سلاحهای کشتار جمعی و وزارت امور خارجه

در تاریخ ۲۹ خرداد ۱۳۶۷ چهار عضو پارلمان بریتانیا وارد تهران شدند و در ارتباط با بهبود روابط بین دو کشور با مقامات وزارت خارجه ایران گفتگو کردند.
اعضای هیأت پارلمانی در طول سفر خود با نایب رئیس مجلس شورای اسلامی و آقای معیری، معاون سیاسی نخستوزیر وقت و نیز با دکتر لاریجانی معاون وزارت خارجه در امور اروپا و آمریکا مذاکره کردند.
پس از بازگشت هیأت پارلمانی به انگلیس دولت آن کشور آمادگی خود را برای بهبود روابط با ایران اعلام کرد. در بیست و دوم مرداد ۱۳۶۷ یک دیپلمات انگلیسی به نام دیوید ردوی وارد تهران شد و برای بررسی چگونگی برقراری روابط بین ایران و انگلیس مشغول مذاکره گردید.
پس از قبول آتشبس در جنگ، روابط دو کشور رو به بهبود گذاشت. در ۱۰ شهریور ۱۳۶۷ دکتر لاریجانی، معاون وزارت امور خارجه در اروپا و آمریکا، ملاقاتی با سر دیوید مایرز یکی از معاونین وزارت خارجه انگلستان در امور خاور میانه در فرودگاه هیترو لندن انجام داد.
در تاریخ ۶ مهر ۱۳۶۷ به پیشنهاد لندن مذاکرات دو کشور در ژنو به سرپرستی محمود واعظی مدیر کل وقت اروپای غربی وزارت خارجه و آقای دیوید مایریک مقام عالی رتبه انگلیس جهت بهبود روابط دو کشور آغاز شد. در این مذاکرات ایران اصرار داشت که عادی شدن روابط به پیشنهاد و درخواست انگلیس صورت گیرد و هیچگونه تغییری در مواضع سیاسی ایران رخ نداده است. ولی انگلیس از تصریح این امر طفره رفت.
در ۱۹ بهمن ۱۳۶۷ برای دومین بار ملاقاتی بین وزرای خارجه دو کشور انجام شد. روابط دو کشور رو به گسترش بود که با بحران چاپ کتاب آیات شیطانی مواجه شد. فتوای امام مبنی بر قتل سلمان رشدی تشنج بزرگی در روابط ایران و انگلیس به وجود آورد که باعث قطع کامل روابط دو کشور شد. پس از آن با مصوبه مجلس شانزدهم اردیبهشت ۱۳۶۸ روابط دو کشور به طور کامل قطع شد. در سال ۱۳۶۸ سختترین برخوردها از سوی دولت انگلستان به ویژه با دانشجویان ایرانی در انگلیس صورت گرفت. در این سال علیرغم اظهارات داگلاس هرد مبنی بر بهبود روابط دو کشور مبنی بر بهبود روابط دو کشور تاچر ایران را کشوری تروریست معرفی و سخنان رهبر انقلاب مبنی بر ابقای حکم فتوای امام را تقبیح نمود و تعداد ۲۴۸ نفر از نمایندگان مجلس عوام انگلیس طی بیانیهای خواستار اخراج ایران از سازمان ملل و جایگزینی نماینده سازمان مجاهدین خلق در آن سازمان شدند. اما پس از ۱۳۶۸ (۱۹۸۹) روابط دو کشور به سمت تشنج-زدایی پیش رفت. به دنبال پوزش مقامات انگلیسی و اعتراف آنها مبنی بر احترام به دین اسلام با مجوز شورای عالی امنست ملی طی اعلامیهای وزارت امور خارجه در مهر ۱۳۶۹ برقراری روابط سیاسی دو کشور را اعلام نمود و یک هیأت پارلمانی انگلیس نیز در اردیبهشت ۱۳۷۰ به تهران سفر کرد.
