجا روش در مقابل واژه لاتینی « متد » به کار رفته شده است، و واژه متد در فرهنگ فارسی معین و فرهنگ انگلیسی به فارسی آریانپور، به روش، شیوه، راه، طریقه، طرز و اسلوب معنی شده است. به طور کلی « راه انجام دادن هر کاری » را روش گویند. روش تدریس نیز عبارت از راه منظم، با قاعده و منطقی برای ارائه درس می باشد(صفوی، 1378، ص 91).

 

2-2-23- الگوهای تدریس

2-2-23-1- الگوی تدریس چیست؟

الگو، معمولاً به نمونه کوچکی از یک شیء یا به مجموعه ای از اشیای بی شمار گفته می شود که ویژگیهای مهم و اصلی آن شیء بزرگ یا اشیاء را داشته باشد. الگوی تدریس، چهارچوب ویژه ای است که عناصر مهم تدریس در درون آن قابل مطالعه است. تدریس یک فرایند است و عوامل بی شماری در آن نقش دارند که همه آن ها قابل مطالعه و کنترل نیستند؛ پس معلم باید چهار چوبی کوچک و محدود از فرایند تدریس را به عنوان الگو انتخاب کند و مورد تحلیل و شناسایی قرار دهد تا بتواند در موقعیت مناسب در محدوده ی آن چهار چوب، فعالیت های آموزشی خود را سازماندهی کند و روش های مناسب تدریس را انتخاب نماید. انتخاب یک الگوی تدریس، بستگی به نوع آگاهی معلم از فلسفه و نگرش های تعلیم و تربیت خواهد داشت(شعبانی، 1384، ص 218).

 

 

2-2-23-2- الگوهای مکانیستی و الگوهای ارگانیستی

در یک تقسیم بندی، الگوهای تدریس به دو دسته ی عمده ی «الگوهای مکانیستی [1](ماشین انگارانه)» و «الگوهای ارگانیستی[2] (زنده انگارانه)» تقسیم می شوند.در الگوی مکانیستی که الگویی بسیار قدیمی است، شاگرد به عنوان موجودی غیر فعال، تهی و انفعالی در نظر گرفته می شود که ذاتاً تنبل و تن پرور است. مطابق این الگو، فعالیت در اثر فشار نیرو های خارجی انجام می گیرد. بنابراین، هدف آموزش و پرورش انتقال فرهنگ، پرکردن ذهن شاگرد و شکل دادن رفتار او مطابق با روش های از قبل تعیین شده است. این الگو بیشتر «معلم مدار» نامیده می شود. هدف این گونه الگوهای یادگیری فقط گذراندن امتحان به منظور ارزیابی حافظه است. در مقابل الگوهای مکانیکی، الگوهای ارگانیکی مطرح می شوند که طبق آن ها، توجه به شاگرد و توانایی های او از اهمیت خاصی برخوردار است، مطابق این الگو شاگرد به عنوان موجود زنده ای که ذاتاً فعال است، در نظر گرفته می شود و هدف آموزش و پرورش بهبود و پرورش مداوم افراد در جهت به ظهور رساندن توانایی های بالقوه ی آنان است. این الگو را الگوی « شاگرد مدار » نیز نامیده اند(آزمون و حسنلو، 1391، ص 24).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   فرق عزت نفس و اعتماد بنفس چیه؟ 

 

2-2-23-3- انواع الگوهای تدریس

جویس، ویل، شاورز و کالهون، الگوهای جدید تدریس را در کتاب الگوهای جدید تدریس به چهار خانواده: الگوهای اطلاعات پردازی، الگوهای اجتماعی، الگوهای انفرادی و الگوهای سیستم‌های رفتاری تقسیم کرده‌اند. هر خانواده الگوهای مختلفی را به شرح زیر در بر می‌گیرد:

الف- خانواده الگوهای اطلاعات پردازی شامل:

یادگیری به شیوه استقرایی، دریافت مفهوم، الگوی استقرایی کلمه – تصویر، کاوشگری علمی و ورزیدگی در کاوشگری، حفظ کردن، بدیعه پردازی و پیش سازماندهنده.

