مقالات و پایان نامه ها

معیارهایی که در تصمیم گیری برای ازدواج به شما کمک می‌کند

تعریف رضایت[1] :

رضایت حالت هیجانی است که بارسیدن به یک هدف پدید می‌آید(ذوالفقار‌،1380، ص 63).

پار سونز، رضایت را به عنوان حالت درونی در مقابل خوشایندی که حالت ظاهری دارد مطرح می‌کند ( رضازاده ، 1381 ) .

شعاری‌نژاد 1343 می‌گوید : رضامندی به آن حالت موجود زنده گفته می‌شود که تمایلات محرک وی به هدف خود رسیده‌اند. احساسی که شخص هنگام رسیدن به آرزوهایش پیدا می‌کند (رضازاده ، 1381) .

دایره‌المعارف فلسفه و روان‌شناسی رضایت را اینگونه تعریف می‌کند: رضایت خوشایندی بر‌آمده از آگاهی به یک وضعیت راحت است که معمولا با ارضای بعضی تمایلات خاص پیوند خورده‌است . از آنجائیکه  رضایت همراه خوشایندی است ، لذا خوشایندی ممکن است به رضایت تبدیل شود . افراد رضایت را در فکر کردن به وضعیتی که در وهله اول از خوشایندی برای آنها حاصل می‌شود به دست می‌آورند (رضازاده ، 1381) .

تعریف رضایتمندی زناشویی

وینچ[2] ودیگران 1974معتقدند که رضایت زناشوئی ،انطباق بین وضعیتی که وجود دارد و وضعیتی که مورد انتظار است می‌باشد (ذوالفقار ، 1380 ، ص64).

یکی از عوامل مهم در هر رابطه زناشویی رضایت خاطری است  که زن و شوهر از آن احساس می‌کنند. میزان رضایت خاطر شما از رابطه زناشویی روی ارسال و دریافت پیام تاثیر می‌گذارد . شوهری که از ازدواج خود ناراضی است به حوادث منفی زندگی توجه می‌کند و از پیام همسرش برداشت منفی می‌نماید . در حالی که شوهر راضی از ازدواج برداشتهایش مثبت است (قراچه داغی ، 1379، ص83).

سه نوع اندیشه‌ای که در روابط صمیمانه از اهمیت فراوان برخوردارند انتظارات از رابطه زناشویی یا معیارها، باورهای مربوط به روابط زناشویی و تبیین رفتار همسر هستند(قراچه‌داغی ، 1379، ص85).

ازدواج

رسول اکرم (ص) فرمودند: بعد از اسلام که بالاترین نعمتهاست ، همسر خوب و شایسته بزرگترین نعمت زندگی است.

فوائد ازدواج

انتخاب و ازدواج با همسری مناسب یکی از عوامل مهم و مؤثر جهت رسیدن به خوشبختی است(نوروزی،1372، ص 44).

از فوائد ازدواج می‌توان کسب استقلال،انس و آرامش ،حفظ عفت و مصونیت از گناه ،آرامش و تعادل اعصاب ، تولید و تکثیر نسل، تعاون در اطاعت و نیل به ثواب ، سلامت و امنیت اجتماعی را نام برد(نوروزی،1372، ص 45).

غزالی دانشمند بزرگ اسلامی ،در نکاح پنج قائده مستتر می‌باشد. اولاد،کم کردن شهوت،تدبیر منزل که مربوط به زنان است،کثرت تعداد خانواده سببی و نسبی(نوروزی،1372، ص 45).

