مساله ۶: از شرط صحت سلم ، گرفتن وقبض نمودن راس المال قبل از تفرق است وبه این مطلب قایل است ابوحنیفه وشافعی ومالک گفته است : اگر قبل از قبض متفرق شدند بدون اینکه تاخیر قبض شرط شود ، جایز خواهد بود . وهر چند قبض نکند ابداً ، واگر تاخیر قبض را شرط کرده باشند ، پس اگر تاخیر یک روز ، دو روز باشد جایز است ، واگر بیش تر از این باشد جایز نیست .
دلیل ما : این که اجماع داریم براین که هروقت قبض ثمن نماید ، عقد صحیح است ولیلی بر صحتش قبل از قبض ثمن دلالت ندارد ، پس اعتبار آنچه راکه گفتیم واجب است .
مساله ۷ : لا یجوز أن یوجل السلم الی الحصاد ، والدیاس ، والجذاذ والصرام وبه قال ابوحنیفه والشافعی
وقال مالک : ذلک جائز
دلیلنا : اجماع الفرقه وأخبارهم .
وایضاً فاذا عین اجلاً معلوماً فلا خلاف فی صحه العقد ، ولادلیل علی صحته إذا ذکر ماقاله المخالف .
وروی عن عبدالله بن عباس أنّه قال : لاتبایعوا الی الحصاد ولا الی الدیاس ، ولکن الی شهر معلوم و هذا نص .
مساله ۷ : جایز نیست که سلم به زمان درو و خرمن کوبی و چیدن خرما و برداشت میوه مٌوًجل شود وبه این مطلب ابوحنیفه وشافعی قایل اند
ومالک گفته است : این جایز است
دلیل ما اجماع شیعه وروایاتشان است
وهمچنین اگر زمان معلومی را معین کند ، پس اختلافی در صحت عقد نیست ودلیلی نیست بر صحتش زمانی که ذکر نماید آنچه را که مخالف گفته است .
و روایت شده است از عبدالله بن عباس که گفت : خرید وفروش نکنید تا زمان برداشت ودرو کردن ولکن تا ماه معلوم (ایرادی ندارد) واین نص وتصریح است
مساله ۸ : إذا جعل محله فی یوم کذا ، او فی شهر کذا ، أو فی سنه کذا ، جاز ، ولزمه بدخول الشهر والیوم والسنه . وبه قال ابن أبی هریره من أصحاب الشافعی نصاً ، وباقی أصحابه لایجوزونه ، لانه جغل الیوم ظرفاً لحلوله ، ولم یبین ، فیصیر تقدیره یحل فی ساعه من ساعاته ، ووقت من أوقاته وذلک لا یجوز .
دلیلنا : أن هذا معلوم ، ولیس بمجهول ، لانه إذا کان الیوم معلوماً ، واوله معلوماً وهو طلوع الفحر ، وجب بطلوعه ، فصار الوقت والساعه معلومین .
وکذلک إذا کان الشهر معلوماً ، و أوله معلوماً فلیس ذلک بمجهول ، فبطل قول المخالف .
مساله ۸ : اگر زمانش در روز فلان یا درماه فلان یا در سال فلان قرار داده شود جایز است وبا داخل شدن ماه وروز وسال لازم وواجب می شود . به این مطلب ابن ابی هریره از یاران شافعی نیز قائل است ، ویاران دیگرش این مورد را تجویز نمی کنند چون روز ( خاصی ) ظرف وزمان بری حلول رسیدنش قرار داده است و درحالی که بیان ننموده است ، پس تقدیرش در ساعتی از ساعات ووقتی از اوقات حلول می کند و می رسد واین جایز نیست
دلیل ما : این معلوم ومشخص است ومجهول نیست ، چونکه اگر روز معلوم باشد و اولش معلوم و آن طلوع فجر است با طلوع واجب می شود ، پس وقت وساعت هر دو معلوم اند .
وهمچنین اگر ماه معلوم باشد واولش معلوم است واین مجهول نیست ، پس قول مخالف باطل می شود
مساله ۹ : إذا کان السلم موجلاً ، فلابد من ذکر موضع التسلیم ، فإن کان فی حمله مونه , فلا بد من ذکره أیضاً
وللشافعی فی ذکر الموضع قولان :
احدهما : یچب ذکره ، والیه ذهب ابواسحاق فی الشرح ، قال : فاذا أخل به بطل السلم .
والثانی : لایجب ذکره ، والیه ذهب القاضی ابوحامد فی جامعه وقال :
أولی القولین أنه یجب ذکر ، وهکذا ذکر ابوعلی فی الفصاح .
واما المونه ان کانت ، ووجب ذکرها ، ذکره ابن القاص .
وقال ابوالطیب الطیری : الصحیح أنه یجب ذکر الموضع والمونه .
دلیلنا : طریقه الاحتیاط ، لانه إذا ذکر الموضع والمونه صح السلم بلا خلاف ، و أذا لم یذکر هما فلا دلیل علی صحته .