توسعه مدل ریسک ادراک شده سفر به ایران به عنوان یک …

۵-۲-۳- فرضیه شماره (۳) مبنی بر ” تاثیر دانش گردشگر بر فاصله روانی ادراک شده” تایید شد. بر اساس این یافته هرچه گردشگران دانش و شناخت بیشتری از مقصد داشته باشند، فاصله روانی کمتری نسبت به مقصد ادراک می کنند. در این پژوهش از آنجا که افراد سفر نکرده مورد مطالعه قرار گرفته اند. منظوراز دانش گردشگر، آشنایی او با مقصد در اثر اطلاعات دریافتی در خصوص مقصد است. بر این اساس، هرچه شناخت و دانش گردشگر از مقصد بیشتر باشد، در خصوص ابعاد بیشتری از مقصد اطلاعات معتبرتری در دسترس خواهد داشت و مبتنی بر نظریه سطوح استنباط، گردشگر در سطح پایین استنباط قرار داشته و فاصله روانی کمتری را ادراک می کند. بر عکس، گردشگرانی که دانش و آشنایی کمی با مقصد کشور دارند استنباط های خود در خصوص مقصد را به شکل کلی و الگو وار انجام داده و در سطوح بالای استنباط ، فاصله روانی بالایی را در خصوص مقصد ایران ادراک می کنند. لذا مقصد ایران را از نظر قانونی، فرهنگی و زیرساختی بسیار متفاوت تر و دور از کشور مبداء خود استنباط می نمایند.
۵-۲-۴- فرضیه شماره ۴ پژوهش مبنی بر” تاثیر فاصله روانی ادراک شده بر ریسک ادراک شده از مقصد کشور” تایید شد. به شکل کلی،براساس فاصله روانشناختی، زمانی که گردشگر شباهت های بیشتری از نظر فرهنگی، حقوقی و زیرساختی میان کشور مبداء خود و مقصد گردشگری ادراک می کند مقصد را نزدیک تر به خود درک نموده و پیامد های سفر به مقصد را مثبت ارزیابی می نماید.به عبارتی تصمیم سفر به مقصد وی به دلیل احساس امنیت حاصل از شباهت با ریسک کمتری همراه است. این یافته نیز تاکنون در ادبیات پژوهش به این شکل مورد بررسی قرار نگرفته است. مطالعه ریزانگر و ماندو(۲۰۰۵) نشان داده است ریسک ادراک شده تابعی از عوامل فرهنگی است. سازه فاصله روانی ادراک شده، در این پژوهش از نظر مفهومی گسترده تر از تفاوت فرهنگی ادراک شده است و شامل ابعاد زیرساختی و قانونی نیز می باشد. برعکس هرچه افراد تفاوت بیشتری میان مقصد گردشگری و کشور مبداء خود ادراک کنند، بر اساس نظریه سطوح استنباط در سطح بالاتر استنباط قرار داشته و فاصله روانی ادراک شده بیشتری دارند، در اثر این فاصله روانی، مقصد بالقوه دور تر از مبدا درک شده لذا گردشگر به دلیل عدم انطباق با محیط متفاوت احساس ریسک بالاتری را نسبت به مقصد خواهد داشت.
۵-۲-۵ فرضیه شماره ۵ پژوهش مبنی بر ” تاثیر خصیصه ریسک پذیری بر ریسک ادراک شده از مقصد کشور” تایید شد. بر اساس نظر بلیک و همکاران[۲۱۳](۱۹۵۱) ویژگی های شخصیتی افراد بر فرایند ادراک آنها تاثیر گذاشته و به عبارتی ادراک افراد از پدید ها تحت تاثیر خصیصه های شخصیتی آنها می باشد. لذا مصرف کننده ای که خصیصه ریسک پذیری دارد ممکن است تحت تاثیر این خصیصه در یک موقعیت خاص ریسک کمتری را نسبت به افراد ریسک گریز ادراک نماید. نتایج مطالعه حاضر نیز نشان می دهد که گردشگرانی که خصیصه روانشناختی ریسک پذیرتری دارند ریسک کمتری از مقصد ایران ادراک نموده اند.