پایان نامه ها و مقالات

پایان نامه با کلمات کلیدی اوراق قرضه، نرخ بهره، سود سهام، صاحبان سهام

دانلود پایان نامه

ن سهامداران شرکتی که سهام خود را در بازار عرضه کرده است، نتواند در بلندمدت روند صعودی خود را با آهنگ بیشتری نسبت به قبل ادامه دهد در این حالت افزایش ارزش سرمایه آنها از طریق افزایش قیمت سهام بیشتر از سهم آنها از سود تقسیم شده در بازده کل سهام، جلوه نمایی خواهد کرد و طبیعی است که نظر سرمایه گذار تنها معطوف به افزایش “قیمت” سهام خواهد شد.
انتظارات سرمایه گذاران چگونه رفتار آنها را در بورس متأثر می سازد؟ تغییر قیمت ممکن است از تغییرات تقاضا نتیجه شود و تغییرات تقاضا متأثر از عوامل متعددی است که مهمترین آنها عوامل شکل دهنده “انتظارات تقاضاکنندگان” هستند. این عوامل چه پایه و اساس منطقی و عقلایی داشته باشند و چه نداشته باشند به هر حال بر کمیت و کیفیت تقاضا مؤثرند.
منظور از “عقلایی” در اینجا مفهوم اقتصادی آن است به این معنا که به عنوان نمونه در فرآیند عقلایی ارزشگذاری سهام، پیش بینی و برآورد “نرخ بهره” عاملی اساسی به شمار می آید و سود یا زیان سرمایه که متوجه سهامدار می شود از همین پیش بینی نرخ بهره حاصل می شود. تا آنجا کــه بـه بحث ما مــربــوط می شود، چنانچه تقاضاکنندگان (خریداران) در بازار سهام بر این باور باشند (انتظار داشته باشند) که انتظار و باور سایر سرمایه گذاران آن است که در آینده نزدیک نرخ های بهره و یا نرخ تورم (در کشورهایی که عامل نرخ بهره به عنوان متغیر کلان نقش حساسی ندارد) تغییر خواهند کرد. همین امر کافی است که تصمیم گیری ایشان در خصوص خرید یا فروش سهام شکل دیگر به خود بگیرد. فراتر از موضوع فوق، حتی کافی است که تقاضاکنندگان در بازار بورس باور کنند که سایرین به هر قیمتی حاضر به سرمایه گذاری در بورس به عنوان خریدار یا فروشنده سهام هستند. این باور دو بعد اساسی از رفتار عاملان بازار سهام را مشخص می کند. یکی از این ابعاد از نقش بازار سهام و عاملان این بازار قابل استنباط و مشاهده است ولی بعد دوم آنچنان روشن و شفاف نیست. به عنوان مثال برای بعد اول فرض کنید که سرمایه گذاران در بورس از اراده دولت مبنی بر افزایش حجم اعتبارات آگاه شوند و بدانند که فشارهای تورمی در راه است. در این حالت اعلام افزایش حجم اعتبارات قابل وام دهی سیستم بانکی از سوی دولت، موجب کاهش قیمت دارایی ها خواهد شد. چرا که سرمایه گذاران رابطه مستقیمی را بین نرخ بهره رسمی و نرخ بهره بازاری قائل هستند و از نظر ایشان افزایش نرخ بهره رسمی در آینده ای نزدیک قابل انتظار است. همچنین در کشورهایی که سهم بالایی از حجم تجارت بین المللی را دارند، تغییرات در تراز بازرگانی اغلب موجب تغییرات انتظاری در نرخ بهره می شود و این امر یکی از عوامل تغییرات قیمت سهام است. جنبه دیگری از رفتار سرمایه گذاران در بورس نیز قابل تصور است که منظور نظر اصلی ما در این یادداشت است و در ذیل به بررسی آن می پردازیم.

