ارتباطات میان فردی و مکتب روابط انسانی

صاحبنظران مکتب روابط انسانی، سازمان ها را به عنوان محیطی که از لحاظ داخلی پویا هستند مورد توجه قرار داده و بیشتر به سازمان های غیررسمی و سیستم های ارتباطی غیررسمی تأکید کرده اند. موزلیس در مورد نادیده گرفتن ارتباطات گروه های غیررسمی چنین می گوید : «سرانجام غفلت مدیریت در بحساب آوردن سازمان غیررسمی و ارزش های گروهی به از هم گسیختگی ارتباطات بین رده های بالا و پایین سلسله مراتب سازمانی می انجامد. تا زمانی که دستورات مدیریت بر مبنای فرضیه انسان اقتصادی استوار باشد، ارتباط عمودی از بالا به پایین آسیب می بیند و وقتی هیچگونه اطلاعاتی از سازمان غیررسمی دریافت نگردد، ارتباطات عمودی صدمه خواهد دید. در نتیجه به منظور برقرار ارتباط صحیح و مناسب، مدیریت نباید سعی در نابودی سازمان غیر رسمی مؤسسه نماید، بلکه متقابلا بایستی این سازمان را به رسمیت شناخته و اطمینان حاصل کند که هنجارهای غیر رسمی هماهنگ در جهت هدف های سازمانی قرار گیرند. وقتی چنین شد سازمان غیررسمی به جای آنکه مانعی در راه حصول به هدف باشد به مثابه نیروی فعالی در جهت رسیدن به آن عمل می کند.
۲-۱-۷-۳) دیدگاه سیستمی در مورد ارتباطات
صاحبنظران دیدگاه سیستمی به مجموعه ای از عناصر وابسته به یکدیگر به عنوان یک کل توجه دارند و معتقدند که یک سیستم سازمانی چهار نوع ورودی از محیط دریافت می کند که شامل مواد، انسان ، منابع مالی و اطلاعات می باشد و این سازمان است که ورودی های خود را ترکیب و تغییر شکل داده و دوباره به صورت کالا و خدمات ، سود و زیان، رفتار کارکنان و اطلاعات انسانی وارد محیط می کند و در نهایت سیستم بر حسب خروجی های خود، بازخور لازم را از محیط دریافت می کند.
یکی از تصورات سیستم های باز این است که در سطحی مجزا و انتزاعی ساختار دهی شده و به این مسئله که چگونه اطلاعات وارد سازمان می شود عنایت کمتری شده است. ویک سازمان ها را به عنوان ارگانیسم های فرآیندی اطلاعات در نظر گرفت که بر روی چگونگی انتقال اطلاعات تمرکز دارد. اُو این نظر را که عدم اطمینان محیطی، به عنوان یک مسئله و مشکل برای سازمان ها مطرح است، قبول دارد و اظهار می کند که برای حفظ بقاء و کارآیی سازمان ها باید هر پیامی را به همان صورتی که هست خواه گنگ یا واضح از خود عبور دهد.
۲-۱-۷-۴) دیدگاه اقتضایی و ارتباطات
این دیدگاه توجه خود را به رابطه بین دو متغیر وابسته و مستقل و رابطه علت و معلولی بین آنها معطوف داشته است که کاهش یکی باعث افزایش دیگری خواهد شد. مدل اقتضایی شامل تعداد زیادی متغیرهای دیگری است که این رابطه مستقیم را تغییر می دهند و شاید همین امر باعث توجه این دیدگاه به مسایلی همچون انگیزش، طراحی شغل و ارتباطات شده است.
۲-۱-۷-۵) دیدگاه مراوده ای یا تعاملی در مورد ارتباطات
دیدگاه مراوده ای یک نگرش نسبتا جدید شناخت رفتار، در محیط های سازمانی است که در این دیدگاه که ابتدا تحت عنوان روانشناسی ارتباطی ارائه گردید فرض بر این است که رفتار فرد حاصل مراوده مداوم و چند جهتی ویژگی های فرد و موقعیت می باشد. به عبارت دقیق تر مکتب مراوده ای سعی بر آن دارد که چگونه گزینش، تفسیر و تعبیر موقعیت های مختلف توسط اشخاص را تشریح کند. فرض بر آن است که فرد و موقعیت با یکدیگر مراوده ای دائم دارند و این مراوده، مشخص کننده ی رفتار فردی می باشد.
