مقالات و پایان نامه ها

مفهوم نوآوری سازمانی

نوآوری سازمانی

جهانی شدن رقابت را در سراسر جهان تشدید کرده است. امروزه تنها چالش کسب و کارها هزینه کیفیت نیست بلکه حفظ وفاداری مشتریان چالش اصلی آن هاست. سازمان ها برای ارضاء انتظارات نامحدود مشتریان باید در راستای خواسته های آنان جهت گیری کنند. بنابراین نوآور شدن یک سازمان به معنای رقابت در این محیط تجاری چالشی و پویا می باشد.(ونگ و چین[1]،2007، 1290)

به طور ایده آل، نوآوری در نتیجه نیاز به تغییر شکل می گیرد و به صورت زیر تعریف می شود: ” نوآوری تبدیل یک ایده به یک خروجی ، یا واقعیت بخشیدن به یک مفهوم است. نوآوری شامل آرایش تازه مستمر در محیط داخلی و خارجی یک شرکت و (یا) یک ایده می باشد تا اینکه آن ایده ملموس، قابل استفاده و مفید واقع شود. این عینیت بخشی به ایده باید مستقیماً با درآمدهای مالی آینده در ارتباط باشد”. (دهامی[2]، 2005، 12)

یکی از مشکلات در تعریف نوآوری ، تنوع برداشت های افراد از این واژه است که اغلب گیج کننده می شود. این واژه در مفهوم وسیع تر خود از کلمه لاتین innovate به معنای “ساختن چیزی جدید” مشتق می شود. دراکر (1985) نوآوری را ابزار معین کارآفرینان تعریف می کند که بوسیله آن از یک تغییر به عنوان یک فرصت برای خدمت یا کسب و کار متفاوت بهره برداری می کنند(Lin, 2006, 270). در تعریفی ساده و کلی ، نوآوری سازمانی را می توان اینگونه معرفی کرد : اتخاذ یک ایده یا رفتاری که برای سازمان جدید باشد .(دهامی، 2005، 12؛ هیج[3]، 199، 599)

نوجویی[4] اغلب به عنوان معیاری برای درجه نو بودن یک نوآوری مورد استفاده قرار می گیرد (برای مثال تعیین اینکه آیا نوآوری مذکور زیاد است یا ناچیز). (الونن و دیگران[5]، 2008، 163)

نوجویی، تمایل به پذیرش ایده های جدید به عنوان یکی از ابعاد فرهنگ شرکت یا سازمان است. نوجویی در فرهنگ یک سازمان به معنای جهت گیری عمده سازمان به سمت نوآوری است. (لی و تسی[6]، 2005، 328)

نوآوری مدت هاست که به عنوان نیروی اصلی در شکل دهی به روابط بازار[7] به رسمیت شناخته شده است. نوآوری روابط سنتی و قدیمی بازار را می شکند و ایجاد روابط جدید را ممکن می سازد. در بسیاری از صنایع ، شرکت ها عمدتاً از طریق نوآوری در محصول به دنبال مزیت رقابتی هستند. (رانداس[8]، 2005، 195)

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   تغذیه کودکان بیش فعال چیجوری باید باشه؟ "

ادبیات موجود در زمینه نوآوری سازمانی متنوع و پراکنده است. هیچ گونه اتفاق نظری بر روی تعریف واژه نوآوری سازمانی وجود ندارد. حوزه های مختلف پژوهش رویکردهای خود را برای درک پیچیدگی پدیده نوآوری سازمانی توسعه داده اند.

اولین شاخه ادبیاتی بر شناسایی ویژگی های ساختاری یک سازمان نوآور و و تأثیر آن بر محصول نوآوری های فرآیند تکنیکی تمرکز دارد.

دومین شاخه ادبیاتی – تئوری های بهبود و تغییر سازمانی- تجزیه تحلیل و درک چگونگی تغییر در سازمان ها را هدف قرار می دهند. این رشته از پژوهش شامل مدل های تغییر سازمانی که یک طبقه بندی از انواع مختلف تغییر سازمانی ، از تغییر تدریجی تا تغییر بنیادی می شود. هدف این شاخه درک مقاومت در برابر تغییر سازمانی و چگونگی فایق آمدن بر رخوت و سکون در سازمان هاست و اینکه آن ها را قادر سازند تا با محیط و تکنولوژی های در حال تغییر بهتر سازگار شوند.

سومین شاخه از ادبیات بر چگونگی ظهور و نوآوری های سازمانی ، توسعه و رشد آن در سطح خرد[9]  در بین سازمان ها اشاره دارد. این شاخه بر تئوری های یادگیری و شناخت سازمانی تأکید دارند همانطور که بر تئوری های خلاقیت سازمانی تمرکز می کنند.

همه این رویکردهای پژوهشی، نوآوری سازمانی را هم به عنوان یک ضرورت جهت سازگاری با عرضه تکنولوژی های جدید می شناسند و هم به عنوان یک پیش شرط برای تولید موفق یا نوآوری های فرایند تکنیکی. آن ها تلاش می کنند تا بدانند چگونه و تحت چه شرایطی سازمان ها تغییر
می کنند. بدین ترتیب آن ها تجربه شرکت هایی را تحلیل می کنند که توانسته اند به ساختاری دست یابند که دائماً مشکلات را حل کنند و نوآور باشند . با این همه ، این رویکردها به موقعیت های بوجود آمده در سازمانی که دچار تحول شده یا عناصر جدید ملموس مدیریتی و فعالیت کاری توجه ندارند که همین امر سنجش و مقایسه نتایج نوآوری های سازمانی را با مشکل مواجه می سازد . (آرمبروستر[10]، 2008، 645)

[1] . Wong & Chin

[2] . Dhami

[3] . Hage

[4] . innovativeness

[5] . Ellonen et al

[6] . Lee & Tsai

[7] . market

[8] . Randas

[9] . micro level

[10] . Armbruster