به عبارت دیگر ادراکات آنها در خصوص انواع ریسک های احتمالی سفر به ایران تحت تاثیر خصیصه روانشناختی ریسک پذیری آنها قرار گرفته لذا ریسک کمتری را نسبت به مقصد کشور ادراک نموده اند. برعکس، آن دسته از گردشگرانی که ریسک گریزتر هستند ریسک ادراک شده ی بیشتری را نسبت به مقصد کشور ادراک نموده اند. بر اساس نظر پلاگ (۲۰۰۱) این افراد تمایل ندارند به مقاصد جدید بروند،کمتر ماجراجو بوده و جستجوی کمتری می کنند. لذا نسبت به مقاصد جدید احساس ریسک بالاتری دارند.
۵-۲-۶ – فرضیه شماره ۶ پژوهش مبنی بر “تاثیر دانش گردشگر بر ریسک ادراک شده از مقصد” تایید شد. هرچه دانش گردشگر از مقصد ایران بیشتر باشد، ریسک ادراک شده ی کمتری نسبت به مقصد ادراک می شود. همچنین گردشگرانی که دانش محدودی نسبت به مقصد ایران دارند احساس ریسک بیشتری می نمایند.بر اساس مطالعه لیپ و گیپسون (۲۰۰۳) هرچه آگاهی،دانش و شناخت گردشگر در خصوص مقصد بیشتری باشد ریسک پایین تری را ادراک می کند. لذا یافته های این پژوهش با یافته های لیپ و گیبسون(۲۰۰۳) مطابقت دارد. به نظر پژوهشگر، ابهام در شرایط تصمیم گیری در اثر فقدان اطلاعات می تواند باعث ایجاد احساس عدم اطمینان در خصوص پیامد های سفر به یک مقصد جدید باشد. این یافته با توجه به نظریه ریسک مصرف کننده نیز قابل توضیح است. براساس نظریه ریسک مصرف کننده که توسط تیلور (۱۹۷۴) بیان شد افراد هنگام نبود اطلاعات دچار اضطراب شده و عدم اطمینان و ریسک مرتبط با تصمیم را احساس می نمایند.
۵-۲-۷- فرضیه شماره ۷ پژوهش مبنی بر “تاثیر ریسک ادراک شده از مقصد بر تصویر ذهنی کلی از مقصد” مورد تایید قرارگرفت. بر اساس این یافته، هرچه گردشگران ریسک بیشتری نسبت به مقصد ادراک کنند لذا احساس عدم اطمینان بیشتری در خصوص پیامد های سفر به مقصد خواهند داشت. این عدم اطمینان باعث می شود که گردشگر نگرش نامطلوبی در خصوص مقصد ایجاد نماید لذا تصویر ذهنی کلی از مقصد منفی خواهد شد. همچنین با کاهش ریسک ادراک شده در خصوص مقصد ، گردشگران تصویر ذهنی مطلوب تری در مورد آن مقصد خواهند داشت. این یافته با نتایج یافته های فیراز و همکاران(۲۰۱۱) مطابقت دارد. بر اساس نظریه ادراک مصرف کننده، گردشگرانی که یک مقصد را با ریسک بالا ادراک می کنند. این ادراکات آنها باعث شکل گیری واکنش های شناختی و عاطفی در گردشگر در خصوص مقصد می شود. از این دیدگاه ،ارزیابی های شناختی در خصوص یک مقصد با ریسک بالا، باور هایی در مورد ویژگی های شناختی نامطلوب مقصد ایجاد می کند. همچنین از این دیدگاه، واکنش عاطفی در خصوص یک مقصد با ریسک بالا، واکنش های هیجانی منفی از قبیل ترس، نگرانی و اضطراب خواهد بود. واکنش های عاطفی در خصوص مقاصد با ریسک کم و امن نیز می تواند احساس امنیت، آرامش باشد.