در مورد ازدواج و گزینش همسر ثابت شده است که افرادی که ازدواج کرده و در این امر موفق بوده‌اند کمتر دچار بیماری روانی می‌گردند و شاید این به دلیل رضایت از زندگی ، احساس مسئولیت و ارضای جنسی است . عدم توجه به ازدواج بخصوص در سنین بالا ممکنست معلول نارسایی شخصیت ، ترس از تعهد مسئولیت و به هر حال یک نقطه ضعف در رشد روانی فرد محسوب گردد، از طرف دیگر اینگونه افراد بعلت اینکه از ثمرات یک زندگی رضایت بخش ، ایمن و سرگرم کننده برخوردار نیستند همیشه بلاتکلیف و سرگردان زندگی کرده و اکثرا با توسل به لذت  طلبیهای بدلی بدنبال تکیه‌گاههای غیر حقیقی می‌گردند و دچار فشار روانی می‌شوند . برای اینکه ازدواج موفقیت آمیز باشد توافق زن و مرد در درجه اول و خانواده‌های آنها در درجه دوم شرط اساسی است و برای رسیدن به این توافق از خود گذشتگی ، تحمل بردباری ،اطلاعات درمورد تکالیف ،سلامتی جسمانی و روانی یکدیگر ،میزان درآمد شوهر ،  طرح ریزی و توافق ، بررسی معیارها و برنامه‌های کلی آینده و وظایف زندگی زناشویی، احساس مسئولیت  ، انگیزه برای ازدواج و انعطاف پذیری فراوان لازم است (میلانی فر ،1374،ص 124).

آلفرد آدلر[3] بهداشت روانی یا بعبارت دیگر بهزیستی استوار و شادکامی را در سه جمله خلاصه می‌کند. 1- همسازی در زناشویی و کانون خانواده ، 2- همسازی با کار و حرفه و بالاخره 3- همسازی با دیگران (میلانی فر ،1374،ص 125).

پختگی روانی و رشد عاطفی فکری طرفین

درجه رشد عاطفی و فکری فقط بستگی به سن ندارد از آنجایی که رشد عاطفی فکری با رشد هوشی رابطه مستقیم دارد لذا اختلاف زیاد بین هوش و معلومات زن و مرد ممکنست سبب بروز اختلافات زناشویی شود. تحقیقات نشان می‌دهد که مردان بیشتر مایلند بـا زنانی که‎ کم هوش تر از خودشان و از نظر تحصیل مدرک تحصیلی کمتری دارند ازدواج کنند . رشد اجتماعی با رشد فکری عاطفی رابطه دارد چون فردی که از نظر اجتماعی رشد کرده طرز سازش و همکاری را با افراد بهتر می‌داند و به محدودیتهای خود واقف است ، انتظارات اجتماعی را درک می‌کند و از بحرانهای دائمی زندگی جلوگیری می‌کند. بعبارت دیگر پختگی روانی و رشد اجتماعی ، عاطفی باعث می‌شود که همسران معایب یکدیگر را بپذیرند ، نقایص یکدیگر را به رخ هم نکشند و در حالات مختلف  انعطاف‌پذیری داشته و واکنش مناسب نشان دهند(میلانی‌فر ، 1374 ،ص 125).

مهمترین عامل موفقیت در زندگی زناشویی، رشد عاطفی وفکری است شخصی که از لحاظ عاطفی و فکری رشد کرده ، در مورد اعضای خانواده و مشکلات زندگی  نظر واقع بینانه‌ای دارد و دارای فلسفه زندگی  معینی است که براساس آن می‌تواند از بحرانهای دائمی زندگی جلوگیری کند . رشد احتماعی نیز رابطه نزدیکی با رشد عاطفی  و فکری دارد ، زیرا کسی که از لحاظ اجتماعی رشد کرده ، روابط اجتماعی را بهتر درک می‌کند و می‌داند چگونه با دیگران سازش کند(ذوالفقار ،1380، ص 65).

طرز تفکر و عقاید و تمایلات

ثابت شده‌است که توافقهای زیاد قبل از ازدواج روابط بعد از ازدواج را نیز محکمتر کرده و معنی و مفهوم بهتر به زندگی زناشویی می‌دهد.البته زن و شوهر در همه موارد با یکدیگر توافق کامل نمی‌توانند داشته باشند ولی برای اینکه خانواده سعادتمند و مستحکم شود توافق کلی در بیشترقسمتهای زندگی لازم و ضروری است (میلانی فر ، 1374،ص 126).

