شبکه های چرخه ای :فاقد محور مرکزی می باشند.
شبکه های فاقد معیار که ویژگی های زیر را دارند :
ارتباطات ترجیحی هستند، گره های جدید خواهان ارتباط با گره های هستند که هم اکنون شدیدا به هم مرتبط می باشند.
پیروی از قانون قدرت و توزیع قدرت
در برخی مدل های آن ، واحد های فراوان وجود دارند که همگی دارای ارتباط یکسانی با یکدیگرند
کانون های منطقه ای شکل گرفته اند ، اما هنوز به مرحله ساماندهی کامل نرسیده اند.(جنوب شرقی آسیا ، خاورمیانه و اغلب شبکه های منطقه ای) (قاسمی،۱۵۶:۱۳۹۰).
در سنجش شبکه، معیارهایی که قاسمی برای سنجش شبکه در نظر می گیرد به شرح زیر می باشندکه با این معیارها نوع شبکه و کارکرد آن را می توان شناخت.
موضوع اول: قوّت، توانایی و استحکام بندها و گره ها است. (پیوند ممکن است منفی یا مثبت باشد)
شبکه های فرعی از طریق واحد یا واحدهایی به یکدیگر پیوند خواهند یافت. محل تلاقی پیوندها، بندهای شبکه منطقه ای را تشکیل می دهند.
عدم استحکام موجب بروز بی تعادلی (نوسان رفتاری واحدها ) در نتیجه فروپاشی شبکه منطقه ای را در پی خواهد داشت.
توزیع بندها و میزان استحکام بندها دو ویژگی را نشان می دهد ؛۱-مرکزیت واحدها در شبکه ۲-تقسیم شبکه به خرده گروهها
مرکزیت، بیانگر نزدیکی و ارتباط بینابینی است. مجموع ارزش ارتباطات یکی از واحدها با دیگر واحدها را نشان می دهد.
بندهای شبکه، سبب تقسیم شبکه به گروههای فرعی می شود. کلید : گروهی که اعضای آن پیوند قوی با دیگر اعضاء دارد.
تقسیم شبکه به گروههای مشابه ساختاری، شبکه در قالب مدل بلوکی نشان داده می شود تا بر آن اساس رابطه متقابل بین گره ها، از گره ها و ساختارهای کلان واقعی را بتوان مورد پژوهش قرار داد(قاسمی،۱۳۹۰: ۱-۱۶۰).
تصمیم گیری در شبکه های غیرخطی
تصمیم گیری منجر به طراحی و اجرای سیاست ها می گردد، تصمیم گیری در سیستم های غیرخطی و شبکه ای ویژگی های متمایزی از سیستم های خطی دارد که به شرح زیر می باشد.
الگوهای کم و بیش ثابتی از روابط بین واحدهای به هم پیوسته وجود دارند.
تصمیمات نتیجه وجود چنین روابط و یا الگوهای رفتاری می باشند.
در کنار ساختار، متغیر ارتباطات متغیر تعیین کننده است، ارتباطاتی که پیوند بین واحدها را سبب شده و سیستم های پیچیده و شبکه ها را شکل داده است.
تصمیم گیری در امور منطقه ای به عنوان حوزه ای از شبکه مطرح می باشد (قاسمی،۱۳۹۰: ۲-۱۷۱).
در تصمیم گیری ها و سیاست سازی محیط عملیاتی تصمیم و سیاست ها نقش اصلی دارند که بی توجهی و درک نادرست از محیط عملیاتی منجر به شکست تصمیم و سیاست ها می گردد و در نهایت افول قدرت و توان واحد تصمیم گیرنده و سیاست گزار را درپی خواهد داشت. ویژگی های محیط تصمیم گیری در نظریه شبکه ای از دید قاسمی به شرح زیر می باشند:
گستره بازی: گستره شبکه محل تعامل واحدها و علائق و منافع متعدد آنهاست. واحدها در شبکه به طور همزمان در بازی ها و گستره های متفاوتی درگیر می شوند که در هریک از آنها دارای منافع خاص با استراتژی های متمایزی می باشند.
ساختار بازی: بازی های استراتژیک از ساختار پیچیده ای برخوردارند که می تواند پیچیدگی تصمیم گیری را درپی داشته باشند.(در بالاترین سطح بازی کلان استراتژیک و در سطوح پایینی بازی های تابعه و خردی وجود دارند که زیر مجموعه بازی کلان محسوب می گردند.)
مدل بازی چند سطحی شبکه ای: به دلیل وجود ساختار مشخص بازی های استراتژیک در شبکه، مدل بازی های چند سطحی مدل غالب در شبکه است. بازی شبکه ای ناشی از مجموعه پیوندهای بین بازیگران بوده و دستاورد بازیگران نیز تنها به چنین پیوندهایی وابسته می باشد.