در ۱۵ آبان ۱۳۶۹ کاردار ایران با داگلاس هرد، وزیر خارجه انگلیس ملاقات نمود و متقابلا در ۱۶ آبان همان سال کاردار انگلیس با ولایتی ملاقات و پیام هر دو را تسلیم او نمود. آخرین مانع بهبود روابط دو کشور نیز در سال۱۳۷۰ با آزادی راجر کوپر جاسوس انگلیسی در تهران از سر راه برداشته شد. پس از آن جان میجر نیز در پیامی به هاشمی از ایران به خاطر تلاشهایش برای آزادی گروگانهای انگلیسی در لبنان تشکر کرد.
ایران و انگلیس در جریان اجلاس بینالمجالس که در اواخر شهریور ۱۳۷۱ در استکهلم برگزار شد مذاکراتی را برای ارتقای سطح روابط دو کشور به سطح سفیر به عمل آوردند. روابط ایران و انگلیس از آن زمان با فراز و نشیبهای زیادی همراه بود. از جلمه دستور اخراج سه تن از اتباع انگلیس از ایران از ۲۴ مرداد ۱۳۷۱ و دستور اخراج دبیر اول سفارت ایران در لندن از آن کشور و نیز پخش شایعاتی مبنی بر همکاری ایران و ارتش جمهوریخواه ایرلند علیه انگلیس، دستور اخراج نفر دوم سفارت انگلیس در تهران، نصب دستگاه های جاسوسی در ساختمان سفارت ایران در لندن توسط انگلیسیها، اظهارات جان میجر و داگلاس هرد مبنی بر کمکهای مالی ایران به ارتش جمهوریخواه ایرلند هر یک به نوعی تیرگی روابط دو کشور را به دنبال داشت.
در ملاقات وزرای خارجه دو کشور در حاشیه برگزاری اجلاس سالیانه مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک، انگلستان نگرانی خود را از مخالفت ایران با روند صلح خاور میانه، مسئله امنیت منطقه، تروریسم، وضعیت حقوق بشر در ایران و تماس ایران با ارتش آزادیبخش ایرلند ابراز نمود.
اما وزیر خارجه ایران تمامی اتهامات فوق را رد نمود. انگلستان از انعقاد قرارداد تکمیل نیروگاه اتمی بوشهر با روسیه ابراز نگرانی نمود و در باب جزایر سه گانه نیز همان مواضع اروپا مبنی بر پشتیبانی از راه حل مسالمتآمیز و انجام گفتگوهای مستقیم بین طرفین درگیر را در پیش گرفت. همین طور به دنبال تحریم ایران توسط آمریکا، انگلیس نخستین کشوری بود که ضمن رد تقاضای امریکا بر مؤثر بودن این گونه راه ها برای متوقف ساختن دستیابی ایران به سلاحهای کشتار جمعی ابراز امیدواری نمود.
با آغاز سال ۱۳۷۱ بار دیگر روابط دو کشور متشنج شد. بروز تشنجهای سیاسی در پی اخراج دیپلماتهای دو طرف روابط را شکننده و مبادله سفرا را بار دیگر به تعویق انداخت. در ۵ تیر ماه سفر دیوید گوربوث، مدیر کل وزارت خارجه انگلیس با بازداشت جفری برامر، دبیر سوم سفارت انگلیس در تهران مصادف و ضربالعجل یک ماه های برای اخراج وی در روابط با رفتار خارج از شئون دیپلماتیک مشار الیه تعیین شد.
همزمان با آغاز ریاست نوبتی انگلیس بر اتحادیه اروپا (۱۰ تیر ۱۳۷۱) بر
حساسیت و اهمیت روابط بین دو کشور افزوده شد زیرا
نوع روابط ایران و انگلیس بر روابط ایران و اروپا تأثیر میگذاشت.
در ۲۴ مرداد ۱۳۷۱ (۱۵ اوت ۱۹۹۲) دولت ایران دستور اخراج سه تن از اتباع انگلیس را به دلیل انجام فعالیتهای غیرقانونی در ایران صادر کرد. انگلیس نیز به تلافی علی رجبی، دبیر اول سفارت ایران در لندن را از آن کشور اخراج کرد.
