۴- سازه انگارایی.
دیدگاه واقع گرایی با وجود پیشینه ی تاریخی اش در اندیشه سیاسی غرب، در عمل، در دوره بعد از جنگ جهانی دوم و با شکل گیری روابط بین الملل به عنوان حوزه مستقل در مطالعات علوم انسانی به شکل نظام مند پدید آمد و تا به امروز تحولات گوناگونی را تجربه کرده است. در این پارادایم اصول و مبانی ویژه ای به عنوان بنیان تحلیلی روابط بین الملل برگزیده شده است که بقا و معمای امنیت به عنوان نتیجه اصلی چنین مبانی مطرح است.
این دیدگاه با برگزیدن نظام بین الملل به عنوان چارچوب کارکردی امنیت و تکیه بر اصولی همچون دولت محوری، قدرت محوری کارگزاران، مهم بودن ساختار نظام به عنوان متغیر مستقل، وضع طبیعی و اصل هرج و مرج بقا را به شکل بالاترین ارزش حیاتی بازیگران یعنی دولتها مطرح می کند و مهمترین خطر نیز بر ضد ارزشهای اساسی، قدرت، ضعف قدرت یا نبود توزیع متناسب قدرت در سطح نظام است و در همین راستا میزان آسیب پذیری واحدهای مورد نظر را نیز بایستی در ضعف قدرت آنها جستجو کرد.
در دهه های اخیر (به ویژه با به پایان رسیدن دوران جنگ سرد و نظام دو قطبی در جهان) تحولاتی در مفهوم امنیت ملی بوجود آمده است. در این مورد می توان گفت که مفهومی از امنیت ملی که مبنای آن پرستیژ است و نقش جهانی قدرت دولتها رامورد تأکید قرار می دهد و در آن حفظ تمامیت ارضی، استقلال ومسائل عمده سیاسی در اولویت قرار دارد و معمولاً ابزار نظامی را به عنوان عاملی اصلی تأمین و حفظ امنیت ملی می داند، می رود تا جای خود را به برداشتی جدید و کلی تر از امنیت ملی که بیشتر مبنی بر «فایده گرایی» است، بدهد. خواه ناخواه باتغییر و تحول در وضعیت بین المللی و روابط حاکم بر آن امنیت ملی کشورها و مفهوم آن دچار تحول گردیده است. شناختن این تحول و جنبه های گوناگون آن برای تأمین و حفظ امنیت ملی هر کشوری امری اساسی و بدیهی است.
۲-۱-۲- ابعاد سیاسی و حقوقی مفهوم امنیت در اسلام
امنیت یکی از موضوع های بسیار مهمی است که در قرآن و روایات به گستردگی به آن اشاره شده است. در فرهنگ قرآنی، امنیت مفهومی وسیع، متوازن و عمیق دارد و شامل تمامی ابعاد زندگی و حوزه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، داخلی و خارجی می شود و بر الگویی از امنیت تأکید می شود که با اقتد ار، انسجام، وحدت، ارتباط جامعه اسلامی و استحکام درونی جامعه پیوند دارد و شرط امنیت ملی را در بعد امنیت خارجی و استحکام درونی امت اسلامی میداند و هرگونه دغدغه، نگرانی و ناامنی در یک بعد را مؤثر در ابعاد دیگر می شمارد و هرگونه قوت و قدرت در یک حوزه را منشأ قدرت و اقتدار در حوزه های دیگر میداند.
بنابراین مقوله امنیت در اسلام، پدید تک بعدی نیست و مواردی متنوع را در خود جای داده است. ابعاد مختلف امنیت از منظر قرآن کریم عبارت اند از : امنیت فردی، (قرآن کریم برای حفظ امنیت فردی انسان ها در حوزه امنیت جانی، حیثیتی، عقیده و امنیت روح و روان، حساسیت زیادی نشان داده و برای حفظ آن، راهکارهایی را ارائه کرده است).
