مطالعه های پیشین و کنونی نشان میدهد که بازارگرایی و تکنولوژیگرایی از ابعاد کلیدی و مهم موفقیت شرکتها در قابلیت بازاریابی الکترونیکی محسوب میشود و بسیاری از شرکتها بدلیل عدم توجه به این دو عامل کلیدی با شکست مواجه شدهاند.
۵-۵) پیشنهادهای مبتنی بر فرضیههای پژوهش
با توجه به نتایج بدست آمده از فرضیه اول
با توجه به رقابتیتر شدن فضای کسب و کار پیشنهاد میشود شرکتها در راستای بقای خود افزایش سطح بازارگرایی را به عنوان یک هدف مهم و اولویتدار مدنظر قرار دهد.
پیشنهاد میشود مدیران شرکتها به شیوهای در راستای بازارگرایی فعالیت نمایند که بازارگرایی جزئی از فرهنگ سازمانی و ارزشهای سازمان بهحساب آید و تمامی مدیران و کارکنان به این امر پایبند باشند و بهطور جدی بر جمعآوری و انتشار اطلاعات راجع به نیازهای مشتریان که منجر به عملکرد بالاتر میشود، اطلاعات راجع به رقبا و هماهنگی میانوظیفهای تمرکز کنند و با توجه به نقش تعیینکننده بازارگرایی در بقای شرکتها آنرا هر چه بیشتر از گذشته تقویت نمایند.
استراتژی شرکتها به گونهای تدوین شود که بر بازاریابی الکترونیکی تاکید گردد.
پیادهسازی و به کارگیری مجموعه خاصی از فناوریهای بازاریابی الکترونیکی که شامل؛ اینترانت، اکسترانت، سیستمهای مدیریت ارتباط با مشتری و اتوماسیون نیروی فروش.
با توجه به نتایج بدست آمده از فرضیه دوم
چنانچه مشتریان در اکثر اوقات تمایل به جستجوی محصولات جدیدی دارند لذا باید با توجه به امکانات شرکت از تکنولوژیهای مدرن استفاده کرد و خط تولید مجهزی برای تولید محصولاتی مطابق سلیقه مشتریان ایجاد کرد و یا در محصولات فعلی نوآوریهای تازهای بوجود آورد تا نسبت به رقبایشان به مزیت رقابتی دست یابند.
شرکت به منظور تسهیل در تعامل با مشتریان، از اینترنت و سایر فن آوری های اطلاعاتی استفاده کند.
انطباق با تکنولوژیهای در حال ظهور
گسترش فن آوری در سراسر سازمان و بخشهای آن
با توجه به نتایج بدست آمده از فرضیه سوم
استراتژی شرکتها به گونهای تدوین شوند که قابلیت انطباق با تغییرات محیطی را داشته باشند به گونهای که بتوانند نسبت به این تغییرات به بهترین نحو پاسخگو باشند.
چنانچه شدت رقابت در صنعت ما بالا بوده شرکت میتواند با بهبود کیفیت محصولاتش، پایین آوردن قیمت در صورت ممکن، تحویل به موقع آن بتواند مشتریان بیشتری به سوی خود جلب نماید.
از آنجا که بیتوجهی به فعالیتهای رقبا منجر به عقب ماندن از قافله تغییرات در بازار میباشد لذا توصیه میشود که شرکتها، رقبا را بصورتی کارآمد و دقیق مدنظر داشته باشند و فعالیتهای آنان را بررسی نمایند.
با توجه به نتایج بدست آمده از فرضیه چهارم
استفاده از تحقیقات بازاریابی در جهت شناسایی نقاط قوت و ضعف رقبا و بهینهسازی فعالیتهای تولید و در نهایت بازاریابی و فروش.
ایجاد واکنش مناسب(پاسخگویی) در مقابل اعمال رقبا با تولید محصولات مطابق با نیاز و سلیقه مشتریان، توجه به شکایات مشتریان و بر طرف کردن موارد نارضایتی آنان برای جلب رضایت و در نهایت وفاداری آنان به شرکت و همچنین توجه به تغییر در قیمت رقبا.
شرکتهایی که مایلند به حیات خود ادامه دهند، باید دائماً گوش به زنگ تغییرات باشند و با اتخاذ
رویکردهای نوآورانه به خصوص در حوزه بازاریابی عملکرد خود را بهبود بخشند.
با توجه به نتایج بدست آمده از فرضیه پنجم
تاکید بر مشتریگرایی از طریق بررسی منظم رضایت مشتریان.
افزایش منافع و کاهش هزینههای مشتری، شناسایی نیازهای حال و آتی مشتری و تعهد شرکت نسبت به مشتری.
یکی از عوامل مهم در نگه داشتن مشتری در شرکت، احترام به خواست مشتری و ارائه خدمات درسریعترین زمان ممکن میباشد، لذا توصیه میشود شرکتها شرایطی را فراهم آورند تا امکان پاسخگویی سریع به مشتری توسط کارکنان وجود داشته باشد .
هر چه یک شرکت در شناسایی نیازهای مشتریان بتواند سریعتر و کاراتر از رقبا عمل نماید و بتواند خدمت مورد نیاز مشتری را شناسایی و ارائه نماید بدون شک از سهم بازار بیشتر و سود بیشتری برخوردار خواهد بود. لذا توصیه میشود که شرکت واحدی را برای بررسی و شناسایی نیازهای مشتریان در سطح بازار راه اندازی نماید.