ابعاد الگوهای ارتباطی خانواده و الگوهای ارتباطی خانواده

تحقیقات در زمینه نقش تعدیل کنندگی منبع کنترل در رابطه بین ابعاد الگوهای ارتباطی خانواده و مؤلفه های گرایش به تفکر انتقادی
تعامل گرایش های شخصیتی نظیر منبع کنترل با عوامل خانوادگی و تأثیر تعاملی آن ها بر عملکرد ـ به ویژه عملکرد شناختی ـ در برخی پژوهش ها مورد توجه قرار گرفته است. در تحقیقاتی که توسط راتر و کور در سال ۱۹۶۳ و نیز استریکلند در همان سال انجام شد، مشخص گردید افرادی که واجد منبع کنترل درونی هستند، از حمایت اجتماعی بالایی برخوردارند، به اعمال اجتماعی توجه بیشتری می کنند، شرایط زندگی بهتری دارند، مورد توجه سایرین قرار می گیرند، اطلاعات را بهتر به خاطر می سپارند و در مواقع لازم از راهبردهای رویارویی متعدد جهت رفع مشکلات استفاده می کنند. همچنین این افراد، توجه زیادی به قوت و ضعف خود دارند و نیاز بیشتری جهت استقلال در اعمال خود داشته، از دیگران کمتر تأثیر گرفته و دارای عزت نفس بالایی می باشند (راتر و کور، ۱۹۶۳؛ به نقل از بارون، ۱۹۹۱). در ارتباط با نقش تعدیل گر منبع کنترل، پارک (۲۰۰۷) معتقد است که در بسیاری از تعاریف مربوط به نگرش نسبت به خلاقیت، منبع کنترل متغیری اساسی است که با تأثیرپذیری از نوع نگرش شکل می گیرد و پیامدهای مختلفی دارد. همچنین بر اساس مدل های نظام یافته در خلاقیت، منبع کنترل تحت تأثیر افراد تأثیرگذار اجتماعی، منجر به افزایش یا کاهش خلاقیت می شود (هنسی، ۲۰۰۳). در این دیدگاه، منبع یا مکان کنترل، از جمله سازه های انگیزشی متأثر از شیوه های تربیتی و تعاملی والدین با کودکان است. علاوه براین، برخی پژوهشگران به این نکته دست یافته اند که افرادی که جهتگیری درونی دارند احساس انتخاب شخصی بیشتری نسبت به انواع انتخاب دارند (هاروی و دیگران، ۱۹۷۴). طبق بررسی لفکورت (۱۹۸۲) این ویژگی باعث می شود که این افراد در مقابل کوشش برای ترغیب و اجبار مقاومتر، درک کننده تر، کنجکاوتر و در پردازش اطلاعات کارآتر عمل کنند (شولتز، ۱۹۹۰). فردریک (۱۹۸۸) نیز طی پژوهشی مشخص ساخت که دانش آموزانی که واجد منبع کنترل درونی هستند از استقلال یافتگی برخوردارند؛ تکانش های پرخاشگرانه کمتری دارند؛ در روابط اجتماعی همکاری مناسبتری دارند، به منظور رفع مشکلات، معمولاً از حمایت اجتماعی بیشتری بهره مند هستند و مشکلات متعلق به خود را خودشان حل می کنند و دارای عزت نفس بالایی هستند (بارون،۱۹۹۱). توکر و لد (۲۰۰۰) بیان میکند که اخیراً در میان پژوهشگرانی که به بررسی ادبیات تحقیقی تجربی درباره منبع کنترل پرداخته اند، اتفاق نظری کلی درباره ویژگی های اصلی جهت گیری منبع کنترل مشاهده شده است. برخی از این ویژگی های به اختصار در ادامه مطرح شده اند. ۱- افرادی که منبع کنترل درونی دارند، در مقایسه با افراد که منبع کنترل بیرونی دارند، کمتر همنوایی می کنند و به میزان پایین تری تحت تأثیر نفوذ اجتماعی قرار می گیرند. ۲- افرادی که منبع کنترل درونی دارند، در مقایسه دارای افرادی با منبع کنترل بیرونی، در هنگام ارزیابی یک پیامد، بیشتر تکلیف مدار هستند و عمدتاً جمع آوری کننده بهتر اطلاعات هستند. ۳- افرادی که منبع کنترل درونی دارند، بیشتر رفتارهای پیشرفت مدار نشان می دهند و
۴- افرادی دارای منبع کنترل درونی در مقایسه با افرادی که منبع کنترل بیرونی دارند، سازگاری شخصی بهتری را نشان می دهند.
فرضیه های پژوهش
با توجه به مرور مبانی نظری و نتایج تحقیقات پیشین فرضیههای تحقیق حاضر به شرح زیرشکل میگیرند:
۱- ابعاد الگوهای ارتباطی خانواده (جهتگیری گفت و شنود، جهتگیری همنوایی) پیشبینی کننده مؤلفههای گرایش به تفکر انتقادی هستند.
۲- منبع کنترل در رابطه بین ابعاد الگوهای ارتباطی خانواده و مؤلفههای گرایش به تفکر انتقادی نقش تعدیل کنندگی ایفا میکند.

فصل سوم
روش اجرای تحقیق
روش تحقیق
در این فصل روش تحقیق، جامعه آماری، روش نمونهگیری و گروه نمونه پژوهش توصیف
میشود. سپس، ابزارهای اندازهگیری متغیرهای پژوهش و در پایان، شیوه اجرای ابزارها و روشهای آماری استفاده شده در تجزیه وتحلیل داده های حاصل از آنها بیان می گردد.