داشتن توافق نسبت به موضوعات مهم زندگی یکی از مسائلی است که در موفقیت و رضامندی زندگی زناشویی نقش دارد ، علایق شامل فعالیتهای متعدد روزانه از قبیل رفتن به سینما،تاتر،کنسرت، گوش‌دادن به رادیو ، خواندن کتاب ، رفتن به میهمانی و امثال آن می‌گردد. البته نباید انتظار داشت که زن و شوهر در همه این علایق با یکدیگر توافق داشته باشند ولی برای سعادت خانواده توافق کلی در قسمت عمده‌ای از این علایق ضرورت دارد. طرز تفکر ، موضوع بسیار مهمی است زیرا براساس آن فلسفه زندگی هر فردی ریخته می‌شود(ذوالفقار، 1380، ص 70).

عقاید مذهبی

ثابت شده‌است اعتقادات و نگرشهای زن و مرد اکثرا پس از ازدواج ادامه می‌یابد و حتی اگر زن و شوهر از یک مذهب ولی دارای اعتقادات و دید فلسفی متفاوت نسبت به اصول و موازین مذهبی خود باشند ، مثلا یکی از آنها متعصب و به اصطلاح معتقد به اصول و فروع دین بوده و دیگری بی‌اعتقاد به موازین فوق باشد بازهم منجر به اختلافات عدیده شده و مسائل زندگی را نیز تحت‌الشعاع قرار می‌دهد(میلانی‌فر ، 1374، ص 127).

اختلافات طبقاتی

یکی از عوامل بسیار مهم در امر ازدواج ،اختلافات طبقاتی وخانوادگی است . در یک ازدواج مطلوب همیشه باید تشابه طبقاتی تا آنجا که امکان دارد و جود داشته باشد . تجربه ثابت کرده‌است زنان به امتیازات شوهر دیگران نظیر ثروت ،مقام اجتماعی ، تحصیلات عالی رشک می‌برند.بنابراین اگر زنی با افرادی درمعاشرت باشدکه ازنظروضع زندگی هماهنگی ندارند ممکن است در سعادت زندگی اختلال وارد کند . البته ممکنست زن و شوهری با اختلافات طبقاتی زیاد زندگی زناشویی راحتی داشته باشند ولی از آنجائیکه تدریجا  زن و شوهر از تفاوتهای بین خود آگاه می‌شوند ممکنست این تفاوتها باعث اختلاف شود(میلانی فر ، 1374 ، ص 127).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   مرجع آگهی و نیازمندیها : سایت دو فانوس

میزان تحصیلات

کارلسون 1963 می‌گوید «میان تعادل سطح تحصیلات زن و شوهر و خرسندی زناشویی وجه مشترکی موجود نیست ». در صورتیکه هامیلتون[4] 1929 برخلاف عقیده وی معتقد است، میان سعادت خانوادگی و همگونی تحصیلات همبستگی مثبتی وجود دارد و وجود یک موقعیت تحصیلی همسان یا دست کم همسنگ، خواهد توانست به ایجاد توافق میان زن و شوهر کمک کند. چه همگونی تحصیل خود مظهر تناسب جهان‌بینی است و همچنین در بسیاری از موارد تناسب اجتماعی و سنی نیز از آن بر‌می‌آید(ذوالفقار ، 1380 ، ص 65).

توافق و طرز فکر درباره امور جنسی

تحقیقات نشان می‌دهد که مسائل جنسی از لحاظ اهمیت در ردیف مسائل درجه اول یک زندگی زناشویی قرار دارند و سازگاری در روابط جنسی از مهمترین علل خوشبختی زندگی زناشویی است . بطوری که اگر این روابط ارضاء کننده و کامل نباشد منجر به ناراحتی شدید و اختلافات می‌شود . داشتن اطلاعات کافی در مورد امور جنسی بدون دغدغه و ترس ، از موضوعات اساسی ارضای تمایلات جنسی است و ازدواجهای صحیح و مطمئن باعث سازگاری جنسی بیشتری می‌شوند . نزدیکی یک تماس بدنی تنها و فقط بمنظور تولید مثل نیست بلکه وسیله تظاهرات صمیمانه عشقی و آرامش وارتباطی است که با احساس امنیت همراه با حس وابستگی به یکدیگر و ارضاء خاطر و غلبه بر تنهایی و جدایی است (میلانی فر ، 1374، ص 127).

