الف : هنر صددر صد ایرانی.
ب : هنر یونانی ایرانی .
ج : هنر یونانی ” ( هلنی )”
(گیرشمن،۱۳۴۹، ص۲۷۲).او”معبدآناهیتا (ناهید )را منتسب به دسته دوم می داند باتوجه به مطالب از پیش گفته ، تحقیقات تاریخی و کاوش های باستان شناسی چهاردوره برای کاربری معبد ذکر شده است : ” با شواهد عینی از پلکان دو طرفه در جنوب محوطه ای که طرح چهارگوش آن یادآور بنیاد
صفه ها ونیایشگاه های فضای باز هخامنشی می باشد(گیرشمن ،۱۳۵۰ ، ص ۲۵-۲۴ ). به همین جهت کاربری معماری در زمان هخامنشی نیایشگاه فضای باز ، در دوره سلوکی (معبدآرتمیس) ، در دوره پارتی(معبد آناییتیس=آناهیتا )ودر دوره ساسانی(آناهیتا وآتشگاه) بوده است” اگرچه بنای معبدآناهیتا رابراساس نوع معماری و وجود چشمه هایی در بالای آن مربوط به دوره تسلط یونانیها (سلوکیه)در ایران می دانند.ولی کاوشهای باستانشناسی وبررسی سبک ستون ها نشان می دهد که نوع حجاریها وتناسبات با نوع معماری یونانیان تطبیق نمی کند.”(کامبخش فرد،۱۳۷۸، ص۸۲ ، ۱۷۶). ابعاد ستونها و تزیینات و تناسبات سرستون و پای ستون مشابه هیچ گونه معماری یونانی نیست .
۳-۳-۱- آب پرهای طبقه دوم معبد
همانطوری که شواهد نشان می دهد معبدآناهیتا به صورت سه طبقه برروی هم وبه صورت اتصال طبقات ساخته شده است ، طبقات به صورت جداگانه ازپی ساخته نشده اندو پایه هرسه طبقه یکی می باشد، درطبقه دوم معبد بر روی لبه های صفه ، آب پر های از جنس سنگ ساخته شده است ،این آب پرها وسیله ای جهت ممانعت آبی که درطبقه دوم معبدجریان داشته با دیواره های طبقه اول می شده برای جلوگیری ازفرسایش واز بین نرفتن بدنه معبددر این طبقه ساخته شده اند. این آب پرها به صورت تکه های بزرگی در معبد کشف شده اند (شکل ۳-۱۱) .

آب پر ها معمولاً دارای یک سری برجستگی و فرو رفتگی هستند که بسیار نرم و حلالی تراشیده شده اند .
علت آن می باشد که آب عبوری از روی آنها با شدت و به تندی پایین ریخته نشوند . انتهای این آب پرها به پله های که جهت عبورو مرور ساخته شده اند قرار گرفته به صورتی که اولین پله انتهای این آب پرها یکی می باشد(شکل ۳-۱۲). در چهار طرف صفه آب پرها به صورت مربع شکل و سطحی صاف ساخته وپرداخته شده اند(شکل ۳-۱۳) .
نکته جالب توجه اینکه این آب پرها فاقد هرگونه تزییناتی از نقش و نگار می باشند. تنها حالت معماری و زیبای آن وتقریباً شبیه به سرستونها می باشد شامل یک صفحه تخت ویک حالت برآمده دایره وارشکل بربدنه این آب پرهاهیچ گونه عناصرتزئینی یا نقش ونگاری دیده نمی شود وبه یک شکل ساخته شده اند( کامبخش فرد ،۱۳۷۴، ص۱۰۱)
۳-۳-۱-۱- حجاری های ستون و اجزای آن در پرستشگاه ناهید و سابقه آن
درکنگاور ستون بندی در یک ردیف است که ازمنتهی الیه گوشه هاشروع می شود و با لبه ی خارجی و رویه ی دیوارها ادامه می یابد.رویه و سطوح این دیوارها را می توان ایوان ستوندار پنداشت فضای لازم را برای عبور و مرور میسر می ساخته است یا می توان به آن صفه سکو ، یا پلاتفرم نام داد . ستون ها ساده و کوتاه و قطورند وبه مثابه نرده های لبه ی دیوارها با ایوان تلقی می شده اند . هم حفاظ وهم پناه و هم از نظر استتیک دارای سایه روشن بوده اند(کامبخش فرد، ۳۷۴ ،ص۹۸). بنابراین مشاهده می شود که درسبک ستون سازی نمی توان برای پرستشگاه ناهید کنگاورالگووانگاره ای یافت مگراز خودش وتوجه به سبک سنتی ایران درقلمرو مادها (کرمانشاهان و کردستان و آذربایجان )که بنای فخریکا (آرامگاهی در مهاباد )را در نظرمی آورد. ستون ها در دوران مادها در بعضی مواقع بااجزای پایه وسرستون خود به صورت تمام رخ ودر پاره ای نقاط به شکل نیمه ستون در می آیندیعنی ستون های کاذبی که به دیوار چسبیده وآزادو تمام رخ نیستند(دیاکنوف ، ۱۳۵۷، صص ۳۷۸- ۳۷۷). در ستون سازی ایرانی کهن برخلاف اندازه هایی که متداول و مرسوم بوده ودر یونان به آن سبک می تراشیده اند ، تناسب ثابتی بین بخش های ستون مشاهده شده است . سبک دوریک عهد آرکائیک یونان ملهم از دوریک آغازین دره نیل است که ارتفاع ستونش۴ الی۶ برابر قطرآن است.
