شورای همکاری خلیج فارس و موافقتنامه تجارت آزاد

با این همه، به رغم سرخوردگی نسبی اتحادیه اروپا نسبت به کارآمدی مذاکره و روش های دیپلماتیک درخصوص مسئله هسته ای ایران، به نظر نمی رسد اتحادیه اروپا مسیر دیپلماسی خود در برابر ایران را تغییر داده و به نگرش امریکا در این رابطه پیوسته باشد. مخالفت شورای وزیران اتحادیه اروپا با طرح فرانسه در اکتبر ۲۰۰۷ مبنی بر تشدید تحریم های اتحادیه نسبت به ایران نمونه بسیار مهمی در این رابطه است.
بر اساس نکات فوق “به طور کلی، ایران میتواند در سیاست خارجی خود دو نوع رابطه با اتحادیه اروپا را تعریف نماید.
الف ) برقراری روابط در سطح دو جانبه
ب) برقراری روابط در سطح سیستمیک
جمهوری اسلامی ایران طی سالهای اخیر در تنظیم سیاست خارجی خود نسبت به اتحادیه اروپا به سطح دوم اولویت بیشتری داده است. بدین معنا که ایران میکوشد تا از اتحادیه اروپا به عنوان یک بازیگر بینﺍلمللی موازﻧﻪگر در برابر ایالات متحده آمریکا استفاده نماید. این در حالی است که ایالات متحده آمریکا به هیچ وجه به اتحادیه اروپا اجازه ﻧﻣﻰیدهد تا در مسائل بینﺍلمللی به ویژه تحولات مربوط به ایران و از جمله مذاکرات هستهﺍی با این کشور، مشی مستقلی را بپیماید. به عنوان نمونه، در مذاکرات هسته ای ایران با سه کشور اروپایی انگلیس، فرانسه و آلمان، هرگاه زمینه برای توافقی فراهم بوده است، مخالفت آمریکا سبب شکست مذاکرات گردیده است. با این حال، با توجه به پیروزی آتلانتیک گرایان در برخی از کشورهای مهم اروپائی و گرایش آنها به تقویت روابط با آمریکا، این فرصت برای اتحادیه اروپا فراهم شده که ضمن همسویی با این کشور، از توان تأثیرگذاری بیشتری بر روی بسیاری از معادلات بینﺍلمللی برخوردار گردد.
اما در سطح دوجانبه، ایران تلاش نموده است تا با استفاده از دیپلماسی Play off میان قدرتهای اصلی اتحادیه اروپا ایجاد اختلاف نموده و از این طریق سیاست خود را با اتحادیه اروپا پیش برد. استدلال اصلی این دیپلماسی آن است که هر چه اتحادیه اروپا متفرقﺗﺮ باشد، این اتحادیه نخواهد توانست تا به صورت یک دست با ایران مقابله نماید. برخی تحلیلگران بر این باورند که پیگیری دیپلماسی Play off نمیتواند تأمین کننده اهداف سیاست خارجی ایران در قبال اتحادیه اروپا باشد.”
در ارتباط با نگرش سیستمیک به اتحادیه اروپا باید گفت که اگر چه این اتحادیه یک هویت اقتصادی یکپارچه دارد اما هنوز هویت سیاسی آن به بلوغ نرسیده است. بر این اساس، در حوزه سیاسی تلاش برای موازنه سازی قدرت آمریکا از طریق اتحادیه اروپا مقرون به نتیجه نخواهد بود. از سوی دیگر، اتحادیه اروپا یک تشکل واحد اقتصادی است و هیچ وقت این وحدت به ناسیونالیسم اقتصادی تبدیل نخواهد شد. بدین معنا که دول خارج از اتحادیه اروپا ﻧﻤﻰتوانند مستقل از اتحادیه وارد موافقتنامه تجاری مجزا با یکی از کشورهای عضو اتحادیه شوند.
این کلیت اقتصادی تنها نکتهﺍی است که ایران میتواند با تکیه بر آن به تقویت مناسبات اقتصادی با اتحادیه اروپا اهتمام ورزد. به عبارت دیگر تفکیک بین دو حوزه سیاست و اقتصاد و چگونگی مدیریت آن در تنظیم رابطه با اتحادیه اروپا. فرصتی که همﺍکنون فراروی ایران قرار دارد، برقراری موافقتنامه تجارت آزاد با اتحادیه اروپا میباشد. با توجه به آینده مبهم سازمان تجارت جهانی، اتحادیه اروپا به این نتیجه رسیده است که اهداف تجاری خود را نمیتواند به تنهایی در چارچوب WTO دنبال نماید. به همین واسطه، این اتحادیه اقدام به برقراری توافقتنامهﻫﺎی تجارت آزاد با حوزهﻫﺎیی همچون شورای همکاری خلیج فارس، هند، کره جنوبی، ژاپن و… نموده است. اگر مانع مذاکرات هستهﺍی وجود نداشت ایران میتوانست مذاکرات قبلی خود را با اتحادیه نهایی کند و به نظر می رسد بعد از تفاهم هسته ای هنوز هم فرصت در این زمینه وجود دارد.
