رویکرد رفتار گرایی و مکانیسم های دفاعی

سه نوع منش شناخته شده عمده (در نظریه کلونینجر) عبارتند از:
۱٫ خود راهبردی: که در ارتباط با شخص می باشد.
۲٫ همکاری: که در رابطه با جامعه می باشد.
۳٫ خود- فراروی: که در ارتباط با جهان می باشد.
بلوغ منشی به طور گام به گام از کودکی تا اواخر بزرگسالی رشد و توسعه می یابد. زمان و میزان گذار از سطوح بلوغ به عملکردهای پیشین سرشتی و رویدادهای زندگی شخص وابسته است.
رشد صفات منشی، سازگاری سرشت با محیط را به وسیله کاهش اختلاف بین نیازهای شخص و فشارهای مطلوب اجتماعی بهتر می سازد.
از نظر سایکودینامیک منش بر اساس مفهوم مکانیسم های دفاعی ایجاد می گردد که این مکانیسم ها فرایندهای خودکار و غیر خودآگاه روان شناختی است که شخص را در مقابل اضطراب ناشی از تعارضات درون روانی محافظت می کند هر یک از اشکال منش، می تواند از اشکال سرشتی ابتدایی پیش بینی گردد.
نظریه های شخصیت
بر اساس رویکرد دانشمندان به انسان نظریه های مختلفی از سوی نظریه پردازان ارائه شده است که در این قسمت به برخی از آنها به اختصار اشاره می شود.
نظریه روان کاوی شخصیت
نخستین رویکرد در مطالعه شخصیت، روانکاوی است که تصویری جبری و بدبینانه از سرشت انسان مطرح می سازد. فروید نیروهای ناهشیار، امیال جنسی، پرخاشگری مبتنی بر پایه های زیستی و تعارض های دوران کودکی را شکل دهنده های شخصیت می داند (کریمی، ۱۳۸۶).
روانشناسی فردی، نظریه آدلر
آلفرد آدلر نخستین کسی بود که جنبه اجتماعی بودن آدمی را خاطر نشان کرد. از نظر آدلر هر فرد بیش از هر چیز موجودی اجتماعی است. شخصیت انسان در اثر محیط و تعامل های اجتماعی فردی شکل می گرد. آدلر به جای ناهشیار، سطح هشیار را به عنوان هسته اصلی شخصیت در نظر می گیرد (شولتز، ۱۹۹۸).
نظریه ی رفتار گرایی شخصیت
در مکتب رفتار گرایی شخصیت متأثر از یادگیری شرطی شده است و محیط در ایجاد رفتار و منش اجتماعی افراد بسیار دخیل است. واتسون منطق رویکرد رفتار گرایی را در روان شناسی تبیین کرد، پاولف فرایند شرطی شدن کلاسیک را بیان کرد که در آن محرک خنثی به دلیل همراهی با یک محرک دیگر قادر به برانگیختگی همان پاسخ می شود. اسکینر اصول شرطی شدن عامل را ارائه کرد و معتقد بود که چگونگی یک پاسخ را نتایج آن تعیین می کند. اسکینر در شکل دهی رفتار بر استفاده از تقویت مثبت تأکید کرد و تقویت را نه تنها برای یادگیری پاسخ بلکه برای تحکیم آن ضروری می دانست (پروین، ۱۹۸۹).
نظریه شناختی
جرج کلی معتقد است که ساختار شخصیت هر فرد بر اساس نظام استنباطی وی است و هر فرد آن چیزی است که از خود برداشت می کند. استنباط در این نظریه به شیوه ی ادراک، تفسیر، تجزیه و تحلیل داده ها اطلاق می شود. به عبارتی انسان ها به صورت منحصر به فردی از دنیای اطراف خود برداشت، تفسیر و مفهوم سازی می کنند. بنابراین هر فرد جهان را به صورت متفاوتی ادراک می نماید (شاملو، ۱۳۷۷).
نظریه های سنخ (تیپ) شناختی شخصیت
گروهی از نظریه های شخصیت مبنای کار خود را ارتباط ویژگی های جسمی با خصوصیات شخصیتی قرار داده اند که ریشه در کارهای بقراط و جالینوس حکمای قدیمی یونان دارد. معروف ترین این نظریه ها متعلق به کرچمر آلمانی و دیگری مربوط به شلدون آمریکایی است.
کرچمر در سال ۱۹۲۱ با انتشار کتاب ساخت بدن و منش و با استفاده از روش های انسان سنجی جسمی، انسان ها را به دو تیپ فربه تنان (از نظر روانی، خوش برخورد، خوش خوراک، خوشگذران، اجتماعی و خونگرم هستند، خوشبین و بسیار فعالند؛ از نظر عقلانی به نظریه ها و اصول منطقی چندان پای بند نیستند و از نظر عاطفی بی ثبات هستند) و لاغر تنان (از نظر روانی افرادی گوشه گیر، خیالباف، دیرجوش و در خود فرو رفته هستند. اهل دلیل و منطق هستند و در عقاید خود تعصب نشان می دهند. سخت گیر و تسلط جو بوده و پای بند اصول هستند. بسیار حساس و زود رنج بوده و از ناملایمات و سختی ها شکایت می کنند. بدبین و کینه به دل نگه می دارند) تقسیم کرد و بعدها سک سنخ سومی به نام سنخ پهلوانی (افرادی حادثه جو هستند، پرخاشگری و زورگویی و برتری طلبی از ویژگی های آنها است. بیشتر جدی و کمتر اهل بذله گویی هستند) نیز به آنان افزود (کریمی، ۱۳۸۶).
در دهه ی ۱۹۴۰ روانشناس آمریکایی، ویلیام شلدون (۱۹۷۷-۱۸۹۹)، تیپ شناسی یا طبقه بندی شخصیت دیگری را پیشنهاد داد که پایه ی سرشتی داشت و بر اساس هیکل بود. او سه تیپ بدنی اصلی معرفی کرد که هر یک از آنها به شخصیت متفاوتی مربوط هستند (شولتز، ۱۹۹۸).
نظریه صفات و عاملی شخصیت
این دسته از نظریه ها بر این فرض مبتنی هستند که شخصیت فرد چکیده ای از صفات یا شیوه های مشخصی از رفتار کردن، احساس کردن، واکنش نشان دادن و نظایر آنها است.
نظریه های اولیه صفات شخصیت را بر حسب شمارش تعدادی از صفات مشخص می کردند و نظریه های جدیدتر فنون تحلیل عامل را در تلاش برای جدا کردن ابعاد زیربنایی شخصیت به کار گرفته اند (حق شناس، ۱۳۸۸).