روابط جنسی یکی از متغیرهای مهم در روابط زناشویی است . زیرا اگر این روابط قانع‌کننده نباشد منجر به احساس محرومیت ، ناکامی و عدم احساس ایمنی می‌گردد(ذوالفقار،1380، ص 67).

دراین زمینه تحقیقات زیادی صورت گرفته است . از جمله می‌توان به تحقیق اسمیت 1993 اشاره کرد که به بررسی نگرشهای جنسی ، جاذبه بین فردی و توافق زناشویی پرداخت و نشان داد که بین جاذبه جنسی و جسمی و رضایتمندی زناشویی رابطه معناداری وجود دارد(میلانی فر ، 1374، ص 127).     درزندگی زناشویی اگریکی ازطرفیـن احتیاج شدیدی به رابطـه جنسی داشــته باشد ولــی طرف مقابل میل کمتری راحس کند،اشکالاتی ایجادمی‏شود.ولی اگراین اختلاف‎کم باشد باکمی صبر وحوصله ورعایت حال دیگری می‎توان رابطه جنسی لذت بخشی برقرار کرد(میلانی فر ، 1374، ص 128).

تولد فرزند

تغییراتی که به وسیله انتقال به دوره پدر و مادری در زندگی زناشویی به خصوص در زندگی زنان پدید می‌آید در خشنودی و لذت از زندگی زناشویی مؤثرند ، فلدمن[5] 1971 در یک بررسی که روی زوجین بدون فرزند و زوجینی که دارای فرزند بودند انجام داد،آشکار کرد که رضایت زناشویی در همسرانی که به دوره پدر و مادری انتقال یافته‌اند،نسبت به دوره زندگی زناشویی قبلی کاهش یافته است . و همسران صاحب فرزند کودکان خود را عواملی تهدید کننده در ارتباط زناشویی می‌پنداشتند و از تغییراتی که در روابط شوهرانشان با آنها پدید آمده بود سخن می‌گفتند (ذوالفقار،1380، ص 66).

تعداد فرزندان

ویرجینیا ستیر[6] 1370 معتقد است ، علاوه بر تولد فرزندان تعداد فرزندان نیز می‌توانددر روابط والدین با یکدیگر تاثیر بگذارد. هر چه تعداد فرزندان بیشتر باشد فشار بیشتری بر روابط زناشویی وارد می‌شود. هر بار که عضوی به خانواده اضافه می‌شود،وقت محدود شده و منابع دیگر خانواده باید به اجزای کوچکتر تقسیم شود،خانه بزرگتر و پول بیشتری باید فراهم کرد. نتیجه این می‌شود که فشارها آنچنان شدید می‌گردد که منجر به ضعیف شدن روابط زناشویی می‌گردد(بیرشک   1376) .

دخالت اطرافیان و بستگان

یکی از مهمترین عواملی که در بروز مشکلات زناشویی و طلاق اثر قاطعــی دارد مشــکلات مربوط به خویشاوندان زن وشوهر یا خانواده اصــلی آنـهاست. مشکل در اعمال نفـوذ یا دخالت خانواده اصلی در رابطه زناشویی ، فرزندان خود ، در تصاحب و تربیت فرزندان و نوادگان خویش است . دخالت یا اعمال نفوذ خانواده اصلی که غالبا به صورت پنهان و در پوششهای زیبا عرضه می‌شود،می‌تواند از زیر بناهای جدی تعارضات زناشویی از شروع تا پایان هر ازدواجی ‌باشد(ذوالفقار،1380، ص 67).

