تاریخچه ERP و برنامه ریزی و مدیریت منابع سازمان به قبل از سال ۱۹۶۰ میلادی باز می گردد. [ ۸]
در این برهه از زمان نرم افزارهایی به نام BOM PROCESSORS توسعه پیدا کردند. که هدف آن ها استخراج مواد لازم برای تولید تعدادی محصول بود. این نرم افزارها توجه زیادی به حجم تولید و یا به تعبیری دیگر Lot Sizing نداشته و از سوی دیگر زمان تحویل را هم مد نظر نمی گرفتند. به همین دلیل با استفاده از آن ها حجم موجودی در جریان افزایش پیدا نمی کرد.
بین سال های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ , در اوایل این دهه تمرکز نرم افزاری بیشتر بر روی سیستم های کنترل موجودی بود. در این مدت همچنان بیشتر از مفاهیم سنتی کنترل موجودی برای توسعه نرم افزار های مرتبط استفاده می شد. اما در اواخر این دهه مفهوم MRP و یا برنامه ریزی مواد مورد نیاز معرفی و نرم افزار MRP توسط IBM توسعه پیدا کرد. مهم ترین مشکل این نرم افزار و نرم افزار های مشابه، اجرای آن بر روی main frame های گران قیمت مستقر در مراکز دانشگاهی و یا نظامی بود؛ و همین امر فاصله زمانی بین برنامه ریزی ها را افزایش می داد. این سیستم به صورت بازگشتی زمان تحویل اقلام مورد نیاز برای ساخت یک محصول خاص را از زمان تحویل به مشتری تا زمان مورد نیاز برای مونتاژ، برنامه ریزی می کرد. سازمان ها در اجرای MRP مشکلات زیادی داشتند. این مشکلات بیشتر مشکلاتی سیستمی و ناشی از کاربران بود تا مشکلات تکنولوژیکی. از طرف دیگر این سیستم ارتباط بین تولید و استراتژی های رقابتی سازمان را چندان مد نظر قرار نمی داد. ضمن ظرفیت های تولید سازمان چندان در این سیستم لحاظ نمی شد.
بین سال های ۱۹۷۰ تا ۱۹۸۰, تمرکز با توجه به برنامه کلان تولید یا MPS و توسعه MRP حلقه بسته بود. در این سیستم ها، امکان بروز رسانی در زنجیره تولید به حد اقل رسید اما همچنان این سیستم ها فقط برنامه ریزی تولید را انجام داده و حمایت چندانی از سایر منابع تولید نداشتند.
بین سال های ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۰, گسترش MRP به سایر حوزه ها و اضافه نمودن سیستم های پشتیبان تصمیم به آن ها توسعه در تمام عرصه های تولیدی، خدماتی، تجاری، توزیع و غیره، کارایی داشت؛ و نهایتاً ظهور ERP بود. مشکل عمده سیستم های MRP و توسعه یافته های آن، این بود که تنها سیستم تولیدی ساخت به منظور انبار یا MTS را پشتیبانی می کرد؛ و سایر سیستم های تولیدی را چندان پوشش نمی داد. اما با ظهور ERP در حوزه تولید، تمامی سیستم های تولیدی تحت پوشش قرار گرفتند. بخش ها، فرایندها و وظایف مختلفی از جمله کنترل کیفیت، نگه داری و تعمیرات، حسابداری و مالی و غیره به سیستم های تولیدی متصل شده و ERP به عنوان حد فاصل سیستم های SCM و CRM مطرح گردید. این سیستم بیش از آنکه عنوان جدیدی برای MRP باشد، به عنوان سطح بعدی در سطوح تکاملی سیستم های کامپیوتری طراحی شده برای پشتیبانی از عملیات سازمان مطرح گردید.