۵-۲-۸- فرضیه شماره ۸ پژوهش مبنی بر “تاثیر دانش گردشگر بر تصویر کلی ادراک شده از مقصد” تایید شد. بر اساس یافته های این پژوهش، هرچه آگاهی، شناخت و دانش گردشگر در خصوص یک مقصد گردشگری بیشتر شود، تصویر ذهنی ادراک شده از مقصد مطلوب تر خواهد بود. بر اساس نظریه یکپارچگی اطلاعات اندرسون(۱۹۸۱) با افزایش اطلاعات گردشگر، دانش گردشگر از مقصد بیشتر می شود و این اطلاعات با اطلاعات قبلی یکپارچه شده و تصویر ذهنی از مقصد را تغییر می دهد. هرچه دانش عینی و معتبر گردشگر در خصوص یک مقصد بیشتر باشد کمتر تحت تاثیر پوشش های رسانه ای یا قرار گرفته لذا تصویر مطلوبت تری از مقصد گردشگر خواهند داشت. به هر صورت افزایش دانش گردشگر، تصویر مطلوب تری از نظر عاطفی و شناختی ایجاد می کند.
۵-۲-۹- فرضیه شماره ۹ پژوهش مبنی بر “تاثیر فاصله روانی ادراک شده بر تصویر ذهنی ادراک شده از مقصد” ایران تایید شد. بر اساس این یافته، هرچه فاصله روانی کمتر باشد، گردشگر تصویر ذهنی مطلوب تری از مقصد خواهد داشت. بر اساس نظریه سطوح استنباط مصرف کننده، هرچه گردشگر فاصله روانی کمتری بین کشور مبدا خود و مقصد گردشگری ادراک کند،یعنی اینکه شباهت بیشتری بین مبدا خود و مقصد ادراک می کند. معمولا براساس نظریه مواجهه صرف، تکرار مواجهه آن چیزی را که مردم می شناسند،ایجاد علاقه می کند به همین لحاظ آنچه مشابه خانه خودشان باشد را تصویر مطلوب تری خواهند داشت. در اثر این شباهت، گردشگر از نظر شناختی و عاطفی مقصد را مطلوب تر ادراک نموده و تصویر ذهنی کلی مثبتی در خصوص مقصد خواهد داشت. بر اساس این یافته گردشگرانی که از نظر فرهنگی ، قانونی و زیرساختی شباهت بیشتری بین مقصد و کشور مبداء خود ادراک می کنند، ویژگی های شناختی و عاطفی مقصد را مثبت تر ارزیابی می نمایند. نتایج این یافته مشابه یافته های منرای و مانرای(۲۰۱۱) می باشد.
۵-۲- ۱۰- فرضیه شماره ۱۰ پژوهش مبنی بر “تاثیر خصیصه ریسک پذیری بر نیت سفر به مقصد ایران” مورد تایید قرار گرفت. نتایج این یافته با یافته های مطالعه آسکوار (۲۰۱۱) مطابقت دارد.بر اساس این یافته گردشگرانی که خصوصیت روانشناختی ریسک پذیری بالاتری دارند نیت سفر آنها به مقصد ایران قوی تر است. بر اساس مطالعه پلاگ (۲۰۰۲)در خصوص خصیصه روان شناختی ریسک پذیری، افراد ریسک پذیر تمایل دارند تا مقاصد جدید را تجربه کنند، به جستجوی اطلاعات در مقصد بپردازند. لذا نیت قوی تری در مورد سفر به مقصد ایران دارند. از طرف دیگر نظریه چشم انداز بیان می دارد که افراد ریسک پذیر کمتر نگران امنیت و مخاطرات مقصد هستند لذا نیت قوی تری برای سفر به آن مقاصد دارند. برعکس این مطلب، انتخاب های افراد ریسک گریز بر مقاصد کاملا امن و بیخطر تمرکز دارد و هرچه ریسک گریز تر باشند نیت سفرشان در خصوص مقصد جدید کمتر خواهد بود.
۵-۲-۱۱- فرضیه شماره ۱۱ پژوهش مبنی بر” تاثیر دانش گردشگر بر نیت سفر به مقصد ایران” تایید شد. براین اساس هرچه دانش گردشگر در خصوص مقصد ایران بیشتر باشد احتمال سفر به ایران بیشتر و نیت سفر وی قویتر است. هرچه دانش و شناخت گردشگر از یک مقصد گردشگری بیشتر باشد وی در خصوص ابعاد بیشتری از مقصد می تواند بیندیشد و باور های قوی تری در خصوص مقصد ایجاد می شود. و قابلیت تمایز آن مقصد از سایر مقاصد نیز بیشتر خواهد بود. لذا احتمال اینکه آن مقصد انتخاب شود بالاتر است. از طرف دیگر بر اساس مدل انتخاب مقصد کرامپتون (۱۹۹۲) در صورتی که یک مقصد جزئی از مجموعه فراخوان گردشگر در ساختار دانش وی قرار گیرد احتمال اینکه در فرایند انتخاب بر روی آن مقصد تامل شود و انتخاب شود بیشتر خواهد بود .