بدن آدم دارای اندامای زوج بسیاریه که از نظر ساختمانی و کارکرد قرینه یکدیگرند ، اما این وسط دست برتری آدم به معنی برتری یه دست در اعمال خاص حرکتی یه استثناءه. اکثریت آدما به جای مهارت مساوی در دو دست تو یه دست برتری روشن نشون میدن و حال اینکه برتری تو یه طرف، بارزه و در بیشتر افراد در طرف راسته. پدیده برتری مهارت یه دست ، خاص آدم و گونه های بالاتره .تقریباً بین ۶ تا ۱۷ درصد مردم رو افراد چپ برتر،۳ تا ۱۷ رو دو سوتوان و بین ۶۶ تا ۸۹ درصد رو فراد راست برتر تشکیل میدن. چپ برتری و به عبارت دقیق تــر راست برتری در ۵ الی ۱۵ درصــد جامعه و با ارجحیت بیشتری در مردان دیده می شه.(حکیمی،خداپناهی،حیدری،۱۳۸۹).

منطقه بزرگی از کورتکس آدمی به بازنمایی اعمال دستا واسه اهمیت مهارت دستی در دوره تکامل اختصاص پیدا کرده واز دو دست با احتمال خیلی کم واسه تسهیلات برابر استفاده می شه(بیتون،۲۰۰۳). با وجود اینکه راست دستی تمایل غالب همه جوامع مورد مطالعه س.(هریس، ۱۹۸۳، ۱۹۹۰؛ پیترز،۱۹۹۵)، بخشی از جمعیت این جوامع همیشه دارای ترجیح دست چپ بودن. تنوع این نسبت در نواحی جور واجور دنیا می تونه به وجود اومده توسط عوامل فرهنگی و یا عوامل زیست شناختی (برایدن و همکاران، ۱۹۹۷) باشه. دست برتری مطلق نیس و در سه طبقه مجزای زیست شناختی، چپ دستی و دو سو توانی قرار میگیره (بیتون، ۲۰۰۳). پخش دست برتری از ۲۵۰ سال قبل از میلاد تا الان تغییری نکرده و با یافته های الان شباهت داره. طوری که در بیشتر تحقیقات ۹۰% از آدما راست دست و ۱۰% ار اونا چپ دست هستتند (ون استرین، ۲۰۰۰)، هم اینکه گسترش چپ دستی در مردان نسبت به زنان بیشتر بوده و به صورت نسبت ۵ به ۴ه(گیلیبرت و ویسوکی، ۱۹۹۲). .اگله (۱۸۷۱) هم عقیده داره که زنان نسبت به مردان کمتر چپ هستن که این در جوامع غربی مدرن و در جوامع که دارای زیادی کمتری از چپ دستی هستن، نمونه داره(آنت،۱۹۸۵؛ پوراک و کورن، ۱۹۸۱؛ گیلبرت و ویسوکی، ۱۹۹۲). گسترش چپ دستی واسه تکالیف دودستی در آمریکای شمالی و اروپای غربی (حدود ۱۰%) نسبت به آفریقا و کشوریای مشرق زمین (آسیایی) (حدود۵% یا کمتر) بیشتره و واسه اون تبیینای فرهنگی – محیطی و ژنتیکی پیشنهاد شده (سینگ، مانچاری و دلاتولای، ۲۰۰۱). در مطالعه سینگ، مانجاری و دلاتالوس(۲۰۰) مشخص شد که گسترش چپ دستی ۲/۳% است.

حقایق زیادی از تاثیر عوامل فرهنگی روی زیادی چپ دستی پشتیبانی می کنن. درصد کمتر به کار گیری دست چپ واسه نوشتن در کشورای غربی در نیمه اول قرن بیستم در مقایسه با نیمه دوم قرن بیستم به دلیل اینکه واسه تحصیلات، آسون گیری بیشتری در نظر گرفته شده بود (بئوکلار و کروننبرگ، ۱۹۸۶؛ دلاتولاس، دی اگوستینی، ژالون و پنست، ۱۹۸۸) و مواردی که در اونا فشارهای فرهنگی مانع چپ دستی و به کار گیری دست چپ واسه فعالیتای مربوط به غذا خوردن استفاده می شن مثلا، در خیلی از کشورای آسیایی و کشورای مسلمون به دست چپ به عنوان یه عضو ناپاک نگاه می شه و از اون واسه غذا خوردن استفاده نمی شه، پس زیادی چپ دستی در این کشورها ۵% و حتی کمتره (دی اگوستینی، خامیس، آهویی و دلاتولاسف ۱۹۹۷). البته روشنه که افراد چپ دست تو یه دنیای راست دست زندگی می کنن، طوری که قیچی، لب تاپ، ماشینای چرخ خیاطی و خیلی از وسایل دیگه زندگی اونا، به طور کاملً واسه راست دستا طراحی شده ( علی پور، آگاه هریس،۱۳۹۱).

