ذهنی
۲موارد فوق را می توان مانند مثلث زیر تجسم نمود(لطفی،۱۳۷۶).
۲-۳۵ .مراحل پنجگانه دایره اجرا
۱- صدور فرمان از مغز می تواند براساس دریافت پیام ها و به عبارتی دیگر فرکانس های تصویری یا صوتی اخذ شده از برخورد عینی یا شنوایی اجرا کننده یا موارد اجرا باشد و نیز می تواند از منبع محفوظ در بایگانی مغز(حافظه)دریافت گردد.
۲- فرمان پذیری فیزیکی عبارت است از امر اطاعت و پذیرش فرامین صادره از مغز توسط اعضای بدن انسان که به طور طبیعی بر توان و کارایی هر چه بیشتر و بهتر فرمان پذیری می افزاید و با توان فرماندهی مغز انسان ارتباط مستقیم دارد.
۳- حاصل اجرا یعنی بروز و نمود فیزیکی حاصله از فرمان های صادره شده از مغز به فیزیک اجرا کننده که توسط نمادها بیرونی خودنمایی می کند.
۴- انتقال حاصل اجرا به وسیله حواس(در اینجا منظور حس شنوایی است)به مغز برای انجام پذیرفتن امر تطابق و در صورت لزوم تصحیح این حاصل نسبت به آنچه در مرحله نخست اجرا به عنوان فرمانهای جاری شده از مغز در مسیر «دایره اجرا» قرار گرفته به شمار می رود.
۵- با انتقال حاصل اجرا از مسیر شنوایی به مغز امر تطبیق و در صورت لزوم تصحیح های لازم حاصل اجرا با فرمان های صادر شده از مغز انسان در جریان اجرا انجام خواهد پذیرفت،آنچه از سیر بدون وقفه این دوران به گونه ای طبیعی و اجتناب ناپذیر در وجود اجرا کننده حاصل می آید امکان دستیابی وی به تمرکز خواهد بود(لطفی،۱۳۷۶).
۲-۳۶٫مروری بر پژوهشهای انجام شده درباره اثرات آموزش موسیقی
۲-۳۶-۱ .پژوهشهای انجام شده در خارج از ایران
– راشر- شاو(۱۹۹۹)در پژوهشی بر روی ۷۸ کودک ۴-۳ ساله دارای هوش متوسط به مدت ۲ سال انجام دادند،که ۳۴ نفر درس آموزش پیانو،۲۰ نفر آموزش موسیقی کامپیوتری و ۱۰ نفر آوازخوانی و چهار نفر در گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکردند و نیز هیچ آموزش موسیقیایی ندیده بودند در نتیجه کسانی که آموزش پیانو دیده بودند ۳۴% بهتر از بقیه،تست های توانایی فضایی را انجام داده بودند این یافته ها تاکید بر آن دارد که موسیقی به طور منحصر به فردی عملکردهای عالی مغز را که مورد نیاز ریاضیات،شطرنج،علوم و مهندسی است را رشد می دهد. آنها تاکید می کنند آموزش موسیقی ارتباطات سلولی لازم را برای استدلال انتزاعی به وجود می آورد که فهم ریاضی مستلزم آن است.
– واینبرگر(۲۰۰۰)در پژوهشی روی دانش آموزان ابتدایی نشان داد که اثرات بلند مدت موسیقی قادر است،ابعاد شناختی را که شامل مهارتهای زبانی،استدلال و خلاقیت است را با تمرین و گذشت زمان درگیر کند و همچنان نظم اجتماعی را بالا می برد. در این پژوهش دانش آموزانی که موسیقی می آموختند و مهارت در یک موسیقی داشتند. مهارتهای زبانی و خلاقیت بالایی را نشان می دادند. و نظم اجتماعی آنها نیز نمره بالاتری می گرفت. در این پژوهش ذکر می شود که موسیقی تمرینی است برای مغز و اظهار تاسف شده است که چرا موسیقی از مدارس حذف شده است در حالیکه،حذف برنامه های موسیقی یعنی محروم کردن بچه ها از هوش،شخصیت و مزایای اجتماعی.
– بیلهارتز و همکاران(۲۰۰۰)به منظور پی بردن به اثر عوامل خانوادگی و دموگرافیک بر میزان تأثیر آموزش موسیقی بر رشد شناختی،گروه آزمایش و گواه را از سه سطح اقتصادی جامعه انتخاب کردند. به این ترتیب که ۳۶ کودک چهار و پنج ساله گروه آزمایشی به مدت ۳۰ هفته و هر هفته ۱۵ دقیقه در کلاس های آموزش موسیقی کودک شرکت کردند و با ۳۶ کودک گروه گواه از مهدکودک ها انتخاب شده بودند،از طریق آزمون هوش استنفورد – بینه مقایسه شدند. نتایج نشانگر افزایشی معنی دار رشد شناختی و استدلال عمومی و توانایی فضایی – زمانی کودکان گروه آزمایشی نسبت به گروه گواه بود که این ارتباط در کودکان با سطح درآمد خانوادگی بالاتر،قوی تر بود.
