No category

پایان نامه با موضوع عملکرد بنگاه، سلسله مراتب، کسب و کار

های مورد نظر این است که حتی المقدور نباید هم? بخش های انتخاب شده توسط یک نفر پوشش داده شود. مطمئناً بخش های انتخاب شده برای نفوذ با هم تفاوتهای اساسی داشته اند و شناخت مشتریان در هرکدام، نیاز به تخصص های متنوعی خواهد داشت که احتمالاً هم? آنها در یک فرد وجود ندارد. شرکت IBM بعد از مدتها دریافت که نباید برای فروش کامپیوتر به هتلها همان فروشنده ای را فرستاد که به بانکها محصول می فروشد. لذا پس از یک بازنگری، با جذب کارمندان بازنشست? هتلها و بانکها و آموزش آنها، هرکدام را به سوی کسب و کارهایی که پروسه ها و سلسله مراتب آنها برایشان ملموس بود فرستاد. در این حالت، زمان و هزین? موردنیاز برای آموزش نیز به مراتب پایین تر خواهد بود(http://www.bahargate.com).
2-10- بازارگراییدربرابرگرایشبهمدیریت
داروچ(درنشریات)مدیریتدانشرابهعنوانمفهومگستردهتریازگرایشبازاردرزمینههایتوسعهیدانشدرخصوصبازارها،بهعلاوهجمعآوریاطلاعاتداخلیدرموردعملکردمالی،پرسنل،فرآیندها،توسعههایتکنولوژیکییکشرکتمعرفیمیکند. یکگرایشمدیریتدانشممکناستبیشتردرفرآیندهایداخلیدرجهتبهرهبرداریازانتشاراطلاعاتبهوقوعبپیوندد. بنابراین،آنهابازارگراییرابهعنوانزیرمجموعهیگرایشمدیریتدانشدرنظرمیگیرند.
2-11- فقدانشفافیتتئوریکدرمفهومبازار
فقدانشفافیتتئوریکوجوددارد. محققانبرسرآنکهآیابازاردرتعریفبازارگراییبایدبرمشتریانتمرکزکندیارقبامناظرهمیکنند. آیاشاملتفکرسودآوریمیشود؟آیابازاربهوسیلهیمشتریانیکهداخلشرکتهستندانعکاسدادهمیشود؟برایمثال:پرسنلممکناستمشتریانیازبخشمنابعانسانیباشند.بخشبعدیبهتحلیلاینچشماندازمیپردازد.
2-12- بازارگراییدربرابرمشتری گرایی
نروردر 1990 هردوگرایشمشتریگراییورقیبگراییراصریحاًبهعنوانبخشیازکلیتجامعبازارگراییتوصیفمیکند. درمقابلآن،کوهلی(1990)تنهابهاطلاعاتمشتریمیپردازد. تیمهایپژوهشیدرایندوتحقیقمهم،عدمتفاهمکلیمحققانبسیاریرادررابطهبابازارگراییومشتریگراییدرتحقیقاتمشابهرامنعکسکردند(Kennedy,2002). اینتناقضهامشکلاتیرادرپیکرهبندیبازارگراییبهعنوانبدنهاییکپارچهازدانشبهوجودآوردهاست.
برخینشانههاموجودندکهبازارگراییبایدبهصورتگستردهترتعریفشود.برایمثالبااستفادهازمنظرظریفمشتریمحوردربازارگرایی،گرولدر 2001 دریافتکهبازارگرایییکگرایشموثربعدازبحراننیست.مطالعاتگرول 2001 بهوسیلهیبررسیتوازنمیانابعادمختلفبازارگرایی،بهنیازکوچکسازیتأثیریکسهامدارتنها(مشتری) پرداخت.
پیچیدگیذاتیونهفتهاستراتژیکسبوکاردرواقعیت،کسباطلاعاتدرموردهمهینیروهایخارجیدربازارراضروریساختهاست.وایندرحالیاستکهگرایشرقباوگرایشبهمشتریهمیشههماهنگوسازگارنخواهدبود(Deshpande, 1993).
