۱-رشد اجتماعی دانش آموزان دختر نیمه بینا که در مدارس عادی مشغول به تحصیل هستند نسبت به مدارس ویژه بهتر است، اما در پسران تفاوت معناداری مشاهده نشده است.
۲-میزان تحصیلات والدین در رشد اجتماعی فرزندان تأثیر نداشته است.
۳-پایه ی تحصیلی دانش آموزان نیز در رشد اجتماعی تأثیری نداشته است(کجباف و رستمی، ۱۳۸۷).
پژوهشی که توسط وین سنت و وان انجام شده یک ارزیابی جامع رفتاری از مهارت های اجتماعی در نوجوانانی با آسیب بینایی را فراهم آورد. آزمون های بازی نقش، مصاحبه های استاندارد شده، رتبه بندی والدین و قضاوت درباره جذابیت های فیزیکی برای ارزیابی سطح عملکرد اجتماعی در میان ۱۸ نوجوان با آسیب بینایی در یک مدرسه محلی، ۱۷ نوجوان با آسیب بینایی در مدارس دولتی و ۱۷ نوجوان بینا در مدارس دولتی مورد استفاده قرار گرفتند. نتایج نشان داد نوجوانانی که آسیب بینایی داشتند کمبودهایی در مولفه های کلامی انتخاب شده از مهارت اجتماعی نشان دادند. یافته ها از نظر سودمندی آموزش مهارت های اجتماعی برای نوجوانان با آسیب بینایی و اهمیت پژوهش کنترل شده با اشخاص نابینا مورد بحث هستند (وین سنت و وان، ۱۹۸۳).
رشد روانی اجتماعی نوجوانان با آسیب بینایی در یک گروه ۵۴ نفری از نوجوانان (۴۰ پسر، ۱۴ دختر) با میانگین سنی ۱۴ سال و گروه کنترل شامل نوجوانان بینا در همان سطح سنی (۳۸۵ نفر شامل ۱۷۲ پسر و ۲۱۳ دختر) مورد مطالعه قرار گرفت. داده ها با پرسشنامه های خود گزارشی جمع آوری شدند. نتایج نشان داد که نوجوانان گروه آسیب بینایی در فراوانی نشانگان افسردگی، پریشانی یا رابطه شان با والدین و خواهر و برادرها تفاوتی با گروه کنترل نداشتند. نوجوانان با آسیب بینایی اغلب دوستان کمتری داشتند. آن ها همچنین احساسات بیشتری از تنهایی و مشکلاتی در دوستیابی گزارش کردند. عزت نفس، پیشرفت آموزشی و مهارت های اجتماعی در دختران با آسیب بینایی در مقایسه با گروه کنترل پایین تر بود. به طور خلاصه نتایج ما نشان دادند که پیامدهای رشدی روانی اجتماعی تعداد زیادی از نوجوانان با آسیب بینایی مشابه همسالان بینایشان بود. با این وجود بعضی از نوجوانان با آسیب بینایی مخصوصا دختران نیاز بیشتری به حمایت در ارتباط با رشد روانی اجتماعی شان دارند(هیور و آرو، ۱۹۹۸).
ارتباط بین رشد اجتماعی و عزت نفس
داشتن ارتباطات سالم اجتماعی از مهمترین مؤلفه های شخصیت سالم است، تمام نظریه ها و مکاتب روان شناسی درباره ی اهمیت ارتباطات اجتماعی بحث کرده اند به طوری که در بعضی از نظریه ها همانند نظریه ی روابط بین فردی سالیبان، شالوده ی آن دیدگاه را روابط بین فردی تشکیل می دهد. در بحث روابط بین فردی نگرش فرد نسبت به خود و ارزیابی که از خود دارد نقش کلیدی را ایفا می کند، مثلاً در روابط بین فردی، فردی که خود را بسیار نالایق، زشت و کسل کننده می بیند، ممکن است از ارتباط با دیگران اجتناب کند و فردی درون گرا شود. امّا فردی که خود را جذّاب، دوست داشتنی و ارزشمند می داند،، از ارتباط با دیگران استقبال می کند و با آن ها ارتباط صمیمی برقرار می کند. تفاوت این دو رفتار یعنی اجتناب یا استقبال از ارتباطات با مفهوم عزت نفس اجتماعی به خوبی توضیح داده می شود. عزت نفس اجتماعی یکی از مؤلفه های مهم ارتباطات اجتماعی است، عزت نفس اجتماعی یعنی درجه ی ارزیابی مثبت- منفی یک فرد که درباره ی عضویت خود در گروه های اجتماعی دارد که این ارزیابی مبتنی بر ارزش های خود و درون دادهای خودش از دیگران و موقعیت های خاص است. عزت نفس به طور کلی و عزت نفس اجتماعی به طور خاص متأثر از کیفیت ارتباطات نزدیک با دیگران است (مؤید فر و همکاران، ۱۳۸۶).
