– آیا می توان عناصر مشترکی بین نقش های واق در هنرهای مختلف پیدا کرد؟بله،با توجه به تاثیر پذیری هنرها از یکدیگر میتوان شباهت های بسیاری بین نقوش واق در هنرهای مختلف دید.از جمله نقوش مشترک بین همه هنرها:انسان وحیوان پیچیده در لابلای گلها و شاخ و برگ گیاهان و گرفت وگیر میباشد.
-آیا عوامل اعتقادی وباورهای مذهبی درشکل گیری این نقشها دخیلند؟بله. از جمله این عوامل اعتقادی،۱-اعتقاد به درختی به نام زقوم که در قرآن آمده.۲- اعتقاد قدیمی که دیوان و اهریمنان با دیدن جایی که چهرهای شبیه خودشان آنجاست،وارد محل نمیشوند.۳-اعتقاد به زایش انسان از درخت که تحت عناوین اسطوره ای همچون:مشی و مشیانه یا اسطوره درخت مقدس یا درخت زندگی مطرح میشود.
نتیجه گیری:
اسطوره های ایرانی قصه ها وداستان هایی کهن هستند که موجوداتی خارق العاده یا ماورائ الطبیعی را شامل میشوند.این اسطوره ها که از گذشته افسانه ای ایران بر جای مانده اند،دید گاههای جامعه ای را منعکس میکنند که در آغاز به آن تعلق داشته اند.دید گاههای این مردم نسبت به رویارویی خیر وشر،اعمال خدایان ودلاوری های قهرمانان وموجودات افسانه ای.
یکی از جلوه های اساطیر ،گونه تصویری ونگارین آن است،اسطوره همیشه به صورت حکایت و روایت نیست،بلکه میتواند به گونه نقش و نگار در آید.
یکی از این اسطوره ها ،اسطوره درخت سخنگو یا واق است که در هنر ایرانی به صورت یک اصل در نگارگری و یک نقش خارق العاده در دیگر هنرها نمود پیدا کرد.
نقش واق که در ابتدا به صورت سر انسان وحیوان در لابلای شاخه های اسلیمی وختایی یا به صورت میوه های درختان بود در سیر تکامل و تحول خود از این حالت اسطوره ای ونمادین به حالتی طبیعی تر ونزدیک به واقعیت سوق پیدا کرد.یعنی انسان وحیوان در لابلای شاخ و برگ گیاهان.
بنابراین سیر تحول این نقش را میتوان چنین انگاشت:
در نگار گری و کتاب آرایی:
۱-سر انسان و حیوان در لابلای شاخه های اسلیمی وختایی ودرختان
۲-تشعیر وگرفت وگیر در حاشیه صفحات نگارگری
۳-تصویر سازی از انسان وحیوانات به صورت مستتر در صخره ها
۴-تصویر سازی مستقیم از انسان در حاشیه تصاویر نگار گری.
خوشنویسی:
۱-سر حیوانات در انتهای حروف
۲-حروف جانور سان وحروفی که از انسان ها تشکیل شده اند.
۳-کلماتی که با استفاده از سبک طغری به صورت حیوانات شکل گرفته اند.
۴-مجموعه کلماتی که شکل دهنده هیئتی انسانی یا حیوانی هستند.
با توجه به اینکه هنرهای فلزکاری،فرش وکاشیکاری ،متاثر از هنر نگارگری ودر پاره ای مواردخوشنویسی هستند،بنابراین میتوان نقش واق را در این هنرهانیز همانند هنر نگارگری وخوشنویسی دید.البته بعضا این هنرها خود دست به ابداعاتی زده ونقوشی شگفت انگیز که شهرت جهانی دارند را به وجود آورده اند که در این میان میتوان به هنر فرش دستباف در ایران اشاره کرد.بافت فرشهایی باطرح واق در دوره قاجار شروع شد که عمدتا در ناحیه هریس آذربایجان بافته میشدند.این فرش که ابتدابه صورت درختی با سر حیوانات وانسان بافته میشد درسیر تکامل خود وارد سایر مناطق ایران شدوبه صورت فرش حور وفرشته در کرمان و صورتک های عجیب و غریب در حاشیه فرشهای کاشان واصفهان و فرشهای تصویری و گرفت وگیر در سایر مناطق ایران نمود پیدا کرد.
در هنر کاشیکاری نیز هنرمندان ذوق وهنر خود را بدین گونه نمایش دادند:
۱-کاشیهایی با نقش انسان و حیوان و پرندگان پیچیده در شاخ وبرگ گیاهان.
۲-کاشی هایی با نقش واق.
۳-کاشی هایی که به طور نامحسوسی صورتک هایی را نماش می دهند.
۴-کاشیهایی با طرح گرفت وگیر.