نکته مهم مواضع متحدین امریکا در قبال تحریم ایران است که یکی از تحولات نوین این دوره در سیاست خارجی امریکا استفاده از ائتلاف متحدین بویژه اتحادیه است که به نظر می آید تاکنون به این شکل در مقابل ایران پیگیری و اجرا نشده بود. وزیرخارجه امریکا پس از تصویب قطعنامه ۱۹۲۹ علاوه بر سفر به کشورهای چین و روسیه به ترتیب به کشورهای اروپایی (اتحادیه)، فرانسه، انگلیس و آلمان و سپس به کشورهای عربی حوزه جنوبی خلیج فارس مسافرت نمود ودست به تشکیل ائتلافی از متحدین این کشور برای پیشبرد تحریم های ملی از سوی این کشورها زد که از اهمیت شایان توجهی برخوردار است. در اثر این تلاش ها، بلافاصله به ترتیب کشورهای استرالیا، نروژ، اتحادیه اروپایی، کانادا، ژاپن، کره جنوبی و هند به این روند پیوستند و تحریم های یکجانبه ای را علیه ایران تصویب و به اجرا گذاشتند. پیش از این و حتی در دوره کلینتون که شدیدترین تحریمها تا آن زمان علیه ج.ا.ایران به اجرا گذاشته شد، چنین ائتلافی ایجاد نشده و حتی انتقادات و اعتراضات فزاینده کشورهای متحد امریکا بویژه اتحادیه اروپا از جمله فرانسه و شرکت نفتی توتال باعث لغو ویا عدم اجرای تحریم های ثانویه علیه آن شرکت نفتی فرانسوی گردید. این در حالی است که در این دوره ائتلاف متحدین امریکا روز به روز درحال گسترش است و آخرین کشور تا این مقطع کشور بی طرف سوئیس بعنوان حافظ منافع امریکا در تهران بوده است که شورای فدرال سوئیس با انتشار بیانیه ای در ژانویه ۲۰۱۱ اقدام به اعمال تحریمهایی علیه ایران نمود. اتحادیه اروپا و انگلستان با پذیرش رهبری امریکا در برخورد با ایران هریک با صدور دستورات جداگانه و مشترک از این اقدامات تحریمی امریکا مثل تحریم های حقوق بشری پیروی کردند و فهرست های جداگانه ۵۰ نفره و اخیراً در ۱۰ اکتبر ۲۰۱۱ فهرست ۲۹ نفره ای از مقام های کشوری، لشکری و امنیتی و قضایی ایران را جزو افراد تحت تحریم اعلام کرده است . هرچند که اتحادیه هنوز شرکت ایران ایر را در فهرست تحریم های خود قرار نداده است اما فروش بنزین را به این شرکت را ممنوع ساخته و این روند همچنان ادامه دارد.
جمع بندی کلی:
با عنایت به این تحولات به نظر می آید، الگوی خاصی در نحوه تعامل میان محور ویژه امریکا و انگلیس و اتحادیه در برخورد با مسئله ایران بچشم می خورد. نوع برخورد بریتانیا و اتحادیه اروپایی در رخدادهای سالهای اخیر مؤید این موضوع است که الگوی رفتاری آنها در مورد ایران شباهت های بیشتری دارد تا نوع رفتار آنها با الگوی رفتاری ایالات متحده امریکا دربرخورد با ایران. برای مثال، باید اذعان نمود که بریتانیا و اتحادیه در شرایط زمانی متفاوت برای برقراری روابط نزدیک با ج.ا.ایران تلاش هایی انجام داده اند که گفتگوها و مذاکرات سیاسی و اقتصادی و همچنین، گسترش مناسبات و سرمایه گذاریهای کشورهای عضو اتحادیه با جمهوری اسلامی ایران نشانه هایی از موفقیت آمیز بودن آن تلاشها بوده است. استمرار روابط سیاسی و دیپلماتیک انگلستان و اروپا با ایران و حفظ مناسبات اقتصادی از نشانه های این امر است.