انگلستان طی نامهای به وزارت خارجه ایران خواستار تضمین کتبی تعهدآور و در عین حال صریح ایران در مورد سه شرط (تعهد به عدم اجرای حکم، لغو جایزه قتل رشدی و اعلام فاصله دولت و بنیاد ۱۵ خرداد، دعوت از مسلمین سایر کشورها به متابعت از قوانین داخلی خود) شد. وزیر امور خارجه ایران پیشنهادات خود را رد کرد.
در سال ۱۳۷۲ جفری راسل جیمز، کاردار جدید انگلیس وارد تهران شد و مقدمات سفر مدیر کل خاور میانه انگلیس به ایران را فراهم کرد. وی در تهران ادامه مذاکرات با ایران را برای لندن دارای اهمیت وی‍ژهای دانست چرا که ایران نقش مهمی در منطقه ایفا نمود و دو کشور خواهان بهبود روابط دو جانبه بودند.
مواضع انگلیسها علیه ایران به وی‍ژه در باب جزایر سه گانه و تروریسم، موضوع سلمان رشدی و افزایش بنیه نظامی ایران از مسائلی بود که بر روابط دو کشور سایه انداخت.
در اردیبهشت ۱۳۷۳ داگلاس هرد با احضار کاردار ایران در انگلیس اتهاماتی را در رابطه با ارتش آزادیبخش ایرلند و همکاری نظامی و مالی ایران با آن سازمان مطرح نمود. ادامه جوسازیهای انگلیس در این رابطه، احضار کاردار انگلیس در تهران به وزارت خارجه و اعتراض شدید ایران را در پی داشت.
ایران در پاسخ به اخراج دبیر اول سفارت ایران در لندن (۲۶ مه ۱۹۹۴) روز یازدهم خرداد ۱۳۷۳ خواستار اخراج (هامیش کاول) نفر دوم سفارت انگلیس شد. دیپلمات ایرانی متهم شده بود که مسئول تهیه اسناد جعلی مبنی بر ایفای نقش ضد اسلامی انگلیس دولت انگلیس در جنگ بوسنی و هرزگوین بوده است.
به دنبال تشکیل اجلاس سران هفت در ناپل، انگلیس در جهت سیاست اعمال فشار خود بر ایران، مسئولان اجلاس را متقاعد ساخت که روند حمایت از تروریسم را در بخشی از قطعنامه پایانی محکوم نمایند. به دنبال تلاش انگلیس در بیانیه پایانی اجلاس گروه هفت ضمن محکوم نمودن تروریسم از دولت ایران خواسته شد به طور سازنده در تلاشهای بین المللی برای صلح و ثبات شرکت نماید و اهداف خود را در رابطه با تروریسم تغییر دهد. در پی آن کاردار انگلیس به وزارت خارجه احضار و مراتب اعتراض جمهوری اسلامی به وی اعلام شد.
یکی دیگر از حوادث در این دوران نصب دستگاه های جاسوسی در ساختمان سفارت ایران در لندن توسط انگلیسیها و اعتراض شدید ایران به آن بود. که باعث شد تا سایه های کدورت همچنان بر روابط دو کشور سنگینی نماید.
به دنبال انفجار بمب در جلوی سفارت اسرائیل در لندن (۴ مرداد ۱۳۷۳) و انتساب آن به ایران سخنگوی وزارت خارجه انگلیس اعلام کرد : «انگلیس تا کنون هیچ مدرکی دال بر دست داشتن ایران یا هر کشور دیگری در انفجارهای اخیر در لندن در دست ندارد.»
انگلیس طی ماه های بعد کمافیالسابق ضمن حمایت از ادعای امارات در مورد جزایر سهگانه، ایران را به حمایت از تروریسم متهم کرد. این کشور همچنین نگرانی خود را از امکان دستیابی ایران به سلاحهای اتمی ابراز داشت. به دنبال حادثه «لاکرابی» و انتصاب آن به ایران وزیر خارجه انگلیس اعلام کرد که هنوز مدرکی که مؤید این مسئله باشد در دست نیست.
در حاشیه اجلاس سالیانه مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک و در ملاقات با وزیر امور خارجه ایران مسائل زیر به عنوان نگرانیهای انگلیس مطرح شد :
مخالفت ایران با روند صلح خاور میانه؛