یکشرکتاگرتنهابراستراتژیهایمشتریگرایانهتطبیقوواکنشیمتمرکزشود،میتواندبهبیمارینزدیکبینیدچارشود.ارزشتعریفگستردهترازبازاربهوسیلهارتباطقویعملکردوگرایشرقبانمایانمیشود(Dawes,2000). دینیزتعادلمیانچشماندازهایرقیبومشتریرابهصورتتمرکزیبرمفروضاترقیبپیشنهادمیکندوعنوانمیداردرقباییکهفعالیتبازاریابیمناسبانجاممیدهندممکناستفرصتهاییرابرایمتمایزشدنپنهانکردهباشند.بهعکسیکتمرکزیکجانبهرویمشتریممکناستباعثنادیدهانگاشتنفرصتهابرایکاراییبهترفرآیندهایکسبوکارگردد(مثلکارایی تکنولوژیکی و تولید). بنابراین درک آخرین نیازهای مشتری در پاسخگویی بهفشارهای رقابتی برای کارا بودن هزینه ها مهم است. این مسأله یک نتیجه قانع کننده درمورد این که بازارگرایی باید اطلاعات رقیب و مشتری را با هم شامل شود، فراهم می آورد.یقیناً، به نظر میرسد بیشتر محققان تمایز میان گرایش مشتری و بازار را تشخیص میدهند.
2-13- بازارگراییدربرابربازاریابیخارجی
محققانبازاریابیداخلیراازچندمنظرموردبررسیقراردادهاند.برخیبازاریابیداخلیرادرجهتارتقاءوتوسعهیروابطمیانمشتریانداخلیوتأمینکنندگانمیدانند(Llewellyn,2001).برخیدیگرآنراتوسعهیکاربرداستراتژیهایبازاریابیخارجیبرایارتقاءمحرکهایداخلیمیدانند؛ازاینطریقآگاهسازیپرسنلبهروشهایمشابهبهآگاهسازیمشتریانمنجرمیشود(George and Gronroos,1991). چشماندازسومدرخصوصبازاریابیداخلی،توسعهاستنباطاتمشتریانعمومیدرهمهیسطوحدرونشرکتمیباشد(Kennedy,2002). اینچشماندازهایبازاریابیداخلیآگاهیماراازتوسعهبازارگراییافزایشمیدهد.برایمثالکندویتدر 2001 ،فهمیدکهمشتریگراییداخلیویایکفرهنگدرجاییکههمبهکارگماشته،همتأمینکنندهاستوهممشتریبرایپرسنلدیگرسازمان،برایتوسعهبازارگراییمهماست . امابهطورمعمولبازارگراییدرمیاناطلاعاتمشتریخارجی،درهمهیسطوحدرونشرکتوعواملآنبهجستجومیپردازد.بهعکسبازاریابیداخلیبامشتریهایداخلیبهعنوانراهیبرایرسیدنبهمشتریانخارجیمطلوب،سروکاردارد.
2-14- گرایشبهبازاردربرابرگرایشبهسود
برخیمحققانابعادگرایشبهسود (Nerver, 1990) وتمرکزبلندمدت،رابهعنوانابعادبازارگراییموردبحثقراردادهاند.نرورواسلاترهردویاینمعیارهارابرایارزیابیابتکارهایبازارگراییپیشنهادکردهاندوبعدهاآنهارابهخاطرقابلیتاطمینانکمرهاکردند.
بیشترمحققانگرایشبهسودرابهعنوانپیامدبازارگراییمینگرند(فارل،2000). پیشتربهخاطرآنکههردویگرایشبهسودوتمرکزبلندمدتبهعنواندلایلواقعبینانهآغازبازارگراییمطرحمیباشند.
سازمانهاممکننیستبتوانندابتکارهایبازارگراییرابهکاربگیرندمگرآنکهبهطورمشابهوقتیبهآنبهعنوانگرایشاستراتژیکنگریستهشود.یکبازارگراییموفقنیازمنددرجهایازبرنامهریزیوتعهداتبلندمدتمیباشد(شهیدی شادکام و هاشمی).