بر اساس مدل نیت رفتاری نیز با افزایش شناخت گردشگر ،باور ها و در نتیجه نگرش های وی در خصوص مقصد قوی تر بوده ولذا نیت سفر به مقصد قوی تر است.براساس این یافته گردشگرانی که شناخت و آگاهی کمی در خصوص یک مقصد دارند،با احتمال کمتری مقصد بالقوه را مورد ارزیابی قرار می دهند لذا نیت ضعیف تری در خصوص سفر به آن مقصد خواهند داشت.از طرف دیگر از آنجا با افزایش دانش و شناخت گردشگر، تردید و عدم اطمینان کمتری ادراک می گردد نیت سفر به مقصد قوی تر خواهد بود. نتایج این یافته با یافته های مطالعه وونگ ویه (۲۰۰۹) مطابقت دارد.
۵-۲-۱۲ فرضیه شماره ۱۲ پژوهش مبنی بر “تاثیر تصویر ذهنی از کشور مقصد ایران بر نیت سفر به مقصد” تایید شد. این یافته بیان می کند که هرچه تصویر ذهنی کلی گردشگر در خصوص مقصد مطلوب تر باشد به عبارتی گردشگر تصویر شناختی و عاطفی قوی تر داشته باشد، نیت قوی تری در خصوص سفر به آن مقصد خواهد داشت. نتیجه این یافته با یافته های مطالعه نادو و دیگران(۲۰۰۸) در خصوص تاثیر تصویر ذهنی بر نیت سفر به مقصد همخوانی دارد. براساس مدل نیات رفتاری، می توان اذعان نمود گردشگری که تصویر ذهنی شناختی(باور ها) و تصویر ذهنی عاطفی(عواطف و احساسات) مثبت تری در خصوص مقصد دارد، نگرش های مثبت تری داشته لذا نیت سفر به آن مقصد در او قوی تر خواهد بود. نتایج این یافته همچنین با یافته های مطالعه ناح(۲۰۰۶)نیز همخوانی دارد. لذا بهبود تصور ذهنی ادراک شده می تواند نیت سفر به مقصد کشور را قوی تر نماید. نتایج مطالعه چن ودیگران (۲۰۱۲) نیز بیان می دارد که تصویر ذهنی ادراک شده از کشور اسلامی برونی بر نیت سفر به مقصد تاثیر گذار است.
۵-۲-۱۳- فرضیه شماره ۱۳ پژوهش بیان می کند که “فاصله روانی ادراک شده از مقصد ایران بر نیت سفر به مقصد ایران ” تاثیر دارد.بر اساس نتایج فصل چهارم این فرضیه نیز تایید شده است. به عبارت دیگر هرچه فاصله روانشناختی ادراک شده از مقصد ایران کاهش یابد نیت سفر به مقصد قوی می شود. مطالعه ایم و دیگران (۲۰۰۷) بیان نمود که فاصله فرهنگی با نیت سفر به مقصد از یک رابطه قوی برخوردار است. گردشگرانی که فاصله فرهنگی کمی بامقصد بالقوه دارند تمایل قوی تری برای سفر به آن مقصد را نشان می دهند. هرچند فاصله روانی سازه ای وسیع تر از فاصله فرهنگی است و عامل فرهنگی یک از ابعاد فاصله روانی محسوب می شود. اما می توان گفت این یافته با یافته ی مطالعه ایم و دیگران(۲۰۰۷) مطابقت دارد. هرچه گردشگر نزدیکی فرهنگی، قانونی و زیرساختی بیشتری با مقصد ادراک نماید، در نتیجه نیت قوی تری برای سفر به آن مقصد دارد. از طرفی زمانی که فاصله روانی بایک مقصد بیشتر ادراک شود آن مقصد نسبت به مبدا گردشگر خیلی متفاوت تر درک شده لذا نیت سفر به آن مقصد ضعیف تر خواهد بود.
