مقالات و پایان نامه ها

تفکر کنایه ای چیه و چه کاربردی در ایده پردازی داره؟ 

 

وقت طلاست.

شاید هزاران بار این جمله رو شنیدین. چرا این جمله رو این قدر به کار می بریم؟ شاید چون زمانی که وقت رو مثل طلا تصور می کنیم، تصور شفاف و قدرتمندی تو ذهن مون ساخته می شه؛ وقتی که هدر برود انگار پولیه که دور ریخته شه. وقتی که درست صرف شه مثل سرمایه. ثانیها مثل برق و باد میگذره.

به قیاس و تشبیه کردن دو چیزی که ربط زیادی به هم ندارن، کنایه میگن. همونطور که در مورد «وقت طلاست» دیدیم، کنایها می تونن تصاویر ذهنی قدرتمندی به جای بذارن و اثر بزرگی در تفکرات و ارتباطات روزمره داشته باشن.

وقتی مدیری جلوی اعضای تیمش وای میسته و می گه «ما باید این کارو زودتر تموم کنیم»، تاثیرش خیلی کم تره تا مدیری که صحبتش رو این جور شروع می کنه: «همونطور که همه می دونیم، وقت طلاست.»

هر زبانی پر از استعاراته و همین مهر تاییدیست بر اثر و اهمیت کنایه. کنایها می تونن مکالمها و گفتگوا رو بهتر کنن. عباراتی که پر از استعارات باشن، روی مخاطب بیش تر از صحبت عادی اثر می ذارن. حتی میشه با تداعی کردن یک معنی آشنا به کمک کنایه، معنی پیچیده ای رو خیلی آسون توضیح داد. تفکر کنایه ای در حل مسئله هم به درد می خوره؛ واسه مسئله مورد نظرتون کنایه ای پیدا کنین، اونو کمی توضیح و گسترش بدین؛ پس از اون خواهید دید که کلی ایده ی جدید واسه حل مشکل، جلو تونه.

نکاتی واسه آشنایی با کنایها:

با آسونترین اشکال کنایه آشنا شید: «x ،yه» و یا «وقت، طلاه».

کنایه می تونه غیر مستقیم و ضمنی هم باشه، مثلا «ایده ات هنوز کامل پخته نشده». اینجا ایده رو به غذا تشبیه کردیم، بی این که از خود کلمه غذا استفاده کنیم!

به یاد داشته باشین که کنایه مساوی با تشبیه نیس. تشبیه هم قیاسیه بین دو چیز، اما فرقش اینه که کلماتی مثل «مثل» و «مثل» حتما در اون حضور دارن. مثلا «وقت مثل طلاست» یا «این ایده مثل غذای خامه»، اما در کنایه ادوات تشبیه استفاده نمی شه.

توضیح مفاهیم و معانی پیچیده با استفاده از تفکر کنایه ای

وقتی معنی پیچیده و ناآشنایی رو به چیزای آشنا و شناخته شده ربط میدید، خیلی آسون تر می شه اون معنی رو به بقیه تفهیم کرد. فرض کنیم می خواید معنی «چرخه کار و کاسبی» رو واسه کسی توضیح بدین. یک راهش اینه که ده دقیقه تموم با انبوهی از کلمات و تعریفای جور واجور حوصله ی مخاطب تون رو سر ببرین و بعد که حسابی گیج شد، چند تا نمودار و جدول به اون نشون بدین تا بلکه از اون سردرگمی بیرون بیاد و شاید یک کمی هم به موضوع علاقه مند شه.

یک راه دیگر هم اینه که از یک کنایه کمک بگیرین: «چرخه کار و کاسبی یه آونگه که همیشه داره از اوج موفقیت نوسان می کنه به قعر فشار اقتصادی و باز دوباره تاب می خوره به اوج، و هی می ره و برمی گرده.»

این کنایه لب مطلب رو واسه مخاطب میگه. مخاطب فوری با حرکت همیشگی و رفت و برگشت آونگ رابطه برقرار می کنه و جون کلام رو میگیره. تصویر شفافی که تو ذهن اون از این حرکت بوجود اومده هم به فهم بهتر معنی کمک می کنه و هم باعث می شه این معنی بیشتر در خاطرش بمونه. همین چند کلمه آسون باعث می شه همه درجا مطلب رو بگیرن و لامپ بالای سرشون یک دفعه روشن شه.