از آنجایی که دانش آموزان نابینا در اکتساب رفتارهای اجتماعی از طریق نشانه های بینایی، سرمشق گیری، حالت های چهره ای، ارتباط از طریق نگاه، دریافت بازخورد و همچنین توانایی در تعیین محل افراد مشکل دارند ممکن است مهارت های اجتماعی را به خوبی کسب نکرده باشند و به طور کامل در آنان رشد نیافته باشند. پژوهش های انجام شده توسط بایبرشات (۱۹۹۱)، ورف و ساکس (۱۹۹۷) واگنر (۲۰۰۴) و نورا و ساندرا (۲۰۰۵) نشان داده است که افراد نابینا از نظر مهارت های اجتماعی با کاستی ها و نارسایی هایی رو به رو هستند. از این رو اکثر پژوهشگران بر اهمیت آموزش، اکتساب و به کارگیری مهارت های اجتماعی به منظور رشد و سازگاری اجتماعی افراد نابینا تأکید کرده اند. یکی از مؤلفه هایی که ارتباط مستقیم و دو سویه ای با رشد مهارت های اجتماعی دارد، عزت نفس می باشد، برای یک فرد آسیب دیده ی بینایی کفایت اجتماعی و مهارت های اجتماعی مناسب، یک عامل کلیدی برای مفهوم خود مثبت، عزت نفس بالاتر، رفتارهای مثبت و ابراز خود بیشتر و توانایی در پذیرش ناتوانی به عنوان بخشی از وجود خود است. انزوای اجتماعی و فقدان حمایت اجتماعی کافی میان نوجوانان با آسیب بینایی ممکن است موجب عزت نفس پایین آنان شود. کف (۱۹۹۷) داده های جمع آوری شده از ۳۱۶ نوجوان با آسیب بینایی ۱۴ تا ۲۴ ساله ی هلندی را مورد بررسی قرار داد. پژوهش وی بر توانایی نوجوانان در برقراری و حفظ روابط، ایجاد شبکه های اجتماعی و منابع حمایت ا
جتماعی و عاطفی تمرکز داشت. نتایج پژوهش وی نشان داد که نوجوانان آسیب دیده ی بینایی شبکه های اجتماعی کوچک تری نسبت به همسالان بینای خود تشکیل داده بودند. مک گاها و فاران (۲۰۰۱) با اجرای یک پژوهش کیفی روی تعامل اجتماعی ۱۱۲ کودک با آسیب بینایی نابینا و کم بینا نشان دادند که این کودکان مشکلات فراوانی در روابط متقابل با دیگران به ویژه با همسالان خود دارند. همچنین آنان وجود نقایصی در رشد مهارت های اجتماعی این گونه کودکان را نیز گزارش کرده اند. کِف (۲۰۰۲) در بررسی سازگاری روانی اجتماعی نوجوانان نابینا گزارش کرده است که مشکلات رفتاری به ویژه مشکلات اجتماعی نوجوانان نابینا به عزت نفس پایین، مفهوم خود منفی و مهارت های اجتماعی ضعیف در آنان مربوط است و این که آموزش مهارت های اجتماعی منجر به افزایش بهداشت روانی و اعتلا سطح عزت نفس در این افراد می شود. در مورد دانش آموزان نابینا و یا دانش آموزانی که نیازمند آموزش های ویژه اند وجود عزت نفس بالا از اهمیت زیادی برخوردار است. در مقابل وجود عزت نفس پایین موجب می شود این گونه دانش آموزان در تعاملات اجتماعی خود با دیگر دانش آموزان هم سن و سال عادی و نابینای خود احساس ضعف و حقارت کنند و منجر به این شود که آنان روز به روز منزوی تر شوند و مشکلات سازگاری و عاطفی آنان بیشتر شود. واگنر (۲۰۰۴) بر این اعتقاد است که آموزش مهارت های اجتماعی به دانش آموزان نابینا کاهش وسیعی در رفتارهای پرخاشگرانه و ناسازگارانه ی آنان ایجاد می کند. همچنین افزایش بازخوردها و تقویت کننده ها و ارائه ی فرصت های تعاملی بیشتر به این افراد نه فقط منجر به افزایش کفایت اجتماعی، مفهوم خود مثبت و عزت نفس در آنان می شود، بلکه به پیشرفت تحصیلی در آنان نیز منجر خواهد شد (به پژوه و همکاران، ۱۳۸۶).
