مقالات و پایان نامه ها

عوامل و راه حل های خستگی

عوامل و راه حل های خستگی

تحقیقاتی که طی آنها ابعاد خستگی در درجه اول توسط مقیاس استعداد دلزدگی سنجیده شد توسط ودانویچ[1] و همکاران در سال 2005 نیز تحت آنالیز تأییدی ای قرار گرفت که دو عامل اصلی را به عنوان فاکتورهای عامل خستگی به صورت زیر دسته بندی کرد:

– کمبود محرک های داخلی: احساس ناتوانی برای تولید تحریک کافی برای خود

– کمبود محرک های خارجی: احساس نیاز برای تنوع و تغییر  (وودانویچ، 2005)

 

الف- طبیعت تکراری کار: ناشی از طبع تکراری شغل است. وظایف تکرار شونده که نیاز به هیچگونه فعالیت ذهنی ای ندارد و ماشین گونه هستند منجر به خستگی از آن شغل می­شود. بهترین روش برای حل این مشکل “چرخش شغلی” و یا “تعویض شغل” می­باشد. طی تحقیقی توسط ویات[2] در سال 1929  چرخش شغلی بر روی تعدادی کارگر یک کارخانه تولید سیگار آزمایش و پیاده سازی شد و نتایج، افزایش بازدهی را پس از چرخش شغلی تایید کردند (بیسن و پیریا، 2010، ص 107-111).

ب- استراحت و توقف: استراحت و توقف اگر طولانی مدت باشد، منجر به خستگی می­شود، زیرا باعث اختلال در تداوم ذهنی کارگر شده و شخص مورد نظر علاقه به ادامه کار را از دست می­دهد. راه حل این معضل، ایجاد توقف و استراحت های کوتاه ولی در تعداد بیشتر است که باید توجه داشت که نسبت به طبع شغل باید تنظیم گردد. فعالیتهای ذهنی نسبت به فعالیت های بدنی باید تعداد استراحت کمتری داشته باشند (کِر[3]، 1945).

ج- محیط شغلی: محیط کار ناخوشایند ملالت از کار ایجاد می­کند. یکی از راه حل های این معضل برای کار های تکراری بدنی، پخش موسیقی است که وضعیت ذهنی کارگران را بهبود بخشیده و میزیان بازدهی را بالا می­برد. تحقیقی توسط کر در سال 1945 نشان داده است که نه تنها موسقی تولید را بهبود  می­بخشد، بلکه اخلاق و رفتار کارگران را نیز در محیط کار بهتر می­کند (کِر، 1945).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   مرجع آگهی و نیازمندیها : سایت دو فانوس

اسمیت[4] در سال 1947 از یافته های خود گزارشی منتشر کرد، مبنی بر این که در بهره­وری در شیفت های روزانه 7% و در شیفت های شبانه 17% با اضافه کردن موسیقی مناسب به محیط کاری کارگران مشاهده گردیده است (7).

د-هوش: یکی از عوامل ایجاد ملالت، عدم تناسب هوش و شغل است. به نظر می­رسد افراد با ضریب هوشی پایین تر در مشاغل سطح پایین مانند نظافتچی، رضایت بیشتر و خستگی کمتری نسبت به افراد با ضریب هوشی بالاتر در همان پست دارند (بیسن و پیریا، 2010، ص 107-111).

خستگی کاری هنگامی به وجود می­آید که مهارت های فرد بیش از دشواری وظیفه باشد. در حالی که هنگامی که دشواری کار بیش از مهارت های فرد باشد اضطراب سراغ وی می­آید. خستگی ممکن است در شرایط زیر چالشی بودن کار تجربه شود اما در حالت  چالشی بودن موقعیت، بیش از حد برانگیخته نمی­شود (تیلور[5] و همکاران، 2010).

ه- کارهای ناتمام: اگر کاری در زمان خود تمام نشود، باعث ایجاد حسی از نارضایتی در شخص می­شود که گاهی منجر به خستگی فرد نیز می­انجامد. اگر مدیر ، مشاغل را به زیر شاخه هایی تقسیم کند، هر گاه که هر کدام از زیر شاخه های کار به اتمام برسد، رضایت فرد را بر می­انگیزد (بیسن و پیریا، 2010، ص 107-111).

مایر (1970) معتقد است “اتمام هر کاری ایجاد تشویقی فطری از کار می­کند که باعث ایجاد علاقه به کار می­شود.” (مایر، 1970)

اثرات خستگی (دلزدگی):

  • کاهش راندمان کارگران
  • از بین رفتن علاقه نسبت به برخی کارهای خاص
  • کاهش حس رضایت
  • کاهش میزیان تولید
  • مشکلات سلامت مانند خواب آلودگی – عصبیت – اضطراب – تنبلی
  • طعنه آلود شدن رفتارهای کارگران
  • کاهش تمرکز (بیسن و پیریا، 2010، ص 107 -111)

 

[1]Vodanovich

[2] – Wyatt

[3] – Kerr

[4] – Smith

[5] Taylor