۲-۱-۸) اثربخشی ارتباطات
ارتباطات، می تواند در دو حد نهایی بسیار اثربخش و بسیار غیر اثربخش مطرح شود. اثربخشی ارتباطات شامل دو بعد اساسی است. اول بعد عمل گرایانه که در اینجا اثربخشی ارتباطات متوجه دستاورد و موفقیت رسیدن به اهداف و خواسته های ارتباط گیرنده یا فرستنده پیام است. دوم بعد خشنودی شخص است که در این مورد اثربخشی کنش ارتباطی، به لذت و شعفی که از آن برای دست اندرکاران ارتباط حاصل می شود مرتبط می شود. اگر دست اندرکاران فراگرد ارتباط از ارتباط خود لذت مورد نظر را تحصیل کنند، با معیار خشنودی می توان گفت که کنش اثربخش می باشد. باید در نظر داشت با توجه به این تقسیم بندی نباید تصور شود که این ابعاد همواره از یکدیگر منفک بوده و هر کدام جداگانه عمل می کنند. اغلب خشنودی یک نفر از کنش ارتباطی موکول به این است که چقدر به اهداف خود رسیده و به چه میزان از آن فاصله دارد. از سوی دیگر می توان گفت بسیاری از مواقع رسیدن به اهداف و احساس موفقیت مبتنی بر سطحی از رضایت است که از کنش متقابل حاصل شده است.
۲-۱-۹) ویژگی های اثربخشی
ویژگی های اثربخشی به پنج ویژگی عمده قابل تفکیک اند. باید توجه داشته باشیم هرچند این پنج ویژگی در وهله ی اول کیفی به نظر نمی رسند، اما باید گفت علاوه بر این ویژگی های کیفی که باعث افزایش اثربخشی ارتباطات می شوند، می باید میزان کمیّت آن ها نیز مورد نظر باشند. همواره وجود این پنج ویژگی ممکن است به اثربخشی کنش ارتباطی نینجامد و نیز نبود آن ها ممکن است به غیر اثربخش بودن کنش ارتباطی ختم نشود اما شکی در آن نیست که به طور معنی داری بر اثربخشی تأثیر دارند. این پنج ویژگی عبارتند از : گشودگی ، همدلی ، حمایتگری ، مثبت گرایی و تساوی . (فرهنگی، ۱۳۸
۰،ص۱۹۸).
۲-۱-۹
-۱) گشودگی
مفهوم کیفی گشودگی حداقل در سه جنبه اساسی ارتباط سازمانی اثر خود را بروز می دهد و بر این فعالیت اجتناب ناپذیر سازمان تأثیر خود را می گذارد. اول و شاید یکی از واضح ترین و بدیهی ترین جنبه های آن این است که، ارتباطات گیرنده ی موثر یا فرستنده پیام در ارتباطات درون سازمان می باید شایق باشد که خود را در مقابل طرف های ارتباطی خود بگشاید و با یک گشادگی نسبی با آنان مواجه شود. مقصود از گشودگی به سادگی عبارت است از همان اشتیاق به «خودگشودگی» که در برگیرنده ی اطلاعاتی در مورد خود است که به صورت طبیعی هر کس بتواند آن را در بخش پنهان «پنجره جوهری» خود نگهدارد.
دومین جنبه از گشودگی بیانگر اشتیاق فرستنده ی پیام یا مبدأ ارتباطی به وانمود کردن و بروز دادن صادقانه ی محرکات وارد بر خود است و اینکه بر او چه تأثیری نهاده اند. اغلب انسان ها علاقه مندند و می خواهند که دیگران در مقابل گفته ها و یا اعمال آن ها عکس العمل واضحی از خود نشان دهند. هیچ کس دوست ندارد که دیگران در برابر او با گاردی بسته قرار گیرند. این بسته بودن موجب هراس هر آدمی می شود . این هراس ممکن است به آن حد برسد که او را وادار به عمل و یا عکس العمل های غیرطبیعی و حاد کند. هیچ چیز بدتر و دردآورتر از بی تفاوتی نیست. حتی عدم تفاهم و عدم توافق در بسیاری از موارد از بی تفاوتی پذیرفتنی تر است.
