بخش آمار استنباطی و دانش آموزان دختر

۱۰۰
۱۰۰
چنانکه نتایج تحلیل های تک متغیری نشان می دهد،در هر دو زیر مقیاس تفاوت معناداری بین کودکان موسیقی آموخته و موسیقی نیاموخته وجود دارد،به طوری که بر اساس اطلاعات جدول۴-۱۰،در هر دو مقیاس حافظه کوتاه مدت و دقت و تمرکز حواس،میانگین کودکان موسیقی آموخته بالاتر از کودکان موسیقی نیاموخته است. بر این اساس تقریبا ۵/۶ درصد از واریانس “حافظه کوتاه مدت” آزمودنی ها،توسط انتساب به گروه ها تبیین می شود. این رقم در مورد “دقت و تمرکز حواس” به ۵/۱۱ درصد افزایش یافته است.
فصل پنجم
بحث و نتیجه گیری
مقدمه
در فصل حاضر ابتدا خلاصه پژوهش،سپس بحث و نتیجه گیری و در پایان محدودیتها و پیشنهادهای پژوهش ارائه می گردد.
۵-۱٫ خلاصه پژوهش
هدف از پژوهش حاضر،مقایسه حافظه کوتاه مدت،دقت وتمرکز حواس کودکان ۱۰ و۱۱ ساله موسیقی آموخته و موسیقی نیاموخته بود.
فرضیه های مطرح شده در این پژوهش عبارت اند از:
۱- بین توانایی حافظه کوتاه مدت،دقت و تمرکزحواس کودکان ۱۰و۱۱ ساله موسیقی آموخته و نیاموخته تفاوت وجود دارد.
۲- بین توانایی حافظه کوتاه مدت کودکان موسیقی آموخته و نیاموخته تفاوت وجود دارد.
۳- بین توانایی دقت کودکان موسیقی آموخته و نیاموخته تفاوت وجود دارد.
۴- بین تمرکزحواس کودکان موسیقی آموخته و نیاموخته تفاوت وجود دارد.
آنچه به عنوان هدف های پژوهش در نظر گرفته شده بود عبارت است از مشخص کردن تأثیر موسیقی بر حافظه کوتاه مدت،دقت و تمرکزحواس و نیز روش پژوهش حاضر،از نوع علی- مقایسه ای یا پس رویدادی بود.جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانش آموزان دختر و پسر ۱۰و۱۱ ساله مدارس ابتدایی شهرتهران تشکیل می دادند.که نمونه گیری از نوع هدفمند که با توجه به موضوع و هدف پژوهش،از بین مدارس ابتدایی شهرتهران ۵ منطقه و از هر منطقه ۴ مدرسه به طور تصادفی(دومدرسه پسرانه و دومدرسه دخترانه)انتخاب شدند. سپس با مراجعه به مدارس،با در نظر گرفتن متغیرهای هوش،سن،سطح تحصیلات پدر ومادر وسطح اقتصادی خانواده به عنوان متغیرهای کنترل به همتا سازی گروه آزمایشی و کنترل پرداخته شد. بنابراین بعد از انتخاب هدفمند۵۰ دانش آموز(از هرمدرسه ۵ دانش آموز)موسیقی آموخته(۲۵ دختر و ۲۵ پسر)و۵۰ دانش آموز موسیقی نیاموخته(۲۵ دختر و ۲۵ پسر)که از نظر متغیرهای ذکر شد همتا شده بودند به عنوان گروههای آزمایش و کنترل انتخاب شدند.و پس از آن پرسشنامه مشخصات دموگرافیک(از اولیاء)،تست هوش ریون و۲خرده آزمون وکسلر(محاسبات عددی وحافظه ارقام)از دانش آموزان بعمل آمد.
جهت توصیف دادهها به بررسی پارامترهایی مانند گرایش مرکزی(میانگین،میانه)،اندازه پراکندگی(دامنه تغییرات وانحراف معیار)پرداخته شد. در بخش آمار استنباطی برای تحلیل و تفسیر داده ها با توجه به تعداد متغیرهای وابسته از آزمون MANOVA تحلیل واریانس چندمتغیری یک راهه استفاده شد.
میانگین “حافظه کوتاه مدت” و “دقت و تمرکز حواس” کودکان موسیقی آموخته بالاتر از کودکان موسیقی نیاموخته است. در حالی که از نظر این دو متغیر بین کودکان دختر و پسر تفاوتی مشاهده نمی شود. در هر دو زیر مقیاس تفاوت معناداری بین کودکان موسیقی آموخته و موسیقی نیاموخته وجود دارد،به طوری که تقریبا ۵/۶ درصد از واریانس “حافظه کوتاه مدت” آزمودنی ها،توسط انتساب به گروه ها تبین می شود. این رقم در مورد “دقت و تمرکز حواس” به ۵/۱۱ درصد افزایش یافته است.
۵-۲ .بحث ونتیجه گیری
به منظور بحث و نتیجه گیری،ابتدا نتایج پژوهش به تفکیک فرضیه های پژوهشی ارائه
می شوند و سپس بحث ارائه می شود.
فرضیه شماره ۱:
بین توانایی حافظه کوتاه مدت،دقت وتمرکزحواس کودکان ۱۰و۱۱ ساله موسیقی آموخته و نیاموخته تفاوت وجود دارد.