۵-۲-۱۴ فرضیه شماره ۱۴ پژوهش بیان می کند که” خصیصه ریسک پذیری بر تصویر ذهنی از مقصد کشور تاثیر” می گذارد. این فرض نیز براساس تجزیه و تحلیل ها مورد تایید قرار گرفت. به عبارتی افرادی که ریسک پذیری بیشتری دارند تصویر ذهنی کلی مثبت تری نسبت به مقصد ایران دارند. بر اساس نظر پلاگ(۲۰۰۲) افراد ریسک پذیر ، بیشتر جستجوی اطلاعات نموده و نسبت به مقاصد جدید تمایل قوی تری دارند. این افراد به دلیل اطلاعات بیشتر، تصویر ذهنی شناختی واضح تر و عواطف مطلوب تری نسبت به مقصد ایران دارند.
۵-۲-۱۵ فرضیه شماره ۱۵ مبنی بر “تاثیر ریسک کلی ادراک شده بر نیت سفر به ایران” مورد تایید قرار نگرفت. هر چند پژوهشگر انتظار داشت که افرادی که ریسک بیشتری ادراک می نماید نیت سفر شان به ایران ضعیف تر باشد و برعکس افرادی که ریسک کمی ادراک می کنند نیت قوی تری در خصوص سفر به مقصد ایران داشته باشند. اما نتایج نشان می دهد که این رابطه معنی دار نمی باشد. به عبارت دیگر در سطوح متفاوت ریسک ادراک شده گردشگران نیت نسبتا یکسانی در خصوص سفر به مقصد ایران دارند.اگر ریسک ادراک شده بر روی محور افقی قرار گیرد و نیت سفر برروی محور عمودی، نمودار پراکنش حول یک خط موازی محور افقی خواهد بود که گویای فقدان تفاوت معنی دار بتا یعنی شیب خط رگرسیون با عدد صفر است. نتایج آزمون t نشان می دهد که پارامتر نیت سفر به کشور کمتر از متوسط می باشد. لذا در سطوح متفاوت ریسک، نیت تقریبا یکسانی در خصوص سفر به ایران وجود دارد.
نتایج این یافته با یافته های مطالعات کوینتا و پل ژونسکی(۲۰۱۰)،کوینتا و دیگران(۲۰۰۹) ناسازگار است. هرچند که ریسک ادراک شده با نیت سفر به ایران ارتباط معنی داری ندارد، اما ریسک ادراک شده از طریق تصویر ذهنی ادراک شده از مقصد کشور بر نیت سفر به ایران تاثیر گذار است. این ارتباط غیر مستقیم نشان می دهد که هرچه ریسک ادراک شده از مقصد کمتر باشد، تصویر ذهنی مثبت تری از مقصد ایجاد شده و این تصویر ذهنی بر نیت سفر به مقصد ایران تاثیر گذار است. از این یافته با یافته های ناح(۲۰۰۶) مبنی بر تاثیر ریسک ادراک شده بر تصویر ذهنی و نیت سفر به مقصد مطابقت دارد. به عبارت دیگر هرچه ریسک ادراک شده از مقصدکمتر باشد، گردشگری مقصد را امن تر ادراک نموده و تصویر ذهنی کلی مطلوب تری نسبت به مقصد گردشگری ادراک کرده لذا نیت قوی تری در خصوص سفر به مقصد خواهند داشت.
۵-۲-۱۶ نتیجه گیری مبتنی بر مدل نهایی پژوهش
در شکل شماره ۵-۱ مدل نهایی پژوهش قابل مشاهده می‌باشد. به عنوان نتیجه گیری کلی می‌توان بیان داشت که ریسک ادراک شده گردشگران تحت تاثیر فاصله روانی ادراک شده از مقصد،دانش گردشگر و خصیصه ریسک‌پذیری گردشگر می‌باشد. به عبارت دیگر با افزایش سطح دانش گردشگر و با کاهش فاصله روان شناختی ادراک شده می‌‌توان ریسک ادراک شده از مقصد کشور را کاهش داد.با توجه با مدل پژوهش هرچه ریسک ادراک شده از مقصد کاهش یابد، تصویر ذهنی مقصد بهبود یافته و نیت سفر به مقصد کشور بهبود می‌یابد. همچنین مدل گویای این مهم است که نیت سفر به مقصد کشور، با کاهش در میزان فاصله روانی و افزایش دانش گردشگران در خصوص مقصد ایران به شکل مستقیم افزایش می‌یابد.
شکل۵-۱ مدل توسعه داده شده پژوهش