ب- خانواده الگوهای اجتماعی شامل:

یاران در یادگیری، ایفای نقش.

ج- خانواده الگوهای انفرادی شامل:

تدریس غیر مستقیم، توسعه مفهوم مثبت از خویشتن.

د- خانواده الگوهای سیستم‌های رفتاری شامل:

یادگیری تسلط آموزی( یادگیری برای یادگیری درحد ورزیدگی)، آموزش مستقیم، یادگیری از طریق شبیه‌سازها( جویس و همکاران، 1378، صص41-31).

 

2-2-23-3-1- خانواده الگوهای پردازش اطلاعات

این خانواده بر روش های مبتنی برکنجکـاوی درونـی انسان، برای درک جهان از طریق گردآوری و سازماندهی اطلاعات اولیه، کشف مسائل و ارائـه ی راه حل های آنها و ایجاد مفاهیم و انتقال آنهـا تأکیـد دارنـد (مهـر محمـدی، عابـدی، 1389). به موجب این الگوها، هدف عمده ی تدریس عبارت است از کمک به دانش آموزان در امر کسب اطلاعات و پردازش آن ها. این هدف هم شامل کسب اطلاعات جدید از رشته های مختلف علوم و هم استفاده از اطلاعات موجود برای سازماندهی، طبقه بندی و تفکر انتقادی می شود( صفوی، 1378، ص 197).

 

2-2-23-3-2- خانواده الگوهای اجتماعی یادگیری

الگوهای این خانواده، یادگیری را حاصـل فعالیـت در گروهها و اجتماعات یادگیری و در کل از طریق هم افزایی می داند. الگوهای اجتماعی تدریس، بر ماهیت اجتماعی انسان، چگونگی یادگیری اجتماعی و اینکه چگونه تعامل اجتمـاعی، یـادگیری آموزشگاهی را افزایش می دهد، تأکید دارد(بدرخانی، 1388).

2-2-23-3-3- خانواده الگوهای انفرادی

خانواده الگوهای انفرادی بـر آن هـستند تـا آمـوزش را چنـان شـکل دهند که افراد بتوانند خود را بهتر بشناسند، مسئولیت آموزشی خود را بر عهده بگیرنـد و بـه حـدی بالاتر از رشد خود دست یابند تا در جستجوی زندگی سطح بالاتر باشـند. بـه بیـان دیگـر، خـانواده الگوهای انفرادی علاوه بر این باور که رشد شاگرد به عنوان یک فرد بـه لحـاظ آموزشـی بـه نوبـه خود هدف با ارزشی است، اعتقاد دارد که فراگیـرانِ رشـد یافتـه تـر، مثبـت تـر و خودشـکوفاتـردریادگیری توانمندترند. بنابراین، الگوهای انفرادی بـا عطـف توجـه بـه روان دانـش آمـوزان موجـب افزایش پیشرفت تحصیلی آنها می شود(مهرمحمدی، 1386).

 

2-2-23-3-4- خانواده الگوهای رفتاری:

آنچه شالوده این الگو را می آراید در واقع نوعی فراخود کاوی است. شاگردان بر اساس سیگنال هایی که از طریق اطلاعات مدرسان دریافت می کنند در رفتار خود تغییر ایجاد کرده و نوعی یادگیری را درونی می نمایند. خود اصلاح گری مفهومی است که از دل این الگو زایش می شود. روانشناسان و مربیان تعلیم و تربیت از این روش در اصلاح رفتار و سازگاری بهره می برند. آموختن مطالب، رشد مهارت های ورزشی، فراگیری یک مهارت پیچیده و کاهش اضطراب و ترس های مرضی از طریق این الگو ها قابل تحقق است. اکنون پس از سالها این الگوها از طریق نمود بر روی توسعه تدریس ارتقاء پیدا کرده و به سوی توسعه محیط هایی که تدریس در آن اجرا می گردد رسیده اند. هدف عمده این الگو ها ایجاد توانایی خودآموزی است، یادگیری ارزیابی عملکرد، درک بازخورد، و تنظیم رفتار برای افزایش عملکرد می باشد(قورچیان،1374).

  1. 1. Mechanistic model
  2. 2. Organistic model