حضور مالکان ساکن شهر به عنوان مالک عوامل تولید و سهمبری بر اساس آن(با زمینهای با مساحت بالا و تولید به شیوه جدید) و بهرهبرداری خصوصی( با زمینهای با مساحت پایین و تولید به شیوه سنتی)؛
نحوه فروش و مبادله محصولات کشاورزی:
غالب بودن مبادله مبتنی بر واسطهگری؛
وضعیت خدمات پشتیبان تولید:
وجود موانع شرعی برای تامین اعتبار برای تولید محصولات کشاورزی؛
محدودیت خدمات شرکت تعاونی روستایی و مروج کشاورزی؛
کیفیت پایین خدماترسانی خدمات پشتیبانی-ترویجی موجود در روستاها.
بنابراین می توان چنین اظهار نمود که ، براساس یافته های توصیفی و استنباطی پژوهش، عوامل و نیروهای مختلفی در زمینه (مناسبات تولید، شیوه انتقال و مبادله تولید مبتنی بر واسطه گری و ضعف وجود خدمات پشتیبان تولید )سبب شکل گیری رابطه سلطه بین شهر مهرستان و حوزه پیرامونی آن شده است ؛ البته مکانیسم هایی چون وجود نظام سهمبری(سهمبری ۳۳ درصدی کشاورز در ارتباط با محصولات باغی و سهم ۵۰ درصدی در ارتباط با محصولات زراعی فقط با انجام عملیات تولید ) نسبت به گذشته ، این رابطه را تعدیل نموده است. (شکل۲-۵).
شکل ۲-۵: روابط بین یافتههای تحقیق در راستای تایید فرضیه دوم

ماخذ: یافتههای تحقیق، ۱۳۹۳
۳-۵- نتیجهگیری:
این پژوهش با طرح اولیه این مسئله آغاز شد که چه نوع روابطی از بعد اقتصادی بین شهر مهرستان و حوزه پیرامونی آن وجود دارد و مکانیسم و نیروهای اثرگذار بر آن کدامند؟ هانس بوبک در نوشتههای پیشتاز خود در زمینه روابط شهرها و حوزه پیرامونی(روستایی) در کشورهای شرق اسلامی، بویژه ایران، روابط سلطه را در قالب نظریه سرمایهداری بهرهبری و مناسبات انگلی شهری-روستایی مطرح ساخته است ( سعیدی، ۱۳۹۰، ۷۹). بوبک در ارتباط با سازوکار این مناسبات سلطهآمیز شهر در برابر عرصه روستایی پیرامونی، ساختار سنتی زراعی را مطرح میکند که درآن تولید به وسیله عوامل تولید(زمین، آب، بذر ، نیروی حیوانی ، ابزار کار و نیروی انسانی) انجام میشود که به هر یک از این عوامل در تولید بر اساس سهم از کل، بهره میرسد و مالکین ساکن شهر با در اختیار داشتن عامل تولیدی زمین و گاهی آب و زمین به تفاوت ۲۰ یا ۲۵ و به عبارتی، بیش از ۴۰ درصد از محصول نهایی به آنان و مابقی به کشاورزان که زمین را به عمل میآوردند، اختصاص مییافت. ضمنا مالکین این سرمایه حاصل از تولید را نیز به نحوی قابل توجه در بهبود فرایند تولید و بهرهبرداری و نهایتا افزایش محصول بکار نمیگیرند( سعیدی، ۱۳۹۰، ۱۶-۱۸). که این روند باعث شکلگیری فرایند خروج سرمایه از نظام تولیدی روستا و شکلگیری روابط سلطه بین شهر و روستا میشود. در محدود مورد مطالعه با توجه به یافتههای تجربی تحقیق نیز این نوع مناسبات تولید(حضور مالکان ساکن شهر) و فرایند خروج سرمایه از نظام تولیدی وجود دارد، با این تفاوت که مالکان، تولید را به سه شکل نظارت مستقیم، به وسیله کارگران روزمزد و سهمبری انجام میدهند که شکل غالب آن نظارت مستقیم بر تولید توسط مالکین ساکن شهر است. در ارتباط با نظارت مستقیم مالکان و کارگران، کل سرمایه حاصل از تولید به استثنای سهم کارگر به مالک ساکن شهر میرسد. پس فرایند خروج سرمایه از نظام تولیدی روستا بدین شکل است که مالک ساکن شهر با تولید محصولات کشاورزی با اتکا به منابع اکورلوژیکی روستا، آن را صرف توسعه زیرساختها و اقتصاد روستایی نمیکند و بیشتر این سرمایه در شهر و به طور غالب صرف خرید زمین میشود. در نظریه بوبک مزراعه و سهمبری وجود دارد که بر اساس یافتههای تحقیق در محدوده مورد مطالعه این شیوه بهرهبرداری نیز با دو تفاوت اصلی در مالکیت عوامل تولید و سهمبری از محصول کل، وجود دارد. در ارتباط با شیوه بهرهبرداری سهمبری در محدوده مورد مطالعه، ضمن مالکیت همه عوامل تولید متعلق به مالک ساکن شهر، روستایی فقط با انجام عملیات تولید شامل کاشت، نگهداری و برداشت، سهم قابل توجهی از محصول تولید شده زراعی (۵۰درصد از کل محصول )و باغی ( یک سوم از کل) به او میرسد. این نوع سهمبری تا حدودی خروج سرمایه از نظام تولیدی از روستا به سمت شهر را تا حدودی تعدیل میکند.