در دوره ی کلاسیک ارتفاع ۵ برابر قطر است وپارتنون (معبدباکره) درآتن از این سبک پیروی کرده است (پیرنیا ، گیرشمن ، ۱۳۴۶، ص ۴۵ ) . بنابراین مشاهده می شود که درسبک ستون سازی نمی توان برای ستون های کنگاورو پایه ها به غیرازمنطقه ی شمال غربی ایران و قلمرو مادها نمونه هایی دیگری را سرمشق قرار داد (دیاکنوف ،۱۳۵۷، صص۳۷۹ ). اگر فاصله ی بین دو ستون را از مبدا محورها درآپادانای داریوش مورد بررسی قرار دهیم حاصل آن رقمی برابر با ۸۶۵ سانتیمتر می شود که تقریبا نسبتی معادل دو به یک در مقایسه با فاصله ی ستون ها در کنگاور دارد که ۴۷۵ سانتی متر است . درزمینه ی تعداد ستون ها نیز در هر دو مکان تاریخی می توان نسبت هایی را ارائه داد .
در جبهه ی جنوبی معبدآناهیتا و در طرفین پلکان پهلویی ودو طرفه ی آن، درهرطرف دوازده ستون برقرار بوده است. که جمع ستون های دو طرف بیست وچهارتاست . احتمالاً همین تعداد ستون در جبهه ی شرقی وجود داشته است. در آپادانا نیز در سه جبهه ی شمال و شرق و غرب در فاصله ی بین برج ها ، دو ردیف شش تایی ،در هر طرف دوازده ستون وجود داردکه این تعداد مساوی به تعداد ستون هایی تالار آپادنا است که دارای۳۶ ستون است و بر همین قیاس در ایوان ستوندار کاخ پذیرایی کورش در پاسارگاد و پس ازصعود از پلکان دو طرفه ی آن ، دو ردیف بیست و چهار تایی ستون صاف و بدون شیار از سنگ سفید و دارای پایه ی مربع ورنگ سیاه و مزین به سر ستون سیاه رنگ متشکل از قسمت قدامی گاو نریا شیر یا اسب وجود دارد ( اشمیت ، ۱۳۴۲ ص۲۴) .
در آپادانا نیز ستون ها کشیده و بلند هستند و مزین به عناصر گل و برگ و خطوط در حجم های هندسی و حیوانی اند، ولی در کنگاور ستون بندی دریک ردیف است و تقریبا بر حسب قانون تقابل استقرار یافته است ، ساده و بدون تزیین می باشند(کامبخش فرد ، ۱۳۷۴ ، ص۱۰۱-۹۹).
۳-۳-۱-۲- موقعیت صفه کنگاور در معبد آناهیتا
صخره ی کنگاور درسده ی پنجم قبل از میلاد و در دوران سلسله شاهان هخامنشی به منظور احداث پرستشگاهی(آتشگاهی) در فضای بازو معبدی برای مراسم مذهبی در نظرگرفته شده و کارساختمان صفه درآن آغاز شد.
صفه به شکل مربع ویا اضافاتی در نقاط بلند و هموار کردن نقاط پست با خاک دستی و زوایدو با ارتفاعی متفاوت از سطح اراضی اطراف شکل گرفته است. پس از آن سکوی چهار گوش دیگری با چهارده متر اختلاف از سطح زمین های جنوبی در داخل آن ساخته شده که تلفیقی از صفه های اورارتویی آذربایجان وهخامنشی تخت جمشید وسر مسجد و پاسارگادوصفه های ایلامی است وبلندترین نقطه قله ی طبیعی وخط الراس صخره است.این اختلاف ارتفاع ناشی از وضع طبیعی صخره ی ناهید است. که معماران با کمال مهارت از آن سود جسته ، جاهای برجسته را بریده و فرورفتگیهارا با مواد مختلف از قبیل قوه سنگ و خاک و نخاله انباشته اند . دربالاترین نقطه نیز صفه ی چهار گوش دیگری قرارداشته که امروزه غیر از جزئیاتی اندک ، اثر دیگری از آن بر جای نمانده است. دیوار قطور محیطی را که درحقیقت ایوان چهار گوشه ی ستون داری است به دور صفه کشیده اند .که نمای آن را حجاری های پاکتراشی تشکیل داده که از نهر ذوله در یک کیلومتری کنگاور، سنگبری واستخراج شده و به پای کارحمل گردیده است .
