مقالات و پایان نامه ها

تعامل جهانی شدن و فرهنگ

جهانی شدن وفرهنگ

فرهنگ از مفاهیمی است که بار مفهومی آن در فرآیند زمان دچار دگردیسی زیادی شده است که در یک تقسیم بندی می توان رویکرد های مفهومی زیر را از هم تفکیک کرد

رویکرد وصف گرایانه DESCRIPTIVE))به فرهنگ  دراین  رویکرد بیشتر به عناصر سازه (FACTORIAL)فرهنگی تکیهمی شود. رویکرد تاریخگرایانه که بیشتر بر میراث اجتماعی تاکید می کند. رویکرد هنجاری (NORMATIVE) که بیشتر بر قاعده (rule)و یا راه وروش(way) تاکید می کند.رویکرد روان شناسانه که در این رویکرد ها تاکید برآموختگی،عادات،وحل مسایل است و رویکردهای ساختاری در این رویکرد ها بر الگوسازی ویا سازمان فرهنگ تاکید می کند ورویکرد های تکوینی که بیشتر بر ایده ها ونمادها تاکید می کنند وما صرف نظر از بحث های زیاد وکلان فرهنگ را مجموعه ای پیچید ای از دانستی ها،باورها،هنرها،اخلاق قوانین،آداب ورسوم وگرایش ها،قابلیت ها وعادتهای روزانه که آدمی در پرتو عضویت در یک اجتماع بدست می آورند.

در نظر می گیریم به عبارت دیگر،مجموعه عناصر عنیی وذهنی که در سازمان های اجتماعی جریان می یابند واز نسلی به نسل دیگر منتقل می شوند،میراث اجتماعی یا میراث فرهنگی یا فرهنگ می نامیم.(علی بابایی،1382) با توجه به برداشت از فرهنگ می توان این سوال را مطرح کرد که مراد از جهانی شدن فرهنگ چیست؟ در پاسخ می توان برداشتهای متفاوتی را مطرح کردیک برداشت این ست که جهانی شدن فرهنگ به این معنی است که در اثر رشد بی سابقه رسانه های ارتباط جمعی وتکنولوژی اطلاعات؛یک نوع به هم پیوستگی فراینده ای فرهنگی در سراسر جهان بوجود آمده استوجوامع نسبت به هویت وفرهنگ وهنجارهای دیگر بیشتر از هر زمان دیگر دست رسی دارند؛در مقبل گرایشی هم وجود دارد که در مغایرت کامل با این نگرش است. در مجموع می توان گفت که سهتفسیر از جهانی شدن فرهنگ ارائه کرد:

الف)استفاده از شبکه های اطلاعاتی وفرهنگی برای بین المللی کردن فرهنگ های ملی،قومی ومذهبی؛در این تلقی شبکه های اطلاعاتی ابزاری است که فرهنگ های ملی ومحلی را بین المللی کرده وآن را در اختیار جوامع جهانی قرار می دهد. در این حالت جهانی شدن فرهنگ به سوی جهان چند فرهنگی حرکت می کند وشرایط بوجود آمده این فرصت رابه فرهنگ های ملی ومذهبی وقومی می دهد که مخاطبان خود را افزایش دهد.

ب)گسترش جهانی فرهنگهای مسلط از طریق بازارهای جهانی:در این تفسیر جهانی شدن مترادف با امپرالیسم فرهنگی قلمدادشده است. وجهانی شدن فرهنگ به معنی حرکت به سوی الگوی فرهنگی واحد ویکپارچگی فرهنگی جهان می باشد.

ج)بین المللی شدن همگونی فرهنگی طبق ارزش های ملل توسعه یافته .که دراین برداشت جهانی شدن فرهنگ الزامات به مفهوم گسترش فرهنگ مسلط نیست اما به صورت طبیعی روند ایجاد شده به استیلای فرهنگی ملل توسعه یافته وعقب نشینی دیگر فرهنگها  می انجامد.

در مجموع تعاریف جهانی شدن فرهنگ مانند سایر ابعاد جهانی شدن برآیندی از دو نوع نگاه بد بینانه و خوش بینانه به این مقوله است در نگاه خوش بینانه جهانی شدن فرهنگ به معنی بین المللی شدن فرهنگ های ملی ،محلی است که معادل کثرت گرایی فرهنگی است درحالی که در نگاهد بدبینانه به جهانی شدن فرهنگ به هژمون شدن و استیلای فرهنگ جوامع توسعه یافته اشاره می کند.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   انواع کارآفرینی

تاثیرات جهانی شد بر فرهنگ مورد توجه عده زیادی از اندیشمندان قرار گرفته،بر ای آن اهمیت

زیادی قایل شده اند .به طوری که برخی چون رابرتسون معتقدند که جهانی شدن موتوری دارد وآن موتور از نظر وی فرهنگ است (تقوی ؛184:1382).

