مقالات و پایان نامه ها

محرکه‌ها و فشار‌ها برای مدیریت زنجیره تأمین سبز

محرکه‌ها و فشار‌ها برای مدیریت زنجیره تأمین سبز

برخی فشارها به طور محسوس و نامحسوس از داخل و خارج سازمان وارد می‌شود که در صورت عدم برآورد نمودن انتظاراتشان شرایط ادامه کار سخت‌تر می‌شود. برخی از این فشارها عبارتند از: قوانین زیست محیطی و الزام تولید کنندگان به رعایت آن، تبعات حقوقی و جرائم ناشی از عدم رعایت الزامات زیست محیطی، سازمان‌های غیردولتی و تشکل‌های محلی و ملی و بین المللی، مشتریان و انتظارات متعدد ایشان، سرمایه گذاران و شرکا و اعضای هیات مدیره و ذینفعان. (زمانی زاده و همکاران، 1392)

در میان عوامل مؤثر در اتخاذ مدیریت زنجیره تأمین سبز، فشارهای خارجی قدرت تأثیرگذاری بیشتری نسبت به مزایای دورن سازمانی دارند. بهبود کیفیت کالا و خدمات، صرفه جویی در هزینه و افزایش کارایی در صنایع تولیدی به عنوان محرک‌های قدرتمند شناخته شده اند. این پاسخگویی به نیاز مشتریان می‌تواند به عنوان نوعی نوآوری در صنعت تلقی شود که ضمن افزایش کارایی در فعالیت های سازمان در میان مدت و بلند مدت، صرفه جویی مالی به همراه خواهد داشت. اعمال فشارهای قانونی، افزایش آگاهی مردم نسبت به معضلات زیست محیطی و نقش مسئولیت‌های اجتماعی شرکت‌ها در آینده سازمان را به سمت راهبردهای زیست محیطی سوق می‌دهد که تأمین کنندگان می‌توانند در هزینه‌های اجرایی و خطرات احتمالی مشارکت داشته باشند. (حیدرنیای و رمضانیان، 1390).

محرک اصلی جهت پذیرش زنجیره تأمین سبز، قوانین و مقررات هستند که رعایت مسائل زیست محیطی را به سازمان‌ها دیکته می‌کنند. دولت می‌تواند با وضع قوانین ویژه و سوق دادن تقاضاها به سمت تولید پاک و تشویق تولیدکنندگان به تولید سبز و ارائه الگوی مصرف بهتر برای مصرف کنندگان نقش خود را ایفا می‌کند. دو دسته محرک بیرونی (در نظر گرفتن اهداف زیست محیطی در سازمان، ایجاد مزیت رقابتی پایدار در سازمان، برآورده کردن تقاضای مصرف کننده و …) و درونی بیان می‌گردد. محرک‌های استفاده از زنجیره تأمین سبز می‌تواند افزایش ظرفیت استفاده از حمل و نقل، بازیافت و بسته بندی قابل استفاده مجدد، کاهش استفاده از منابع(آب و انرژی)، انطباق با استانداردهای زیست محیطی ایزو باشد.

(خداوردی و همکاران، 1390).

 

شرکت‌ها باید ارتباط‌های جدید را با تأمین کنندگان توسعه دهند تا آن‌ها را به طور مؤثر تحت تأثیر قرار دهند. تهیه کنندگان می‌توانند اولین مزیت محرکی که در بسیاری موارد با تغییر به تولید پایدار و مؤثر به مشتریان خود می‌باشند را به دست آورند. بهره‌وری سبز یک استراتژی برای بهبود بهره‌وری عملکرد زیست محیطی با هدف توسعه پایدار اقتصادی و اجتماعی و به کارگیری ابزار مناسب مدیریت زیست محیطی، روش‌ها، تکنیک‌ها و فناوری‌های جدید برای کاهش آسیب‌های زیست محیطی است. سیاستگذاران و تصمیم گیران دولتی و خصوصی ملزم به افزایش بهره وری سبز که شامل تقویت زنجیره تأمین سبز، تغییر و بهبود فرایند تولید، بهبود کیفیت و ویژگی‌های زیست محیطی محصول، تغییر و بهبود الگوی مصرف می‌باشد. (آقارحیمی و همکاران، 1393). تعهد رسمی مدیریت ارشد سازمان (مدیر امور زیست محیطی) واعمال ملاحظات لازم برای بهبود عملکرد اعضای زنجیره و میزان منابع سازمانی (مالی و انسانی) و روابط بلند مدت و سطح یا میزان روابط تجاری با اعضای زنجیره، عوامل مؤثر در اجرای زنجیره تأمین سبز می‌باشد. قبل از اینکه بخواهیم محصولی را تولید کنیم که اثرات مخربی بر محیط زیست نداشته باشد، باید مواد اولیه و قطعات مورد نیاز برای تولید را از تأمین کننده‌ای تهیه نموده که در فرایند تولید یا تهیه آن مواد تا حدامکان، آسیبی به محیط زیست وارد نگردد (حیدرنیای و رمضانیان، 1390).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   اجزا و عناصر بهزیستی روان‌شناختی

