بردلی و پارکاش نیز استفاده مجدد را طرح می کنند. این امر به معنای طراحی محصولی است که بتوان آن را برای چندبرابر کردن و عدم ارتقاء جامعه مصرف در جایی که محصولات تنها یکبار بکار می روند، استفاده کرد.
برچسب ها:
افراد و دولت ها بیشتر و بیشتر در مورد پیامدهای محیطی نگران می باشند. این امر توضیح می دهد که چرا برخی قانون ها به منظور پشتیبانی از مصرف کنندگان زیادی از جامعه ایجاد شده اند. این اصول منجر به ایجاد برچسب های زیادی شده اند که به عنوان مناسب برای محیط زیست تشخیص داده شده اند. ضروری است تا تلاش کرد تا محصولی را با چنین برچسب هایی تا زمانی تولید کرد که مثمر ثمر باشند. بدین روش شرکت بایستی تلاش کند تا محصولات مجازی را طرح کند که معیارهای مسئول محیطی را برآورده یا از آنها برتری می جویند.
طول عمر تمدید شده محصول:
پارکاش ضرورت تمدید طول عمر محصول با تعمیر و متناسب سازی مجدد محصولات را ادعا می کند. برای حصول این امر مهم است تا خدمات پس از فروش کارآمدی را طرح کرد و افراد را از دور انداختن محصولات شان منع کند. در مقابل اجباری است تا آنها را تشویق به تعمیر یا متناسب سازی مجدد آنها ساخت.
استفاده جدید/چندگانه:
بردلی شرکت ها را تشویق به بازیافت کاربردهای جدیدی برای محصولات یا ساخت محصولاتی می کند که بتوانند چند کاربرد داشته باشند. کاربرد چندگانه به معنای بررسی تابع هر آیتم و بررسی دلالت های محیط زیست و جامعه می باشد. اگر بتوان آن را به سادگی برای استفاده همزمان به عنوان چیزدیگر اصلاح کرد در این صورت بایستی تغییر یابد. ممکن است در واقع چند تابع را انجام دهد. این مقوله به استفاده مجدد از آیتمی برای هدف دیگر اشاره می کند که همراه با اصلاحاتی است که ممکن است اندک باشند یا کل ماهیت محصول را تغییر دهند. اما مشخصاً می تواند استفاده از آیتمی برای اهداف دقیق با اصلاح اندکی را امکان پذیر سازد.
تولید:
نخست مهم است تا اشاره کرد که «سبز شدن» برای بلندمدت است و ممکن است برای سرمایه گذاری در کوتاه مدت پرهزینه باشد ولی در طولانی مدت خیلی سودآور است و کاهش در هزینه های تولید را امکان پذیر می سازد. اتمن شرکت ها را تشویق به «سبز کردن» محصولات خود قبل از مجبور شدن به این کار می کند. در واقع قانون گذاری به سرعت در جبهه های خارجی و داخلی منصوب شده است. دولت ها برنامه های برچسب گذاری اقتصادی، استانداردهای کیفیت و غیره را اجرا می کنند.
پارکاش سبز کردن فرایندهای افزایش ارزش را پیشنهاد می کند زیرا که می تواند دربردارنده طراحی مجدد، حذف، اصلاح برخی فرایندهای تکنولوژی بکار رفته با هدف کاهش اثر محیط زیست در تمام مراحل باشد. او همچنین ادعا می کند که یک شرکت می تواند سیستم های مدیریتی را اتخاذ کند که شرایطی برای کاهش اثر زیست محیطی فرایندهای افزودن ارزش ایجاد می کنند. زیرا که شناسایی این امر ویژه دشوار است و تعیین کمیت شرکت به شاخص های قابل اندازی گیری برای بررسی اثر زیست محیطی سیستم های مدیریت آنها نیاز دارد.