بخش دوم :
هزینه های تامین مالی
هزینه سرمایه :
هزینه سرمایه به نرخ بازده مورد انتظار کسانی اشاره می کند که در ساختار تأمین مالی شرکت ، مشارکت دارند یعنی دارندگان سهام ممتاز و عادی و نیز بستانکاران . این هزینه نشان دهنده وجوهی است که برای تهیه و خرید مجموع دارائی های شرکت بکار رفته است .
هزینه متوسط سرمایه که به عبارتی آن را هزینه تأمین مالی نیزمی نامند عبارتست از نرخ متوسط بازدهی که با کسب آن ارزش سهام در بازار حفظ می شود . هزینه سرمایه از مجموع هزینه های بدهی و هزینه حقوق صاحبان سهام با در نظر گرفتن نسبت درصد هر یک ازآنها به کل بدهی و نرخ هزینه مربوط به هر یک محاسبه می شود . به عبارت دیگر چون سرمایه گذاری طرحها از منابع مالی مختلف شامل وام ، اوراق قرضه ، سهام عادی ، سهام ممتاز …. تأمین می شود ؛‌لذا هزینه سرمایه کل شامل متوسط هزینه بدهی ، هزینه حقوق صاحبان سهام و هزینه سهام ممتاز است . تا زمانی که شرکت نسبت به انتشار سهام جدید اقدام نکند ، هزینه سرمایه ثابت خواهد ماند که در این صورت هزینه سرمایه به دلیل استفاده از منابع تأمین مالی جدید افزایش می یابد.( جای جی ،‌ 1374، ص 425)
عوامل متعددد دیگری وجود دارد که شایسته تفسیر و بررسی بیشتری است :
1- هزینه سرمایه که نرخ بازده نیز نامیده می شود، از دو قسمت تشکیل شده است . یک قسمت نرخ بازده بدون خطر است و قسمت دیگر صرف خطر . صرف خطر پوشش دهنده خطر تجاری و خطر مالی است که مربوط به سرمایه گذاریهای مختلف می باشد . از آنجا که نرخ بدون خطر برای تمام شرکتها یکسان است لذا اختلافات موجود در هزینه شرکتها از خطر پذیری آنها سرچشمه می گیرد . هزینه سرمایه در واقع خطر متوسط شرکت را بیان می کند ، یعنی اینکه خطر مرکب شرکت عبارت است از مجموع خطرهای مربوط به پروژهای مختلف عملیاتی آن را به صورت پیچید های آورده است .
2- از آنجا که هزینه سرمایه شرکت ، در آمد دارندگان اوراق بهادرا است ، لذا بیان کنده نرخ بازده داری است که ارزش بازار اوراق بهادارمنتشره را در حرکتهای کلی بازار نشان می دهد . سرمایه گذاران دامنه ای وسیع از انتخابهای مختلف را در پیش روی دارند که از اوراق بهادرا بدون خطر دولتی تا سهام عادی با کیفیتهای مختلف را در بر می گیرد . لذا ، هنگام تشکیل گنجینه یا پرتفولیوی خود انتظار دارند که صرف خطری متناسب با کیفیت یک سرمایه گذاری معین رادریافت کنند . اگر به نظر رسد که اوراق بهادار مورد نظر چنین بازده ای را با توجه به قیمت جاری اش به دست نمی آورد ، قیمت آن تا آنجا کاهش خواهد یافت که با بازده انتظارات سرمایه
گذار برابر شود .
3- هزینه سرمایه عبارت از نرخی است که شرکت را قادر می سازد که اوراق بهادرا جدیدش را به قیمتی حدود قیمت جاری آن بفروشد ، شرکت باید توان استفاده از وجوه جدید رابه طریقی داشته باشد که بازده کافی برای پوشش نرخ بدون خطر و صرف خطر مورد نیاز را به دست آورد.
1- هزینه بدهی (هزینه اوراق قرضه ):
هزینه بدهی به سادگی قابل محاسبه است بدین صورت که هزینه بدهی برابر است با نرخ بهره پرداختی بابت استقراض یعنی بهره پرداختی تقسیم بر ارزش بدهی :
بهره
Km = —————-
اصل بدهی