در این صورت است که سازمان توانسته است خرید سبز انجام دهد. بعد از این که تولید کننده خرید سبز خود را انجام داد، با انجام عملیات سبز، اقدام به تولید محصولات سبز می‌کند. این گونه سیستم تولیدی، به تولید کارآمد و استفاده حداقل از مواد و انرژی نیازمند است. دو ویژگی غالب در سیستم تولید سبز عبارتند از: به حداقل رساندن آلایندها و ضایعات در تولید محصولات، استفاده مجدد. سازمان‌ها با بررسی طراحی و دانش سبز و با استفاده از اطلاعات دایره بازاریابی، محصولات موجود و آتی را طراحی می‌کنند. بازاریابی سبز نیز با بررسی بازارها و جا انداختن محصولات سبز در بین مشتریان به فعالیت می‌پردازد. این فعالیت باعث می‌شود تا سایر مشتریان هم با آگاهی از اهمیت محیط زیست در عصر جدید به این سمت روی آورند. شاید مشتریان سبز، بهترین زنگ‌های هشدار برای آگاهی دولت‌ها، سازمان‌ها و سایر شهروندان از اهمیت محصولات سبز می‌باشند. عواملی همچون برندهای سبز، فعالیت‌های بازاریابی، دانش زیست محیطی و اثربخشی ادارک شده مصرف کننده بر قصد خرید سبز تأثیر می‌گذارد. در طول دهه اخیر توجه به مسائل زیست محیطی و اجتماعی در تصمیمات خرید مصرف کنندگان اهمیت ویژه ای پیدا کرده است. امروزه حفاظت از محیط زیست وظیفه حیاتی مدیریت است که به عنوان ابزاری در ایجاد تصویر ذهنی مثبت از شرکت و عنصری مهم برای موفقیت یک سازمان تجاری درک شده است. مسئولیت پذیری در برابر مسائل زیست محیطی نه تنها به سازمان‌ها کمک می‌کند تا در عرصه رقابت باقی مانده و سهم بازار خود را افزایش دهند بلکه شواهدی وجود دارد که افزایش وفاداری مصرف کننده را نشان می‌دهد. عواملی هم‌چون کمبود منابع سازمانی، فرهنگ سازمانی پشتیبان، میزان سهولت یا دشواری ارتباط با اعضای زنجیره عوامل بازدارنده اصلی در اتخاذ راهبردهای زیست محیطی می‌باشد و بهبود عملکرد را نخواهد داشت.

(نخعی و خیری، 1391)

مطالعات مختلفی عوامل تقویت کننده سازمان را در گسترش حوزه‌ها و روش‌های مدیریت محیط زیست در طول زنجیره تأمین بررسی کرده اند و بر این اساس چهار گروه مهم ذینفعان محیط زیست شناسایی شده‌اند:

1- ذینفعان قانون‌گذار یا قوانین را وضع می‌کنند یا توانایی متقاعد کردن دولت برای وضع استانداردها را دارند. برای به دست آوردن منافع بلند مدت، دولت‌ها باید آیین نامه‌های محیطی روزافزوانی را به اجبار درآورند، لذا حمایت دولت عملکرد محیطی و اقتصادی شرکت را بهبود می‌بخشد.

2- ذینفعان سازمانی که مستقیما با سازمان در ارتباطند و تأثیر مالی مستقیم بر شرکت دارند. انگیزه و توانایی شرکت و سیاست و آیین نامه‌های محیطی عواملی برای بکارگیری زنجیره تأمین سبز می‌باشد.

3- انجمن‌ها و سازمان‌های محیط زیست و ارکان‌هایی که می‌توانند افکار عمومی را در جهت و یا بر ضد سیاست‌های محیطی تحریک کنند.

4- رسانه‌ها که توانایی تأثیرگذاری بر ادراک جامعه را دارا هستند. (معتمدی و همکاران، 1390).