کنایه و اثر اون بر تاثیرگذاری

کنایها واسه اثر گذاشتن بر بقیه و به یاد ماندنی کردن صحبتا عالی ان. واسه همین هم در بازاریابی و ، تکنیک استفاده از کنایه طرفداران زیادی داره. اما فایده اون به همین جا ختم نمی شه. در مکالمات روزمره، سخنرانیا و ارائه ها هم می شه این تکنیک رو به کار بست و با اون بر مخاطب اثر عمیق تری گذاشت.

کنایه باعث می شه مخاطب خیلی سریع تر و با صرف انرژی کم تر معنی رو بگیره. بیایید از دنیای بازاریابی مثالی بزنیم؛ فرض کنین می خواید مدیر فروشگاهی رو مجاب کنین که جاروبرقی جدید ساخت شرکت تون رو بخره. می تونین مدتها در مورد اینکه چه جاروبرقی خوبیه و چرا مردم باید اونو بخرن سخنرانی کنین. اما ببینین وقتی با کنایه حرف بزنین چقدر حرف تون تاثیرگذارتر می شه: «این جاروبرقی اونقد قویه که می تونه نور رو ازت یه سیاهچاله بیرون بکشه!» با این حرف، تصویر روشن و روشنی تو ذهن مخاطب ایجاد می کنین و باعث میشید محصول تون تو ذهن اون موندگار شه و اینطوری، شانس تون واسه فروش محصول بالاتر میره.

نکته:

مطمئن شید که کنایه هاتون واسه مخاطب قابل فهم هستن. اگه کوچیک ترین احتمالی میدید که مخاطب به اشتباه خیال کنه کنایه ای که استفاده کردین یک اصطلاح فنی نامفهوم بوده، تغییرش بدین. راز موفقیت اینه که از کنایه ای استفاده کنین که مخاطب درجا ربطش به قضیه رو فهمیده باشه.

مواردی که واسه رساندن مفاهیم باید درنظر بگیرین:

  1. مفهومی که می خواید برسونین رو مشخص کنین.
  2. اصل مطلب چیه؟ اونو تشخیص بدین.
  3. فکر کنین ببینین چه چیزای دیگری هستن که همون ویژگیا، همون وضعیت، همون حس و… رو داشته باشن.
  4. ممکنه کنایهای زیادی واسه معنی مورد نظرتون پیدا کنین. گزینه ای رو انتخاب کنین که بیشتر از بقیه ی موارد واسه مخاطبان خاص خودتون معنی داشته باشه.
این مطلب مشابه را هم بخوانید :   تعریف بودجه

مرزها رو در هم بشکنید

وقتی به کمک کنایه ای دو معنی رو به همدیگه پیوند میزنین، دارین عناصری رو با هم ترکیب می کنین که رابطه منطقی خاصی با هم ندارن. شکستن قوانین منطق به این شکل باعث می شه بخش خلاق مغز به کار بیفته؛ یعنی همون بخشی که با تصاویر، ایدها و مفاهم تحریک می شه. پس می شه گفت که تفکر کنایه ای به حل مسئله به شکل خلاقانه کمک می کنه؛ یا به زبون استعاری، کلنگی می شه واسه شکستن دیوارهای زندان تفکر.

فرض کنین می خواهیم ببینیم چه جوری می شه هزینه های تولید محصولی رو کم کرد. می شه راه منطقی رو پیش گرفت، دنبال جدیدترین روش ها و تکنولوژیای روز گشت و یا اینکه کمبودای مراحل ی تولید رو جدا سازی بررسی کرد. شاید در آخر هم موفق شید کمی در مخارج صرفه جویی کنین، اما حتما به بهترین راه حل می رسه؟

فرآیند حل مسئله با طوفان فکری و ایده زدن با اعضای تیم شروع می شه. طوفان فکری نهر خلاقیت رو به جوش و خروش میاره و رگباری از ایده بر شما می بارد (بازم کنایه!) با این حال، بازم ممکنه تصوری که از مسئله تو ذهن افراد بوجود اومده، اونا رو محدود کنه و یا راه حلایی که از قبل تو ذهن شون ثابت شده، به ایده های جدید و ناب اجازه حضور نده.

