مقالات و پایان نامه ها

معناى سیاست

معناى سیاست

واژه سیاست از حیث لغت و کاربردهاى مختلف، معانى گوناگونى دارد، از جمله: حکم راندن، اداره کردن امور مملکت، عدالت و داورى. (4) لغت دانان عرب در تبیین معناى کلمه سیاست مى نویسند:

ساس الناس سیاسه تولى ریاستهم و قیادتهم (5)؛ به سیاست قوم خود پرداخت؛ یعنى رهبرى و مدیریت آنان را پذیرفت. زعامت و ریاست جمعى را به عهده گرفتن، از مفاد اساسى کلمه سیاست است.

همچنین در معناى سیاست آمده است: القیام على الشى بما یصلحه؛ (6) اقدام به کارى بر اساس مصحلت. سیاست فاضله سیاستى است که موجب تکمیل اخلاق و سعادت انسان ها مى‌شود. (7)

با توجه به معانى لغوى واژه سیاست، مى توان معانى ریاست، رهبرى، هدایت و مدیریت رادر تعریف سیاست اخذ کرد. در روایتى از امام هشتم علیه السلام آمده است:

امامت، سیاست است. در زیارت جامعه کبیره، در اوصاف ائمه معصومین آمده است:

السلام علیکم یا اهل بیت النبوه و موضع الرساله… و قاده لامم و اولیاء النعم و عناصر الابرار و دائم الاخیار و ساسه العباد و ارکان البلاد؛ (8)

سلام برشما، اهل‌بیت نبوت و جایگاه رسالت و پیشوایان امت ها و اولیاى نعمت‌ها و پایه‌هاى نیکوکاران وتکیه‌گاه خوبان وسیاست‌کنندگان بندگان‌خدا و ارکان محکم شهرها…

این عبارات، به ویژه قاده الامم و ساسه العباد صریحا زمامدارى و سیاست مدارى را از صفات و شؤ ون ائمه معصومین علیهم السلام مى شمارد.

امام حسن علیه السلام مى‌فرماید: ندبنا الله السیاسه الامه؛ (9)

امام صادق علیه السلام فرمود:

ان الله عزوجل ادب نبیه فاحسن ادبه فلما اکمل له الادب قال انک لعلى خلق عظیم ثم فوض الیه امر الدین و الامه لیسوس عباده؛ (10)

خداوند پیامبرش را تربیت کرد و خوب تربیت کرد، وقتى که تربیت او را تکمیل نمود، فرمود: تو داراى اخلاق نیک و عظیمى هستى، سپس امر دین و امت را به پیامبر واگذار کرد، تا سیاست امور بندگان را به عهده بگیرد. (11)

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   فرق رهبر و مدیر چیه 

به همین جهت است که امام خمینى قدس سره مى‌فرماید:

سیاست در راءس تعلیمات انبیاء الهى بوده است. (12)

در رساله حقوق امام سجاد علیه السلام مى خوانیم:

ثم حق سائسک بالملک و کل سائس امام… و اما حق سائسک بالملک فان تطیعه و لا تعصیه.

سائس، یعنى سیاست مدار که در این حدیث با امامت مساوى گرفته شده و اطاعت از وى واجب و فرض است.

کلمه سیاست در سخنان امام على علیه السلام نیز به چشم مى خورد:

بئس السیاسه الجور؛ بدترین سیاست ظلم است.

جمال السیاسه العدل فى الامره و العفو مع القدره؛

زیبایى سیاست، عدالت در حکومت و عفو هنگام قدرت است.

حسن السیاسه قواه الرعیه؛ نیکى سیاست، تقویت رعیت است.

حسن السیاسه یستدیم الریاسه؛

سیاست نیکو ریاست و حکومت را دوام مى بخشد.

من حسنت سیاسه وجبت طاعته؛

کسى که سیاستش نیکو است، اطاعتش واجب است.

من حسنت سیاسه دامت ریاسته؛

کسى که سیاستش نیکو است، ریاستش پابرجا است.

ملاک السیاسه العدل؛ ملاک و معیار سیاست عدل است.

الریاسه کالعدل فى السیاسه؛

ریاست مثل عدالت است در سیاست. (13)

با توجه به معانى واژه سیاست، هدف آن در جامعه مدیریت صحیح جامعه و زعامت بر مردم مى باشد. مساءله سیاست آن قدر مهم است که افلاطون مى گوید:

سیاست و اخلاق براى تأمین سعادت بشرى ضرورى اند. (14)

از این رو ارسطو مى گوید: انسان طبیعتا یک حیوان سیاسى است. (15)

او همچنین مى گوید:

غایت همه دانش ها و هنرها نیکى است و غایت دانش سیاسى که از همه دانش ها ارجمندتر است، بالاترین نیکى هاست. در سیاست، نیکى جز دادگرى نیست که صلاح عامه بدان وابسته است. (16)

شهید بهشتى فرمود: سیاست از دیانت، حتى از عبادت جدا نیست. (17)

مدرس، قهرمان عرصه دین و سیاست گفت: دیانت ما عین سیاست و سیاست ما عین دیانت ما و منشاء سیاست ما دیانت ماست.