2-15- رویکردهایبازارگرایی
تاکنونرویکردهایمتعددیجهتتبیینبازارگراییمطرحشدهاست.لافرتیوهمکاران(2001)دریکمطالعهپنجرویکرداخیربازارگراییراموردبررسیقراردادهورویکردیترکیبیارائهکردهاند.آنهادراینبررسیبازارگراییبهعنوانیکپدیدهفرهنگیومدیریتیبهمنظوردستیابیبهمزیترقابتیموردبحثقرارداده اند. رویکردهایجدیدبررسیشدهعبارتانداز1) رویکردفرهنگی،2)رویکردهوشمندیبازار، 3) رویکردتصمیم گیری4)رویکردراهبردیو 5)رویکردمشتریگرایی.
2-16- مدل هایبازارگرایی
درزمینهبازارگراییهممدلهایمتعددیتوسعهیافتهاست.اینمدلهادرقالبچهاردسته درادبیاتموردبررسیقرارگرفته اند:مدل هایبررسیکنندهابعادبازارگرایی،مدلهایبررسی کنندهپیشایندهاوپسایندهایبازارگرایی،مدلهایبررسیکنندهرابطهبینبازارگراییوعملکرد بنگاه،ومدلهایبررسیکنندهبازارگراییوعملکردکسبوکاردربافتخدماتوبانکداری(آقازاده ومهرنوش،1389) .
درمجموعمیتوانکلیهمولفههایشناساییشدهدرمورد بازارگرایی (بدستآمدهازمطالعهوبررسیبالغبر 80 مدل)رادرقالبمولفههای (1) پیشایندها، (2) بازارگرایی، (3) پسایندهاشامل: متغیرهایمیانجیوعملکرد(4) متغیرهایموثربررابطهبینبازارگراییوعملکردو ( 5) متغیرهایموازیوهمسطح بازارگراییدستهبندینمود(دیواندری و همکاران، 1387).
هدفاصلیاینمطالعهشناساییارتباطبینبازارگراییونوآوریکسبوکاردر شهرستان شیرازمیباشد.
کلیهمؤلفه هایشناساییشدهدرموردبازارگراییرامی تواندرجدول (1) دستهبندینمود. (آقازاده ومهرنوش،1389)
جدول 1 کلیهمؤلفه هایشناساییشدهدرموردبازارگرایی
رفتارهوشمند
فرهنگرقابتی
قابلیتهای راهبردی
– ایجادهوشمندی
– نشرهوشمندی
– پاسخگویی
– بکارگیریاطلاعات
-توسعهمحصولات جدید
– تمرکزبرمحیط
– مشتری گرایی
-رقیبگرایی
-هماهنگیبینوظیفه ای
– فرهنگ بازاریابی
– راهبردیگرایی
– نوآوریگرایی
– قابلیتهای فرهنگی
-کارآفرینیگرایی
– یادگیریگرایی
– قابلیتهایمدیریتی
– تحقیقاتبازاریابی
– اجرایراهبرد
– دسترسیمنابع
– مدیریتارتباطات
2-17- مفهوم و جایگاه خلاقیت و نوآوری
تحقیق در مورد خلاقیت و عناصر تشکیل دهنده آن، بیش از یک قرن پیش توسط دانشمندان علوم اجتماعی شروع شد، ولی انگیزه اساسی برای پژوهش بیشتر در سال 1950 توسط گیلفورد ایجاد گردید. گیلفورد خلاقیت را با تفکر واگرا (دست یافتن به رهیافتهای جدید برای حل مسائل) در مقابل تفکر همگرا (دست یافتن به پاسخ صحیح) مترادف می دانست. (شهرآرای، مدنی پور، 1375).
لوتانز (1992): استاد رفتار سازمانی، خلاقیت را به وجود آوردن تلفیقی از اندیشه ها و رهیافتهای افراد ویا گروهها در یک روش جدید، تعریف کرده است. بارزمن خلاقیت را فرآیند شناختی از به وجود آمدن یک ایده، مفهوم، کالا یا کشفی بدیع می داند. (همان منبع)
خلاقیت همچون عدالت، دموکراسی و آزادی برای افراد دارای معانی مختلف است ولی یک عامل مشترک در تمام خلاقیتها این است که خلاقیت همیشه عبارتست از پرداختن به عوامل جدیدی که عامل خلاقیت در آنها موجود بوده و به عنوان مجموع میراث فرهنگی عمل می کنند ولی آنچه که تازه است ترکیب این عوامل در الگویی جدید است. تلاشهای خلاقیت وسیله ای برای نوآوری است. خلاقیت بیشتر یک فعالیت فکری و ذهنی است و نوآوری بیشتر جنبه عملی دارد و در حقیقت محصول نهایی عمل خلاقیت است. (فرنودیان، 1370)
نوآوری مهارتی است که با بسیاری همکاریهای دیگر همراه است. نوآوری به دگرگونیهای عمده در زمینه پیشرفتهای تکنولوژیک یا ارائه تازه ترین مفاهیم مدیریت یا شیوه های تولید، اطلاق می شود. نوآوری پدیده ای واقعاً چشمگیر و جنجالی است. نوآوری عموماً پدیده ای نادر است که فقط در عده ای خاص می توان آن را سراغ گرفت.