در سال ۱۹۹۵ , مقوله اینترنت وارد ERP شد و در سال های ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۰ , EDI و ERP با یکدیگر پیوند خوردند. در سال ۲۰۰۰ اینترنت به عنوان جزئی تفکیک ناپذیر از ERP محسوب و سیستم های ERP تحت وب توسعه یافتند که فناوری چند لایه ای در معماری سیستم اطلاعاتی را پشتیبانی می کنند. امروزه هم سیستم های جدیدی با عنوان ERP در حال توسعه اند که اساس آن ها وب بوده و تمرکز زیادی بر حمایت از ماژول SCM دارند و عملاً در تعریف امروز ERP , آن را کاملاً مرتبط و جدایی ناپذیر از SCM تعریف می نمایند. قابل ذکر است که در سال ۱۹۹۸ , بیش از ۲۰۰۰۰ سازمان در سراسر جهان، مبلغی افزون بر ۱۷ میلیارد دلار در زمینه ERP سرمایه گذاری نمودند که این رقم در سال های بعد بین ۳۰ تا ۵۰ درصد رشد داشته و در سال ۲۰۰۳ به رقمی نزدیک به ۱۰۰ میلیارد دلار رسیده است.
جدول۲-۱- پیشرفت سیستم ERP
ERP
2005
Extended ERP
2000
Enterprise resource planning (ERP)
1990
Manufacturing resource planning( MRP )
1980
Material require planning (MRP)
1970
Inventory control packages
1960
از طرفی، هزینه نگهداری و به روز رسانی سیستم های پیاده سازی شده در سال ۲۰۰۰ به رقمی در حدود ۲۱٫۵ میلیارد دلار بالغ شده که نرخ رشدی برابر ۱۳٫۱% نسبت به ۱۹۹۹ داشته است. ضمناً طبق بررسی های صورت گرفته در حال حاضر، بیش از ۷۰ % از ۱۰۰۰ شرکت طراز اول جهان از دید مجله fortune, سیستم های ERP را با موفقیت پیاده نموده اند و یا در حال پیاده سازی آن هستند. [۸]
لازم به ذکر است که از ERP به عنوان کاتالیزور و یا تسهیل کننده در BPR و یا مهندسی مجدد نام برده می شود. اما در مورد اینکه ERP و BPR کدام یک مقدم بر دیگری است، بحث های زیادی مطرح شده است. برخی ERP و BPR را لازم و ملزوم هم دانسته اند و تاکید بسیار بر اجرای کامل BPR همزمان با پیاده سازی ERP و یا قبل از آن دارند در حالی که برخی دیگر بسیار تاکید بر عدم اجرای BPR سنگین در فرایند های سازمان به منظور افزایش احتمال موفقیت پروژه پیاده سازی ERP در سازمان دارند. تاکید گروه دوم بیشتر بر افزایش دقت در انتخاب ERP مناسب برای سازمان که دارای بیشترین انطباق با فرایند های سازمانی است، می باشد.
اما به هر حال باید اشاره کرد که در برخی موارد، نرم افزار ERP خریداری شده و منطبق با آن BPR صورت می گیرد. که به آن BPR منطبق بر بستهمی گویند؛ و در نوع دیگر BPR استاندارد، اعمال و سپس ERP منطبق با آن انتخاب می شود. هر کدام از این روش ها مزایا و معایبی دارند.
نکته بسیار مهمی که باید به آن توجه شود این است که پیاده سازی یک سیستمERP به صورت موفق در یک سازمان بسیار مشکل است، به گونه ای که بر اساس مطالعاتی که صورت گرفته، تاک
نون در ۵۰% موارد، پیاده سازی این سیستم با شکست مواجه شده است و در ۹۰ % سیستم های پیاده شده موفق، فراتر از زمان و بودجه مصوب اولیه عمل شده است. بنابراین با وجود مزایا بسیاری که پیاده سازی آن دارد، تا زمانی که توجیه لازم برای انجام آن وجود ندارد، نباید هیچ سازمانی خود را با آن درگیر کند. تصمیم به خرید و پیاده سازی ERP در یک سازمان به منزله قماری است که کل سازمان در آن شرط بندی می شود. در صورت عدم موفقیت پروژه پیاده سازی، ادامه حیات سازمان با مشکل مواجه خواهد شد. از دلایل و توجیهاتی که برای پیاده سازی ERP در سازمان ها می توان بیان کرد شامل:
شکل ۲-۱- دلایل تکنولوژیکی پیاده سازی ERP [8]
شکل ۲-۲- دلایل تجاری پیاده سازی ERP [8]