مقالات و پایان نامه ها

روندهای جهانی اشتغال

روندهای جهانی اشتغال

در جهان امروز، اشتغال دیگر یک مساله صرفا ملی تلقی نمی‌شود. فرآیند جهانی‌سازی به سرعت اشتغال را از یک مساله ملی به یک مساله بین‌المللی و یک موضوع جهانی تبدیل کرده است. نمونه‌هایی چون مشارکت مثبت اقتصاد جهانی، رشد سرسام‌آور اقتصاد آمریکا، یا اثر منفی بحران مالی آسیای جنوب شرقی، و نگرانی گسترده جهانی در باب توافق‌نامه با سازمان تجارت جهانی، جلوه‌های گوناگون بروز این واقعیت‌اند. روندهای جمعیت‌شناختی و رشد فناورانه در جهان صنعتی، انواع جدیدی از فرصتهای اشتغال برای کشورهای در حال توسعه خلق کرده، رشد بیشتر مهاجرت جهانی به کشورهای توسعه‌یافته را موجب شده، به جابجایی نیروی کار از کشورهای در حال توسعه به کشورهای توسعه‌یافته منجر گردیده و سرانجام، به خلق شغل‌هایی در سراسر جهان توسط اینترنت موفق شده است. مساله خلق 500 میلیون شغل برای جوانان در دهه اول قرن 21، یک مساله جهانی است و از این رو مستلزم نگاهی جهانی است. البته ابتدا باید در سطوح ملی اقدام کرد اما در همه حال باید بدانیم که در جهان پیرامون ما چه تغییراتی در حال وقوع است.

در سطح جهانی و ملی، برخی سوالات اساسی در مورد اشتغال جوانان وجود دارد: چه عواملی در فرآیند ایجاد اشتغال در جامعه مشارکت دارند؟ قلمرو بسط یا شتاب‌بخشی به این فرآیند چیست؟ محدودیت‌های ذاتی که حداکثر سرعت و سطح موفقیت را تعیین می‌کنند، کدامند؟ اثر رشد فن‌آوری بر ایجاد یا محو فرصتهای شغلی چیست؟ اثر عوامل جمعیت‌شناختی بر اشتغال چیست؟

برنامه‌های اشتغال برای جوانان باید در یک چارچوب نظری و مفهومی که در آن، فرآیند ایجاد اشتغال به عنوان نتیجه طبیعی توسعه اجتماعی مطرح می‌شود، تعریف شوند و عواملی را که می‌توانند این فرآیند را سرعت بخشند یا کند کنند، مشخص کنند.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   درمان های هراس اجتماعی

چنین چارچوبی برای برنامه عمل، باید دیدگاه‌های سنتی در باب اشتغال را تجزیه و تحلیل کند. برای نمونه یک دیدگاه سنتی مدعی است که توسعه فناوری و فرآیند صنعتی شدن، مانع از خلق فرصتهای جدید اشتغال و نیز حذف بسیاری از مشاغل موجود می‌شود. این دیدگاه هنوز طرفداران بسیار دارد، اما با واقعیات منطبق نیست یا هنوز بسیاری بر این باورند که تجارت بین کشورهای صنعتی و در حال توسعه، موجب محدودیتهایی در اشتغال‌آفرینی در کشورهای ثروتمند می‌شود. این ادعا نیز باید مورد بررسی علمی قرار گیرد. همچنین این چارچوب مفهومی باید این دیدگاه را به چالش بکشاند که مدعی است: شغل‌هایی که توسط جامعه ایجاد می‌شوند، منابع غیر قابل انعطاف قوانین اقتصادی ثابت هستند و هرگونه تعدیلی در پیامدها را تنها با خلق عدم تعادل اقتصادی می‌توان به انجام رساند(بهروزی‌، 1392).