مقالات و پایان نامه ها

نظریه های رضایت شغلی از نظر روانشناختی

تاریخچۀ رضایت شغلی

در بحث مربوط به رضایت شغلی ، ما بر مرور ادبیات پژوهشی و عنوان چارچوب سازمانی که توسط لاک و گرانبرگ ارائه شده است تأکید می کنیم.تا زمانی محاسبه لاک می توان نتیجه گرفت که بیش از 40 مقاله در مورد جنبه های متفاوت رضایت شغلی تا سال 1980 منتشر شده است.مطالعات اولیه در باب نگرش های مربوط به کار پیش از جنگ جهانی اول شروع شد و به طور فعّال در انگلستان ، اروپا و آمریکا دنبال گردید در بین عنوان های مهم این مسأله و سئوال به چشم می خورد که چگونه با یکنواختی و کسالت آوری شغل باید مبارزه کرد.در اوایل (1920) اغلب پیشنهاد ناظر بود بر افزایش نرخ دستمزد ، دوره ای استراحت ، افزایش تنوع کار ، تعامل اجتماعی و پخش موسیقی در زمان کار بود.هر یک محتملاً نافذترین پژوهش ها در باب اثرات شرایط کاری به رضایت شغلی و بارآوری همانا مطالعات اثرنفچه بود (هایو 1933).لوت ریس و ریکسون (1933) نتیجه گیری حاصل از مطالعات بود که شرایط مادی کار (مثل نور ، دوره استراحت) بر روی رضایت شغلی کارگران مؤثر است (ماهر 1373).

مفهوم رضایت شغل :

رضایت شغلی به نظر هابال مفهوم پیچیده و چند بعدی است و با عوامل روانی-جسمانی ارتباط دارد.فرد با تأکیدی بر عوامل مختلف از قبیل میزان درآمد ، ارزش اجتماعی شرایط محیط کار و فرآورده های اشتغال در زمان های متفاوت به طرق گوناگون احساس رضایت از شغلش می نماید.کنیزبرگ و همکارانش که رضایت شغلی از دیدگاه های مختلف مورد توجه قرار داده اندبر روی رضایت شغلی اشاره می کنند. رضایت درونی که از دو منبع حاصل می شود:اول احساس لذتی است که بر اثر مشاهده پیشرفت و یا انجام مسئولیت های اجتماعی و به ظهور رساندن توانائیها و رغبت های فردی به انسان است می دهد.رضایت بیرونی که به شرایط اشتغال درمحیط کار ارتباط دارد و هر لحظه در حال تغییر و تحوّل است.رضایت درونی پایدارتر از رضایت بیرونی است اما رضایت کلی نتیجه کامل رضایت درونی و بیرونی است.رضایت شغلی در اثر عوامل متعددی حاصل می شود.رضایت شغلی نوعی احساس مثبت فرد نسبت به شغلش می باشد که زائیده عوامل ملی نظیر شرایط محیط کار و نظام سازمانی حاکم بر محیط کار و تأثیر عوامل فرهنگی است.فلذا رضایت شغلی احساس روانی است که از عوامل اجتماعی متأثر می باشد. (ماهر 1373)

نظریه های رضایت شغلی :

به اعتقاد کورمن 3 نظریه عمده رضایت شغلی به عنوان نقاط مرجع پنهان یا آشکار برای بسیاری از پژوهش های این زمینه به کار رفته اند.با اینکه نظریه ها از سمت های متفاوت و از دیدگاه های گوناگون ناشی می شود ، به اعتقاد کورمن برای تلقین آنها در یک چارچوب نسبتاً هماهنگ ، پایه و اساس وجود دارد.هر چند پیش از انجام کار می خواهیم هر کدام از آنها را جداگانه مورد بحث قرار دهیم. (ماهر 1373)

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   ویژگی‌های تلفن همراه و آسیب‌شناسی آن ها

1- نظریه کامروایی نیازی : از جهاتی منطقی ترین رضایت شغلی و آنکه احتمالاً آشکارترین مشابهت را با نظریه مشوق عملکرد دارد ، این مفهوم است که شخصی اگر آنچه را که می خواهد بدست آورد خشنودتر خواهد شد.و هنگامی که آن را به دست نیاورد ناخشنودتر خواهد گردید.دو نوع عمده این چارچوب را مورد استفاده قرار داده اند ، یکی الگوی «کاهش» و دیگری الگوی «ضربی» است.هر دو الگو فرض می کنند که رضایت شغلی تابعی مستقیم و منفی ازتفاوت میان نیازهای یک شخصی و درجه ای که محیط کامروایی آن نیازها را فراهم می کند.هر چقدر تفاوت با در نظر گرفتن همه نیازها بیشتر باشد خشنودی کمتر است.این روش کاهش ، خصوصیات معینی دارد یکی از آنها این است که در شرایط یکسان دیگر هر چه نیازهای شخصی بیشتر باشد ، رضایت شغلی او کمتر صرفنظر از اینکه در محیط چه روی بدهد ، همچنین هر چه بازده محیط بیشتر باشد رضایت شغلی بیشتر است صرفنظر از اینکه سطح نیاز فرد مورد نظر چه باشد. (ماهر 1373)

2- نظریه گروه مرجع : نظریه گروه مرجع با نظریه کامروایی نیازی مشابه است،با این تفاوت که این نظریه نقطه عطف خود خواستها ، نیازها و علایق فرد را در نظر نمی گیرد بلکه دیدگاهها و عقاید گروهی را مد نظر قرار می دهد که فرد برای هدایت و ارشاد به آن می نگرد و هم چنین گروه هایی به «گروه مرجع» فرد معروفند.این گروه ها و نگرش ها شخص را از دنیا و نیز چگونگی ارزشیابی وی از پدیده های گوناگون در محیط تعیین می کنند.بنابراین نظریه می توان پیش بینی کرد اگر شغلی علائق،خواسته ها و شرایط گروه مرجع شخصی برآورد ، شخص آن را دوست خواهد داشت و اگر چنین نکند به آن علاقه ای نخواهد داشت. (ماهر 1373)

3- نظریۀ انگیزشی،بهداشتی،هرزبرگ : سومین نظریه رضایت شغلی که طی پانزده سال گذشته حائز اهمیت بوده ، استدلال انگیزشی،بهداشتی هرزبرگ است. استدلال آن این است که یک شغل پر مایه به خشنودی می انجامد.زیرا شخص را برانگیخته می سازد تا خوب کار کند و به حصول خشنودی نائل آید.از سوی دیگر یک شغل کم مایه تنها می تواند در بهترین صورت خود ، به فقدان ناخشنودی منجر شود.در نتیجه نمی توان به عنوان یک انگیزه برای عملکرد بکار رود.همانطور که به خاطر خواهیم آورد.برای این نظریه تأیید پژوهش اندکی وجود دارد.لیکن در رابطه با ماهیت خشنودگی مشاغل پرمایه تحت شرایط خاص آن تأیید وجود دارد. (کودمن – آبراهام- ک 1933)