مقالات و پایان نامه ها

معیار ارزش افزوده اقتصادی

معیار ارزش افزوده اقتصادی(EVA)[1]

دلیل اصلی ظهور این معیار تأکید بر هزینه های سرمایه ای سنگین است که معمولاً شرکت ها متحمل می شوند و مدیران توجه خاصی به آنها ندارند، لذا برای تأکید بیشتر بر این گونه هزینه ها شکل گرفت.شایان ذکر است در اغلب مطالب مدیریت مالی، دو معیار ارزش افزوده اقتصادی و سود باقی مانده معادل هم به کار می­روند. ولی با تمام تفاسیر فوق تفاوت­هایی میان این دو معیار وجود دارد. باید اذعان کرد معیار ارزش افزوده اقتصادی که توسط استوارت مطرح شد با ایجاد تغییرات و ارتقاء مفهوم سود باقی مانده همراه بود.

 

2-6-3-1- دلایل مطرح شدن ارزش افزوده اقتصادی

سهامداران برای رسیدن و دریافت اطلاعات صحیح، مفید و قابل اعتماد با دو مشکل زیر روبرو هستند:

الـف) معیاری که بتواند عملکرد مدیر را به طور واقعی بسنجد. که در بالا نیز به این مساله اشاره شد.

ب) تفکیک مالکیت از مدیریت و کنترل سرمایه توسط مدیران، منجر به تضاد منافع می­شود. مدیرانی که شرکت را هدایت می­کنند الزاماً انگیزه­ای برای افزایش ثروت مالکان (سهامداران) ندارند.

تنها عاملی که دو مشکل فوق را حل می­کند، معیاری به نام ارزش افزوده اقتصادی ((EVA است، مدیریت شرکت­ها بر اساس ارزش افزوده اقتصادی ((EVA، ثروت سهامداران را حداکثر خواهد کرد. برای رسیدن به این هدف (حداکثر کردن ثروت سهامداران) باید بر اساس افزایشی که در ارزش افزوده اقتصادی ((EVA ایجاد شده به مدیران پاداش دهند.

ارزش افزوده اقتصادی مدیران را نه تنها نسبت به نتایج حاصله، بلکه نسبت به منابعی که برای رسیدن به آن نتایج به کار گرفته شده است، قادر به پاسخگویی می­نماید. اهداف مدیریتی مبتنی بر افزایش سود یا سهم بازار، افزایش بازده دارائی­ها یا حقوق صاحبان سهام یا سایر معیارهای تجاری، می­تواند انگیزه­هائی ایجاد نماید که با حداکثر کردن ثروت سهامداران ناسازگار باشد و مضافاً اینکه حداکثر کردن ارزش افزوده اقتصادی همواره انگیزهائی در جهت حداکثرسازی ثروت سهامداران ایجاد می­کند.

 

2-6-3-2- دلایل اهمیت ارزش افزوده اقتصادی

– ارزش افزوده اقتصادی با ارزش فعلی خالص[2] رابطه نزدیکی دارد.

– با این تئوری که ارزش شرکت تنها با انتخاب پروژه هایی با خالص ارزش فعلی مثبت افزایش می­ یابد سازگار است.

– مدیران ارشد شرکت را نسبت به معیارهایی که بیشتر تحت کنترل آنهاست (نظیرنرخ بازده و نرخ هزینه سرمایه)، نه معیارهای غیر قابل کنترل (نظیر ارزش بازار سهام) پاسخگو می­نماید.

– متأثر از کلیه تصمیمات شرکت نظیر تصمیمات سرمایه­گذاری، تقسیم سود، نرخ بازده سرمایه، تصمیمات مربوط به تأمین مالی و نرخ هزینه سرمایه است.

– به عنوان معیاری داخلی، سنجش عملکرد موفقیت شرکت در افزودن ارزش سرمایه­گذاری سهامداران را به بهترین نحو میسر می­نماید.

– ارزش افزوده اقتصادی نشان می دهد که ارزش شرکت مستقیماً به عملکرد مدیریت بستگی دارد.

– با ارزش بازار شرکت در ارتباط است چرا که ارزش سهام تابعی از ارزش­های افزوده اقتصادی آتی پیش بینی شده می­باشد.

– معیاری است که نشان می­دهد عملکرد واقعی نسبت به عملکرد پیش بینی شده­اش کاهش یا افزایش داشته است.

– ارزش افزوده اقتصادی مثبت به این معنی است که ارزش شرکت با در نظر گرفتن هزینه سرمایه به کار گرفته شده افزایش یافته است.

– ارزش افزوده اقـتصادی روش مناسـبی برای تعیـین اهـداف انـدازه عـملـکرد ، ارزیـابـی استراتژی­ها، تخصیص سرمایه­ها، طراحی سیستم­های پاداش، افزایش سرمایه و قیمت گذاری است.

– به عنوان معیار ارزیابی عملکرد اقتصادی و پیش بینی،  با معیارهای دیگری نظیر ارزش افزوده نقدی، ارزش افزوده سهامداران و بازده جریان نقدی روی سرمایه­گذاری­ها سازگار می­باشند.

– در نهایت اینکه ارزش افزوده اقتصادی به عنوان معیار اندازه گیری عملکرد، کمتر در معرض تحریف­های حسابداری قرار دارد(گروه تحلیلی بورس نگر، 1386).

