۲-۳-۵-۶- چشم انداز محیطنگر
رویکرد محیطنگر در حمایت اجتماعی، توجه خویش را به سوی اثرات محیط اجتماعی بر سلامتی متمرکز کرده است. یکی از موثرترین مشارکتهای شناختشناسانه، توسط کاسل(۱۹۷۶) ارایه شد. به عقیده وی یک جنبه خاص از محیط یعنی حضور همنوعان میتواند آمادگی ابتلا به بیماریهای محیطی را کاهش دهد. کاپلان (۱۹۶۷) نیز از نقطه نظر جامعهشناختی و روانپزشکی، بر نقش سیستمهای حمایتی در مقابله با استرسهای زندگی متمرکز شدند. کاپلان به طور اختصاصی علاقه مند به مطالعه حمایت انجام شده از طرف خانواده و همکاران و گروههای خودیاری بود. او به نقش بازخوردهای متقابل در روابط حمایتگرانه تاکید کرد. وایز ( ۱۹۷۴، به نقل از هاشمی نصره آباد، ۱۳۷۳) بیان کرده است که برای روابط اجتماعی شش شرط عمده وجود دارد: دلبستگی، انسجام اجتماعی، فرصتهایی برای مهرورزی، اطمینان آفرینی از نگرانی شخصی، حس اتحاد و پیوستگی منسجم و دسترسپذیری و راهنمایی.
۲-۳-۵-۷- چشمانداز تفاوت فردی
اجتماعات و گونههای متعدد سازمانهای اجتماعی میتوانند به عنوان مراجع حمایتگر طبقه بندی شوند و افراد نیز میتوانند تحت عنوان حمایتی که دریافت میکنند، طبقهبندی شوند. بازشناسی حمایت اجتماعی به عنوان متغیر تفاوت فردی، منجر به کثرت ابزارهایی شده است که به منظور سنجش آن درست شده است. این ابزارها، حمایت اجتماعی را مطابق با ملاکهایی چون قابلیت دسترسی و فراوانی اشخاص حمایتگر، یا حمایت مهیا شده توسط افراد خانواده، دوستان یا اطرافیان یا حمایت مهیا شده در درون روابط بسته و سری یا کارکردهای خودبسندگی حمایتی و یا چگونگی جفت شدن کارکردها با نیازهای افراد و رضامندی از حمایت قابل دسترسی طبقه بندی میکنند. تعدادی از تحقیقات اظهار میکنند که حمایت اجتماعی یک مفهوم چند بعدی است و شامل این عقیده است که فرد در وجود خودش، احساس نزدیکی و تعلق هیجانی نسبت به دیگران و منابع حمایتی پیدا کند (هاشمی نصره آباد، ۱۳۷۳).
۲-۳-۵-۸- تئوری نظام شبکههای ارتباطی
تئوری نظام شبکههای ارتباطی بیشتر یک مدل اجتماعی است و در پی تحلیل علل رفتارهای اجتماعی است. در این مدل فشارها و اجبارها، ارتباطات اجتماعی را متاثر میسازند و رفتارها در این مدل کاملاً آگاهانه است.
نظام شبکه ارتباط اجتماعی دارای وجوه قابل ملاحظهای است که عبارتند از: ۱) عناصر،۲) بهم پیوستگی عناصر، ۳) غیرتجمعی بودن عناصر۴) جمع عناصر برابر با کل نظام نیست. ۵) عناصر تحت یک اصل ثابت عمل میکنند. ۶) نظامها هدفدار میباشند. حمایت اجتماعی ادراک شده به کارکرد شبکهها گفته نمیشود بلکه به تاثیری که این شبکهها روی شخص دارد، اطلاق میگردد. نوزاد به دنیای مملو از شبکهها وارد میشود که اصلیترین آن خانواده است. اجتماعی شدن نوزاد نتیجه فرایند عضویت وی در این شبکههاست (لوییس، ۱۹۸۷ به نقل از طاهری، ۱۳۸۹).
۱٫ عناصر: سیستمها ترکیبی از مجموعه عناصر است و هرکدام از اعضای خانواده به عنوان یک عنصر محسوب میشوند. این عناصر شامل پدر، خواهر و برادر، سایر خویشاوندان مانند پدربزرگ مادربزرگ، عمو، دایی، عمه و خاله میباشد.همچنین همسالان نیز جزء مهمی از عناصر به حساب میآیند. تعاملات موفقیتآمیز با همسالان و ارتباط موثر توام با دلبستگی به آنها متاثر از ساختار جامعه و ارزشهای فرهنگی است.
