گاهی ظروف سفالین را تعلیقی ودارای رمز و راز می ساختد ، از جمله ظروفی که به نام ظروف میثاق یا جام میثاق نامگذاری شده اند و آن تنگی شبیه یک حیوان دریایی است که در انتها دو سوراخ پستانک مانند دارد. در آن شراب خون ریخته و پیمان بستن ، اخوت ، زناشویی و میثاق به طور عام منعقد می کردند. این تنگ سفالین را نگارنده از گورهای پارتی مغان کشف کرده است (کامبخش فرد ، ۱۳۷۴ ، ص ۲۶۹-۲۶۱ ).
۴-۳-۲- سکه های اشکانیان در معبد کنگاور
یکی ازمدارک معتبر وجود و حضور پارتیان در معبد ناهید کنگاور به غیر از گورهای این عصر و سبک معماری ، کشف تعداد سکه از شاهان این مردم در مقابر آنان است. مسکوکات مکشوفه بیشتر از مس ومفرغ و چندتایی هم از نقره است.
پایه و اساس پول های دوره ی اشکانیان از مس و نقره است و برنز هم که به سرعت می شکند ، کمتردر ضراب خانه های پارتی مصرف داشته است . این دوره سکه ی طلا تا به حال در هیچ یک از میدانهای تاریخی به دست نیامده است و علت آن را قراردادی فی مابین یونانیان و پارتیان دانسته اند که ضرب سکه ی طلا در قلمرو پارتیان ممنوع بوده است . مسکوکات برحسب مقیاس یونانی بود (پیرنیا، ۱۳۴۲، ص ۲۶۷۵) . سکه هایی که درکنگاور یافت شده اند از دوگرم تا چهارگرم وزن دارند و از سلاطین مختلف این سلسله اند . خط ضرب سکه ها در اینجا عموماً یونانی اند ، چون به شاهان قبل از میلاد مسیح تعلق دارند. احتمالاً فقط دو سکه که کمتر قابل تشخیص اند به بعد از میلاد مربوطند ، ولی اصولاً سکه های پارتی تا اواسط این دوره عموماً به خط یونانی ضرب شده و از مهرداد چهارم به بعد به خط آرامی نیز ضرب شده اند.
۴-۳-۲-۱- انواع سکه ها مکشوفه دوره اشکانی
اولین و نادرترین سکه از تیرداد اول (شاک دوم) است که مربوط به ۲۴۸ قبل از میلاد است . حضور این سکه درمعبدناهید دلیل خوبی قلمداد می شود بر اینکه قبوراشکانیان ازاین زمان در این پرستشگاه کنده می شده است دیگر آنکه این قوم بر بخش غربی کشور مسلط شده یا درحال توسعه و گسترش قلمرو خود بوده است. البته این سکه ی مسی به علت زنگ زدگی از کیفیت چندان مطلوبی برخودار نیست ، ولی کشف آن شانس و غنیمت بزرگی بوده است . سکه ی دیگر از فرهاد اول است که یک چهار گرمی از نقره است (۱۸۱-۱۷۴ قبل از میلاد) که نسبتاً خوب و به نیکی زنگ زدایی شده است . این دورانی کاملاً پررونق برای معبد ناهیدو در حقیقت دوره ی طلایی دراین منطقه است ، زیرا که این زمان مصادف با تکمیل ساختمان و شکوه و جلال این پرستشگاه است .
سکه دیگر از مهرداد اول است که چهار گرمی و نقره و زنگار گرفته است ( ۱۷۵قبل از میلاد) . سکه ی دیگری نیز از مهرداد دوم ( ۱۲۴-۷۴ قبل از میلاد ) یافت شده است ( شکل ۴-۳۱) . که این سکه نیزنقره و چهار گرمی است .
سکه ی بعدی از کامناسکیر شاهی ازدودمان اشکانی است که مهرداداول وی را به حکومت خوزستان گماشت (۸۱-۸۲ قبل از میلاد) . سکه دیگراز بلاش اول است (۷۸/۷۷-۵۱ میلادی) که
چندان سکه ی مطلوبی نیست . سکه ای نیز از ارد دوم یا فرهاد چهارم (۵۷-۳۷ و۳۵-۳۳ قبل از میلاد ) است که تنها پشت سکه تنزیه شده است. سکه ی دیگر ازارد اول(۵۶-۳۷ق.م) نیز موجود است بالاخره سکه فرهاد پنجم با مادر خود عموم این سکه ها در محوطه های کاوش یا قبور این مردم در پای دیوار شرقی معبد ناهید و زیر سر مردگان کشف شده است که در سطور گذشته در مورد رسم نهادن سکه زیر سر مردگان سخن ها گفته شده است .