در اینجا تأثیر مالیات گرفته شده است.
محاسبه هزینه خاص سرمایه برای اوراق قرضه مستلزم طی مراحل زیر است:
1- تعیین خالص وجوهی که در ازای انتشار وفروش هر برگ از اوراق قرضه عاید شرکت می گردد. امکان دارد که خالص پولی که در ازای هربرگ از اوراق قرضه به دست شرکت می رسد (پس از کسر هزینه فروش ) از ارزش اسمی آن برگ کمتر باشد .
2- تعیین هزینه مؤثر هر برگ از اوراق قرضه قبل از کسر مالیات . به این منظور باید نرخ بازدهی تا سررسید آن برگ محاسبه گردد یعنی باید خالص پولی که در زمان صفر وارد شرکت می شود . جریان نقدی ورودی ؛ بهره ای که سالانه پرداخت می گردد و پولی که بابت ارزش اسمی آن برگ در تاریخ سر رسید پرداخت می گردد جریان نقدی خروجی تلقی گردد.
3-از آنجا که هزینه بهره یک نوع هزینه قابل قبول مالیاتی است باید هزینه آن برگ راپس از کسر مالیات محاسبه کرد (با توجه به صرفه جویی مالیاتی حاصل از بهره )آنچه که به دست می آید هزینه خاص بدهی است .
Kd = km ( 1- t )
Km= هزینه مؤثر بدهی از کسر مالیات برمبنای نرخ سالانه
t= نرخ مالیات شرکت
Kd= هزینه بهره پس از کسر مالیات
2-هزینه سهام ممتاز :
زمانی که شرکتی سهام ممتاز را می فروشد ، خریداران انتظار دارند که در ازاء پولی که آنها در آن شرکت سرمایه گذاری نموده اند ، سود سهام دریافت کنند. پرداخت سود سهام هزینه ای است که شرکت بابت سهام ممتاز می پردازد . برای اینکه بتوان این هزینه را بر مبنای نرخ سالانه بیان کرد . شرکت خالص پولی را که در زما ن فروش سهام پس ازکسر مالیات دریافت می کندمبنای محاسبه قرار می دهد . اما تا زمانی که شرکت سود کسب نکرده ، و قصد تقسیم سود نداشته باشد ، هیچ الزام برای پرداخت آن را ندارد . اگر سهام ممتاز قابل بازخرید نباشد ، شبیه اوراق قرضه دائمی می شود ولی سود سهام ممتاز یک هزینه قابل قبول مالیاتی نیستی .
از رابطه زیر هزینه سهام ممتاز محاسبه می گردد:

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   منابع و ماخذ مقالهبهمنی، تناسبی، شمارندههای، کاتد

D= سود پرداختی سالانه هر سهم
Pn= پول دریافتی از بابت فروش هر سهم
Kp= هزینه خاص هر برگ از سهام ممتاز
باید توجه داشت که سود سهام ممتاز بعد از کسر مالیات پرداخت می شود و از جمله هزینه های قابل قبول مالیاتی نیست . لذا ، هزینه سهام ممتاز بیشتر از هزینه بدهی است . بنابراین هزینه سهام ممتاز باید حتی الامکان مساوی بازده سهام عادی باشد تا سود سهام عادی تغییر نکند در غیر اینصورت شرکت جهت تامین سرمایه از طریق اوراق قرضه یا سهام عادی اقدام می کند .
3- هزینه سهام عادی
هزینه خاص سهام عادی عبارت است از حداقل نرخ بازده ای که شرکت باید عاید صاحبان سهام عادی بکند تابدان بازار سهام آن شرکت حفظ گردد و سهامداران عادی نیز به امید دریافت سود سهام سرمایه گذاری می کنند . بنابراین ارزش فعلی سود مورد توقع سرمایه گذاران دو سهام عادی همان بازدهی سهام عادی در واقع به صورت جریانی از سود تقسیم نشده است و در صورتی که انتظار داشته باشیم با نرخ ثابتی به طور دائم رشدکند ، ارزش سهام به این شکل محاسبه می گردد:

Do ( 1 + g )
V = ———————-
K – g
Do= سود تقسمی هر سهم در حال حاضر
G = نرخ رد مرکب سود تقسیمی
K= نرخ بازده مورد توقع سهامدداران
V= ارزش ذاتی هر برگ سهام
شرکتی که تعدادی سهام عادی منتشر می کند ، برای محاسبه هزینه خاص سرمایه یک برگ از سهام عادی می تواند از معادله بالا استفاده کند فقط باید Pn را به جای v قرار دهد یعنی :
Pn = v
در این صورت نرخ تنزیل بازار (k) با هزینه خاص آن سهم برابر می شود و آن را با علامت Ke نشان می دهند یعنی :
هزینه خاص متعلق به یک سهم عادی = ke
سپس می توان معادله را به این صورت نوشت .
Do ( 1 + g )
Pn = —————-
Ke – g

اگر معادله صحفه قبل را حل کنیم و مقدار Ke را به دست آوریم مقدار ان چنین خواهد شد .