امنیت اجتماعی (شامل یگانگی و یکدلی، خوش بینی، عدالت اجتماعی) امنیت فرهنگی (دربرگیرنده خودباوری فرهنگی، همسان – سازی فرهنگی، حق محوری، شناخت فرهنگ های مختلف)، امنیت اقتصادی و امنیت سیاسی که شامل امنیت داخلی و امنیت خارجی است. امنیت ملی را در سایه اقتدار، استقلال، دانایی، توانایی و ارتباط قوی و سازنده امت اسلامی در تمامی ابعاد و زوایا و ایستادگی در برابر یورش و توطئه و تهدید دشمنان، بیگانگان و بیگانه پرستان و نفوذ ایادی شیطانی آنان باید پیگیری کرد. به یک معنا امنیت ملی، ترکیبی است از امنیت داخلی، خارجی، اجتماعی و ایمنی در برابر تهدید ها و توطئه ها و خطرهای خارجی و سلامت جامعه در برابر هرگونه تهدید داخلی و خارجی.
خداوند متعال ، رفاه و شکوفایی اقتصادی را نیز تابع برقراری امنیت و صلح می داند و می فرماید:
« وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْیَهً کَانَتْ آمِنَهً مُطْمَئِنَّهً یَأْتِیهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِنْ کُلِّ مَکَانٍ فَکَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذَاقَهَا اللَّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا کَانُوا یَصْنَعُونَ » و خدا شهرى را مثل زده است که امن و امان بود{و} روزی اش از هر سو فراوان مى رسید» (نحل آیه۱۱۲)؛ خداوند (برای آنان که کفران نعمت می کنند ، داستان) مردمان شهری را مثل می زند که در امن و امان بسر می بردند و از هر طرف روزیشان به گونه فراوان به سویشان سرازیر می شد، امّا آنان کفران نعمت خدا کردند، و خداوند به خاطر کاری که انجام دادند، گرسنگی و هراس را بدیشان چشانید (و نعمتها را از ایشان سلب گردانید و بلاها بدانان رسانید) .‏
در جایی دیگر می فرمایند: «وَإِذْ قالَ إِبْراهِیمُ رَبِّ اجْعَلْ هذا بَلَدًا آمِنًا وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَراتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ قالَ وَمَنْ کَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِیلًا ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلى عَذابِ النَّارِ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ (۱۲۶ بقره)». ‏و (به یاد آورید) آن گاه را که ابراهیم گفت: خدای من! این (سرزمین) را شهر پر امن و امانی گردان، و اهل آن را (کسانی که از ایشان به خدا و روز بازپسین ایمان آورده باشند) از میوه های (گوناگونی که در آن پرورده شود یا بدان آورده شود، و دیگر خیرات و برکات زمین) روزیشان رسان و بهره مندشان گردان. (خدا پاسخ داد و) گفت: (
دعای تو را پذیرفتم، ولی در این عمر کوتاه دنیا، بر این خوان یغما چه دشمن چه دوست) و کسی را که کفر ورزد، مدّت کوتاهی (از ثمرات و خیرات این جهان) بهره مند می گردانم و سپس او را (روز رستاخیز) به عذاب آتش (دوزخ گرفتار و) ناچار می سازم، و (سرانجام و سرنوشت این گونه افراد) چه بد سرانجام و سرنوشتی است!‏ بنابراین، جامعه ای که اسلام ترسیم میکند، جامعه ای است بهره مند از امنیت و در آن، عبادت خدا و دوری از طاغوت محسوس است. اسلام، یک ایدئولوژى نظام مند و شفاف است اصول اخلاقى و جهان بینى معینی در خصوص عدالت سیاسى و اجتماعى دارد. به طور بالقوه، جاذبه و کشش اسلام، جهانى است چرا که از نظر این دین، تمامى انسانها برابرند.
آیات و روایات بسیاری به اهمیت امنیت و جایگاه رفیع آن در زندگی فردی، اجتماعی و اقتصادی و… انسان اختصاص داده شده است که از باب اشاره، نمونه هایی از آن ها ذکر می شود:
 الف. قرآن یکی از اهداف استقرار حاکمیت خدا و استخلاف صالحان و طرح کلی امامت را تحقق امنیت معرفی کرده است:
در اسلام نجات و سرافرازی انسان به ایمان بستگی دارد و تمامی وعده های الهی به آن موکول گشته است. استقرار ایمان در قلب فرد و در متن جامعه، عمده ترین هدف دین معرفی شده است. این نشانگر ارزش والای امنیت و قداست آن در تعالیم وحی و آیین اسلام می باشد. آیات الهی با تأکید بر اصل کرامت و ارزش والای انسان، بر حفظ حرمت و حریم او و امنیت فردی و اجتماعی افراد در حوزه های فردی و اجتماعی و مخالفت با هرگونه تعدی به او پا فشرده اند. این معنا به ویژه از مقام عالیه ای که خداوند برای انسان قائل شده، بهتر فهمیده می شود.