اهلرس در ارتباط با فرآوری و مبادله تولیدات کشاورزی مطرح میکند یکی از جنبههای اساسی اقتصاد شهرها بویژه شهرهای کوچک، مبادله تجاری محصولات کشاورزی و تا حدی گردآوری و تبدیل کالایی آنها است( اهلرس، ۱۳۸۰، ۲۲۸). بر اساس انجام شدن نوع این مبادله، سازوکارهای تمرکز تجارت و فرآوری تولیدات کشاورزی در شهر، روستاییان محصولات باغی و زراعی خود را به منظور کسب اعتبار مالی برای خرید نسیه کالا یا دریافت پول نقد به صورت پیشخور کردن سود حاصل از محصول، به تجار و دلالان شهری پیش فروش میکنند. این شیوه که به نظام پیش فروش موسوم است به مقروض ماندن موقتی و یا دائمی تولیدکنندگان روستاییان به بازاریان شهری میانجامد(همان). پیامد این رابطه مبتنی بر رباخواری، وابستگی مناسبات اجتماعی-اقتصادی روستا به شهر است(سعیدی، ۱۳۹۰، ۲۰). در محدود مورد مطالعه با توجه به یافتههای تحقیق نیز این نظام پیش فروش در ارتباط با محصولات باغی وجود دارد، با این تفاوت که پیش فروش محصولات باغی مبتنی بر رباخواری نیست و همچنین در محدوده مورد مطالعه واسطهها با مراجعه به روستا محصول روستاییان را به صورت نارس میخرند. دلایل به وجود آمدن این نظام پیش فروش نیز نیاز به پول زودتر از فصل برداشت، دسترسی پایین به وسایل حمل و نقل، کهنسالی کشاورزان و عدم قدرت مالی برای جمعآوری و نگهداری محصول و انتقال آن به شهر برای فروش است. نکته قابل توجه در ارتباط با نقش واسطهها و عدم قدرت مالی روستاییان و نتیجتا پیش فروش محصول، وجود موانع شرعی و باورهایی است که مانع از استفاده روستاییان از منابع مالی رسمی شده است به طوری که روستاییان ضمن نیاز به پول وامی دریافت نکردهاند. پس وجود نظام مبادله مبتنی بر واسطهگری نیز باعث خروج سرمایه از نظام تولیدی روستاست به طوری که واسطهها درآمد حاصل از فروش محصولات باغی را در خود روستا سرمایهگذاری نمیکنند. با توجه به اینکه واسطهها در خروج سرمایه از نظام تولیدی روستا تاثیر به سزایی دارند، شیوه بهرهبرداری سهمبری که تا حدودی این خروج سرمایه را از نظام تولید روستایی(با توجه به سهم روستایی از کل محصول) تعدیل میکرد نیز بی اثر میکند چرا که سهمی که به روستایی میرسد بار دیگر توسط واسطهها با قیمت پایین خریداری میشود و عواید این سهم نیز در خود روستا سرمایهگذاری نمیشود.
اهلرس در ارتباط با کارکردهای تدارکاتی شهرها برای حوزه پیرامون عنوان میکند سیطره شهر بر حوزههای پیر
امونی از طریق اعمال کارکردهای تدارکاتی تشدید میگردد. همین گونه کارکردها، شهرهای سنتی را نیز در رابطه با حومه پیرامونی خود به عنوان مکانهای مرکزی عینی مطرح میسازند که در هر حال از مرکزیت خود بر مبنای سرمایهداری بهرهبری سود میجویند. اولین نتیجه این عطای اقتصادی شهرها به حوزههای روستایی پیرامون خود، کمبود واحدهای خدماتی خصوصی و عمومی در سطح روستاهاست. بر این مبنا، بخشهای وسیعی از جمعیت روستایی برای تهیه کالاهای غیر روزمره و گاهی نیازهای روزمره به بازار شهری مراجعه میکنند. این مراجعات اجباری مسلما برای توسعه اقتصادی در عرصههای روستایی با پیامدهای منفی همراه است( اهلرس، ۱۳۸۰، ۲۳۱). بر اساس یافتههای پژوهش شهر مهرستان برای حوزه روستایی پیرامونی خود نیز این کارکرد را دارد و روستاهای محدوده وابستگی شدیدی به شهر مهرستان برای تامین نیازهای اساسی خود دارند به طوری که ۸/۸۶ درصد نیاز خوراک و پوشاک، ۷/۹۲ درصد نیاز لوازم و اثاثیه خانه، ۴/۸۰ درصد نیاز ابزار و ادوات کشاورزی و ۵/۹۳ درصد خدمات اداری که همگی از نیازهای روزمره و مقطعی خانوارهای روستایی است، توسط شهر مهرستان تامین میشود.
در نهایت با توجه به یافتههای تحقیق میتوان نتیجه گرفت روابط شهر و روستا در محدوده مورد مطالعه نشان از انطباق نسبی نظریه سرمایهداری بهرهبری بر واقعیتهای موجود است با این تفاوت که مکانیسمها و نیروهای اثر گذار بر رابطه نابرابر و سلطهآمیز شهر بر روستا در گذر زمان تحول پیدا کردهاند ولی همچنان روابط غیرمکمل و غیر سازنده است.
۴-۵- پیشنهادات:
۱- توجه و تاکید بر ساز و کارهای یکپارچهسازی اراضی پراکنده و کوچک در راستای توسعه کشاورزی تجاری و مدرن در کنار کشاورزی سنتی روستاییان