رابطه بین دست برتری  و تواناییای شناختی از زمان طولانی مورد علاقه محققان بوده و یکی از موضوعای بحث انگیزه.با وجود اینکه تعریفی با توافق جهانی واسه دست برتری (چپ دستی و راست دستی) وجود نداره، با این حال در بیشتر ، دست برتری، ترجیح ذاتی یا زیست شناختی واسه به کار گیری یه دست بیشتر از دست دیگه در انجام تکالیف و وظایف خاص در نظر گرفته شده و با غالب بودن یکی از نیمکرها در انجام اون تکالیف در ارتباطه (رایس[۱]، ۱۹۹۸)، و غالب بودن نیمکـــرها برنامه زیســت شناختی از پیش تعیین شده و تغییر ناپذیره (کاردول[۲]، ۲۰۰۳).

توافق

البته در تبیین دست برتری نظــریهای مختلفی هست، از نظــریهای ژنتیــکی دست برتری میشه به نظریه آنت ۱۹۸۵، ۲۰۰۲ و مکماوس[۳]، ۱۹۸۱ اشاره کرد، نظریه پردازان دیگه از جمله باکان[۴] (۱۹۷۱) و کورن[۵] (۱۹۹۵) راست دستی رو ویژگی جهان عمومیت و چند ژنی دونسته و چپ دستی رو نتیجه عوامل خطرساز حاملگی (سن مادر، استرسورهای جور واجور) و تــــولد (خام، با تأخیر و سخت، وزن کم) می دونن (بیلی[۶] و مککیور[۷]، ۲۰۰۴)( به نقل از علی پور،صالح میر حسینی ۱۳۹۰).
حاملگی

سه راه و روش متفاوت و حتی مخالف هست که در غالب اونا تلاش می شه تا رابطه دست برتری با تواناییای ذهنی توجیه شه: راه و روش اول عقیده داره که با در نظر گرفتن کمترین بودن چپ دستان، چپ دستی به دلیل یه جور انحراف در رشد و یا آسیب مغزی ایجاد می شه. (بیکن، دیب ورید[۸]، ۱۹۷۳) مثلا روشن شده که اندازه چپ دستی در افراد عقب مونده ذهنی (پایپ[۹]، ۱۹۹۰) و مبتلایان به صرع (هریس و کارلسون، ۱۹۸۸) دو برابر جمعیت عادیه. همونطور که گشویند و گالابورد[۱۰] (۱۹۸۵) پیش بینی کردن، اندازه مشکلات یادگیری، مشکلات دستگاه ایمنی، بیماریا و نابهنجاریا جسمی و مشکلات بین تولد در چپ دستان بیشتر از راست دستانه (مک مانوس و بریدن[۱۱]، ۱۹۹۳).

مشکلات

در راه و روش دوم به دلیل به کار گیری ظرفیتای نیمکره راست، چپ دستان تواناییای ذهنی برجسته تری نسبت به راست دستان دارن. در همین زمینه تون[۱۲] (۱۹۸۹) نشون داده که چپ دستان متوسط تواناییای ذهنی غیرکلامی بهتری نسبت به راست دستا دارن. هیکز و دالک (۱۹۸۰) هم گزارش کردن که دانشجویان تیزهوش مدارس ابتدایی که هوشبهری بالاتر از ۱۳۲ دارن، کمتر از جمعیت عادی راست دست هستن. هم اینکه ، چپ دستان هنرمندتر از راست دستان هستن، لئونارد و داوینچی یکی از این موارده. در واقع افراد غیر راست دست در میان هنرمندان و معماران بیشترند (آنت، ۱۹۸۵) بعضی تحقیقات هم نشون دادن که چپ دستی با استعداد هنری بالا مخصوصا نقاشی وموسیقی رابطه داره (آگلیتون، کنتریج و گود[۱۳]، ۱۹۹۴).
تیزهوش

در کودکانی که استعداد ریاضی بالایی داشتن، هم اندازه چپ دستی دو برابر جمعیت عادی بوده. (بن باو[۱۴]، ۱۹۸۶) کیلشا و آنت (۱۹۸۳) هم گزارش کردن که ۲۰ درصد تنیس بازان حرفه ای در دو جنس چپ دست هستن.

در سومین راه و روش که شایدً بهتر از دو نظریه دیگه می تونه یافته های پژوهشای تناقص آمیز رو توجیه کنه، جانبی شدن صرفنظر از جهت اون (چپ دستی یا راست دستی) با پیشرفت ذهنی رابطه داره؛ یعنی آدما به طور کاملً چپ دست و به طور کاملً راست دست تواناییای برجسته ای نسبت به بقیه دارن. یعنی جانبی نشدن انحراف رشدی حساب می شه. (علی پور ، کلانتریان ، ۱۳۹۱).

[۱]- Rice cardwell

[۲]- Cardwell

[۳]-McManus

[۴]- Bakan

[۵]- Coren

[۶]- Bailey

[۷]- Mckeerer

[۸]- Baken, Did & Reed

 

[۹]- Pipe

[۱۰]- Geshwind&Galaborda

[۱۱]- McManus &Bryden

[۱۲]- Tan

[۱۳]- Aggleton, kentridge& Good

[۱۴]- Ben Dow