  قرآن امنیت را از برکات نازل الهی بر مومنین و مایه افزایش ایمان آنها می داند و می فرماید: اوست آن کسی که در دل های مومنان آرامش را فرو فرستاد تا ایمانی بر ایمان خود بیفزایند. (فتح: ۳)
 علامه طباطبایی در تفسیر آیه الا بذکر الله تطمئن القلوب (رعد: ۲۸)، با اشاره به جملات ما قبل این آیه مانند: الذین آمنوا و تطمئن قلوبهم بذکر الله، امنیت در کلیه ابعاد و به ویژه بعد معنوی آن، بر تحصیل ایمان به خدای متعال دانسته و چنین امنیت معنوی و دستاورد ایمانی را مایه سعادت و ایمنی انسان از شقاوت به شمار می آورد. در تفکر قرآن ظلم و شرک نقطه مقابل ایمان و امنیت هستند، همچنان که در سوره انعام می فرماید: 
الَّذِینَ آمَنُواْ وَلَمْ یَلْبِسُواْ إِیمَانَهُم بِظُلْمٍ أُوْلَئِکَ لَهُمُ الأَمْنُ وَهُم مُّهْتَدُونَ (انعام: ۸۲) «کسانی که ایمان آورده باشند و ایمان خود را با شرک ( پرستش چیزی با خدا ) نیامیخته باشند، امن و امان ایشان را سزا است، و آنان راه یافتگان ( راه حق و حقیقت ) هستند».
 امنیت سیاسی با امنیت اجتماعی پیوند عمیقی دارد. از یک سو امنیت اجتماعی به دنبال ایجاد امنیت و آسایش زیست جمعی و مدنی افراد از طریق قوانین و اقامه نظم و حکومت است. از طرفی نیز امنیت سیاسی به معنای تامین آرامش و طمانینه لازم توسط حاکمیت یک کشور برای شهروندان قلمرو خویش از راه مقابله با تهدیدات مختلف خارجی و همچنین تضمین حقوق سیاسی آنان در مشارکت به منظور تعیین سرنوشت اجتماعی و سیاسی آنها از طریق حکومتی غیر خودکامه و مردم سالار است. با توجه به هم پیوندی کلیه ابعاد و به ویژه هم پیوندی افزون تر امنیت سیاسی و اجتماعی، کلیه شواهد قرآنی و روایی که در باب امنیت اجتماعی ذکر گردید در مبحث امنیت سیاسی و حقوقی نیز صادق است.
۲-۱-۳- تحول مفهوم امنیت: از امنیت ملی تا امنیت جهانی
علی رغم وجود ابهاماتی در روند تحولات جهان معاصر، شرایط امنیتی و استراتژیک جهانی شاهد تحولی بنیادین می باشد. تحولی که تمام ابعاد زندگی انسان کره خاکی را تحت الشعاع قرار می دهد. برای بررسی این تحول و ابعاد آن و تأثیرش بر امنیت ملی، ابتدا اشاره ای به نظم نوین جهانی خواهیم داشت.
نظم نوین جهانی که ترجمه عبارت NOW = New world order (system) است (یا به بیان دیگر بی نظمی نوین جهانی، به زعم جرج بوش- رئیس جمهور پیشین امریکا) با جنگ نفت در خلیج فارس شروع شد. وی در سخنرانی خود خطاب به کنگره آمریکا گفت: جنگ خلیج فارس نخستین آزمون برای پدیدار شدن یک نظم نوین بود، جهانی که در آن یک نظام جدید حاکم است.
از نظم نوین تعاریف متعددی صورت گرفته است، برخی اصولاً آن را یک تصور محض می دانند و از بی نظمی نوین جهانی سخن می گویند.