دسترسی ایران به دو حوزه جغرافیایی انرژی خیز خلیج فارس و دریای خزر و نیز برخورداری کشورمان از ۱۵ درصد گاز طبیعی و ۱۱ درصد نفت خام جهانی برای اتحادیه اروپایی که نیاز فزاینده ای به منابع هیدروکربنی دارد، یک عامل بسیار تعیین کننده در تنظیم مناسبات ایران و اتحادیه اروپا می باشد. از سوی دیگر، سلطه آمریکا بر نظام های سیاسی و منابع نفتی کشورهای خلیج فارس، موجب شده است تا اتحادیه اروپا برای تحکیم موقعیت جهانی خود در عرصه انرژی به ایران توجه ویژه ای داشته باشد. ولی با توجه به روابط گسترده میان اتحادیه اروپا و آمریکا، در شرایط درگیری و تخاصم ایران با آمریکا، اتحادیه اروپا به گونه ای عمل می کند که در مقابل با آمریکا قرار نگیرد.
بنابراین جایگاه ممتاز ایران در حوزه های پیرامونی اتحادیه اروپا، همکاری های منطقه ای را به امتیاز ژئوپولیتیک و سرمایه بالقوه مهم ایران در روابط آینده با اروپا تبدیل نموده است. باوجود این، اروپا به رغم آنکه از قابلیت های مهمی برای برقراری روابطی پایدار و سازنده با جمهوری اسلامی ایران برخوردار است اما هنوز فاقد نگرش استراتژیک دراین زمینه می باشد. افزون بر عوامل دو جانبه، منطقه ای و بینﺍلمللی، نقش بازدارنده آمریکا در این راستا غیر قابل انکار می باشد. بدیهی است ممانعت از آمریکایی شدن گفتمان سیاسی اروپا و عدم استمرار اجماع فراآتلانتیکی در قبال جمهوری اسلامی ایران از اهمیتی اساسی درسیاست اروپائی کشورمان برخوردار می باشد. با توجه به این ملاحظات، رویکرد چند وجهی و چند سویه نیاز مبرم روابط ایران با اروپاست.
با توجه به تحولاتی که
اخیر
اً در روابط ایران و اتحادیه در زمان دولت نهم صورت گرفته مسایل حائز اهمیت در روابط اخیر ایران و اتحادیه به نظر ضروری و لازم میاید لذا در مبحث بعد به طور کلی وقایع موثر بر روابط ایران و اتحادیه شامل انرژی هستهﺍی و هلوکاست مورد بررسی و موشکافی قرار خواهد گرفت.
گفتار چهارم: برنامه هستهﺍی ایران و اتحادیه اروپا
الف- دیدگاه اتحادیه اروپا به برنامه هستهای ایران
از دید اتحادیه اروپا برنامهﻫﺎی هستهﺍی ایران باعث نگرانی شدید در کشورهای اروپایی شده است. گرچه ایران تاکید ﻣﻰکند که برنامهﻫﺎی هستهﺍی کشور برای مقاصد صلح جویانه است ولی بعضی از اقدامات دولت ایران و از جمله واردات اورانیوم به کشور بدون اطلاع دادن به آژانس بین المللی انرژی هستهﺍی شک و تردید مقامات اروپایی را برانگیخته است. اتحادیه اروپائی از نیمه دوم سال ۲۰۰۳ در کلیه مواضع رسمی و علنی موضع بسیار قاطع و سختی را در برابر ایران در پیش گرفت. نقطه ثقل این موضع سخت تلاش برای ارجاع موضوع به شورای امنیت سازمان مللل متحد بوده است. تصویب ۳ قطعنامه از دیگر اقدامات اتحادیه با همکاری امریکا است :
به طور کلی در زمینه اتمی اتحادیه اروپا اعلام نموده :
– ما آماده به رسمیت شناختن کامل حقوق ایران برای داشتن انرژی هستهﺍی برای مقاصد صلح جویانه ﻣﻰباشیم.
– ما آماده هستیم که با ایران برای ساخت و توسعه انرژی هستهﺍی مدرن بر مبنای جدید ترین نسل راکتورﻫﺎی با آب سبک همکاری نمائیم.
– ما تأمین سوخت تضمین شده قانونی را ارائه ﻣﻰنمائیم.
– ما ﻣﻰتوانیم به ایران در اداره مواد زائد هستهﺍی کمک نمائیم.
– ما ﻣﻰتوانیم هنگامی که اعتماد جامعه جهانی بتدریج بازگردانده شود به تحقیقات و توسعه کمک نمائیم .
در موارد دیگر همکاری با ایران اتحادیه اروپا اعلام نموده :
– در صورتی که مساتل هستهﺍی بتواند حل گردد، راه همکاری در بسیاری از مناطق دیگر ﻣﻰتواند هموار شود.
– در صحنه سیاسی، ما آماده هستیم که در افزایش امنیت منطقهﺍی در سطح وسیع تری در منطقه خاورمیانه، با مشارکت تعداد زیادی از شرکای دیگر، همکاری نمائیم.
– در زمینه اقتصادی، هدف در عادی سازی روابط تجاری و اقتصادی ﻣﻰباشد.