۵-۳- نتایج پژوهش در خصوص یافته های جانبی

در این بخش با توجه به سایر یافته های پژوهش در خصوص آثار غیر مستقیم سازه های مدل و یافته های جانبی نتایج برشمرده شده اند. مسیر دانش گردشگر- فاصله روانی – ریسک ادراک شده بیان می دارد که با افزایش سطح دانش گردشگر در خصوص مقصد ایران، فاصله روانی ادراک شده ی کاهش یافته و گردشگران ریسک کمتری ادراک می کنند. براساس نظریه سطوح استنباط زمانی که دانش و شناختی گردشگر از ویژگی های مقصد افزایش یابد فرد در اثر اطلاعات معتبر و عینی در سطوح پایین استنباط قرار گرفته و فاصله روانی کمتری ادراک می کند .این کاهش فاصله روانی باعث می شود که گردشگر عدم اطمینان کمتری و در نتیجه ریسک پایین تری در خصوص مقصد ادراک کند.
مسیر دانش گردشگر- ریسک ادراک شده – تصویر ذهنی بیان می دارد که با افزایش میزان شناخت وآگاهی گردشگر، ریسک ادراک شده کاهش یافته و در نتیجه گردشگر تصویر ذهنی مطلوب تری در خصوص مقصد ادراک می کند. بر اساس نظریه ریسک ادراک شده با افزایش اطلاعات عینی و معتبر گردشگر، ابهام و عدم اطمینان گردشگر کاسته شده و در نتیجه ریسک کمتری ادراک می شود و گردشگر احساس امنیت بیشتری در خصوص مقصد نموده لذا تصویر ذهنی مطلوب تری در خصوص مقصد ایجاد می شود.
یافته های جانبی پژوهش نشان می دهد که ریسک ادراک شده کلی بالاتری از متوسط بوده لذا گردشگران سفر نکرده به مقصد کشور ، مخاطره ی بالایی را در خصوص سفر به مقصد ادراک می کنند. تحلیل میانگین سازه فاصله روانی نیز نشان می دهد که گردشگران در کل فاصله روانی بالایی را در خصوص مقصد ادراک می کنند. به عبارت دیگر کشور مقصد ایران را از نظر زیرساختی، فرهنگی و قانونی بسیار متفاوت از کشور مبدا خود ادراک می کنند. دانش گردشگر در خصوص مقصد ایران نیز کمتر از میزان متوسط می باشد به عبارت دیگر گردشگران سفر نکرده به ایران آگاهی و شناخت کمی در خصوص ویژگی های مقصد ایران دارند. همچنین تحلیل میانگین نیت سفر به مقصد کشور نشان می دهد که گردشگران نیت کمتر از متوسط و یا پایینی در خصوص سفر به مقصد کشور دارند.از میان ملیت های مختلف نیز گردشگران اهل خاور میانه نسبت به باقی گردشگران ده منطقه دیگر،ریسک ادراک شده ی کمتر، فاصله روانی کمتر، تصویر ذهنی مثبت تر و نیت قوی تری در خصوص مقصد ایران دارند. دلیل این یافته می تواند نزدیکی جغرافیایی، فاصل مشترک های فرهنگی و شناخت عینی تر کشور های همسایه از ویژگی های مقصد کشور دانست.

۵-۴ – محدودیت‌های پژوهش

از آنجا که هدف پژوهش سنجش نظرات گردشگران سفر نکرده به مقصد ایران بوده است. یافتن جامعه آماری افراد گردشگر که سابقه سفر به ایران را نداشته اند مشکل بود لذا پژوهشگر به ناچار از شبکه اجتماعی کوچ سرفینگ استفاده نمود. ممکن است یافته ای این پژوهش تحت تاثیر ترکیب و توزیع اعضای جامعه قرار گرفته باشد و یافته ها قابل تعمیم به کل گردشگران سفر نکرده به ایران که عضو این جامعه نیستند نباشد. همچنین امکان اینکه نمونه گیری در این شبکه با بهره گرفتن از یک چارچوب صورت بگیرد وجود نداشت چرا که افراد دائما در دسترس نبوده اند و پژوهشگر مجبور بوده که به نمونه گیری دردسترس بپردازد و داده ها را از افرادی جمع آوری کنند که در طول دوره پژوهش از شبکه خود بازدید کرده اند. هرچند در فرایند نمونه گیری سعی شده است که رویکردی محافظه کارانه برگزیده شود و تعداد زیادی از افراد مورد سئوال قرارگیرند. اما از برخی از ملیت در ترکیب حجم نمونه به میزان کمتری وجود دارد.این امر به دلیل نرخ های متفاوت استفاده از این شبکه اجتماعی در مناطق مختلف می باشد.دیگر محدودیت این پژوهش از این قرار است که چون نرخ استفاده از شبکه اینترنت در مناطق مختلف، متفاوت است.لذا در ترکیب نمونه از کشور هایی که نرخ عضویت در شبکه های مجازی آنها کمتر است حضور پایین تری دیده می شود.این امر می تواند تعمیم یافته های پژوهش را با محدودیت روبرو نماید.
گذر زمان عاملی دیگری است که می تواند تعمیم یافته‌های این پژوهش را با محدودیت روبرو کند. زیرا با تغییرات در نگرش دولت جدید، نوع روابط خارجی و تغییرات در نگردش های گردشگران ماهیت برخی از ریسک ها در طول زمان تغییر خواهد نمود به عبارت دیگر یافته های این پژوهش به واقعیت های موجود در زمان جمع آوری داده ها وابسته می‌باشد.

۵-۵- پیشنهادهای کاربردی پژوهش مبتنی بر یافته ها:

در این بخش با توجه به مسئله اصلی پژوهش مبنی بر نیاز به توسعه سهم بازار نسبی کشور در صنعت گردشگری خارجی،پیشنهادهای پژوهش مبتنی بر یافته ها ارائه شده است.این پیشنهادها به سیاست گذاران و فعالان اقتصادی عرصه بازاریابی گردشگری (ذینفعان پژوهش)کمک خواهد نمود که راهکارهایی را درخصوص توسعه گردشگری و توسعه ورود گردشگران خارجی به کشور برگزینند.

