علامه مجلسی مینویسد: که مراد از احتیاط ظاهراً احتیاط در فتوا باشد نه ترک فتوا هنگام عدم علم و همچنین احتمال دارد مراد اعم از احتیاط در فتوا وعمل باشد.
احتیاط در تعیین وقت اذان
بن وضاح قال: کتبت إلى العبد الصالح یتوارى القرص و یقبل اللیل ارتفاعا و تستر عنا الشمس و ترتفع فوق الجبل حمره و یؤذن عندنا المؤذنون فأصلی حینئذ و أفطر إن کنت صائما أو أنتظر حتى تذهب الحمره فکتب إلی أرى لک أن تنتظر حتى تذهب الحمره و تأخذ بالحائطه لدینک.
عبد الله بن وضاح مینویسد: نامه ای به امام کاظم (علیّه السلام) نوشتم که قرص خورشید پنهان میشود و شب نزدیک میشود و خورشید پنهان میشود و از بالای کوه قرمزی بالا میزند و موذن های نزدیک ما اذان میگویند و ما نماز میخوانیم و اگر روزه باشیم افطار میکنیم و یا اینکه منتظر باشیم تا سرخی از بین برود پس امام ( جواب نامه را ) نوشت: باید منتطر باشی تا سرخی برود و جانب احتیاط را بخاطر دینت بگیر.
«یعنی إذا شککت فی دخول الوقت فعلیک بالاحتیاط فی التأخیر حتى تتیقن»؛ فیض کاشانی در الوافی میگوید : یعنی زمانی که در دخول وقت شک کردی باید در تاخیر انداختن احتیاط کنی تا اینکه یقین به دخول وقت کنی.
خریدو فروش
أبو علیّ الأشعریّ، عن محمّد بن عبد الجبّار، عن صفوان بن یحیى، عن إسحاق بن عمّار قال: سألت أبا إبراهیم علیه السّلام عن الرّجل یبیعنی الورق بالدّنانیر و أتّزن منه و أزن له، حتّى أفرغ. فلا یکون بینی و بینه عمل إلّا أنّ فی ورقه نفایه و زیوفا و ما لا یجوز، فیقول: انتقدها و ردّ نفایتها. فقال: لیس به بأس. و لکن لا تؤخّر ذلک أکثر من یوم أو یومین، فإنّما هو الصرف. قلت: فإن وجدت فی ورقه فضلا مقدار ما فیها من النّفایه؟ فقال: هذا احتیاط. هذا أحبّ إلیّ.
به ابو ابراهیم موسى بن جعفر(علیه السلام) گفتم:
صراف همکارم به من درهم نقره مى‏فروشد و در مقابل آن دینار طلا دریافت مى‏کند. او نقره خود را وزن مى‏کند و تحویل مى‏دهد و من نیز طلاى خود را وزن مى‏کنم و تحویل مى‏دهم. کار معامله، از هرجهت تمام است، جز اینکه دراهم او قدرى ساییدگى دارد و برخى به‏خاطر غش باید عیار شود.صراف می گوید:دراهم نقره را ببر و وارسی کن،انچه ساییدگی ونقص دارد،برگردان.ولی وارسی انرا بیش از یک روز ودو روز به تاخیر میفکن،چرا که این معامله ارزی است.من گفتم اگر وارسی کردم ودیدم دراهم او به میزان نقص ساییدگی وغش،وزن اضافی دارد،می توانم معامله را امضاء کنم؟ ابو ابراهیم فرمود:احتیاط در همین است.این کار نزد من محبوب تر است.
به ابو عبد الله صادق(علیه السّلام) گفتم: مردى از علاقهمندان مکتبى، خدمت شما سلام مى‏رساند. او مى‏خواهد با خانمى ازدواج کند که موافقت او را جلب کرده و برخى از صفات آن خانم، مایه عشق و علاقه او است. این خانم شوهر داشته و شوهرش برخلاف سنّت او را سه‏طلاقه کرده است. لذا این مرد مکتبى رضایت نداد که قدم پیش‏بگذارد و با آن خانم ازدواج کند، مگر بعد از آنکه از شما کسب تکلیف کند و شما به او فرمان بدهید. ابو عبد الله صادق(علیه السّلام) گفت: مسئله ازدواج اهمیت زیادى دارد و پاى نسل و فرزند در میان است. ما خاندان رسول، در این مسئله احتیاط مى‏کنیم. بنابراین با آن خانم ازدواج نکند.
