۲- سازمان سیاسی
۳- سنن اخلاقی
۴- کوشش در راه معرفت و بسط هنر
کارالنورته چیکو، کهنترین تمدن شناخته شده در نیمکره غربی.
در ساده ترین حالت تعریف ادبی کلمه تمدن به معنی یک جامعه ترکیبی و پیچیده است. از نظر فنی انسان شناس ها مفهوم تمدن را در شمار بسیاری مردمانی که در شهرها زندگی می کنند و غذا و خوراک خود را از کشاورزی تهیه می کنند، در جامعه های به هم پیوسته با مردمانی که در گروه های نمادیک زندگی می کنند، در جامعه های قبیله ای با مردمانی که در گروه ها و محل های کوچک زندگی می کنند، در مردمان وابسته به هم بیابانگرد کوچ کننده که با شکارکردن و جمع آوری مواد غذایی زندگی می کنند، و نیز در قبیله هایی که با کارکردن در باغ های تولید گل و میوه و سبزیجات امرار معاش می کنند می یابند. البته، وقتی که این کلمه به صورت صفت استفاده می شود، فقط به بعضی از گروه های بشری اطلاق می شود و شامل جوامع و مردمان دیگر نمی شود.
۱-۴-۲ جامعه بشری به صورت کلی
کلمه تمدن بعضی وقت ها می تواند به جامعه بشری به صورت کلی اشاره کند مانند آن چه که در جمله های «یک جنگ هسته ای می تواند تمدن بشریت را محو کند» یا جمله «من خوشحال هستم که پس از هفته ها گم شدن و سرگردانی در میان وحشی ها به سلامتی دوباره به تمدن خود بر می گردم». بعلاوه، این کلمه در این مورد برای اشاره بالقوه به تمدن جهانی استفاده می شود.
۱-۴-۳ یک استاندارد برای رفتار
کلمه تمدن همچنین می تواند به معنی استانداردی برای رفتار مشابه رفتار محترمانه و رسمی اجتماعی استفاده شود. رفتار متمدن یا مدنی نقطه مقابل بربریت یا رفتار بد و ناخوشایند تلقی می شود. در این مفهوم، تمدن به معنی مهارت و تخصص نیز می باشد. به عنوان مثال، مردمی که در یک روستایی کوچک کار می کنند اما دارای مهارت هایی هستند، می توانند افراد متمدن یا مدنی بشمار آیند.
۱-۴-۴ تعریف تمدن
هرسکویتس در تعریف تمدن می نویسد ((تمدن عبارت است از مجموعه ی دانشها ،هنرها ،فنون ،آداب و رسوم تاسیسات نهادهای اجتماعی که در پرتو ابداعات و اختراعات و فعالیتهای افراد و گروههای انسانی طی قرون و اعصار گذشته توسعه و تکامل یافته و در تمتم قسمتهای یک جامعه و یا چند جامعه که با هم ارتباط دارند رایج است مثل تمدن مصر تمدن ایران و هر کدام دارای ویژگیهایی است که به عوامل جغرافیایی ،تاریخی و تکنیکی خاص بستگی دارد.)) (روح الامینی ،۱۳۷۷،ص۴۹)
مارسل موس : تمدن مجموعه ای است به قدر کافی بزرگ از پدیده های شهر نشینی به قدر کافی متنوع و به قدر کافی با اهمیت از نظر کمی و کیفی و معمولا بین چند جامعه مشترک است. (روح الامینی ،۱۳۷۷،صص۴۹-۵۰)
ویل دورانت اندیشه هاو فعالیت های فرهنگی جوامع را وقتی در شمار تمدن به حساب می آورد که شهرنشینی تکامل یافته باشد.وی تمدن را عبارت از نظم اجتماعی می داند که در اثر وجود آن خلاقیت فرهنگی امکان پذیر می شود و جریان پیدا می کند .وی همچنین تمدن را تابع عواملی چند می داند که یا سبب تسریع در حرکت آن می شود و یا آن را از سیر و حرکتی که در پیش دارد باز می دارد و این عوامل به نظر او عبارتند از شرایط معرفه الارضی ،جغرافیایی ،اقتصادی ،زیستی ،روانی ،نظم سیاسی وحدت زبانی و قانون اخلاقی. (روح الامینی ،۱۳۷۷،ص۵۰)
با توجه به تعاریف فوق می توان گفت که هر تمدنی با یک یا چند اندیشه اساسی شکل می گیرد.ممکن است علت شکوفایی تمدنی در عرصه اقتصاد باشد. مثلا تمدن اروپا . تمدن بیشتر به جنبه های مادی و تکنولوژی زندگی انسانها اشاره دارد.که فراتر از قومیت هاست.میراث انسانها در طول تاریخ بشر می باشد.
افرادی مثل ویل دورانت شهرنشینی را لازمه ی تمدن دانسته اند.با رجوع به تقسیم کار دورکیم شاید به این علت که در شهر به دلیل تراکم جمعیت و افزایش نیازها تقسیم کار پیچیده می شود این تقسیم کار در تمام نهادهای بشری مثل اقتصادی ، سیاسی،اجتماعی اتفاق می افتد.و در این حال با راه یافتن تکنولوژی به آن و شکل گیری ابداعات و اختراعات تمدن بروز می کند. عناصر تمدن می تواند نیازهای مادی ساکنانش را برآورده کند.
تمدن، هویت هر جامعه و از نشانه های بارز فرهنگ آن است. شناخت تمدن هر جامعه کمک می نماید تا نسبت به جهان بینی و دیدگاه آن جامعه نسبت به زندگی پی برد.
تمدن ها پدیده هایی پویا هستند که انشعاب می یابند در هم ادغام می شوند .و سر انجام افول می کنند.
۱-۴-۵تمدن از دیدگاه مکاتب انسان شناسی
مکتب تطور گرایی
نظریه پردازان تطورگرایی تمدن را معادل فرهنگ دانسته و در تعریف فرهنگ بین آنهانقاط مشترک وجود دارد.همه آنها فرهنگ را مجموعه ای از عقاید ،آداب و رسوم و…می دانند.به طور کل جنبه معنوی برای فرهنگ در نظر می گیرند.و آن را چیزی می دانند که از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود.
لینتون از اشاعه گراهاست و در مورد تمدن می گوید هر تمدنی خود را به یک بعد خاص مثل بعد فنی ،هنری ،معماری…متمایل کرده و در آن بعد به جلو رفته است. و معتقد است تمدنها همیشه رو به جلو نیستند.