مسکوکات اولین سند و مردک قابل اعتماد برای تعیین تاریخ قطعی در کنگاور بوده اند ، به نحوی که گورستان پای دیوار شرقی با عرضه ی سکه های پارتی تاریخ تدفین ها را کاملاً بازگو کرده اند (کامبخش فرد ، ۱۳۷۴ ، ص ۲۷۴-۲۷۰ ) .

۴-۴- معبد آناهیتا در زمان ساسانیان
در دوره ساسانی نیز برسیاق دوره ی پارتیان از این بنای مقدس برای انجام مراسم مذهبی آتش استفاده می شده است ، به علاوه بازسازی و دگرگونی هایی در این بنا نیز به انجام رسیده است و این مطلب از نوشته اسامی منقور خانواده ها به خط پهلوی ساسانی که نذرکنندگان سنگ برای تکمیل و بازسازی این پرستشگاه عظیم بوده اند پیداست این پرستشگاه از سده ی پنجم قبل از میلاد تا پایان دوره ی ساسانی به مدت یک هزار سال دایر بوده است .البته به لحاظ جریان های سیاسی ، دوره های فترت ، تعطیل ، آتش سوزی ، تخریب نیز داشته است . به دفعات مرمت و دگرگون شده و نحوه ی تعمیرو دگرگونی های مکرر انبوه عنوان یک جایگاه مذهبی همواره پایدارباقی مانده هرگزتحت تاثیر جلال وشکوه بنیادهای دنیوی واقع نشده است. شاهان ساسانی در طول سلطنت خود از این پرستشگاه در راه تبلیغ آرمان و آیین های زمانه بهره برده اند. خسرو پرویز هم یکی ازشاهان این سلسله بوده و اثری از خود در پرستشگاه بر جای نهاده است در پایان دوره ساسانی وانقراض این سلسله پس از یک حد فاصل دویست ساله ، بناهای دوران اسلامی از قرن دوم (۱۴۰) هجری روی ویرانه های پرستشگاه استقرار یافت که تا بیست سال پیش باقیمانده بود. در زمان ساسانیان این نقش اهمیت خود را حفظ کرده است. به نحوی که در بیشتر نقش برجسته ها باقی مانده از این دوره حضور وی در مراسم مذهبی و سیاسی محسوس است . برروی بقایای بنای پارتی آثاری از دوران ساسانی دیده می شود که در نقاط مختلف بنا وجود دارد ، باتوجه به نوشته مورخان وجغرافی نویسان اسلامی در دوره ی ساسانی کلیه ی بناهای مرکزی بنای ناهید دستخوش دگرگونی و تغییر شده است . در سال های اخیر به موازات سکوی سنگی با کمی انحراف یک دیوار خشتی آمیخته با آجرهای دوره ی پارتی را از خاک بیرون آوردند که میراث دوره ساسانی است بنیان این دیواره را به منظورخاصی با استفاده از مصالح قبلی گذارده اند . در دوره ی ساسانی از بنای حجاری دیواره ها وپلکان و ستون ها نیز استفاده به عمل آمده .حتی دراین دوره تعمیراتی در این قسمت های مختلف اعمال شده است (کامبخش فرد، ۱۳۵۱ ، ص۱۶-۱۵).
تکه سفال های به دست آمده از این دوره نسبتا زیاد و متنوع است . بریکی از پاره سفال های به دست آمده ی متعلق به این دوره با مرکب سیاه ثابت شده و به خط پهلوی ساسانی عبارت « میتراورج » نوشته شده است . در همین محل مهری از عقیق شیری رنگ با نقش عقابی ایستاده با دوبال افتاده وصورت نیمرخ نیز بدست آمده که در دو طرف سرعقاب نقش ماه و ستاره دیده می شود .علاوه برتکه سفال از دوره ساسانی تعداد زیادی شاخ حیوانات شکاری که به وسیله اره بریده شده اند نیز در حفریات به دست آمده است ( روزبهایی ، ۱۳۸۳، صص ۱۰۳-۱۰۲) .