Do (1+g)
= Pn
Ke
این معادله ای است که غالبا برای محاسبه هزینه خاص یک سهم عادی مورد استفاده قرار می گیرد . ولی اساس این معادله بر این فرض قرار دارد :
یک جریان سود تقسیمی وجود دارد که برای همیشه با نرخ مرکب (g) افزایش می یابد . بنابراین کاربرد این معادله محدود به شرکتهایی می شود که جریان سود تقسیم
ی آینده آنها بر اساس چنین فرضی قرار گرفته باشد .
4- هزینه سود انباشته :
دو مشکل بر سر راه محاسبه هزینه خاص سود اندوخته قرار دارد . این دو مشکل از این جهت به وجود می آیند که سود انباشته یکی از منابع داخلی شرکت است (و نه یک منبع خارجی ) .
اول اینکه سود انباشته مثل سهام ممتاز و اوراق قرضه ، نوعی اوراق بهادار نیست که بتوان از طریق قیمت آن در بازار هزینه خاص آن را محاسبه کرد .
دوم اینکه سود انباشته نمایانگر وجوهی نیست که سرمایه گذاران مستقیما تأمین می کنند ، لذا عده ای چنین می پندارند که هزینه خاص این قلم از دارائی برابر صفر است . برای محاسبه هزینه خاص سود انباشته ، معمولا سود انباشته را سودی می پندارند که باید به صاحبان سهام عادی پرداخت شود ، ولی شرکت به نمایندگی از جانب آنها مجددا آنها را در شرکت سرمایه گذاری می کند . لذا آنان انتظار دارند که نرخ بازدهی این وجوه دست کم برابر با نرخی است که عاید سهام عادی می گردد بنابراین هزینه خالص سرمایه متعلق به سود انباشته با هزینه خاص سهام عادی برابر است ، ولی از آنجا که چیزی به نام هزینه های توزیع و فروش وجود ندارد ، برای محاسبه از قیمت کنونی سهام عادی در بازار استفاده می گردد.
Do(1+g)
Kr = + g
po
Po= قیمت کنونی سهام عادی در بازار
Kr= هزینه خاص سرمایه متعلق به سهام عادی شرکت
محاسبه میانگین موزون هزینه سرمایه :
پس از اینکه هزینه خاص سرمایه متعلق به منابع بلند مدت تأمین مالی شرکت تعیین گردید . آنگاه می توان هزینه کل سرمایه را محاسبه کرد . هزینه کل سرمایه را به این صورت تعریف کرده اند :
نرخ بازده سرمایه گذاری شرکت باید به میزانی باشد که هزینه خاص کلیه منابع سرمایه را تامین کند . هزینه کل سرمایه که با توجه به ساختار موجود شرکت محاسبه می شود ، بیانگر این مطلب است که نرخ بازدهی شرکت باید حداقل برابر هزینه سرمایه شرکت باشد . در این صورت از میانگین هزینه سرمایه می توان به عنوان نرخ تنزیلی استفاده کرد که در ارزیابی پروژه های مختلف سرمایه گذاری به کار می رود .
میزان تقریبی هزینه کل سرمایه به روشهای زیر تعیین می گردد :
1- هزینه خاص سرمایه هر یک از منابع سرمایه را در درصد متعلق به آن ضرب کنید. از آنجا که سود انباشته در طی سالها انباشته می شود ، ساده ترین راه برای تخمین یا تعیین هزینه خاص این قلم ا ز سرمایه این است که در آن مقطع زمانی میزان ان را با هزینه خاص سرمایه متعلق به سهام عادی

Leave a Reply