یک امر مهم جهت جستجو، کاهش می باشد. عموماً اگر کسب و کار از منابع کمتری استفاده کند دارای اثر محیطی کمتری خواهد بود. این کاهش می تواند مستقیماً از طریق وسایل مختلفی رخ دهد. یک احتمال، کاهش میزان مواد زائدات در کل چرخه تولید می باشد. لوپی و میلر نیز بهبود بازیابی مواد زائد در پایان چرخه تولید و استفاده از مواد بازیابی شده را پیشنهاد می دهند. بردلی توصیه به توقف استفاده از کارکنان در هنگام عدم ضرورت یا استفاده از حداکثر ابزارهای ارتباط الکترونیک می کند. نهایتاً مندلبوم ضرورت ارتقاء مواد را ارائه می کند زیرا که تولید بهتری با مصرف کمتر ارائه می کند که به معنای هزینه های کمتر می باشد. یک شرکت می تواند به صورت غیرمستقیم محیط زیست دوستانه تر باشد که این امر ممکن است به عنوان مثال با استفاده از الکتریسیته کمتر که منجر به آلودگی هوا می شود، باشد یا اینکه با خرید محصولات خود از شرکت های تلقی شده به عنوان ثبت سابقه محیطی مناسب باشد.
بسته بندی:
یک شرکت تصمیمات زیادی برای بسته بندی محصولات خود به منظور کمک به محیط زیست و اتخاذ بازاریابی سبزتر، می گیرد. دولت کوینزلند استفاده از مواد کم آلاینده تر و تغییر را توصیه می کند. بردلی استفاده از بسته بندی ایمن برای محیط زیست مثل بسته بندی که می توانند مجدداً استفاده و بازیابی کرد را مورد ستایش قرار می دهد. علاوه بر این او اجتناب از بکارگیری بسته هایی با مواد مصنوعی را توصیه می کند. مندلبوم و بردلی نیز پیشنهاد به عدم بزرگ کردن بسته و انتخاب ساده ترین بسته برای ذخیره می کنند زیرا که هزینه های بسته بندی و هزینه های محموله از طریق قراردادن واحدهای بیشتر در یک کامیون باعث صرفه جویی می شود. ترفند نهایی، قراردادهای مشاوره های مهم برای محیط زیست روی بسته می باشد.
قیمت گذاری:
در موضوع جهانی سازی با رقابت آزاد، مصرف کنندگان و متخصصان (و نه افراد) با تحلیل تفاوت های مهم میان قیمت های محصولات و خدمات مواجه می شوند. این واقعیت که مصرف کنندگان توسط توسعه پایدار بیشتر مرتبط می شوند، مفهوم «قیمت متعارف» را اثبات می کنند. بجز برای تعداد در حال افزایش بازارهای ویژه، مصرف کنندگان به پرداخت قیمت های حق بیمه برای محصولات سبز اصرار می ورزند. او همچنین اضافه می کند که مصرف کنندگان معقول اغلب مزایای محیط زیست تمیزتر بدون پرداخت مستقیم برای آنها را می طلبند. با این ح
ال دولت کوینزلند، اتمن و پارکاش ادعا می کنند که مصرف کننده با قیمت، کیفیت، کارایی و محل مشابه، محصول با ویژگی های زیست محیطی را انتخاب می کند. در واقع مصرف کنندگان انتظار دارند که محصولات سبز به اندازه محصولات غیرسبز به صورت موثر عمل کنند و ویژگی بیشتر را قربانی محصولات سبزتر نکنند. پارکاش همچنین اعلام می کند که اگر شرکت بتواند ویژگی ای سبز را با هزینه پایین به محصول نسبت دهد می تواند مزیت رقابتی ارائه کند.
اگر ادراکی از ارزش محصول بیشتر وجود داشته باشد، مصرف کنندگان تنها برای پرداخت حق بیمه آماده خواهند شد. این مورد می تواند دارای انواع زیادی همانند کارایی بهبودیافته، تابع، طرح، درخواست باشد. اتمن توضیح می دهد که اگر محصول به میزان بیشتری به دلیل اقتصاد مقیاس و کاربرد اجزاء یا مواد باکیفیت تر گران شود، مهم است تا مطمئن ساخت که مصرف کنندگان از این امر اطلاع دارند و می توانند قیمت حق بیمه را ارائه کنند و احساس کنند که باارزش می باشند. امروزه مصرف کنندگان بسیاری در مورد قیمت ها دقیق تر می باشند و نمی توانند از عهده قیمت های حق بیمه برای هر نوع محصولی برآیند.