جهانی شدن عبارت است از فرآیند فشردگی زمان ومکان که بواسطه آن انسان هاد کم وبیش  وبصورتی آگاهانه در جامعه جهانی ادغام می شوند و تحولی همه جانبه در طبیعت  روابط اجتماعی  رخ می دهد . این فرآیند که بیش از پیش براثر گسترش تکنولوژی ارتباطی سرعت وتوسعه می یابد موجب پیدایش شرایط جدید فرهنگی، برای جامعه جهانی می گردد.

از نطر عده ای در عصر جهانی شدن به سمت همگون شدن فرهنگ ها پیش می رویم. این رویکد عمدتا از دیدگاه مارشال مک لوهان در باره دهکده جهانی الهام می گیرد وجهانی شدن فرهنگ را پدیده ای یکسره جهانی شمول دانسته  که تمام مرزهای ملی ومحلی وقومی را از میان بر می دارد و بدین سان فرهنگی جهانی ویکپارچه را در واقع همان فرهنگ غرب است ،در سراسر جهان برقرار  می سازد .در مقابل عدهد ای براین اعتقاد اندکه در عصر جهانی شدن شدنبحث تضاد وتنوع فرهنگ ها ودر نتیجه نسبیت فرهنگی پیش می آید. به عنوان مثال«بنجامین باربر»صحبت از قطب سازی میان دوجهان «مک دونالد»و «جهاد»می کند (120:Baber,1995). طبق این دیدگاه، می توان گفت که جهان نه تنها به یک سمت همگون سازی حرکت نمی کند ،بلکه به سمتی حرکت می کند که قطب سازی (تضاد )،تنوع وگونه های مختلفی سر بر می آورد(کیانی ؛107:1380).در دید گاه دیگری ،وجود هر دو جریان باهم مطرح می شود . جهانی شدن در این حال چه جنبه هایی از زندگی در دنیای مدرن را یکدست می کند تفاوت های فرهنگی وهویتی را نیز تقو.یت واحیا میکند.از این رو منتقدین تجدد ،جهنی شدن را آغاز عصری جدید می دانند که با فرهنگی شدن زندگی وبرجسته تر شدن هویت های گوناگون ویژگی می یابد .مدافعان تجدد هم در قالب مفاهیمی مانند ضدیت با دموکراسی،احیای قبیله گرایی  بنیاد گرایی، به این واقعیت اعتراف می کنند (گل محمدی ؛80-81:1379)رونالد رابرتسون معتقد است تنوع وتکثیر فرهنگی با ظهور یک فرهنگ مشترک جهانی منافاتی ندارد.«عرصه جهانی ،عرصه ایتکثری(پلورالیستی)است،زیرا در آن تعاریف تمدنی ،قاره ای ،منطقه ای، ملیو تعاریف گوناگون دیگری که در رجوع به وضعیت جهانی ساخته می شود  وجود دارد . اما این تکثر تمام عیار ناگزیر باید متکی به  اصل کلی ارزش گوناگونی فرهنگی با ارجاع خاص به این فکر باشد که این گوناگونی هم فی نفسه وهم برای  نظام وواحدهای درون آن واحد واجد خیر است»

(رابرتسون؛153:1385). بنابرین در چنینن فضایی فرهنگها سه راه پیش روی دارند انفعال وتسلیم در برابر جهانی شدن فرهنگ ،مبارزه بات فرآیند جهانی شدن ونسبی شدن فرهنگی ورقابت وحتی آمیزش وتحول (فرج اله زاده ،سنجبد زاده؛128-134:1386)

بنابرین جهانی شدن فرهنگ به نوعی سیر تناقض نمایی را طی می کند این جریان از سویی سبب ایجاد نوعی فرهنگ جهانی بر فراز فرهنگ های ملی و بومی خواهد شد واز سوی دیگر به فرهنگ هایز بومی به واسطه رشد وگسترش رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی رشد وبالندگی می دهد(خیر الهی ؛52:1388).