۲٫ بهم پیوستگی عناصر: هرچند شبکههای ارتباطی از عناصر مختلفی تشکیل شده است اما بر یکدیگر تاثیر متقابل دارند. تعاملات اعضای خانواده با یکدیگر دارای سطوح مختلفی است که بر یکدیگر اثر گذاشته و از هم تاثیر میپذیرند. تعداد اعضای خانواده، سن نوزاد، میزان رضایتمندی از زندگی زناشویی بر کنش تعاملی آن موثر است.
۳٫ غیرتجمعی بودن نظام ارتباطی: بدین معنا که رفتارهایی که مجموعه عناصر در نظام باهم دارند، متفاوت از رفتارهایی است که به تنهایی بروز میدهند. مثلاً رابطه مادر و کودک با رابطه والدین با یکدیگر متفاوت است و وقتی پدر حضور دارد رابطه مادر با کودک متفاوت است.
۴٫ عناصر برابر با کل نظام نیست.
۵٫ ثبات وضعیت: یعنی نظام اجتماعی در عین اینکه ثبات خود را حفظ میکند دارای سطوحی از تغییر است. این امر حاکی از میزان درجه انعطاف پذیری و حفظ ثبات نظام است.
۶٫ هدفمند بودن نظام: مجموعه عناصر نظام، خود را با اهداف نظام سازگار میکنند. مثلاً در خانواده فرایندهای اساسی با تحول کودک تغییر میکند، به گونهای که مهارتهای کودک و اطلاعات و رفتارهای اعضای خانواده دایماً تغییر یافته و در حفظ ثبات نظام موثر است. لوییس و بن (۱۹۷۱ به نقل از طاهری ۱۳۸۹) دریافتند که ماهیت تعاملات کودک که در طی دو سال اول زندگی با هر دو والد تغییر می یابد. بدین معنا که تماس های بدنی کاهش می یابد و بر میزان رفتارهای اکتشافی و صحبت کردن افزوده میشود. بنابراین در طی دورههای تحولی ارتباطات نیز دچار تحول میشود.
۲-۳-۵-۹- مدل در دسترس بودن حمایت اجتماعی
این مدل، حمایت اجتماعی را به عنوان مقابله میداند که بر کاهش اثرات ناگوار وقایع تنشزا سودمند است (هابفول و استفن، ۱۹۹۰ به نقل از برهیم، ۱۹۹۳). افرادی که نسبت به در دسترس بودن حمایت اجتماعی، امنیت فکری دارند در مقایسه با کسانی که نسبت به کفایت حمایت اجتماعی شک دارند به طور موثری با فشار روانی مقابله میکنند (لیوارجانی، ۱۳۷۵).
۲-۳-۵-۱۰- مدل سپر در برابر استرس
بر اساس مدل سپر، حمایت اجتماعی در فرایند بیماری میتواند در دو مرحله دخالت کند و نقش داشته باشد: در زندگی هر فردی موقعیتهایی پیش میآید که به طور معمول
استرسآور است. شخصی که دارای حمایت اجتماعی است، در ارزیابی وقایع استرسزا با فردی که از حمایت اجتماعی پایین برخوردار است به طور متفاوت برخورد میکند. زمانی که فرد فکر میکند در موقع برخورد با واقعهای منابع ضروری فراهم است، از آسیب زایی آن واقعه میکاهد و توانایی فرد را در مقابله با آن بالا میبرد، به گونهای که با موقعیتهای بسیار استرس زا با توانایی بیشتر روبه رو میشود. از طرف دیگر حمایت اجتماعی در کاهش یا حذف واکنش استرس و یا تاثیر مستقیم روی فرایندهای فیزیولوژیکی، میتواند دخالت موثر داشته باشد. حمایت میتواند، تاثیر استرسزا را با تهیه راهحل مساله یا کاهش اهمیت مساله درک شده و یا تسهیل رفتاری سالم تخفیف دهد (گل رضایی، ۱۳۷۵). ادراک حمایت اجتماعی و دسترسی به آن مانند سپری فرد را در مقابل شرایط استرس زا محافظت می کند. این اثر ممکن است با گذشت زمان و بسته به نوع عامل و شرایط استرس زا متغیر باشد (کرمانی، ۱۳۸۸).
۲-۳-۵-۱۱- نظریه اثر اصلی یا تاثیر مستقیم
دریافت حمایت اجتماعی صرف نظر از وجود عوامل استرسزا به خودی خود بر سلامت افراد تاثیرگذار است و فقدان آن دارای آثار سوء است. بدین ترتیب حضور در اجتماع خانواده، دوستان و همسایگان و از این طریق دریافت حمایت اجتماعی بیشتر با سلامت بیشتر رابطه دارد (فلمینگ و باوم، ۱۹۸۶ به نقل از محسنی تبریزی و راضی، ۱۳۸۶).