وقتی از کنایها واسه حل مسئله استفاده می کنین، دارین بین مسئله و یک چیز بی ربط رابطه برقرار می کنین. این کار به مغز شما اجازه می ده تا از یک دید متفاوت به مسئله نگاه کنه؛ دیدی که شاید تا اون لحظه حتی از وجودش هم خبر نداشتید. اگه دنبال راهی واسه کم کردن هزینه های تولید باشیم، می تونیم از کنایه کسی که می خواد وزن خود رو کم کنه استفاده کنیم. در قدم بعدی، به جای اینکه دنبال راه حلی واسه پایین آوردن خرجا باشیم، فکر می کنیم ببینیم از چه راه هایی می شه وزن کم کرد. راه حلایی که واسه مشکل استعاری داده می شه رو میشه بعدا دوباره به مسئله اصلی در رابطه کرد. تعجب نکنین اگه با این کار ایده های نوآورانه و خلاقی به ذهن تون خطور کنه.

واسه حل مسئله به روش استعاری، مراحل زیر رو به کار ببندید. اینجا از همون مثال بالا یعنی هزینه های تولید استفاده می کنیم

۱. واسه مسئله یا مشکل مورد نظرتون کنایه ای پیدا کنین. چیزی به نام «کنایه ی درست یا غلط» وجود خارجی نداره. می تونین با بی ربط ترین چیزها کنایه بسازین. تنها نکته مهم اینه که اگه مثلا مسئله اصلی در مورد افزایش چیزیه، شمام کنایه ای به کار ببرین که به افزایش ربطی داشته باشه؛ وگرنه ممکنه تجسم کردن اون زیادی سخت شه.

  • افزایش فروش –> بزرگ کردن عضلات
  • کاهش هزینه های استخدام –> پایین آوردن قیمت نون
  • جذب کردن سرمایه گذارهای بیشتر –> برداشت بیشتر برنج

و در مثال ما واسه مسئله کاهش هزینه های تولید میشه از کنایه کاهش وزن استفاده کرد.

۲. وقتشه که واسه مسئله استعاری مون دنبال راه حل بگردیم. طوفان فکری روش خوبی واسه این کاره:

  • کالری تعدادی
  • ورزش
  • کنترل کردن مقدار غذای مصرفی
  • محدود کردن چند گروه غذایی به ویژه
  • سیر کردن خود با غذاهای کم کالری
  • نوشیدن آب زیاد
  • همراهی با گروهی از آدما که اونا هم قصد وزن کم کردن دارن

۳. در قدم بعدی، راه حلای استعاری رو تبدیل به راه حلایی واسه مسئله اصلی می کنیم:

  • کالری تعدادی –> کنترل مخارج مصرفی واسه مواد راحت
  • ورزش –> بردن بیشترین حد استفاده از مواد راحت (بازیافت مواد، بازتولید، و…)
  • کنترل کردن مقدار غذای مصرفی –> نظارت بر میزان مواد راحت
  • محدود کردن چند گروه غذایی –> بررسی دقیق تامین کنندگان و انتخاب چند تامین کننده از بین بقیه
  • سیر کردن خود با غذاهای کم کالری –> پیدا کردن جانشینای کم هزینه
  • نوشیدن آب زیاد –> حذف کردن فرایندای تکراری
  • همراهی با گروهی از آدما که اونا هم قصد وزن کم کردن دارن –> سهیم شدن ایده های خود با دیگر بخشای شرکت و حمایت دوطرفه از هم

نکته:

زیاد به این توجه نکنین که حتما راه حلای استعاری تون صد در صد با مشکل اصلی برابری داشته باشن. استعاراتی که زیادی خوب باشن و دقیقا برابری کنن ممکنه اون شعله خلاقیتی که این همه واسه روشن کردنش سعی کردین، رو خاموش کنن! هدف اصلی از این بازیای استعاری اینه که به ایدهایی برسین که در حالت دیگری به ذهن تون خطور نمی کرد. پس دیگر مو از ماست بیرون کشیدن رو کنار بذارین و اجازه بدین خلاقیت جریان پیدا کنه.

۴. روی راه حلایی که با تغییر دادن ایده های استعاری پیدا کردین، کمی کار کنین. هر تغییری لازم بود، اعمال کنین تا آخرسر ایده ی تون به یک راه حل عملی و قابل اجرا تبدیل شه.

Leave a Reply