 

2-6-3-3- ارزش افزوده اقتصادی از دیدگاه حسابداری

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   انواع CRM

در حسابداری برای محاسبه و تهیه صورت ارزش افزوده اقتصادی بیشتر به مقالات و کتاب تئوری حسابداری بلکویی استناد می­شود. به نظر بلکویی، صورت ارزش افزوده اقتصادی را می­توان به عنوان یک ویرایش تعدیل شده و شکل جدیدی از صورت سود و زیان دانست. همانند صورت سود وزیان صورت ارزش افزوده اقتصادی، عملیات یک شرکت را در یک دوره زمانی مفروض گزارش می­کند؛ و برای این منظور هم رویه تعهدی و هم رویه تطابق مورد استفاده قرار می­گیرد. اما بر خلاف صورت سود و زیان، صورت ارزش افزوده اقتصادی صرفا به عنوان یک بازده به سهامداران تفسیر نمی­شود بلکه به عنوان بازده به گروهی گسترده و فراگیری از فراهم کنندگان سرمایه و نیروی کار مورد تفسیر قرار می­گیرد(مشایخ، 1383).

روشهای محاسبه ارزش افزوده اقتصادی از دیدگاه حسابداری

به طور کلی 5 روش جهت محاسبه ارزش افزوده اقتصادی تحت مفاهیم مبانی حسابداری وجود دارد که در ذیل به آنها اشاره می­گردد.

  • روش تفریق[3]
  • روش جمع[4]
  • روش پایین به بالا (CR[5])
  • روش بهای تمام شده کالای فروش رفته[6]
  • روش حسابهای ملی[7] (همان منبع، 1383).

2-6-3-4- ارزش افزوده اقتصادی از دیدگاه مدیریت مالی

در حقیقت EVA بدان مفهوم که در مدیریت مالی مطرح است، زائیده تفکر وعملکرد فرانکو مولدیانی و مرتن اچ. میلر می­باشد.

مفهوم جدید  EVAمشتمل بر نحوه جدیدی از محاسبه ارزش افزوده می­باشد که متفاوت از روشهای مورد نظر در حسابداری از جمله روش تفریق یا جمع است. در این مفهوم، ارزش افزوده اقتصادی، سود خالص عملیاتی بعد از کسر مالیات و هزینه سرمایه می­باشد. سرمایه نیز شامل وجه نقد، موجودی کالا، حسابهای دریافتنی(سرمایه در گردش)، تجهیزات و اموال غیر منقول دیگر می­ باشد. هزینه سرمایه نیز همان نرخ بازده مورد انتظار سهامداران و وام دهندگان(اعتبار دهندگان) واحد تجاری می­باشد. زمانیکه درآمدهای واحد تجاری از هزینه­های عملیاتی وتامین مالی بیشتر باشد، واحد تجاری برای سهامداران خود ثروت ایجاد کرده است. لذا:

EVA هزینه سرمایه – مالیات – سود خالص عملیاتی=

اگر نرخ بازده سرمایه r از تقسیم سود خالص عملیاتی پس از کسر مالیات بر مبلغ سرمایه بدست آید، آنگاه EVA  را می­توان به شرح زیر محاسبه کرد(همان منبع، 1383).

EVA=(r-c)*capital

در ادبیات مربوط به ارزیابی عملکرد، نزدیکترین مفهومی که می­توان برای EVA یافت، مفهوم سود باقیمانده (RI) می­باشد. علت مطرح شدن این مفهوم به تاکید مدیران بر آگاهی بخشهای تحت پوشش از اهمیت هزینه سرمایه برمی­گردد. RI یکی از مهمترین معیارهای ارزیابی عملکرد بخشهای تحت پوشش می­باشد که نشان دهنده باقیمانده سود پس از کسر هزینه سرمایه می­باشد و به صورت زیر محاسبه می­شود:

دارایی­ها * (هزینه سرمایه – نرخ بازده)= RI

در تحلیل ارزش افزوده اقتصادی، سود مورد بحث با سود حسابداری که در صورت­های مالی شرکت نشان داده می­شود، کاملاً متفاوت است. در سود حسابداری، هیچگونه هزینه­ای برای تأمین مالی از طریق صاحبان سهام که یکی از معیارهای مهم تصمیم­گیری است در نظر گرفته نمی­شود. در سود حسابداری فقط معاملات و عملیاتی که در صورت­های مالی قابل اندازه گیری به ریال باشد، نشان داده می­شود. علاوه بر این در تعیین سود حسابداری، با رعایت مفهوم محافـظه کاری و دید گذشـته نگر وضعـیت مالی و وضعیت عملـکـرد گذشــته شـرکـت نشان داده می­شود؛ در حالی که در سود اقتصادی به انتظارات مربوط به آینده توجه اساسی خواهد شد. همچنین در سود حسابداری به دارایی­های نامشهود و همچنین به سرمایه­های فکری موجود در یک شرکت که در فرآیند خلق ارزش دخیل هستند، هیچ توجهی نمی­شود.

 

[1]. Economic Value Added

[2]. Net present value

[3]. Subtraction Method

[4]. Addition method

[5]. Bottom up method or Corporate Reaport method

[6]. Cost of sales method

[7]. The National Accounting Metod