۵-۵-۱- استراتژی تغییر نگرش گردشگران بالقوه در خصوص مقصد

یافته های ترکیبی کمی و کیفی بیان می دارند که ریسک های ادراک شده ای همچون نقض حقوق بشر،پوشش نامناسب ،ریسک اجتماعی ناشی از برداشت های و تصورات گردشگران از فضای داخلی کشور و همچنین نگرش های شکل گرفته آنها می باشد.نتایج فرضیات پژوهش نشان داد که ریسک ادراک شده بر تصویر ذهنی از مقصد تاثیر داشته و همچنین تصویر ذهنی بر نیت سفر به مقصد نیز تاثیر گذار است. بر این اساس تدوین برنامه های بازاریابی مقصد با محوریت تغییر نگرش های گردشگران و ارائه یک تصویر ذهنی مطلوب می تواند به توسعه صنعت گردشگری کشور کمک کند. در این خصوص ارسال پیامهایی به بازارهای بالقوه که بتواند اطلاعات عینی ، دقیق و معتبری را در مورد وضعیت داخلی کشور ارائه دهد لازم وضروری است. به عبارت دیگر مقابله با ایران هراسی از طریق رسانه و تعامل با سایر کشور ها می تواند یک وجه مطلوب از ایران را برای جامعه جهانی و گردشگران بالقوه ایجاد کند. در این مورد، تغییر رویکرد در روابط خارجی با سایر کشور ها و تعامل سازند می تواند به ترمیم تصویر ذهنی و کاهش ریسک های ادراک شده ی مذکور کمک نماید. همچنین استقرار یک کانال تلوزیونی با هدف معرفی جاذبه ها،فرهنگ،منابع گردشگری کشور و ارائه توصیه ها برای مخاطبان خارجی با این هدف که گردشگران بالقوه خود شاهد شرایط واقعی باشند.تسهیل سفر از طریق ارتباط قوی تر با واسطه های صنعت گردشگری برای معرفی بسته های سفر نیز تصویر ذهنی مطلوبی ایجاد می کند.

۵-۵-۲- استراتژی توسعه و بهبود زیرساخت های گردشگری به شکل کلان

ادراک ریسک هایی همچون ریسک رضایت،ریسک ویزا،ریسک جرائم، ریسک ارتباطات و ریسک عدم دسترسی به پول نقد بیان می دارد که توسعه زیرساخت های گردشگری از جمله استانداردسازی در خصوص اقامتگاه ها، حمل ونقل خطوط هوایی، جاده ای وریلی و سایر زیرساخت‌های گردشگری از حیث کیفیت می تواند به کاهش ریسک و بهبود تصویر شناختی از مقصد کمک کند. نتایج پژوهش نشان داد که تصویر ذهنی تحت تاثیر فاصله روانی و ریسک ادراک شده از مقصد است. با توجه با این مهم، بهبود زیرساخت ها می تواند تصویر ذهنی، فاصله روانی را بهبود دهد. همچنین بالا بردن شاخص های امنیت اجتماعی و مبارزه با جرایم مختلف واطلاع رسانی در این خصوص به کنترل ریسک جرائم کمک خواهد کرد. در خصوص زیرساخت های پولی نیز توسعه شبکه های پرداخت و ایجاد قابلیت استفاده از کارت های اعتباری بین المللی در داخل کشور و همچنین توسعه خودپرداز های ارزی می تواند ریسک عدم دسترسی به پول نقد را کاهش دهد. از طرف دیگر ایجاد و توسعه مراکز اطلاعاتی گردشگر[۲۱۴] در شهر های پر بازدید و استفاده از مکانیزم های فناوری اطلاعات در ارائه خدمات ارتباطی به گردشگران می تواند به کاهش ریسک ارتباطات کمک کند. همچنین آموزش و تربیت راهنماهای حرفه ای تور و اطلاع رسانی در این خصوص می تواند ریسک ادراک شده ی ارتباطات را در خصوص مقصد کاهش دهد. تعدیل سیاست های کشور در وزارت خارجه در خصوص ارائه خدمات ویزا به شکل بازارگرا، تعدیل هزینه های اخذ ویزا،کاهش زمان انتظار ارائه ویزا برای گردشگران و اعتبار بخشی به ویزای کشور می تواند پیامد های منفی اخذ ویزای کشور را کاهش دهد. بهبود در این موارد، می تواند فاصله ادراک شده ی مقصد کشور را از سایر کشور هایی که بازار هدف گردشگری پررونق برای ما محسوب می شوند کاهش دهد. توسعه و بهبود زیرساخت های داخلی باعث می شود که گردشگران بالقوه جذابیت بیشتر و امنیت بالاتری در خصوص مقصد ادراک کنند.لذا نیت سفر ها به مقصد ایران قوی ترشده و در نتیجه سهم بازارنسبی کشور در این صنعت توسعه یابد.