به نظر مینوچین1370 وظیفه‌ای که زن و شوهر با آن روبرو هستند،جداشدن از خانواده اصلی خود و تبادل نظر و توافق بر سر برقراری روابط متفاوتی با والدین ،خواهر و برادران خود ، و فامیل همسر است. هر یک از خانواده‌های اصلی باید با جدایی یا جدایی نسبی یکی از اعضای خود ، پذیرفتن یک عضو جدید، و درون سازی زیر مجموعه همسر در سیستم عملکرد خانواده، سازگاری پیدا کند . اگر ساختارهای دیرپای خانواده‌های اصلی تغییر نکند ، ممکن است فرآیند شکل‌گیری واحد جدید راتهدید کند(ثنایی،1380).

تفاوت سنی بین زن و شوهر

ساروخانی1370 به نقل از کارلسون می‌گوید: چون شیوه نگرش اشخاص در سنین مختلف فرق می‌کند و افرادی که دارای سنین متفاوتی هستند،در فرهنگ و اندیشه‌شان نیز تفاوت وجود دارد،لذا تفاوت وسیع سنی وجود تفاوتهای فرهنگی و جهان‌بینی را به همراه خواهد آورد و بر بقاء و سعادت زناشویی تاثیر خواهد گذارد.نویسنده در ادامه می‌افزاید:هر چند دانشمندان در پذیرش این که تفاوت وسیع سنی میان زن و شوهر عاملی زیانباردر سلامت خانواده می‌باشد، همداستان هستند ولی در مورد میزان تفاوت سنی هنجار جهانی در دست نیست. برنارد[7] 1943 معتقداست بیشترین خرسندی برای زنان هنگامی حاصل می‌شود که با مردی ازدواج کنند که پنج تا شش سال سالمندتر از ایشان باشد و برای مردان همین خرسندی هنگامی به وجود می‌آید که میان صفر تا ده سال بزرگتر از همسرشان باشند(ذوالفقار، 1380، ص 68).

نیازهای احساسی زن و مرد

احساسی که یک زن از خود دارد با احساسات و کیفیت روابط او ارتباط دارد (قراچه داغی،1375، ص 23).

مردها بیشتر به اعتماد واطمینان ،پذیرش ،قدردانی،تحسین ، تصدیق نیاز دارند و زنها بیشتر به توجه ،درک کردن ،احترام ،صمیمیت ،تایید واعتبار واطمینان وقوت قلب نیاز دارند.(قراچه  داغی،1375، ص 172).

چگونه می‌توان در زندگی خوشبخت بود

راز شیرینی زندگی خوشبختی است . آدمهای زیادی به دنبال خوشبختی هستند اما نمی‌دانند  که خوشبختی همراه آنان است . برای یافتن خوشبختی انسان باید احساس کند که به او احتیاج دارند و ناراحتیهای انسانها نه در اثر بروز حوادث ، بلکه به خاطر افکار نامطلوبی است که نسبت به بروز این حوادث دارند( قراچه‌داغی ،1379، ص 207).

مطالعات ترمن نشان داده‌است که خوشبختی زیاد والدین زن و شوهر، خوشبختی دوران کودکی زن و مرد ، عدم تعارض ، دلبستگی به پدر و مادر ، انضباط صحیح و منطقی و تنبیه کم در خانواده ، صراحت والدین در مسائل مربوط به امور جنسی ، نگرش پیش از ازدواج به مسائل کلی زندگی نکات مهمی در خوشبختی و بقای زناشویی فرد است . وجود فرزند و حتی تعداد آن رابطه مستقیمی با ادامه زندگی زناشویی دارد و کودکان از جمله عناصر ثبات زندگی خانواده به شمار می‌آیند( میلانی فر، 1374 ،ص 128).

[1] – satisfaction

[2] – winch

[3] – A.Adler

[4] – Hamilton

[5] – Feldman

[6] – Satir

[7] – Bernard