همچنین به ابو الحسن موسى بن جعفر(علیه السّلام) فرمودند: خانم جوانى که همسالان او عادت مى‏شوند از شوهر خود طلاق مى‏گیرد و عادت او قطع مى‏شود، تکلیف او چیست؟ ابو الحسن فرمود: باید سه ماه تمام عدّه نگه دارد.
من گفتم: خانم ادعا دارد که آبستن است؟ ابو الحسن فرمود: باید تا نه ماه عده نگه دارد. من گفتم: اگر بعد از گذشتن نه ماه زایمان صورت نگیرد و خانم بگوید: من حامله هستم. چه صورت پیدا مى‏کند؟ ابو الحسن فرمود:دوران آبستنى نه ماه است. من گفتم: بعد از نه ماه، مى‏تواند ازدواج کند؟
ابو الحسن فرمود: احتیاطاً سه ماه دیگر نیز تأمل کند. من گفتم: اگر بعد از سه ماه دیگر، باز هم بگوید: من حامله هستم؟ ابو الحسن فرمود: بعد از گذشت یکسال تمام، دیگر شک و تردیدى باقى نمى‏ماند. اگر مایل باشد، مى‏تواند ازدواج کند.
توجّه: دوره آبستنى نه ماه است، ولى با قید «به ندرت» امکان دارد، زایمان به‏طور طبیعى تا حدود یک‏سال به تأخیر افتد. اینک تشخیص آبستنى با وسائل علمى کار آسانى است، ولى این وسائل در همه نقاط مسکونى وجود ندارد، و اگر احیانا غده گوشتى مایه تردید خانم باشد و تصور کند آبستن شده است ایجاب مى‏کند که راه احتیاط را از دست ندهد.
احتیاط در امر دین
داود بن قاسم جعفرى (رحمه اللَّه) گوید: از حضرت علىّ بن موسى(علیه السّلام) شنیدم که مى‏فرمود: از جمله مطالبى که امیر المؤمنان(علیه السّلام) به‏ کمیل بن زیاد فرموده، این است که فرمود: «قَالَ لِکُمَیْلِ بْنِ زِیَادٍ أَخُوکَ‏ دِینُکَ‏ فَاحْتَطْ لِدِینِکَ بِمَا شِئْتَ» کمیل، برادر (واقعى) تو دین توست، پس هر طور که مى‏خواهى از دین خود احتیاط و محافظت بعمل آورد.
و قال الصادق (علیه السّلام): «لک أن تنظر الحزم و تأخذ الحائطه لدینک»؛
امام صادق (علیّه السلام) می فرمایند : بر تو باد که کمربند را محکم ببندی و در امر دینت احتیاط را پیشه کنی.
فصل چهارم
اصل احتیاط نزد فقهای شیعه و اهل سنت
گفتار اوّل: بررسی اصل احتیاط از عصرغیبت کبری تا عصر علامه حلّی
لزوم احتیاط و مشغول بودن ذمّه مکلَّف به تکلیف در ضمن برخی از مسائل فقهی شیعه حتّا در نخستین کتابها نیز به چشم میخورد، چرا که در برخی از روایات صراحتاً به ل
زوم احتیاط و اجتناب از امور مشتبه فرمان داده شده است. امّا این امر همچون یک مسأله اصولی مستقل و تحت عنوان (اصاله الاشتغال) تا این اواخر در کتاب های اصولیان مطرح نشده بود و شکل خاص مباحث خود را تنها از زمان شیخ انصاری و کتاب فرائد الاصول او گرفته است. برای روشن شدن مطلب سیر بحث را در کتاب های عمده اصولی شیعه از آغاز تا زمان انصاری پی میگیریم.