۴-۴-۱- کنگاور و پرستشگاه آناهیتا دوره ساسانیان
ساسانیان که آخرین بازماندگان دنیای تاریخی و قبل از اسلام ایران محسوب می شوند ، در آیین های اجتماعی آن روزگار باعث دگرگونی هایی شدند. این دگرگونی ها که در عمق اجتماعات مردم رسوخ کرد نتیجه ی یک رستاخیز مذهبی شرقی بود که با شدت و تعصب روز افزونی در آیین های زمان نقود کرد و هنر فرهنگ را تحت تاثیر قرار داد تا آنجا که حتی هنرهای چینی، هندی، سامی، و نیز مذاهب مختلف نیز از تاثیر آن بر کنار نماندند .
هنرهای این دوران پس از مدتی بدون آنکه تحت تاثیر تجلیات هنر یونانی یا رومی یا سامی قرار بگیرند و آنها را الگو و انگاره ی خود قرار دهند یا مبانی آنها را بازگو و تبلیغ کنند . ساسانیان سیطره ی نفوذ خود را در این مبنای گسترده ، و آنها را در خود جای داده است. این هنر در تمام مراتب خود با بازگشت به سنت های کهن پارسی نیرویی تازه یافت. هنگامی که کتاب اوستا تدوین شدو موجب تقویت آیین زرتشتی بیش از پیش فراهم آمد، آن وقت با زور و قدرت مذهبی به قلمرو خود وسعتی بخشید. بدین ترتیب پرستشگاه ها افزون شدندودر سرتاسر شاهنشاهی گسترش یافتندحدود چهل و نه آتشگاه از این دوره بازیابی و شناخته شده است .در حقیقت اساس حکومت ساسانیان از پرستشگاه استخر که سابقه ی آن به زمان اردشیر دوم هخامنشی می رسید پایه گذاری شد و از راه تعالیم و رخنه ی مذهبی طرفداران جدی یافت . ساسان و بابک که پدر و جد اردشیر بودند ، از پرستشگاه ناهید استخر مقام و مرتبتی بسیار یافتند . و در زمان سلطنت اردشیر موقعیت این پرستشگاه افزون شد ، به نحوی که بنا به گفته ی طبری این شاهنشاه در یک سفر جنگی خود از جنوب شرقی ایران یعنی سکستان تا شمال شرقی یعنی خوارزم ، بسیاری از دشمنان خود را بکشت و سرهاشان را به این پرستشگاه در پارس ارسال داشت (کامبخش فرد ، ۱۳۷۴ ، ص۱۵۶ ).
پرستش آتش و ارتباط نزدیک آن با آناهیتا باعث شد که شاپور اول معبد آذر ناهید را با همسر خود پیوند زند و نرسی درکتیبه ی پایکولی در کنار اهورامزدا ، از آناهیت بانوک یاد کند. پادشاهان ساسانی در کتیبه های خود را مزدیسن بغ و ستایشگر بغ مزدا نام داده اند ، پرستش آناهیتا در مقام و مرتبه ی شاخصی قرار گرفت .به نحوی که دین مزدیسنا در ارمنستان نیز گسترش یافت ( همان منبع ، ۱۳۷۴ ، ص-۲۴۴) .
بنیان آتشکده های دوران ساسانی از بنای آتشکده چهارگوشه مشحون از تاق هلالی هترا و مکان آتش مقوس چهار وجهی کوه خواجه آغاز شد بنابراین در پایان دوره اشکانیان این پدیده جدید را که چهار تاق نامیده شده است پی افکنده اند . شاید بتوان هیئت آن را ملهم از دو برج حجاری شده نقش رستم تخت جمشید و قلعه بان نزدیک دهکده لار و در دامنه قله دماوند دانست
(واندنبرگ، ۱۳۵۴، صص۱۲۱-۱۱۸). با این مقدمات دریافت می شود، دردوران شاهنشاهی ساسانی شریعتی به وجود می آید که ضمن بر اندازی پاره ای ازآیین ها برخی دیگر را با تغییر یا دگرگونی پذیرفته آن را متداول و همگانی میکند . از جمله تبدیل مکان مقدس آتش چهار گوشه به چهار تاق است. بدین ترتیب مشاهده شده پیکره ها وتندیس های مذهبی شرکای سامی و یونانی و رومی پارتیان از پرستشگاه های آن زمان برچیده و منسوخ شده به جای آنها آتشدانهای عظیم که بر یک سکو قرار دارند نهاده شده است .
