رفتارهای مذهبی ارزش مثبتی در پرداختن به نکات معنی دار زندگی دارند. رفتارهایی از قبیل توکل به خداوند و معنویات می توانند از طریق ایجاد امید و تشویق به نگرش های مثبت ، موجب آرامش درونی فرد شوند . باور به این که خدایی هست که موقعیت ها را کنترل می کند و ناظر بر عبادت کننده ها است . تا حد زیادی اضطراب مرتبط با موقعیت را کاهش می دهد. به طوری که اغلب افراد مومن خود را با خداوند مانند ارتباط با یک دوست بسیار صمیمی توصیف می کنند و معتقدند که می توان از طریق اتکاء و توسل به خداوند ، اثر موقعیت های غیر قابل کنترل را به طریقی کنترل نمود. مذهب می توند در تمامی عوامل ، نقش موثری در استرس زایی داشته باشد. ویتر و همکاران او نشان دادند که ۲۰ تا ۶۰ درصد متغیرهای سلامت روانی افراد بالغ توسط باورهای مذهبی تعیین می شود. در مطالعه دیگری ، ویلتیز و کریدر نشان دادند که در یک نمونه ۱۶۵۰ نفری با میانگین سنی ۵۰ ، نگرش های مذهبی با سلامت روانی رابطه مثبتی دارند. بین مذهبی بودن و معنادار بودن زندگی و سلامت روانی ارتباط نزدیکی وجود دارد ( رفیعی ، ۱۳۸۶).
۴-۱-۲ دو مدل عمده سلامت روان
دبیرکل سازمان ملل (۲۰۰۹)، در تعریف بهداشت روان گفت : سلامتی بدون در نظر گرفتن سلامت روانی مفهومی نخواهد داشت. به بیان دیگر در تعریف فرد سالم ، اگر تنها گفته شود وی هیچ گونه علائم جسمانی و درد و شکایتی ندارد ، تعریف کاملی نخواهد بود، بلکه باید سلامت روانی را نیز به عنوان بخشی از تعریف در نظر داشته باشیم. دو مدل عمده در سلامت روان عبارتند از : (پاک روان نژاد وصادقی، ۱۳۸۷،نقل از صادقیان،۱۳۸۹).
۴-۱-۲ مدل پیشگیری سلامت روان
سه سطح مدل پیشگیری عبارتند از :
پیشگیری اولیه : مقاوم نمودن جامعه و قشر آسیب پذیر در مقابل اختلافات روانی (مشاوره و آموزش)
پیشگیری ثانویه : کمک به افراد در جهت بهبودی است.
پیشگیری ثالثیه : بیشتر در سیاست گذاری و ارتقاء نظام بهداشت جامعه در سطح کلان مطرح است.
مدل های اولیه سلامت و پیشگیری تا پیش از دهه ۸۰-۱۹۷۰ ، بیشتر بر نقش خود فرد به صورت منفرد و نه جامع نگر تاکید شده است. در رویکردهای توسعه یافته پیشگیری ، سلامت تنها به مفهوم سلامت جسمانی تلقی نمی شود ، بلکه انسان به عنوان موجودی زیستی ، روانی و اجتماعی مطرح است که برای علت شناسی سلامت وی باید تمام ابعاد بررسی شود.
۲-۴-۱-۲ مدل ارتقاء سلامت روان
سازمان جهانی بهداشت در بیانیه اوتاوا ( ۱۹۸۶)، “ارتقاء سلامت ” را چنین تعریف می کند : فرایند توانمند کردن افراد تا آن جا که بر سلامتی و بهداشت خود کنترل بهتری داشته باشند و آن را افزایش دهند. به بیان دیگر هدف ، تنها حفظ سلامت نیست ؛ بلکه تمام برنامه های موجود باید به گونه ای باشند که به افراد در جهت کنترل و تغییر وضعیت فعلی خود به سمت کمال و بهبودی کمک کنند.
در مدل توسعه یافته پیشگیری که مدل ارتقا سلامت روانی نامیده می شود ، نهاد خانوده ، عوامل عمده اجتماعی ، فرهنگی و اجتماعی با سیاست گذاری ها و تصمیم گیری های مختلف می توانند در ارتقاء سلامت روان نقش عمده ای داشته باشند. تقویت نهاد خانواده در جامعه می تواند حمایت اجتماعی مناسبی را برای خود ایجاد کند. بنابراین اولین بعدی که باید در این مدل لحاظ شود ، در نظر گرفتن مفهوم و ماهیت چندگانه ” مدل زیستی – روانی – اجتماعی ” است که در روان شناسی سلامت از محوریت برخوردار است.
۵-۱-۲ آمار در حوزه سلامت روان
طبق گفته رئیس اداره کل سلامت روان و معاون سلامت وزارت بهداشت ، در حوزه سلامت روان به دلیل طیف متنوع آن ، با ضعف اطلاعاتی مواجه هستیم. در این زمینه آمار دقیقی در دست نداریم. در بررسی های انجام شده حدود ۳۵ درصد از بیماران مراجعه کننده به پزشک عمومی ، که از علائم و شکایت های جسمی رنج می برند ، مبنای جسمانی نشان نداده اند. در یک مطالعه ، حدود ۵۱ درصد مراجعه کنندگان با شکایت های مستقیم گوارشی به بخش گوارش بیمارستان ، علائم روان شناختی داشته اند و این نسبت در زن ها دو برابر مردان بوده است.
بر اساس یافته های متعدد پژوهشی اگر مجموعه عواملی که در وضعیت سلامت افراد دخالت دارند را به چهار دسته تقسیم کنیم ، سهم هر فرد در سلامت افراد به شکل زیر خواهد بود : ۴۰ درصد عوامل رفتاری ، ۳۰ درصد عوامل ژنتیکی ، ۱۰ درصد مراقبت های بهداشتی و ۲۰ درصد سایر عوامل. بر این اساس عوامل رفتاری بیشترین سهم را در حفظ سلامت افراد به خود اختصاص داده اند (ولدخانی ، ۱۳۸۷،نقل از صادقیان ،۱۳۸۹).
۶-۱-۲ خصوصیات افراد دارای سلامت روان
بنا به تحقیقات انجمن ملی بهداشت روانی ، افراد دارای سلامت روان خصوصیات زیر را بروز می دهند : ( پاک روان نژاد ، ۱۳۸۷،نقل از صادقیان ،۱۳۸۹).
به خود احترام می گذارند : خود را آنگونه هستند ، می پذیرند . از استعدادهای خود بهره مند می شوند. توانایی های خود را در حد واقعی ، ارزیابی می کنند ، نه بیشتر و نه کمتر و کمبودهای خود را می پذیرند . احساس آرامش ، امنیت و کفایت می کنند.
قدرت روبرو شدن با نیازهای زندگی را دارند و برای سختی های زندگی خود ، راه حلی پیدا می کنند.
قادرند مسئولیت های روزمره ی خود را با انتخاب اهداف معقول پیش ببرند.
دارای پندارهای واقع گرا هستند ، عواطف ، ترس ، خشم ، عشق یا گناه خود را با شرایط زندگی سازگار می نمایند. دشواری های زندگی را سهل و قابل حل می انگارند.

احساس خوبی نسبت به دیگران دارند . آنها کوشش می کنند تا دیگران را دوست داشته باشند و به آنها اعتماد می نمایند. چنین افرادی قادرند روابط گرمی با دیگران داشته باشند و به علائق دیگران احترام می گذارند.