مدیران گروه های آموزشی و مفهوم سرمایه انسانی

در تحقیقاتی که در سال ‏های اخیر توسط محققان سایر کشورها در خصوص مهارت ‏های‏ انجام شده، فهرست کاملی از مهارت‏ های مورد نیاز مدیران سطوح مختلف ارائه گردیده که‏ مؤید تحقیق انجام‏شده حاضر می‏باشند. بدین منظور تعدادی از تحقیقات انجام شده همان‏طور که در پیشینه تحقیق نیز آمد، عنوان می‏گردد:
کی هوی، ۲۰۱۳ در تحقیق خود چارچوبی از سطوح چهارگانه مهارت‏های لازم مدیران را در سطح فردی و تیمی مورد بررسی قرار دادند و به این نتیجه دست یافتند؛ زمانی که مهارت‏های فردی به صورت کارآمد عمل کند، افراد نسبت به سازمان احساس‏ تعلق دارند و زمانی که مهارت‏های تیمی به صورت کارآمد باشد افراد نسبت به همکاری با یکدیگر متعهدتر می‏شوند و عملکرد آنها بهتر شده و اثربخشی سازمانی نیز نسبت به حالت فردی افزایش می یابد.
کاستانیاس و هلفات (۱۹۹۱) در تحقیقات خود مهارت‏های سه گانه مدیریتی را بررسی کردند. با تلاش این‏ محققان، سطوح مهارتی کاتز (مهارت‏ های فنی، انسانی و ادراکی)‏ سازمان‏ها و محیط های گوناگونی که این مهارت در آنها به‏ کار می‏روند، از یکدیگر مجزا نشده‏اند. و در نهایت عملکرد و اثربخشی فعالیت های سازمانی به طور همزمان متأثر از به کارگیری سه مهارت نشان داده شد.
پراترنز و نورتون (۱۹۸۸) در پژوهش خود با این نتیجه دست یافتند که مدیران برای ایفا کردن نقش رهبری باید مهارت های ویژه ای دارا باشند. از جمله این مهارت های می توان به توانایی حل مسأله گروهی (در برگیرنده فراگردهای گروهی، مهارت های بین شخصی، تصمیم گیری و ارتباطات)، مهارت های تفکری و عقلانی، مهارت های سازمانی و اداری اشاره نمود.
آنگر و همکاران (۲۰۰۹) نیز در بررسی فراتحلیل، ارتباطی معنادار ولی کم بین سرمایه انسانی و موفقیت مدیران و کارآفرینان در سازمان یافتند. این ارتباط در بعد دانش و مهارت ها بیشتر از تحصیل و تجربه بود (جنز و همکاران، ۲۰۰۹) با وجود این، این اثر مقدار کمی از ارزش بالای مفهوم سرمایه انسانی است که در ادبیات مدیریت و کارآفرینی آمده است (راچ و همکاران، ۲۰۰۹).
فریچارد (۱۹۸۳) در پژوهشی تحت عنوان « اثربخشی رهبری، یک ارزیابی رهبری در سطح مسئولان ارشد بخش آموزش دبیرستان های استرالیای جنوبی» به عمل آورد. نتایج پژوهش نشان می دهد که هر سبکی از رهبری به ضرورت در همه جا کارایی نخواهد داشت و اثربخشی سبک رهبری به وسیله تعامل بین متغیرهای ویژه در وضعیت های گوناگون تعیین می گردد.
کالن (۱۹۹۳) طی تحقیقی که بر روی ۹۰۰ مدیر اجرایی سطوح بالای مدیریتی ایالات متحده آمریکا انجام داد، مهارت های لازم برای مدیران سطوح بالا را شامل موارد زیر دانست:
توانایی برقراری ارتباط منطقی
توانایی به کار بستن ایده ها و تئوری ها
توانایی کارکرد با تیم
مهارت در مدیریت اثربخش زمان.
فلانگن (۱۹۹۶) در تحقیقی که به منظور اثرگذاری مهارت های مدیریتی بر عملکرد و اثربخشی فعالیت های کارکنان انجام داد به این نتیجه رسید که پنج مهارت بر اثربخشی عملکرد تأثیرگذارند که عبارتند از: مهارت در اداره امور، سرپرستی کارکنان، پذیرش مسئولیت سازمان، خلاصه این تحقیقات در جدول زیر آورده شده است:
جدول شماره ۳: خلاصه تحقیقات انجام شده
محقق/ سال
عنوان تحقیق
نتایج
جواهر زاده (۱۳۹۰)
رابطه مهارت های سه گانۀ مدیران گروه های آموزشی با کیفیت آموزشی
بهبود کیفیت آموزشی به وسیله بهره گیری از مدیریت توانمند
گل صنم لو (۱۳۷۸)
تحقیقی با عنوان بررسی ارتباط و سبک رهبری و اثربخشی رفتار مدیران مدارس ابتدایی و راهنمایی شهر ارومیه
میان سبک رهبری و اثربخشی رفتار مدیران از دیدگاه مافوق و زیردستان تفاوت معناداری وجود دارد.
بین اثربخشی مدیران رابطه گرا و اثربخشی مدیران وظیفه گرا از دیدگاه مافوق و زیردستان تفاوت معناداری وجود دارد.