روش پژوهش:
در پژوهش حاضر روش پژوهش از نوع توصیفی– همبستگی است و به دنبال بررسی نقش تعدیل کنندگی منبع کنترل در رابطه بین ابعاد الگوهای ارتباطی خانواده و گرایش به تفکر انتقادی می باشد.
جامعه آماری
جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه دانش آموزان متوسطه دبیرستانهای دولتی شهر شیراز در سال تحصیلی۹۴-۹۳ تشکیل دادند.
روش نمونه گیری و نمونه آماری
با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای تصادفی چند مرحلهای، نمونهگیری از جامعه آماری صورت گرفت. بدین شکل که از بین نواحی چهارگانه آموزشی شهر شیراز، دو ناحیه به صورت تصادفی انتخاب شدند. در مرحله بعد، از این دوناحیه ۴ مدرسه پسرانه و ۴ مدرسه دخترانه و در مرحله آخر، از هر مدرسه ۲ کلاس انتخاب شدند و پرسشنامهها بین تمام دانشآموزان آنها توزیع شد. بعد از توزیع پرسشنامهها، نمونه آماری در این پژوهش را ۳۵۹ نفرتشکیل دادند. شرکت کنندگان شامل ۱۸۳ دختر و ۱۷۶ پسر بودند. در این پژوهش از ۴۰۰ پرسشنامه، ۴۱ پرسشنامه به علت نقص در پاسخدهی کنار گذاشته شد.
متغیرها و ابزار پژوهش
به منظور جمع آوری اطلاعات در این پژوهش از مقیاس گرایش به تفکر انتقادی ریکتس (۲۰۰۳) و ابزار تجدیدنظر شده الگوهای ارتباطی خانواده مکلئود و چفی (۱۹۷۲، به نقل از کوئرنر و فیتزپاتریک، ۲۰۰۲) و مقیاس منبع کنترل راتر(۱۹۷۲) به منظور بررسی منبع کنترل درونی و بیرونی استفاده گردید. در ادامه هر یک ازآنها، به ترتیب معرفی میشوند.
مقیاس گرایش به تفکر انتقادی
پرسشنامه گرایش به تفکر انتقادی ریکتس (۲۰۰۳) یک ابزار خودگزارشی است که میزان تمایل به تفکر انتقادی را میسنجد. پس از اینکه مور، رود و پنفیلد (۲۰۰۲) به نتایج مهم و متفاوتی درباره پرسشنامه گرایش به تفکر نقادانه کالیفرنیا دست یافتند، ریکتس این مقیاس را به صورت کوتاه تر، پایاتر و تأثیرگذارتر طراحی کرد. ریکتس با توجه به مشکلی که در مقیاس گرایش به تفکر انتقادی کالیفرنیا وجود داشت (طولانی بودن پرسشنامه)، پرسشنامه ۳۳ سؤالی را بر اساس مقیاس مذکور در این زمینه طراحی نمود. با عنایت به گزارش دلفی در زمینه پرسشنامه گرایش به تفکر انتقادی کالیفرنیا و با توجه به مؤلفههای
هفت گانه پرسشنامه مذکور، با نظر چند تن از متخصصین در دانشگاه فلوریدا، سه زیر مقیاس این پرسشنامه «ابتکار»، «بلوغ شناختی»، «اشتغال ذهنی» نامگذاری شدند. گویههای (عبارات) این پرسشنامه با طیف لیکرت دارای پاسخ پنج گزینهای (از شدیداً مخالفم =۱، تا شدیداًموافقم =۵) میباشند. برای بدست آوردن نمره هر مقیاس نمره عبارات مربوطه با هم جمع و بر تعداد آن تقسیم میشود و سؤالات ۲،۱۲، ۱۵، ۱۹، ۲۳، ۳۰، ۳۲، ۳۳ بصورت معکوس نمرهگذاری میشوند. زیرمقیاس ابتکار (خلاقیت) در این مقیاس شامل ۱۱ گویه ۱، ۵، ۷، ۱۱، ۱۴، ۱۷، ۲۴، ۲۵، ۲۶، ۲۸، ۲۹؛ زیرمقیاس بلوغ شناختی (بالیدگی) در برگیرنده ۹ گویه (۲، ۱۲، ۱۵، ۱۹، ۲۳، ۳۰، ۳۱، ۳۲، ۳۳)، و همچنین زیرمقیاس درگیری ذهنی (تعهد) شامل ۱۳ گویه (۳، ۴، ۶، ۸ ، ۹، ۱۰، ۱۳، ۱۶، ۱۸، ۲۰، ۲۱ ، ۲۲ و ۲۷) میباشند.
«ابتکار» زمینهی فرد را برای جستجوی حقیقت نشان میدهد. یعنی، فرد چقدر کنجکاو است که حقیقت را بداند. «بلوغ فکری» فرد نشان میدهد که او از پیچیدگی مسائل واقعی آگاه است و میداند که ممکن است برای یک مسئله بیش از یک راه حل وجود داشته باشد. فرد دارای بلوغ فکری نسبت به دیدگاههای دیگران ذهن گشودهای دارد و نسبت به زمینهی خود و دیگران آگاهی دارد. «درگیریذهنی» نشان میدهد فرد چه میزان در جستجوی فرصتهایی است که بتواند به استدلال بپردازد و هم چنین اطمینان فرد به خود در توانایی استدلال را نشان میدهد (ریکتس، ۲۰۰۳). پرسشنامه مذکور برای سنین ۱۶-۲۱ سال مناسب بوده و مدت پاسخگویی به آن ۱۰ دقیقه میباشد.