۲-۱۱-۲-۱: فرق بین شکل های جور واجور فرعی تشخیص براساس گسترش

بدون توجه به فرق در تعاریف عملیاتی GSP در بین تحقیقات، گذشته پژوهشی گزارش می­ کنه که دست کم ۵۰% افراد دارای ترس اجتماعی، ملاک­های اون رو برآورده می­ کنن. مثلا، مانوزا[۵] و همکاران (۱۹۹۵) با ۱۲۹ مریض دارای ترس اجتماعی مصاحبه کردن و تشخیص دادن که ۵۲% از اونا تشخیص GSP و ۴۸% اونا تشخیص NGSP دارن. به همین ترتیب، براون و همکاران (۱۹۹۵) که با ۱۰۸ مریض دارای ترس اجتماعی مصاحبه کردن، به این نتیجه رسیدن که ۳/۵۹% (۶۴=n) ملاک­های GSP (با و بدون APD) رو برآورده کردن؛ ۹/۳۸% (۴۲=n) در NGSP  طبقه ­بندی شدن و تنها ۴/۷% (۸=n) به گروه فرعی”جدا از هم”ی ترس اجتماعی اختصاص داده شدن. این یافته ها از ترس­های اساسی افراد جداگونه بود. مثلا، افراد دارای ترس اساسی صحبت­کردن در جمع، در بین طبقات به نسبت بازنمایی شدن. استین و همکاران (۱۹۹۶) ۴۹۹ فرد رو با بهره گرفتن از تلفن، واسه جمع­بیاری اطلاعاتی درباره اپیدمولوژی اضطراب صحبت­کردن در جمع، سرند کردن. ۵% ملاک­های ترس اجتماعی رو برآورده کردن، و ۵۳% از اونا شایدً از شکل گسترش­یافته تر ترس اجتماعی رنج می­بردن (هافمن و همکاران، ۲۰۰۴).

اضطراب

 

 

۲-۱۱-۲-۲: فرق بین شکل های جور واجور فرعی تشخیص براساس ویژگی­های جمعیت­شناختی

مانوزا و همکاران (۱۹۹۵) گزارش کردن که دو- سوم بیماران دارای GSP و یه- سوم بیماران دارای NGSP هیچوقت ازدواج نکرده ­ان. بعضی تحقیقات هم گزارش کرده­ان که افراد دارای GSP نسبت به افراد گروه فرعی باقی­مونده، تمایل به جوون­تر­بودن و داشتن وضعیت اجتماعی اقتصادی پایین­تری دارن (براون و همکاران، ۱۹۹۵؛ هیمبرگ و همکاران، ۱۹۹۰؛ لوین و همکاران، ۱۹۹۳). اما تحقیقات دیگه، هیچ فرقی بین شکل های جور واجور فرعی با در نظر گرفتن سن، جنسیت و وضعیت اجتماعی اقتصادی پیدا نکردن (هربرت و همکاران، ۱۹۹۲؛ هافمن و راث، ۱۹۹۶؛ هولت و همکاران، ۱۹۹۲؛ مانوزا و همکاران، ۱۹۹۵؛ مک رسیدن و همکاران، ۱۹۹۵؛ استمبرگر و همکاران، ۱۹۹۵).
اقتصاد

 

۲-۱۱-۲-۳: فرق بین شکل های جور واجور فرعی تشخیص براساس شدت بالینی

تحقیقات به طور هماهنگی گزارش کرده­ان که افراد دارای GSP نسبت به نوع فرعی باقی­مونده، در اندازه­های خودگزارش­دهی اضطراب اجتماعی نمره بالاتری گرفتن (استین و چاویرا[۶]، ۱۹۹۸) این اندازه­ها عبارتند از: اندازه ترس از آزمایش منفی ([۷]FNE، واتسون[۸] و فرند[۹]، ۱۹۶۹)، اندازه دوری و پریشونی اجتماعی ([۱۰]SADS ؛ واتسون و فرند، ۱۹۶۹)، (براون و همکاران، ۱۹۹۵؛ گلرنتر[۱۱] و همکاران، ۱۹۹۲؛ هیمبرگ و همکران، ۱۹۹۰؛ هافمن و راث، ۱۹۹۶؛ هولت و همکاران، ۱۹۹۲؛ ترنر و همکاران، ۱۹۹۲)، و پرسشنامه اضطراب و ترس اجتماعی ([۱۲]SPAI؛ ترنر و همکاران، ۱۹۸۹) (بُگلز و ریث[۱۳]، ۱۹۹۹؛ هافمن و راث، ۱۹۹۶؛ ترنر و همکاران، ۱۹۹۲). آدمایی که هم دارای  GSP و هم دارای APD هستن نسبت به افراد طبقات باقی­مونده، تمایل دارن که بالاترین نمره رو در این اندازه­ها بگیرن (به طور مثال براون و همکاران، ۱۹۹۵) و شایدً با یکی از مشکل­های محور I مثل اضطراب گسترش­یافته، افسردگی همبودی دارن و آسیب­شناسی کلی بیشتر (هربرت و همکاران، ۱۹۹۲؛ هولت و همکاران، ۱۹۹۲؛ هافمن و راث، ۱۹۹۶) و روان­آزردگی بیشتری (استمبرگر و همکاران، ۱۹۹۵) دارن. با این وجود، افراد دارای GSP نسبت به افراد گروه باقی­مونده، ً خودشون رو به خاطر ترس­شون، دچار اختلال­تر آزمایش نمی­کنن، و این نشون می­دهد که یافته های نمی­تونه با فرق در شدت ذهنی مریضی توضیح داده بشه (گلرنتر و همکاران، ۱۹۹۲).

افسردگی

[۱] Boone M.L.

[۲] Tran, G. Q

[۳] Chambless, D. L

 

[۴] Heinrichs,N

[۵] Mannuzza, S

[۶] Chavira, D. A

[۷] Fear of Negative Evaluation scale

[۸] Watson D

[۹] Friend R.

[۱۰] Social Avoidance and Distress Scale

[۱۱] Gelernter, C. S

[۱۲] Social Phobia and Anxiety Inventory

[۱۳] Reith, W