مقالات و پایان نامه ها

جنبه های شخصیت

سه جنبه شخصیت

وقتی مفهوم شخصیت به معنای وسیع مورد نظر باشد، طبعاً مفاهیم خوی، مزاج و استعداد را که مبین سه جنبه خاص هستند در برمی گیرد.

مزاج[1]: از قدیمی­ترین الفاظ به کار رفته به جای شخصیت است که به عنوان میل سرشتی شخص برای واکنش به محیط به گونه­ای خاص و وسیله­ای در تعیین ساختمان شخصیتی فرد در نظر گرفته می­شود. مزاج نوعی استعداد ارثی قلمداد می شود و مفهومی پایدارتر نسبت به منش است. واژۀ مزاج مترادف خلق و خوی قلمداد می شود. شخصیت تا مدتی در مقابل هوش قرار داشت: هوش جنبه ادراکی و شخصیت جنبه عاطفی تلقی می شد و به همین جهت مفهوم شخصیت مترادف خلق وخوی و مزاج قلمداد می گردد(پور افکاری، 1373).

  خلق:[2]حالت هیجانی پایدار را گویند که بر تجربه کلی شخص تأثیر می گذارد. اما هیجان به حالتهای ناپایدار و واکنشهای کوتاه مدت گفته می شود.

منش:[3] در کشور های اروپایی منش را مترادف شخصیت به کار می برند اما در میان اختلالات از واژۀ شخصیت استفاده می کنند و آن را اختلالات شخصیتی می نامند. در تعریف منش گفته می شود: «هر نوع علامت، کیفیت، خاصیت و صفتی که چیزی یا شخصی یا جریانی را از چیزها و اشخاص و حوادث دیگر جدا می کند»(پورافکاری، 1373).

اصولاً در باره هر علمی می توان از خود، سه سؤال کرد، با آنکه ممکن است هریک از این سؤال­های دیگر از اهمیت بیشتری برخوردار باشد.

1-­ می­توان به ابزار ها یا مکانیزم هایی که در یک عمل به کار می افتد دست یافت.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   سفارش ترجمه

2-­ می­توان نسبت به طرز گسترش آن عمل، جنبۀ نیرودهی آن، پویایی صوری آن، سرعت، نظم و شدت آن توجه داشت.

3-­ بالاخره می­توان در بارۀ معنای آن عمل از جهت مبنایی که دارد یا هدفی که دنبال می کند از خود سوال کرد.

پس با این نحو می توان در بارۀ سؤال اول با اصطلاح یا لفظ«استعداد» دربارۀ سؤال دوم با اصطلاح یا لفظ«مزاج» و در بارۀ سؤال سوم«انگیزش» پاسخ داد(مای لی، 1387).

پیش از آنکه اصطلاح انگیزش رواج یابد، هر چیزی را که در شخصیت به استعداد مربوط نبود و به مزاج تعلق نداشت، با لفظ خوی یا منش مشخص می کردند. افزون براین، همه با این نکته نسبتاً موافقند که قسمت مزاج، بنابر تعریفی که دربارۀ آن بیان شد، در حکم مطمئن­­ترین و ریشه­دار­ترین زمینه­های فطری است. در حالی که در مورد استعداد­های و بیشتر از آن در مورد انگیزش­ها، باید جایی برای تأثیر نفوذ رویدادها یا به عبارت دیگر یادگیری قائل شد(مای لی، 1387).

[1] – Temperament

[2] – Mood

[3] – Character