هالت (1998): اصطلاح نوآوری را در یک مفهوم وسیع به عنوان فرآیندی برای استفاده از دانش یا اطلاعات مربوط به منظور ایجاد یا معرفی چیزهای تازه و مفید به کاربرد، وارکینگ نیز توضیح می دهد که: نوآوری هر چیز تجدید نظر شده است که طراحی و به حقیقت درآمده باشد و موقعیت سازمان را در مقابل رقبا مستحکم کند و نیز یک برتری رقابتی بلندمدت را میسر سازد. به عبارتی نوآوری خلق چیز جدیدی است که یک هدف معین را دنبال و به اجرا رساند.
بنابراین، در یک تعریف کلی می توان نوآوری را به عنوان هر ایده ای جدید نسبت به یک سازمان و یا یک صنعت و یا یک ملت و یا در جهان تعریف کرد. (خداداد حسینی، 1378)
2-18- تفاوت خلاقیت و نوآوری
اگرچه واژه خلاقیت با نوآوری به طور مترادف استفاده می شود اما غالب محققان معتقدند که دو اصطلاح نوآوری و خلاقیت باید به طور جدا مدنظر قرار گیرند، چرا که دارای معانی و تعاریف جداگانه ای هستند. خلاقیت اشاره به آوردن چیزی جدید به مرحله وجود دارد، در حالی که نوآوری دلالت برآوردن چیزی جدید به مرحله استفاده دارد. همچنینرزنفلد و سروو، 1990 ماهیت خلاقیت یا اختراع را از نوآوری به وسیله معادله زیر تفکیک کردند:
انتفاع + اختراع + مفهوم = نوآوری
در معادله نوآوری فوق، کلمه مفهوم اشاره بر ایده ای است که باتوجه به چهارچوب مرجعی آن فرد، دپارتمان، سازمان و یا یک دانش انباشته شده جدید است. کلمه اختراع اشاره به هر ایده ای جدید است که به حقیقت رسیده باشد، کلمه انتفاع بر به دست آوردن حداکثر استفاده از یک اختراع دلالت دارد.
در مورد نوآوری و تغییر نیز، تفاوتهایی وجود دارد. برای مثال تغییر می تواند به بهبود رضایت شغلی یک فرد اطلاق شود، در حالی که نوآوری نتیجه و تاثیری بیش از یک فرد را در بر می گیرد و تاثیر آن، ورای دپارتمان ایجاد کننده آن است. در تحقیق دیگری در مورد تغییر تکنیک بیان کرد که تغییر ایجاد هرچیزی است که با گذشته تفاوت داشته باشد. اما نوآوری ایجاد ایده هایی است که برای سازمان جدید است. از این رو، تمام نوآوریها می توانند منعکس کننده یک تغییر باشند، در حالی که تمام تغییرها، نوآوری نیستند. تغییر نتیجه ای از فرآیند خلاقیت و نوآوری است. در این راستا، وبر و دستیارانش ارتباط میان خلاقیت، نوآوری و تغییر را به شکل شماره یک ترسیم کردند: نظرات بسیاری در مورد ماهیت و تفاوتهای اساسی این واژه ها ابراز شده، نویسندگانی نیز معتقدند که:
– خلاقیت به معنای توانایی ترکیب ایده ها در یک روش منحصر به فرد یا ایجاد پیوستگی بین ایده هاست. (رابینز، 1991)
– خلاقیت عبارت است از به کارگیری

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   پایان نامه با کلید واژه هایتکنولوژی، تغییر سازمانی، استراتژی

Leave a Reply