۶_ بنا بر تخمین دولت روسیه احتمالا در سال ۱۹۹۹ حدود ۱۴ هزار زن توسط اقوام خود به قتل رسیده اند . با این حال این کشور قانونی برای مقابله با خشونت خانگی ندارد .
۷_ در بنگلادش بیش از ۵۰ درصد قتل ها ناشی از خشونت مردان است .
۸_ ۴۱ درصد زنان هند براثر آزار جسمی شوهران خود دست به خودکشی می زنند .
۹_ براساس آمار یونیسف در هند بیش از دو میلیون نفر زن خیابانی وجود دارد که بیش از نیم میلیون نفر از آنها زیر سن قانونی هستند و هیچ نوع حمایتی در مقابل انواع خشونت ها و برخوردهای شدیدی که با آن رورو می شوند ندارند . دولت هند رسما اعلام کرد طی ۲۰ سال گذشته ۱۰ میلیون نوزاد دختر توسط والدینشان به قتل رسیده اند .
۱۰_ در آفریقای جنوبی تعداد زنانی که در خانه به ضرب گلوله کشته می شوند بیش از آنهایی است که در خارج از خانه و توسط فردی غریبه به قتل رسیده اند .
۱۱_ ۴۲ درصد از زنان در کنیا به طور مرتب مورد آزار فیزیکی همسالان خود هستند .)
گفتارنهم : انواع خشونت علیه زنان
به طور کلی خشونت علیه زنان انواع متعددی دارد که در این میان می توان به چهار دسته از آنها که بسیار مهم می باشند اشاره نمود :
۱)خشونت جسمی :
این نوع یکی از گسترده ترین نوع خشونت ها است که می تواتند به شیوه های گوناگون انجام شود مانند کتک زدن ، هل دادن ، کشیدن مو ، ضرب و جرح ، قطع عضو ، شکنجه ، حبس ، سوزاندن ، اسید پاشی ، آزار و اذیت زن حامله ، سقط جنین اجباری ، قتل نفس ، محکم کوبیدن در ، چنگ انداختن ، گاز گرفتن ، محروم کردن از غذا ، لگد و مشت زدن ، شکستگی دنده ها ، خونریزی داخلی ، آسیب مغزی .
تعداد زنانی که روزانه به پزشکی های قانونی علیه همسران خود مبنی بر ضرب و جرح و خشونت های جسمی دلیل بر سیر صعودی این جرائم علیه است این در حالی است که آمار واقعی این خشونت ها مخصوصا خشونت های خانگی ، هرگز کشف نخواهد شد . یکی از دلایل عدم گزارش خشونت ها این است که زنان از خشونت دوباره می ترسند . بسیاری از زنانی که مورد ضرب و شتم همسران خود قرار گرفته و با طرح شکایت تا مرحله اثبات دعوا و اخذ دیه و یا حتی در مراحل پایین تر پیش می روند ولی قبل از اجرای حکم اعلام رضایت نموده اند زیرا به لحاظ عدم استقلال مالی و یا دلایل دیگر مجبورند به خانه همسران خود بازگردند و اخذ دیه یا مانع بازگشت آنها می شود یا به اعمال خشونت بیشتر منجر می گردد.
مطابق اصل بیستم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران همه افراد و ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی ، سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلامی برخوردارند .
اصل بیست و دوم قانون اساسی می گوید : حیثیت ، جان ، حقوق ، مسکن و شغل اشخاص از تعرض مصون است مگر در ماردی که قانون تجویز کند .
این در حالی است که در هیچ قانونی اجازه ضرب و شتم و قتل و شکنجه زنان به دیگری داده نشده است . شارلوت پانج می گوید : «شمار قابل توجهی از جمعیت دنیا صرفا به دلیل زن بودن مرتبا مورد شکنجه ، گرسنگی ، ترور ، تحقیر ، ختنه و حتی قتل قرار می گیرند اگر چنین جرائمی نسبت به هر گروه اجتماعی دیگر غیر از زنان اعمال می شد حتی به عنوان حالت فوق العاده مدنی و سیاسی و همین طور یک خشونت ریشه دار نسبت به قربانیان بشریت اعلام می شد .»
۲)خشونت جنسی :
خشونت جنسی به هر گونه رفتار غیر اجتماعی اطلاق می شود که از لمس کردن تا تجاوز را در بر می گیرد . این نوع خشونت هم ممکن است در محیط خانواده و توسط افراد آن و حتی شوهر ارتکاب یابد هم از سوی افرادی خارج از این نهاد و در بطن جامعه . خشونت جنسی که در خانواده علیه زنان اعمال می شود اغلب مکتوم می باشد چون زنان از طرح موضوع احساس شرم دارند . و افراد دیگر خانواده نیز به خاطر ترس از آبرو و حیثیت سعی در پنهان نمودن این خشونت ها دارند .