در قشر و لایه پارتی(اشکانی) پرستشگاه ناهید کنگاور نظایر پیکره ها و تندیسهایی که در معابد دوره ، پالمیرا، بابل، آشور، هتره و نسا یافت شده اند به دست نیامد. زیرا که دراین معابدآیینهای بومی ویونانی و رومی با آیین پارتیان در هم آمیخته بودند، ولی درپرستشگاه کنگاور، پارتیان شرکای غیر ایرانی نداشتند ، بنابراین به آیین دوران هخامنشی و پرستش آتش درفضای باز پایبندی نشان می دادند کاوشهای مستمرمحقق کرده است که درشروع دوره ساسانی،پرستشگاه ناهیددوره اشکانیان دستخوش آتش سوزی و ویرانی شده است. بقایای این آتش سوزی را امروزه در بخش خاوری آن می توان مشاهده کرد. درزمان پیروز، شاه ساسانی مجدداً این پرستشگاه مورد تغییرو بازسازی واقع شده است . لاشه سنگهایی که بر پیکره آنها خطوط ساسانی کنده شده و مربوط به سده پنجم میلادی است در دیوارها کار گذاشته شده است استفاده مجدد از بنا احتمالاً به صورت یک آتشکده بزرگ (آتور- آناهیتا) بوده است .ایجاد یک چهار تاق عظیم بر مرتفع ترین سکوی کنگاور (معبد ناهید) احتمالاً در این زمان بنیان نهاده شده است .
درکاوشهای باستان شناسی سطح و سکوی مذکور در۳۲ متر ارتفاع نسبت به سطح اراضی در جنوب بنا از زیر خاک و ساختمان های قصبه کنگاور بیرون آمده و عرض و طول خود را عیان ساخته ولی متاسفانه دخل و تصرفات و خانه سازیها اساس و شالوده این چهار تاق دوره ساسانی را از میان برداشته است. با این حال بقایای سکوبر قله صخره پا بر جاست احتمال داده می شود که دردوره ساسانی چهار تاق روی این سکو ساخته شده بود.خطوط منقوربر پشت و روی سنگهای غیر حجاری بیشتر عبارت از اسم اشخاص یا مخفف نام نذر کنندگان سنگ برای تعمیر و بازسازی پرستشگاه بوده است. در تعدادی از حجاریها هم این کنده کاریهای مختصر وجود دارد . ولی با این حال چون بیشترین اسمها روی سنگهای غیر حجاری منقورند ، باید آنها را جزء نذورات اشخاص و خانواده ها برای بازسازی وتعمیر پرستشگاه محسوب داشت . البته وجود این نذورات برای ساختمان معابد موضوع تازه ای نیست، زیرا که اعتبار پرستشگاه ها همواره بستگی به حمایت و کمکهای نقدی و جنسی مردم داشته است. خطوط منقور عموماً به خط پهلوی ساسانی و مربوط به پیروز شاه است .سبک نوشته ها بعضی به دوره متاخر ساسانی وقرن پنجم و برخی منسوب به سده ششم میلادی اند ، بعضی از این اسامی یا مخفف آنها در چندین سنگ ، بیست بار تکرار شده اند، از جمله نام پیروز یا مخفف آن پیر و کلمه شتریور( شهریور) ، و به همراه نوشته ها نیز علایمی وجود دارد ،که مربوط به همین دوره اند.
ولادمیر گریگورویچ لوکونین باستان شناس ، تعدادی از این نامها را در سفری به سفری به همراه کامبخش فرد به کنگاور خوانده است . نوشتن بامرکب سیاه بر روی سفالینه ها در زمان ساسانی انجام شده ، بیشتر موضوع آنها درباره تاکستان ها بوده و عموماً اسامی زرتشتی را روی آنها می نوشتند و این شیوه خط نویسی روی سفالینه ها در تمدن دوران اسلامی نیز ادامه یافت .
با وجود کشف پدیده خط نویسی ساسانی آشکارا بایستی اذعان داشت که در اواسط این سلسله ، دیوارهای ستون دار شرقی و جنوبی که در اثر آتش سوزی تخریب شده بود ، مجدداً بازسازی شده مورد استفاده قرار گرفته است .