نتایج پژوهش کجباف و رستمی نیز مؤید این موضوع است که دانش آموزان نیمه بینا که در مدارس عادی مشغول به تحصیل هستند، رشد اجتماعی بهتری نسبت به دانش آموزان نیمه بینای مدارس ویژه دارند (کجباف و رستمی، ۱۳۸۷).
سازگاری اجتماعی با عوامل گوناگونی چون وراثت، محیط، خانواده،شیوه های تربیتی، هویت جنسی، عضویت گروهی و… ارتباط دارد. عزت نفس نیز یکی از اساسی ترین عواملی است که در خیلی از ابعاد زندگی ما از جمله سازگاری اجتماعی تأثیر می گذارد. مطالعات متعددی نقش محوری عزت نفس در سازگاری اجتماعی را نشان داده اند. اعتقاد بر این است که بین سازگاری شخصی مطلوب و عزت نفس ارتباط متقابلی وجود دارد. بر اساس نظریه ی ناهماهنگی شناختی فستینگر افراد دارای عزت نفس پایین به احتمال زیاد دست به اعمال خلاف قانون می زنند چرا که اعمال ابلهانه و خلاف اخلاق با خودپنداره آن ها هماهنگ است(توزنده جانی و همکاران، ۱۳۸۶).
جمع بندی
باتوجه به مطالب ذکر شده سه متغیر عزت نفس، انگیزش پیشرفت و رشد اجتماعی همبستگی مثبت و معناداری با هم دارند و بین دو متغیر عزت نفس و رشد اجتماعی ارتباط متقابل وجود دارد، بدین معنا که داشتن رشد اجتماعی بالاتر منجر به افزایش عزت نفس می شود و بالعکس عزت نفس بالا، رشد اجتماعی بالاتری را در پی خواهد داشت. همچنین عزت نفس پایین منجر به رشد اجتماعی پایین تر می شود و بالعکس. رابطه بین دو متغیر عزت نفس و انگیزش پیشرفت نیز به این گونه است که عزت نفس بالا منجر به افزایش انگیزش پیشرفت می شود.
با توجه به بعضی تحقیقات انجام شده (از جمله کجباف و رستمی) این نتیجه حاصل شده است که رشد اجتماعی دانش آموزان آسیب دیده بینایی مشغول به تحصیل در مدارس عادی بالاتر از میزان رشد اجتماعی دانش آموزان آسیب دیده بینایی مشغول به تحصیل در مدارس ویژه است و رشد اجتماعی بالاتر منجر به افزایش میزان عزت نفس شده و عزت نفس بالا نیز منجر به افزایش انگیزش پیشرفت می شود. همچنین بر اساس تحقیقات انجام شده (از جمله رهنما و علیین) نقش همسالان در افزایش رشد اجتماعی در دوره ابتدایی پر رنگ تر از سایر عوامل است. لذا کیفیت رابطه با همسالان در دوره ابتدایی عامل تعیین کننده ای در افزایش یا کاهش میزان رشد اجتماعی، عزت نفس و انگیزش پیشرفت می باشد.
فصل سوم
روش پژوهش
روش پژوهش
روش این پژوهش، علی- مقایسه ای است. با عنایت به این که در مطالعه حاضر، رابطه علی متغیر تحصیل در دو نوع مدرسه بر متغیرهای عزت نفس، انگیزش پیشرفت و رشد اجتماعی به عنوان متغیرهای وابسته مورد مطالعه قرار گرفته و متغیر مستقل قابل دستکاری و دخل و تصرف نبوده و به عنوان متغیر خصیصه ای قلمداد شده است، روش مطالعه علی- مقایسه ای قلمداد شده است.
جامعه و نمونه
جامعه: شامل کلیه دانش آموزان نیمه بینای مقطع ابتدائی شهر مشهد اعم از دختر و پسر که در مدارس عادی و ویژه در سال تحصیلی ۹۲-۱۳۹۱ مشغول به تحصیل بودند، می باشد.
منظور از دانش آموزان نیمه بینا افرادی هستند که می توانند حروف چاپی (حتی اگر نیازمند ابزارهای درشت کننده باشند) یا کتاب هایی با خط درشت را بخوانند (هالاهان و کافمن، به نقل از علیزاده، ۱۳۸۸: ۵۰۶).
بر اساس آمار اداره ی آموزش و پرورش استثنایی خراسان رضوی در سال تحصیلی ۹۲-۱۳۹۱ تعداد کل این دانش آموزان ۱۴۰ نفر و به تفکیک شامل موارد زیر است:
جنسیت