نتیجه گیری:

با توجه به روند سیاستگذاری اتحادیه اروپا در قبال ایران و بررسی رویکرد انگلستان به وضوح میتوان رد پای جهت گیریهای آمریکا را در سیاستگذاریها مشاهده نمود. درحالی که در دوره پس از جنگ سرد روندی خصومت آمیز و تهاجمی در برخورد امریکا با ایران قابل مشاهده است که آثار آن بر سیاست اتحادیه نیز قابل درک است. روشن است که اتحادیه اروپا متشکل از ۲۷ کشور با منافع و اهداف ملی متفاوت است که انگلستان یکی از اعضای آن بشمار می رود. اما اتحادیه به لحاظ ارزشی در مجموعه جهان غرب قرار می گیرد که ایالات متحده نیز جزو آن است. به همین دلیل، این اتحادیه از مناسبات و پیوستگی دیرینه ای با ایالات متحده برخوردار است که دست کم در دوره پس از جنگ جهانی دوم تا پایان جنگ سرد شاهد اتحاد مشترکی در برابر اتحاد شوروی بودهاند و در واقع، چتر امنیتی امریکا بر سر اتحادیه قرار داشت. در این دوره نیز باتوجه به موقعیت جهانی امریکا پس از جنگ سرد و نیز ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، ایالات متحده از نفوذ قابل ملاحظه ای در تصمیمات اتحادیه برخوردار است که اتحاد این کشور با بریتانیا مزید برعلت بوده است. به همین دلیل، با توجه به مناسبات خصمانه آمریکا با جمهوری اسلامی ایران که گاه تا آستانه رویارویی نظامی نیز پیش رفته است، به تبع آن و زیر فشارهای شدید امریکا تشدید رویارویی های اتحادیه نیز محسوس بوده است. براین اساس، چنانچه بخواهیم الگویی از نوع تعامل این سه بازیگر با ایران و قدرت اثرگذاری محور ویژه امریکا – انگلیس بر سیاست خارجی اتحادیه اروپایی نسبت به جمهوری اسلامی ایران ارایه نماییم، به نظر می آید می توان از به یک نوع « الگوی دوسویه؛ عمدتاً حامی- پیرو و کنترل محدود» یاد نمود. بعبارتی، اتحادیه بطور کل، عمدتاً از سیاستهای آمریکا نسبت به ایران حمایت و پیروی کرده است اما گاه نیز با ایفای نقش برجسته تر، کوشیده است بعنوان بازیگری مستقل عمل کند و از تنش های بیشتر غرب به رهبری آمریکا بکاهد و حتی درمواقعی، رهبری برخی رفتارها را برعهده داشته است. در این زمینه، محور آمریکا- انگلستان از اهمیت زیادی برخوردار بود است زیرا پیروی انگلیس از سیاست های آمریکا نقش مؤثری در پذیرش این الگو از سوی سایر کشورها حتی فرانسه داشته است. بهرحال، الگوی غالب در رفتار اتحادیه نسبت به ایران پیروی از سیاستهای امریکا در خصوص مسائل مختلف بوده است: در تشریح این الگو می توان به مؤلفه های زیر بعنوان نشانه ها ویا ویژگیهای آن اشاره نمود:
اثر ساختار نظام بین الملل بر سیاست آمریکا و اتحادیه: در اثر فروپاشی ساختار دوقطبی نظام بین الملل و بهبود موقعیت جهانی امریکا با نقش مثالی یک ابرقدرت و متحد نزدیک انگلیس و اتحادیه پس از جنگ سرد، باوجود فقدان تهدید اتحاد شوروی علیه اروپا این اتحادیه همچنان در برابر تهدیدهای نوین نسبت به امنیت خود، به قدرت و توانایی های آمریکا احساس نیاز می کند و این نیازمندی نیز متضمن نوعی پیروی از سیاست های کلی آمریکا بخصوص در رابطه با ایران بوده است؛
پذیرش نسبی نقش رهبری آمریکا: باتوجه به پذیرش نقش رهبری آمریکا از سوی اتحادیه و بویژه بریتانیا در بحران های منطقه ای وجهانی و باتوجه به سیاست های تهاجمی آمریکا نسبت به ایران پس از جنگ سرد، آمریکا موفق شده است با ائتلاف سازی با متحدان خود از امکانات و اطلاعات اتحادیه و انگلیس در تقابل با ایران و در راستای اهداف سیاست خارجی خود، بهره برداری نماید. نفوذ انگلیس بر اتحادیه بستر مساعدی را برای کمک به آمریکا فراهم ساخته است؛
تشدید رویارویی اتحادیه و انگلیس با ایران: به دلایل پیش گفته، در این دوره شاهد تشدید رویارویی های اتحادیه و انگلستان با ایران به تبع سیاست امریکا بوده ایم که در سال های اخیر، برخورد با برنامه های هسته ای و نیز اعمال تحریم های یکجانبه، ائتلافی و بین المللی علیه ایران، مؤید چنین روندی است؛
کنترل رفتارهای یکجانبه آمریکا: باتوجه به حجم مناسبات تجاری و سیاسی اتحادیه با آمریکا و همچنین روابط تجاری و سیاسی ایران و اروپا ونیز با احساس نگرانی از عواقب رفتارهای یکجانبه آمریکا بر نقش و کادر سیاست خارجی بریتانیا و اتحادیه اروپایی در دوره پس از جنگ سرد و۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، انگلیس و اتحادیه اروپایی در پیروی از آمریکا در برخورد با ایران بازیگران صرفاً منفعل یا تماشاچی نیز نبوده اند، زیرا هم بریتانیا و هم رهبران برخی کشورهای عضو اتحادیه وحتی کمیسیونر سیاست خارجی اتحادیه از برخی فرصت ها به منظور کنترل بحران در برخورد با ایران و ایفای نقش اثرگذار در حل مسائل با ایران استفاده کرده اند که گاه نیز نقش رهبری داشته اند.
