سیستم پشتیبان تصمیم و فرهنگ سازمانی

نمودار شش سیگما از نمودار توزیع نرمال پخ تر است. میزان برجستگی یا پخ بودن نیز از فرمول زیر محاسبه می شود
رابطه (۳-۵)
(m4گشتاور مرکزی چهارم =)
شکل (۳-۱۶) -نمودار شش سیگما از نرخ توقف
شکل (۳-۱۷) – شاخص های قابلیت فرایند
با توجه به نمودار ۶ سیگما، شاخص کارایی فرایند, ۰٫۲۴ است که بیانگر نامطلوب بودن فرایند (همان طور که می دانیم، این شاخص در وضعیت مناسب باید ۱ یا بیشتر از ۱ باشد) و و از طرفی شاخص قابلیت فرایند نیز ۰٫۱۷ است که باز هم بیانگر اشکال در فرایند و نیاز به بهبود است. در این نمونه pp با cp برابر است. چون فقط ۱۰ مورد داده ثابت وجود داشت.
به دلیل گستردگی مطلب از بیان و نمایش سایر نمودارها پرهیز می نماییم. موارد بررسی شده بعدی شامل، نرخ هزینه تعمیرات، نرخ ضایعات، نرخ دوباره کاری، نرخ تولید معیوب و نرخ تولید می باشند. که در این سازمان مورد بررسی قرار گرفته اند. نرخ ضایعات نسبت به بقیه در وضعیت مطلوب تری قرار دارد؛ و بقیه با اولویت های متفاوت، در وضعیت نیاز به بازبینی و نامطلوب قرار دارند.
با توجه به آنچه بیان شد، تحلیل کمی و کیفی بر روی سازمان انجام و وضعیت کنونی سازمان به میزان نیاز مشخص شد. علاوه بر آن در تحلیل ها نقاط قوت و ضعف و فرایندها و بخش های نیازمند بهبود مشخص شدند. حال با علم بر وضع موجود، نیاز به تشخیص و ایجاد وضع مطلوب وجود خواهد داشت.
وضع مطلوب در سازمان صرفاً بهینه ترین وضع نخواهد بود. زیرا عوامل زیادی می توانند بر بهترین وضع اثر گذاشته و آن را تبدیل به بدترین وضعیت نماید. این عوامل می توانند، فرهنگ سازمانی، فناوری موجود، سطح دانش و تحصیلات کارکنان سازمان، میزان مقاومت افراد سازمان در مقابل تغییرات، میزان بودجه، وضعیت بازار، وضعیت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جامعه، تطبیق فناوری جدید با سیستم های موجود در سازمان و غیره، باشند. بنابراین نمی توان بدون در نظر داشتن چنین عواملی، صرفاً به دلیل مطلوب نبودن وضع فرایندها، دست به تغییر و بهبود آن ها زد. با توجه به عوامل بیان شده، می توان به نوعی اولویت بندی انجام داد تا بهبود با توجه به شرایط جاری سازمان انجام شود.
همان طور که بیان شد، چارچوب ارائه شده مبتنی بر سیستم پشتیبان تصمیم است. این ویژگی از مزایای این چارچوب محسوب می شود. چرا که این بخش، تصمیمات کلیدی، مدیریت دانش، هوش تجاری و همچنین تا حدودی چابک بودن سازمان را تأمین می کند. که در ادامه نحوه عملکرد سیستم مورد نظر تشریح می شود.
۳-۵ مدل تصمیم گیری در سیستم پشتیبان تصمیم :
۳-۵-۱ روش تصمیم گیری:
در این چارچوب برای تصمیم گیری در سیستم پشتیبان تصمیم، از روش استدلال مبتنی بر موردCBR استفاده می شود. دلیل استفاده از این روش، تطبیق این روش با پارامترهای تصمیم گیری در صنعت تولید است. روش استدلال مبتنی بر مورد بر اساس استفاده از پاسخ مسائل قبلی برای حل مسائل مشابه جدید شکل به عنوان روشی شناخته می شود که از نحوۀ رفتار انسان ها در برخورد با مسائل جدید الگوبرداری کرده است؛ به این ترتیب که از تجربیات کسب شده در حل مسائل گذشته به عنوان راهنمائی برای حل مسائل جدید بهره می برد. [۶۵]
از این روش اصولاً در پشتیبانی تصمیم در صنایع تولیدی مانند تصمیمات فروش یا خرید استفاده می شود. محققان تاکید می کنند که استفاده از چنین ابزاری به تصمیمات سریع تر، دقیق تر، ارزان تر و با کیفیت تر می انجامد. [۶۶] همچنین برای تصمیمات اتوماتیک با استفاده از این روش، مدل های مختلفی نیز ارائه شده است. که در سیستم های تولیدی ابزار مناسبی را جهت مدیریت فراهم می کند. این تصمیمات مدیریت را در بخش ها و تصمیم ها مختلف در زنجیرۀ تأمین و ارزیابی تأمین کنندگان[۶۷]و یا تصمیمات خرید و تولید، یاری می کند. [۶۸]
حل مسئله به روشCBR در برگیرندۀ چهار عمل عمده به شرح زیر است:
۱- باز یابی مورد مشابه با مسئله جدید
۲- استفاده از پاسخ مسئله مشابه بازیابی شده برای تهیه پاسخ پیشنهادی برای مسئله جدید
۳- بازبینی در پاسخ پیشنهادی در صورت وجود مغایرت در شرایط مسئله جدید و مسئله بازیابی شده
۴- نگهداری مورد جدید (مسئله جدید) برای استفاده در آینده
چرخه زیر بیانگر این روش است.
شکل (۳-۱۸) چرخۀ روش استدلال بر مبنای مورد CBR [6]
هر مورد از دو قسمت تشکیل می گردد. قسمت اول هر “مورد” به بیان مشخصات مسالۀ مرتبط با آن می پردازد و قسمت دوم نیز، پاسخ مسئله مطرح شده را در بردارد. مشخصات یک مورد با ویژگی های تشکیل دهندۀ آن تعیین می گردد و مقادیر اختصاص یافته به این ویژگی ها، وضعیت آن مورد را نشان می دهند. زمانی که یک مسالۀ جدید مطرح می شود، شرایط آن با وضعیت مسائل حل شدۀ قبلی مقایسه شده و با استفاده از مکانیزم های تطبیق، شبیه ترین موردهای قبلی بازیابی می شوند. سپس از موردهای بازیابی شده برای ارائه پاسخ به مسالۀ جدید استفاده شده و پاسخ پیشنهادی تهیه می گردد. در صورت نیاز، پاسخ پیشنهادی با توجه به موقعیت مسالۀ جدید مورد بازبینی قرار می گیرد و در نهایت، مورد جدید (یعنی مسالۀ مطروحه و پاسخ آن) برای استفاده های آتی در مخزن مورد نگهداری می گردد.
شکل (۳-۱۹) مدل تصمیم گیری در سطح کلان
یکی از پیچیده ترین ابعاد اجرائی CBR، نحوۀ محاسبۀ میزان مشابهت مسئله جدید با مسائل حل شدۀ قبلی است. غالب روش هایی که برای محاسبۀ میزان مشابهت بکار می روند از تابع مطابقت نز
دیک ترین همسایه استفاده
می کنند. در این روش ها ابتدا میزان مشابهت مسئله جدید با مسائل قبلی در رابطه با تک تک معیارهای سنجش مشابهت، اندازه گیری می شود و سپس میانگین موزون مقادیر حاصله به صورت زیر محاسبه و ملاک عمل قرار می گیرد. [۶۹]
رابطه (۳-۶) SIR=