دیوار یا ایوان چهار وجهی، صورت
مربع مستطیل وستون داری با قطر۵/۱۸ مترو ارتفاعی متغیر برحسب عارضه های طبیعی صخره دارد . قطرو عمق و درون دیوار را با لاشه ها و سنگ های بزرگ آسای غیرهندسی و ملات گچ انباشته اند . سنگ های غول آسای غیر هندسی و ملات گچ انباشته اند سنگ های نما (حجاری ها) و پیشانی صفه را به دست توانای حجاران سپرده اندکه پس از تراش و صیقل به صورت کاملا گونیا ، آنها را بر یکدیگر بی درز (ژوئن) قرار داده اندو بازجاسازی هایی به وسیله ی بست ها و میله های آهنی و سرب مذاب عمل اتصال را انجام داده اند، سپس در پشت این حجاریها با ملات گچ(دوغاب) جاهای خالی دیوار را پر کرده نمارا پیکره و پایه پیوسته اند ؛ بنابراین پوسته و نمای حجاری با بسته های فولادی و ملات گچ مخلوط با سنگ به پیکره پیوسته است. راه ورود به بالای صفه مانند صفه تخت جمشید وکاخ پذیرایی کوروش درپاسارگاد ، پلکانی دو طرفه است که شخص را ازاراضی جنوبی به بالای اولین سطح در۵ متری می رساند. با این حال پلکانی اختصاص و یک طرفه و باریک در گوشه ی شمال شرقی بنا تعبیه شده است ، که بایدآن را پلکانی
خصوصی یا خاص خدمه تلقی کرد.درسطوح مختلف بالای صفه یک آبروزیرزمینی به منظور جلوگیری از انباشتن آب و تخریب و ایجاد رطوبت در صخره ی شیبی کنده شده که از زیر دیوارها و تراس و سکوهای مختلف ، آب باران را در شیب صخره به اراضی پست اطراف در خارج از بنا هدایت می کند که احتمالاً به مصرف آبیاری زمین های منطقه نیزمی رسیده است. آب آشامیدنی از چشمه هایی سه گانه واقع در شمال شرقی و شمال غربی و مرکزی ازدرون و بطن صخره تامین می شده است .هنوز هم دریکی از آنها آب اندکی روان است(واقع در گوشه ی شمال شرقی).صفه مخروطی کنگاور درمقایسه با صفه ها وتخت گاه های پاسارگادو به کار گرفتن حجاری های وتزیینی در نمای آنهاو تعبیه ی ایوان ها شبیه ایوان کاخ پذیرایی کورش است .
راه ورود نیز مشابه کاخ پذیرایی به صورت پلکانی دو طرفه است که از یک سبک معماری تبعیت کرده است و به هیچ وجه قابل بررسی در خارج از قلمرو این سبک نیست. جلوه ی دیگر تشابه بین عناصرمعماری این دو محل وجود آتشگاه و آدریان های پاسارگاد دربالاترین نقطه ی صفه (عبادتگاه و آتشگاه فضای باز) و بالاخره نقش آناهیتا در این مجموعه و درحوزه ی قلمرو پاسارگاد است. که اولین مرکز معماری مذهبی ایران معرفی شده است(مصطفوی ، ۱۳۴۶، صص ۴۷-۴۱ ).
در حالی که عنصرآتشگاه درکنگاور صخره ای مخروطی شکل استکه به وسیله ی دو سکوو تراس چهار گوش محصورشده است ،احتمالاًدرهمین فضا، مراسم پرستش آتش انجام می شده که اثر این آتش، به صورت فراوان به هنگام کاوش در پای این صخره ی مخروطی محصور مشاهده شده است آناهیتا در این پرستشگاه نقش اساسی بعدی را از زمان اردشیر دوم هخامنشی داشته است ، بدین ترتیب که معابدی مشابه کنگاور ، علاوه بر پاسارگاد ، در همدان و شوش نیز بنیاد نهاده می شوند و در خارج از سرزمین سیاسی فعلی نیز از جمله در بابل وسوریه به وجود می آیند . دیوار محیطی بنای مقدس پاسارگاد نیزنظیر کنگاور از سنگ های تراشیده پاکتراشی مکعب شکل ساخته شده است . این سبک دیوار سازی و حجاری و صفه سازی از یک روش وشیوه ی ساختمانی و معماری تبعیت کرده است. در پاسارگاد علاوه بر آرامگاه کوروش ، تخت گوهر و زندان سلیمان و کعبه ی زرتشت نیز از