۵-۵-۳-استراتژی توسعه دانش عینی گردشگران در خصوص ویژگی‌های ایران و مقاصد گردشگری آن

نتیجه فرضیات پژوهش نشان داد که دانش بر تصویر ذهنی، ریسک و نیت سفر به مقصد ایران تاثیر دارد.در نتیجه استفاده از کانال های ارتباطی بازاریابی گوناگون و ارائه بسته های اطلاعاتی که محتوای آنها دانش وشناخت گردشگران از مقصد ایران را بهبود دهد امری حیاتی است.آنچه در پژوهش کیفی مشخص شد این است که سایر کشور هایی که گردشگری توسعه یافته ای دارند.در رسانه های محلی در کشور های گردشگران بالقوه (کشور های مختلف) کمپین‌های تبلیغاتی دارند که در خصوص جاذبه های مقصد اطلاع رسانی می کنند.افزایش دانش گردشگران در مورد مکان های قابل بازدید در کشور می تواند سطح دانش گردشگر را بهبود داده و کشش لازم در خصوص بازدید از مقصد را ایجاد کند.

۵-۵-۴-استراتژی توسعه همکاری و مشارکت عاملان بخش خصوصی کشور با فعالان صنعت گردشگری در سایر کشور ها

نتایج پژوهش نشان داد که افزایش دانش گردشگران موجب می شود که ریسک ادراک شده کاهش یابد، فاصله روانی نیز کاسته شود.لذا یکی از استراتژی‌هایی که می‌تواند به کاهش ریسک ادراک شده، بهبود تصویر ذهنی از مقصد ، افزایش دانش گردشگران در خصوص مقصد ایران و کاهش فاصله روانی کمک کند ایجاد پیمان های استراتژیک بین شرکت های خدمات گردشگری داخلی و خارجی است.در این نوع همکاری دوجانبه طرف خارجی در خصوص مقصد کشور ایران اقدام بازاریابی می نماید.سپس قبل از سفر به ایران، با همکاری طرف ایرانی برای گردشگران در یک سری از کلاس های آموزشی پیش از سفر برنامه های تغییر نگرش های در خصوص ایران اجرا شود هدف این برنامه ها نیز ارائه اطلاعات دقیق و تصویر درست از فضای داخلی کشور است.با این همکاری دو جانبه، امکان تغییر در باور های گردشگران بالقوه و کاهش ریسک های ادراک شده آنها صورت می گیرد.این برنامه ها بر تصمیم سفر به مقصد تاثیر گذار هستند.

۵-۵-۵- استراتژی تمرکز بر بخش بازار خاورمیانه

باتوجه به یافته های‌جانبی پژوهش در خصوص ریسک های ادراک شده و نگرش به مقصد کشور شاید بازاریابی انبوه در کوتاه مدت برای مقصد کشور مشکل باشد چرا که تغییر نگرش در این خصوص زمان بر است به ویژه تغییر نگرش گردشگران غربی. لذا با توجه به یافته های پژوهش در خصوص ملیت های مختلف، می توان گفت در کوتاه مدت تمرکز بیشتر بر بخش بازار گردشگران بالقوه خاور میانه که ریسک کمتر، فاصله روانی کمتر و تصویر بهتری دارند، معقول به نظر برسد. افزایش درآمد زائی از این بخش بازار که قرابت های فرهنگی و مذهبی بیشتری با کشور دارند می تواند در توسعه زیرساخت ها و ارتباطات بازاریابی انبوه سرمایه گذاری شود.

۵-۵-۶- استراتژی توسعه برند ملی در حوزه گردشگری

توسعه یک هویت منحصر به فرد در خصوص برند مقصد گردشگری کشور که در آن ابعاد مقصد و ویژگی های آن از حیث قابلیت های تاریخی، جاذبه های طبیعی و سایر ویژگی های گردشگری هویت بخش و تداعی کننده یک مقصد برجسته باشد می تواند به بهبود تصویر ذهنی شناختی و عاطفی مقصد کشور کمک کند و نیت سفر به مقصد کشور تقویت نماید.
جدول شماره ۵-۱ خلاصه پیشنهاد های مبتنی بر یافته ها به همراه ذینفعان آن

پیشنهاد استناد به فرضیه یا یافته کیفی نظریه پشتیبان
دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است