بطورکلی، تحت تأثیر این محور ویژه، رویکرد اتحادیه اروپا در قبال ایران سه مرحله را پشت سر گذاشته است؛ مرحله نخست، دوره جنگ سرد و سالهای جنگ تحمیلی که جهت گیری اتحادیه در قبال ایران بیشتر حالتی غیر دوستانه داشت اما خصمانه نیز نبود هرچند که با وقوع مسایلی نظیر قضیه سلمان رشدی و فراخوانی سفرا گاه تنش های شدید را شاهد بود. مرحله دوم، مرحله تنش زدایی و همکاریهای اقتصادی است که از دوره سازندگی تا قبل از مسئله هستهﺍی را شامل می شود که تا اواسط دوره بوش نقش کنترلی در مقابل امریکا نیز ایفا نمود. سومین مرحله، به میانه دوره جرج بوش و دوره باراک اوباما باز می گردد که پس از مطرح شدن مسئله هستهﺍی ایران جهت گیری اتحادیه هم راستا با ایالات متحده آمریکا قرار گرفته و بیشتر منفی و در جهت برخورد تهاجمی با ایران بوده است. />درمجموع، انگلستان در سیاستگذاریهای اخیر خود که در همراهی با آمریکا صورت گرفته روند سیاستگذاری منفی و بر علیه ایران را در پیش گرفته است و چنانچه موقعیت جهانی امریکا در دوره پس از جنگ سرد همچون سالهای اولیه و پس از ۱۱ سپتامبر روبه بهبود باشد، تلقی این است که اتحادیه نیز چاره ای جز ارسال علائم همکاری جویانه و همراهی در برخورد تهاجمی تر امریکا با ایران ندارد. انگلستان بنا به موقعیت دیرینهای که در اروپا داشته باعث جهتگیریهای منفی و یا مثبت اتحادیه در قبال ایران خواهد شد اما در چنین مرحله ای چنانچه، این وضعیت تغییر یابد و جایگاه امریکا تنزل یابد ویا باچالش روبه رو شود، اتحادیه نیز نقش مؤثرتری و حتی نقش رهبری ایفا می کند.
پایان….. فهرست منابع
«منابع فارسی»
آقایی، سید داوود، “جایگاه اتحادیه اروپایی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در دوره سازندگی”، فصلنامه سیاست، مجله دانشکده حقوق وعلوم سیاسی، دوره ۳۷، شماره ۳، پاییز ۱۳۸۶
انگلستان (کتاب سبز)، به کوشش عبادی، کورش، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بینﺍلمللی وزارت امورخارجه، ۱۳۷۳٫
بابایی، غلامرضا، “تاریخ سیاست خارجی ایران از شاهنشاهی هخامنشی تا به امروز”، تهران: درسا، ۱۳۷۵٫
جاوید نیا،کیومرث، “مواضع انگلیس در قبال روند وحدت اروپا”، تهران، دانشکده روابط بینﺍلملل، ۱۳۷۵٫
حاجی یوسفی، امیر محمد، “چارچوبی نظری برای تحلیل مذاکرات هستهﺍی و سه قدرت اروپایی”، رهیافتهای سیاسی و بین الملل، ش ۶، ۱۳۸۳
خالوزاده، سعید، “بررسی همکار های اقتصادی – تجاری یران و اتحادیه اروپا در دو دهه اخیر”، کتاب اروپا ۳، تهران، موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر، فروردین ۱۳۸۳
خالوزاده، سعید، “نقش انگلیس در معادلات قدرت در اروپا، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بینﺍلمللی”، ۱۳۷۷، چاپ اول.
دهقانی فیروز آبادی، جلال، “سیاست خارجی دولت نهم”، رهیافتهای سیاسی و بین المللی، ش ۱۳، ۱۳۸۷٫
شکرانی، محمد، “عملکرد یازده ساله دولت محافظه کار مارگارت تاچر”، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بینﺍلمللی وزارت امور خارجه،۱۳۷۲