عزای شاه مظلومان حسین است که ذاتش عین نور و نور عین است.
(همان، ۳۷۶)
در ادامه ی این ابیات مولانا شهادت حسین (ع) را در سرزمین کربلا مایه ی سرافرازی او می داند. او فرشتگان آسمان را در این مصیبت از خود بی خود می داند که از آسمان بر زمین بلا افتاده اند.
دمی کز دست چرخ فتنه پرداز ز پا افتاد آن سرو سرافراز
غبار از عرصه ی غبرا برآمد غریو از گنبد خضرا برآمد
ملایک بی خود از گردون فتادند میان کشتگان در خون فتادند(همان، ۳۷۶)
در ادامه ی ابیات، محتشم از دوستداران امام حسین (ع) می خواهد در مصیبت او عزادار باشند. او این ابیات را با تشبیهات زیبایی زینت می بخشد و با تعبیر نرگس به چشم و غنچه به دل، محبان را به عزاداری امام حسین (ع) ترغیب می کند و خوشگذرانی و عیش را در این ایام منع کرده و سوگواری بر امام حسین (ع) را مایه ی شادی روز قیامت می داند.
مسلمانان خروش از جان برآرید محبان از جگر افغان برآرید
در این ماتم به سوز و درد باشید به اشک سرخ و روی زرد باشید
بسان غنچه دلها چاک سازید چو نرگس، دیده ها نمناک سازید
ز خون دیده در جیحون نشینید چو شاخ ارغوان در خون نشینید
به ماتم، بیخ عیش از جان برآرید به زاری تخم غم در دل بکارید
که در دل از این تخم ملامت بَرِ شادی دهد روز قیامت
(همان ۳۷۶)
و در ابیات پایانی کاشانی با دعا به درگاه خداوند شفاعت امام حسین (ع) را در روز قیامت را برای خود طلب می کند.
خداوندا به حق آل حیدر به حق عترت پاک پیمبر
که سوی محتشم چشم عطا کن شفیعش را شهید کربلا کن
(همان، ۳۷۶ و ۳۷۷)
درابیات آغازین قصیده ای که محتشم کاشانی در رثاء سالار شهیدان سروده است به معرفی و توصیف سرزمین کربلا پرداخته، او در این ابیات کربلا را زمین پربلا می خواند. در این ابیات محتشم دل و زبان و چشم خود را مورد توبیخ قرار داده و با یادآوری حادثه ی کربلا اعضاء خود را به عزاداری ترغیب می کند.
این زمین پربلا را نام دشت کربلاست ای دل بی درد آه آسمان سوزت کجاست؟
این بیابان قتلگاه سید لب تشنه است ای زبان وقت فغان، وی دیده هنگام بکاست
این فضا دارد هنوز از آه مظلومان اثر گرز دود آه ما عالم سیه گردد، رواست
این مکان بودست روزی خیمه گاه اهل بیت کز حجاب اشک ما امروز گِردش خیمه هاست
کشتی عمر حسین اینجا به زاری گشته غرق بحر اشک ما در این غرقاب بی طوفان چراست
(کلیات محتشم، ۱۳۸۹: ۱۱۱)
او در ادامه ی ابیات قبه و مرقد امام حسین (ع) را نور عظیمی می بیند که پرتو آن برای گمراهان راهنما و هدایتگر است و کلاً فضای حرم را فضایی بسیار نورانی و روحانی معرفی می کند و این مکان را پناهگاه فرشتگان و مقربان می داند.