توسعه وسایل ارتباط جمعی و مفهوم شهروند و شهروندی

۷٫ بهبود و ارتقای شاخص های مثبت شهروندی
۸٫ توسعه و تعمیم دانشها، نگرشها و مهارتهای مثبت و سازنده شهروندان
۹٫ تقویت ساختار شهروندی از طریق استقرار نظام حقوق، تکالیف بین شهروندان و مدیران شهری
۱۰٫ مشارکت جویی و افزایش میزان اثرگذاری شهروندان در بهبود امور شهر
۱۱٫ تقویت بینش زندگی جمعی و احترام به نیازهای جمعی در مقابل فردگرایی
۱۲٫ بسترسازی تعاملات هدفمند اجتماعی به منظور تثبیت حاکمیت
هدف آموزش های شهروندی، آموزش اجتماعی و فردی و مهم تر از همه ادغام فرد در جامعه است. آموزش شهروندی یقیناً تعهد به داشتن ظرفیت پذیرش، پاسخ گو بودن و آمادگی ایجاد و تقویت سواد سیاسی در افراد را در بر می گیرد . از این زاویه تصمیم گیری و قضاوت عاقلانه در روابط اجتماعی فراتر می رود و تأکید آموزش شهروندی بر این است که کودکان را به عنوان شهروندان، به گونهای تربیت کند که در اجتماع و محیط پیرامون خود مشارکت کنند تا با حقوق خود آشنا شوند و به وظایف خود در قبال جامعه عمل کنند. صاحبنظران اهداف مشترک آموزش های شهروندی را به صورت زیر مطرح کرده اند:
فراهم سازی مبنای لازم برای رشد روحی و روانی افراد
توسعه حس قدرشناسی و تقدیر نسبت به میراث فرهنگی و تقویت هویت ملی.
کمک به شهروندان در تعبیر و تفسیر ارزش ها و مفاهیمی که توسعه وسایل ارتباط جمعی، اینترنت و … منتقل می شود.
افزایش مسئولیت پذیری شخصی.
افزایش آگاهی از قوانین و مقررات اجتماعی.
فراهم کردن راهنمایی برای رفتار در زندگی روزمره.
کمک به افراد جهت دستیابی به یک شخصیت مستقل و منطقی.
مبارزه با بدرفتاری با محیط زیست.
افزایش و ارتقای صلح در سطح ملی و بین المللی.
تقویت غرور ملی در سطح جامعه
تقویت پایه و اساس خانواده.
افزایش احترام به ارزش های عدالت، برابری و مانند آن
تقویت و تسریع رشد و توسعه اقتصادی.
افزایش احترام و تساوی فرصت ها برای دختران و زنان
جلوگیری از آسیب رسانی اجتماعی و افزایش بردباری و تحمل.
پذیرش نظم و تبعیت از قوانین اجتماعی
۲-۲-۳-۲ تاریخچه حقوق شهروندی
اگر بخواهیم به لحاظ تاریخی مفهوم شهروند، حقوق شهروندی و دولت را ریشه یابی بنماییم می بایست به قرن ها پیش بازگردیم. شاید بتوان مفهوم شهروند را در میان اندیشه کلاسیک یونان باستان و دمکراسی آن پی جویی نمود که نقطه شروعی برای دموکراسی مدرن است. اولین فیلسوف و متفکر سیاسی که به مفهوم شهروند در تئوریهای سیاسی پرداخته است افلاطون بود. وی در کتاب «جمهور» شهروندان را یکی از محورهای اصلی تأسیس دولت و حکومت مطلوب قرار می دهد. ارسطو نیز شهروند را کسی می داند که در حکمرانی و فرمانبرداری سهیم باشد. نقاط عطف مفهوم شهروند و شهروندی آتن سده چهارم، دوره رنسانس، استقلال آمریکا و انقلاب فرانسه است. (فالکس، ۲۰۰۰: ۱۱۸)
انقلاب کبیر فرانسه با شعار آزادی، برابری و برادری صورت پذیرفت. بعد از وقوع انقلاب نخستین سندی که از حیث انشاء حقوق فردی و طبیعی و به لحاظ شیوه نگارش و کلیت و عمومیت آن شهرت جهانی یافت اعلامیه حقوق بشر و شهروند مصوب ۱۷۸۹ بود که بعدها به عنوان دیباچه به قانون اساسی فرانسه اضافه گردید. در این مقدمه آمده است که «نمایندگان مردم فرانسه که در مجلس ملی گرد هم آمده اند با این باور که عدم شناسایی، فراموشی یا تحقیر حقوق انسانی، تنها علل نگون بختی مردم و فساد حکومت می باشند، تصمیم گرفتند که حقوق مستدام و مقدس انسان را در یک منشور رسمی بیان کنند تا این منشور همواره در پیش روی مسئولان قرار داشته، حقوق و تکالیفشان را به یاد آورد تا بتوان اعمال قوه مقننّه و مجریّه را در هر زمان با نهادهای سیاسی انطباق داد و محترم شمرد و خواست های شهروندان را پیوسته براساس اصول ساده و تعرض ناپذیر در جهت حفظ قانون اساسی و سعادت همگانی رهبری کرد.»