محل:
تصمیم محل فروش محصول در جایی که شرکت در دسترس عموم می باشد دارای اثر زیادی به علاقه مصرف کنندگان دارد. حتی اگر مصرف کننده خیلی به خرید محصول سبز علاقمند باشد اما عموماً با فاصله دور از آن موافقت نمی کند. بازاریاب هایی که به دنبال معرفی موفق محصولات سبز جدید می باشند بایستی در بیشتر موارد خود را در محل بازار قرار دهند بدین صورت که تنها برای بازار برجسته، خوشایند نیست. بایستی ارتباط مشخصی میان تصویر خواسته های برند برای نمایش و محل وجود داشته باشد.
محل نیز روش مناسبی برای متمایز شدن از رقبا می باشد. این برای شرکت جهت داشتن محل جذاب، انبار جذاب با نمایش های کیفیت و ارتقائات درون مغازه ضروری است. استفاده از مواد محیط زیست دوستانه در داخل مغازه نیز توصیه می شود. یک مغازه اکولوژیکی سازگار با محصول اکولوژیکی است و «احساس سبز» مصرف کننده را تقویت می بخشد.
راه حل دیگر جالب توجه، ارائه تاسیسات بازیابی در درون مغازه، برای متناسب سازی و بازایابی مواد می باشد. در واقع برطبق درکسون و گارتل: «افراد دارای دسترسی به برنامه های بازیابی، سطوح بازیابی بیشتری نسبت به افرادی که چنین دسترسی ندارند، نشان می دهند.
سیستم توزیع نیز خیلی مهم است و تغییرات ساده می توانند شرکت را سبزتر کنند. نخست اینکه خودروهای توزیع یا شبکه های توزیع بایستی اکولوژیکی باشند. امروزه می توان خودروهایی یافت که اکولوژیکی و عملی می باشند. ضروری است تا تضمین کرد که توزیع کنندگان شما سبز می باشند و این مسئولیت را با محصول شما ارتباط می دهند. یک برنامه توزیع برای کمک به حمل و نقل می تواند حرکت محصول را کاهش دهد و از این رو انتشار گازها را کاهش دهد. سیستم فروش مستقیم نیز می تواند از زائدات منابع اجتناب کند.
ارتقاء:
ارتقاء محصولات و خدمات شامل تمام انواع تماس با عموم می باشد: تبلیغات، روابط عمومی، ارتقاءها، بازاریابی مستقیم.
ارتقاء معمولاً با استفاده کوتاه مدت مواد دست به دست می شود که ممکن است گاهی اوقات به عنوان زائدات تلقی شود. با این حال ابزارها و روش های ارتباطی جدید مثل ایمیل به جای نامه بکار رود، استفاده از مواد بازیابی شده در صورتی که چاپ ضروری باشد، فرایندهای کارامدتر مثل پرینت بدون آب و غیره. وسایل ارتباط الکترونیک بایستی همیشه ترجیح داده شوند.
شرکت های بسیاری (عمدتاً کوچک) نیز سود اتحادیها یا گروه های زیست محیطی هنگام تمایل به ارتقاء تعهد زیست محیطی خود را تشخیص داده اند. مثال خوبی از این مورد، فروش کیف های خرید تولید شده توسط گروه های زیست محیطی در برخی مغازه ها می باشد.
امر کلیدی در ارتقاء محصولات سبز، اعتبار است. شرکت هیچگاه نبایستی دلالت خود در حمایت زیست محیطی را بیش از حد بیان کند. با این حال شرکت نبایستی از مطرح کردن دستاورد سبز خود از ابتکارات برخی کارکنان هراس داشته باشد.