سومین جنبه از گشودگی که برای اولین بار توسط «آرتور بوچنر » و «کلیفورد کلی » مطرح شده است، با مفهوم تملک احساسات و تفکرات مرتبط است . با توجه به چنین مفاهیمی، گشودگی چنین تعبیر می شود که شخص مورد نظر احساسات و تفکرات خود را که کاملا در اختیار اوست و خود به آن ها کاملا واقف است و مسئولیت آن ها را به عهده دارد، به اطلاع دیگری یعنی دریافت کننده ی پیام برساند. عموماً افراد خود مسئول احساسات و تفکرات خویش می باشند و سعی نمی کنند آن را از خودمنفک کرده و به دیگران انتقال دهند، مگر آنکه مجبور شوند و یا اینکه هدف خاصی از آن داشته باشند. (همان منبع).
۲-۱-۹-۲) همدلی
شاید یکی از دشوارترین جنبه های کیفی ارتباطات توانایی به کارگیری همدلی در یک رابطه متقابل است. به این معنی که آغازگر فراگرد ارتباطی، توانایی درست ارائه همدلی به دیگری را داشته باشد. همدلی کردن با کسی یعنی احساس او را درک کردن. آن گونه که «بک رچ» به همدلی پرداخته است، شاید بهتر بتوان به معنی آن پی برد. او چنین گفته است: «همدلی توانایی یک فرد است که به گونه ای تجربی دریابد که فرد دیگر چه تجربه ای در یک لحظه ی موعود و در یک چارچوب مشخص و با توجه به نظر خویشتن دارد.» «شافر» بر این باور است که «همدلی تجربه ی درونی قابل درک و در میان نهادنی با دیگری برای مقطعی از وضعیت روانی او می باشد.» در نقطه مقابل همدردی کردن ، عبارت است از احساس کردن فرد دیگر یا به عبارت دیگر نسبت به دیگری حسی در درون خود پدید آوردن. مثلا برای کسی متأسف شدن به علت مشکلی که برای او پدید آمده است.
به گفته «گرین سون» کسی نمی تواند به احساس ظریف و پیچیده دیگری دسترسی پیدا کند مگر آنکه احساس او را دریابد و آن را تجربه کند که این خود همدلی نامیده می شود. این خود نوع ویژه ای از ادراک است که کسی را قادر می سازد که بتواند طرف مقابل خود را از نظر عاطفی و ذهنی کاملاً دریابد و آنچه تجربه کرده است او نیز بدون تجربه احساس کند. «تراکس » مهارت ارتباطی هر کس را به تعریف او از همدلی مرتبط می کند. «تراکس» می گوید: همدلی صحیح هم حساسیت نسبت به احساسات موجود و هم تسهیلات لازم کلامی برای ارتباط با دیگری را در برمی گیرد که موجب درک و تفاهم بیشتر و نیز استفاده صحیح از زبان برای القای مفاهیم می شوند. (فرهنگی ، ۱۳۸۰،ص۱۴۴).
۲-۱-۹-۳) حمایتگری
یک رابطه میان فردی مؤثر و قابل اتکاء رابطه ای است که در یک فضای حمایتگرانه شکل گرفته باشد. ارتباطات میان فردی باز و همدلانه نمی تواند در یک فضای توأم با هراس و تهدید دوام یابد و دیریا زود به دشواری کشیده شده، منجر به گسستگی رابطه می شود. اگر شرکت کنندگان در یک فراگرد ارتباطی احساس کنند که از سخنان و کردار آنان انتقاد به عمل می آید و مورد تهاجم و ضرب و شتم قرار می گیرند، بلافاصله در لاک دفاعی فرو رفته، سعی در عدم گشودگی خویش می کنند. و از هر اقدامی که به نشان دادن خواسته ها و نیازها و یا مکنونات درونی آنها بینجامد، پرهیز می کنند.
۲-۱-۹-۴) مثبت گرایی

Share this post

Post navigation

You might be interested in...