مبانی نظری
۲-۱- مطالعات پایه مسکن
۲-۱-۱- مقدمه
«و اگر انسان مسکن خود را عوض کند، آسمانهایش همراه او خواهند بود هر کجا که برود……».
ویلیامبلیک
گاستون بچلار مینویسد: (آدمی پیش ازافکنده شدن به جهان در گهواره خانه نهاده شده است). در خانه، آشنایی با جهان بی واسطه صورت میپذیرد، آنجا نیازی به گزینش مسیر و جستجوی هدف نیست. جهان در خانه و حول آن به سادگی ارزانی گردیده است. میتوان گفت، خانه مکانی است که وقوع زندگی روزمره را درخود گرفته. زندگی روزمره معرف چیزی است که تداوم خود را درهستی ما حفظ کرده و از
این رو همچون تکیهگاهی آشنا به پشتیبانی ما مینشیند. پس علت چیست که با وجود نهاده شدن درگهواره خانه میباید خود را به جهان افکند؟ پاسخ سادهای که بتوان ارائه نمود آن است که بشر مقصوداز زندگی را درخانه نیافته، که نقشی را که هر فرد در زندگی میپذیرد بخشی است از مجموعهای متشکل از اعمال متقابل که در جهانی عمومی و مبتنی بر ارزشهای مشاع واقع میشوند. برای مشارکت ناچار از ترک گفتن خانه و گزیدن هدفی میباشیم. با این وصف، پسازانجام وظیفه اجتماعی خود به خانه عقب نشینی میکنیم تا هویت فردی خود را بازیابیم و از این رو هویت فردی در سکونت خصوصی مستتر میباشد .به هر ترتیب، خانه تنها به پدیدآوری کیفیات جوی محیط اکتفا نکرده و میباید خلق وخوی آن فعالیتهایی که در درونش جریان میباید را نیز آشکار سازد.
وظیفه اصلی هر خانه: افشای جهان نه به صورت گوهر و عصاره بلکه به شکل (فراخوان) یعنی در قالب ماده و رنگ، موضوع نگاری و گیاهان، فصول، آب و هوا و نور. این گونه افشا با بهرهگیری از دو روش مکمل یکدیگر حاصل آمده: به یاری باز بودن نسبت به جهان پیرامون، و به یاری عرضه داشت کنجی برای عزلت ازجهان مزبور. به هر حال، این کنج عزلت مکانی که در آن جهان بیرون به فراموشی سپرده شده نبوده، بلکه جایی است که انسان خاطرات خود از جهان را در آن گرد آورده وآنها را با زندگی روزمره خورد، خواب، صحبت و سرگرمی خود مرتبط میگرداند. علاوه بر این، کنج عزلت یاد شده را میتوان مکانی انگاشت که پدیدهها پس از تغلیظ و تأکید در آن به صورت (نیروهای محیطی) ظاهر میگردند.
خانه نقطهای است ثابت که شکل محیطی مفروض را به معرض) مکانی مسکون) تغییر میدهد. با مساعدت گرفتن ازخانه، دوستان جهان شده و جای پایی را که برای فعالیت درآن نیاز داریم برای خود فراهم میآوریم. خانه با مطرح شدن به عنوان پیکرهای معمارانه درمحیط، هویت ما را محرز کرده و امنیت را بر ما ارزانی میدارد.
مردم برای تأمین سرپناه و بیان احساس خود در مورد فضای زندگی نیاز به خانه دارند. به علاوه، خانه فضایی مانوس فراهم میکند تا افراد به راحتی در آن زندگی کنند. مردم میخواهند قلمروی داشته باشند که صرفاً مختص آنها باشد. ایده آل این است که خانه با طبیعت اطراف خود یا طبیعت مصنوع پیرامونش هماهنگ باشد. مردم میخواهند خانههایشان از نظر اقتصادی باصرفه باشد، از مصالح سالم و بی عیب استفاده شود، ترکیب خوب و محکمی داشته باشد و بتواند اجزاء ساخته شدهاش را نگه دارد، بدون اینکه برای دوام خود احتیاج به نیروی اضافی یا هزینههای سنگین داشته باشد. به علاوه، آنها میخواهند خانههایشان با فعالیتهایشان مطابقت داشته باشد، به روز و با رویاهای آنان هماهنگ باشد. خانه بخش کوچکی از دنیای بزرگ است، اما برای مردمی که در آن زندگی میکنند، خانه می تواند تمام دنیای آنها باشد (نوربرگ- شولتز، ۱۳۸۹،ص۱۴۱-۱۴۲).

۲-۱-۲- مبانی فکری و نظری
« هنرمندان گذشته ما می دانستنند که “از چه چیز”، “چه مقدار” و “در کجا” استفاده کنند و بدینسان تداوم فرهنگ معماری حفظ میشد، زنجیره پیوسته فرهنگ ملی از هم نمی گسست……».
علیاکبر صارمی
۲-۱-۲-۱ هستی در جهان
سکونت بیانگر برقراری پیوندی پرمعنا بین انسان و محیطی مفروض میباشد که این پیوند از تلاش برای هویت یافتن یعنی، به مکانی تعلق داشتن ناشی گردیده است. بدین ترتیب، انسان زمانی برخود وقوف مییابد که مسکن گزیده و درنتیجه هستی خود درجهان را تثبیت کرده باشد. از سوی دیگر، انسان موجودی است سرگردان. او با در اختیار گرفتن عنوان مرد ره پیوسته در راه بوده و از این رو امکان گزینش را برای خود فراهم میآورد. او مکان خود و از این طریق نوعی قابل اعتماد از همدمی با انسانهای دیگر را بر میگزیند. این مناظره کلامی بین عزیمت و بازگشت، یا بین مسیر و هدف، عصاره و گوهر آن (فضائیت) وجودی است که به واسطه معماری در قالب اثر میآید.
درمتن عمیق و شاعرانه ارک اثر سن اگزوپری میخواهیم: ((منم سازنده شهرها، آن که کاروان را از رفتن بازداشته [کاروان] تنها دانهای بود سرگردان در مسیر باد. من راه باد را سد کرده و آن را در دل خاک میگذارم تا درختان سرو به افتخار یزدان پاک ازآن برویند))(شولتز،۱۳۸۹،ص۱۷).
۲-۱-۲-۲- سکونت/ سکونتگاه
سکونت را میتوان به زعم نور برگ – از نظر شولتز (۱۳۸۹، ص۹-۱۰)، در سه مقیاس بررسی نمود (شکل ۲-۱):
مجتمع: دیدار با دیگران به آهنگ داد و ستد تولیدات، اندیشهها و احساسات؛ به معنای آزمودن زندگی به عنوان عرصۀ امکانات گوناگون (آبادی با فضاهای شهری خود).
عمومی: توافق با دیگران یعنی پذیرش مجموعهای از ارزشهای مشترک (بناهای عمومی).
خصوصی: یافتن موجودیت از طریق گزینش جهانی کوچک و از آن خود (خانه).