«با وجود آنکه اغلب قتل های ناموسی برای زنان متهم به زنا و زنای محصنه اتفاق می افتد لیکن قربانیان تجاوز نیز از قتل های ناموسی در امان نیستند در تحقیقی که درباره زنان به قتل رسیده در اسکندریه مصر به عمل آمد نشان داد ۴۷ درصد مقتولین ، قربانیان تجاوز بودند که به دست خویشاوند و نزدیک خود به قتل رسیده اند .»
به عبارت دیگر دیگران قربانیان تجاوز را زودتر از مزتکبان این گونه جرائم بر کرسی اتهام می نشانند . تقریبا این عقیده عمومی در عرف وجود دارد که اگر کسی مورد تجاوز و سوء استفاده جنسی یا خشونت جنسی هم قرار گرفت ، مقصر خودش است ؛ چون اوست که باعث تحریک جنسی مرد شده اما کسی نیست که بگوید چرا مردان به خود اجازه چنین رفتاری را می دهند و این متجاوز است که فارغ از ظاهر ، اعمال در رفتار قربانی ، مسئول رفتارش است .
اجبار در روابط زناشویی غیر متعارف در رابطه جنسی اجباری ، تجاوز جنسی ، تن فروشی اجباری ، ختنه زنان ، اجبار به برقراری رابطه در ایام عادت ماهیانه و مواقع مریضی ، حاملگی اجباری ، عدم اجازه استفاده از مسائل پیشگیری از حاملگی ناخواسته و ی توجهی به نیازهای جنسی زن ، قاچاق زنان به قصد فحشاء ، همه از مصادیق و نمونه های خشونت جنسی علیه زنان است .
در کشور مانند چین که از کثرت جمعیت رنج می برد مهم ترین راه حلی که برای دفع این معضل در نظر گرفته اند قانون تک فرزندی است که با عقیم کردن اجباری زنان بعد از به دنیا آوردن فرزند اول ، در واقع جنایتی جنسی علیه زنان می باشد یا در تولید مثل در بیساری از فرهنگ ها ، مردان نسبت به کنترل موالید واکنش منفی دارند
زیرا به زعم آنان به این عمل نشان از بی وفایی زن دارد . بدین ترتیب به حق مالکیت زن بر بدن خود نیز تجاوز می شود .
متأسفانه برخی قوانین نیز بر شدت این خشونت ها افزوده اند مانند ماده ۶۳۰ ق.م.ا «هر گاه مردی همسر خود را در حال زنا با مرد اجنبی مشاهده کند و علم به تمکین زن داشته باشد می تواند در همان حال آنان را به قتل برساند و در صورتی که زن مکره باشد فقط مرد را می تواند به قتل برساند . حکم ضرب و جرح در این مورد نیز مانند قتل است . »
قانونگذار این حق را به مرد داده که در حالتی که غیرت او در حال غلیان است و به چیزی جز اعمال خشمنت و انتقام فکر نمی کند ، زن خود را به قتل برساند بدون اینکه فرصت تحقیق داشته باشد که آیا زن وی با اختیار تن به چنین عملی داده یا از روی اکراه و اجبار . از طرفی چنین حقی برای زن پیش بینی نشده در حالی که همتن طور که این مسئله برای مردان حساس است ، برای زنان نیز به خاطر ضربه های ناشی از خیانت شوهر بسیار حائز اهمیت می باشد .
«تجاوز ممکن است علاوه بر آسیب و هتک حرمت زن ، پیامدهای جدی برای سلامت تولید مثل او داشته باشد زیرا ضمن آسیب جسمی و جراحت ، نجات یافتگان از تجاوز ، خطر حاملگی و مبتلا شدن به بیماری های مقاربتی از جمله (HIV) را متحمل می شوند . هر جای دنیا تج اوز که خود شکلی از خشونت است ممکن است خشونت بیشتری را برای یک دختر ازدواج نکرده به خاطر شرم از دست دادن باکرگی به ارمغان آورد ، در مناطقی از آسیا و خاورمیانه ننگ تجاوز آنقدر عظیم است که گاه قربانی به دست اعضای خانواده خود را به منظور تطهیر آبروی خانواده ، کشته می شود .»
انواع انحرافات ، بیماری های مقاربتی از قبیل ایدز ، سفلسی ، سوزاک و … آسیب های وارده به اندام های تناسلی ، مقعد ، دهان ، گلو ، در مزمن لگن ، آزردگی واژن از جمله آثار جسمی خشونت علیه زنان است . آثار روانی که بسیار ماندگارتر از آسیب های جسمی است مانند کابوس های شبانه ، بدبینی ، سرد مزاجی ، نارضایتی جنسی ، احساس منفی به مردان ، ترس از خیابان یا خانه ، احساس عدم امنیت ، ترس ، نگرانی ، ناامیدی ، افسردگی ، احساس گناه ، احساس بی حرمتی ، عدم قدرت در تصمیم گیری .