با توجه به این مقدمه باید گفت: مسئلهی دیدن خداوند با چشمان ظاهری، مسئلهای است که با دلایل قطعی عقلی و محکمات آیات قرآن مردود میباشد.
۲-۱-۶-۳  دلیل قرآنی بر عدم امکان رؤیت
« لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطیفُ الْخَبیرُ چشمها او را درنمى‏یابند و اوست که دیدگان را درمى‏یابد، و او لطیف و آگاه است.» (انعام /۱۰۳)
قبل از استدلال به این آیه لازم است که چند نکته در مورد این آیه یادآوری شود:
«این آیه در مقام تمجید خداوند است؛ البته باید این نکته را متذکر شد که “لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ” به تنهایی نمیتواند ستایشی برای خدا محسوب شود؛ زیرا بسیاری از چیزها هستند که دیده نمیشوند (مانند عطرها، صداها و …) و این دیده نشدن به خودی خود مدح و ستایشی برای آنها محسوب نمیشود؛ از این رو “لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ” به ضمیمهی “وَ هُوَ یدْرِکُ الْأَبْصارَ” است که مدح و ستایش خداوند است؛ چراکه این یک ویژگی منحصر بهفرد است که موجودی، خود دیده نشود ولی تمامی دیدگان را دریابد»(طوسی،۱۳۷۱: ۲۲۳-۲۲۴)
با توجه به این دلایل، مشخص شد که امکان دیدن خدا وجود ندارد؛ بنابراین باید دید که مقصود از دو آیهای که مورد استناد اشعری است، چه میتواند باشد؟
۲-۱-۶-۴ تبیین صحیح آیات مورد استناد اشعری
در مورد آیهی «وُجُوهٌ یوْمَئِذٍ ناضِرَهٌ إِلى‏ رَبِّها ناظِرَه . و به چشم دل جمال حق را مشاهده می کنند»( قیامه /۲۳) باید گفت که شواهد حاکی است که در این آیه “ناظره” به معنای انتظار است؛ چراکه:
الف)  « نظر به معنای دیدن نمیباشد؛ چون عرب از جملاتی مانند: “نظرت الى الهلال فلم أره” چشم انتظار هلاک گشتم، اما ندیدمش، بسیار استفاده میکند. اگر نظر به معنای دیدن باشد، این جمله خود تناقضی آشکارا است. به همین سبب هرگاه از نظر در جملهای استفاده شود، این سوال پیش میآید که آیا در نهایت شیءِ مورد نظر را، شخصِ ناظر دیده یا خیر؟ ولی این سوال در مورد ” رؤیت” مطرح نمیشود» (حلی˛۱۳۷۹: ۱۰۸)
  ب)این آیه که در توصیف اهل بهشت است، در مقابل آیهی دیگری که وصف حال کافران است بیان شده؛ « وَوُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ بَاسِرَهٌتَظُنُّ أَن یُفْعَلَ بِهَا فَاقِرَهٌ. و در آن روز صورتهایى عبوس و درهم کشیده است؛ زیرا می‏داند عذابى در پیش دارد که پشت را در هم شکند!»(قیامه/۲۴)
همانگونه که مشاهده میشود، در این آیه کافران در حال انتظار عذاب الهی هستند؛ بنابراین وقتی توصیف اهل بهشت و اهل جهنم را کنار هم بگذاریم مشخص میشود که هردو گروه به وصف انتظار توصیف شدهاند؛ اهل بهشت منتظر نعمتهای الهی و اهل جهنم منتظر عذاب الهی میباشند.اشعری در مقام ردّ معنای انتظار در آیهی مورد نظر معتقد بود که “نظر” هرگاه به همراه “وجه” و “الی” استفاده شود، به معنای دیدن خواهد بود؛ اما شواهدی در ادبیات عرب وجود دارد که “نظر” به معنای انتظار با هر دو مورد استفاده شده است:
           « وجوه یوم بدر ناظرات              الى الرحمن تأتی بالفلاح
روز بدر چهره ها به سوی پروردگار نظر می کرد تا این که نجات و رستگاری از جانب خدا به آنها برسد»(طوسی ،۱۳۷۱: ۲۲۳)
«اشکال دیگر اشعری بر معنای انتظار این بود که در بهشت انتظار معنایی ندارد؛ چون اهل بهشت هرچه خواهند همان دم در نزدشان حاضر است. اما در پاسخ باید گفت: ظاهر آیه حکایت حال اهل بهشت قبل از ورود به بهشت و حکایت حال اهل عذاب قبل از ورود به جهنم است و در این حال برای تصور انتظار مانعی وجود ندارد.»(حلی˛۱۳۸۲: ۴۹)
با وجود این دلایل اگر باز کسی خواست بگوید که “نظر” در این آیه به معنای دیدن و نگاه کردن است، در آن صورت با توجه به دلایل عقلی باید گفت مقصود از دیدن خدا، نگریستن با چشم دل است؛ همانگونه که امیرالمومنین(ع) به این معنا اشاره نمودند:
«چشمهاى سر، او را درک نمى‏کنند اما چشمهاى دل به حقایق ایمان او را می‏بینند.»(کلینی˛۱۳۶۲: ۴۹)
به هر عضوی تنش رقصی در آورد زهر موئی دلش چشمی بر آورد
وزان دیدن که حیرت حاصلش بود دلش در چشم و چشمش در دلش بود
(کلیات ،۱۳۸۱: ۳۵۸)
در مورد درخواست حضرت موسی(ع) از خداوند نیز مفسرین چند حالت برشمردهاند:
الف ) درخواست حضرت موسی(ع) از خداوند متعال به جهت درخواست قوم بنی اسرائیل از ایشان بود. آنها به حضرت موسی(ع) گفتند « وَ إِذْ قُلْتُمْ یا مُوسى‏ لَنْ نُؤْمِنَ لَکَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ. که ما به تو ایمان نمیآوریم تا اینکه خداوند را آشکارا ببینیم» (بقره/ ۵۵)
چنانچه در آیهی دیگری نیز به این درخواست بنی اسرائیل اشاره شده است: « وَاخْتَارَ مُوسَى قَوْمَهُ سَبْعِینَ رَجُلاً لِّمِیقَاتِنَا فَلَمَّا أَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَهُ قَالَ رَبِّ لَوْ شِئْتَ أَهْلَکْتَهُم مِّن قَبْلُ وَإِیَّایَ أَتُهْلِکُنَا بِمَا فَعَلَ السُّفَهَاء موسى از قوم خود، هفتاد تن از مردان را براى میعادگاه ما برگزید و هنگامى که زمین‏لرزه آنها را فرا گرفت (و هلاک شدند)، گفت: “پروردگارا! اگر می‏خواستى، میتوانستى آنها و مرا پیش از این نیز هلاک کنى! آیا ما را به آنچه سفیهانمان انجام داده‏اند، هلاک می‏کنى؟” »(اعراف/ ۱۵۵)
ب)« منظور موسى(ع) این نبود که خدا را بچشم بنگرد، بلکه می‏خواست پاره‏اى از نشانه‏هاى آخرت به او نشان داده شود، تا معرفت کامل حاصل شود و شک و تردیدها زایل گردد و نیازى نداشته باشد که براى قوم بنى اسرائیل استدلال کند و آنها انکار کنند.» (طبرسی
˛۱۳۷۲: ۷۳۰-۷۳۱)