– راشر و زوپان(۲۰۰۰)پژوهشی به منظور بررسی تأثیر آموزش دسته جمعی موسیقی بر رشد توانایی استدلال فضایی و حافظه تصویری کودکان انجام دادند. در این پژوهش ۶۲ کودک ۹ ساله ای را که از نظر اقتصادی در سطح متوسط جامعه بودند،انتخاب کردند. گروه آزمایشی به صورت گروه های ۱۰ نفره،دو بار در هفته و هر بار به مدت ۲۰ دقیقه در کلاس های گروهی آموزش موسیقی شرکت کردند. این گروه ابتدا چهار ماه و پس از هشت ماه بعد از شروع آموزش،با آزمون توانایی استدلال فضایی و حافظه تصویری با گروه کنترل که به همین میزان در فعالیت های روزنانه نگاری شرکت کردند،مقایسه شدند نتایج نشان داد که دو گروه از نظر حافظه تصویری تفاوتی نداشتند،اما از نظر میزان افزایش توانایی استدلال فضایی،تفاوت دو گروه آزمایش و کنترل معنی دار بود که این اختلاف پس از هشت ماه بارزتر هم شده بود.
– هارتیز و ولف – بورئینگ(۲۰۰۲)در پژوهشی با عنوان تأثیر آموزش موسیقی بر مهارت خواندن و نوشتن و پیشرفت ریاضی دانش آموزان کلاس سوم ابتدایی به بررسی تأثیر آموزش موسیقی FOLK بر پیشرفت تحصیلی پرداختند. این پژوهش بر روی دو گروه از بچه های کلاس سوم انجام شد. ابتدا گروه آموزش و کنترل از نظر متغیرهایی مانند سن،ضریب هوشی،پایگاه اجتماعی – اقتصادی همچنین پیشرفت اولیه همتا شدند. گروه آزمایشی به مدت ۷ ماه که در هر هفته ۵ روز و روزی ۴۰ دقیقه تحت آموزش موسیقی FOLK قرار گرفتند ولی گروه کنترل هیچ گونه آموزش ندیدند. ابتدا در اول سال مهارت خواندن و نوشتن و پیشرفت ریاضی در آنها آزمایش شد و و بعد از طی مدت آموزش مجدداً قسمتی دیگر انجام گر
فت. نتایج به طور قابل ملاحظه ای پیشرفت و نمره بالایی در مقیاس خواندن،نوشتن و پیشرفت ریاضی در میان گروه آزمایشی نسبت به گروه کنترل نشان داد.
– هتلند(۲۰۰۴)در پروژه ای به نام پروژه صفر در دو مرحله کار کرد و در مرحله اول بیشتر از دو هزار دانش آموز در ۳۱ مطالعه شرکت کردند. عده ای فقط به انواع موسیقی گوش می کردند،عده ای در سکوت بودند و عده ای در تمرینات آرام بخش کلامی به سر می بردند. بعد از گرفتن تست های استدلال فضایی از آنها بهترین نتیجه مربوط به آنانی بود که به موسیقی گوش کرده بودند. در مرحله دوم بر روی ۷۰۰ بچه پیش دبستانی و ابتدایی کار شده عده ای در هفته ۱۵ دقیقه درس موسیقی می گرفتند و به حالت فعال گروهی و فردی نیز در حین گوش دادن به موسیقی با ریتم آن حرکت می کردند و درس پیانو می گرفتند ولی گروه کنترل درس موسیقی در شکل منفعل و غیر فعال دریافت می کرد،و هم دروس ریاضی و کامپیوتر داشت و یا اصلاً هیچ نوعی آموزشی دریافت نمی کرد. اختلاف بین تست های قبلی و بعدی این گروهها در استدلال فضایی بیانگر امتیاز بیشتر بچه های فعال بود. در ضمن بچه های فعال در مورد آموزش پیانو پیشرفت بالایی در درس ریاضی نشان دادند.
۲-۳۶-۲٫پژوهش های انجام شده درایران
– راه نجات(۱۳۷۹)به بررسی تأثیر موسیقی بر کاهش اضطراب و افسردگی جانبازان پرداخته است. ۶۰ نفر از جانبازان مرکز روانپزشکی صدر به طور تصادفی انتخاب و به چهار گروه ۱۵ نفری تقسیم شدند همگی آنها دارای نمرات پیش آزمون افسردگی بالاتر از ۱۹ و نمره اضطراب کتل آنها بالاتر از ۴ بوده دو گروه آزمایشی،موسیقی را به عنوان متغیر مستقل در ۸ جلسه ۲۰ دقیقه ای دریافت و دو گروه دیگر دریافت نکردند بعد از گرفتن پس آزمون و استفاده از T وابسته در گروه های آزمایشی کاهش نمرات در سطح ۱% تأیید ولی در گروههای گواه تغییری به وجود نیامد.
– فردوسی(۱۳۸۰)در پژوهشی به مقایسه پیشرفت تحصیلی دو گروه دانش آموزان موسیقی آموخته و نیاموخته پایه پنجم ابتدایی پرداخته است. این پژوهش از نوع علی و مقایسه ای بوده است. نمونه ای ۶۰ نفری از دختران و پسران پایه پنجم ابتدایی در دو گروه ۳۰ نفری موسیقی آموخته و نیاموخته از ۴ دبستان منطقه ۲ شهر تهران انتخاب شد ند. نمره افراد در ۳ آزمون ریاضی،خواندن و استدلال فضایی بیان کننده نمره پیشرفت تحصیلی آنها بوده است. بنابراین ۲ گروه از نظر نمره درس ریاضی،خواندن و استدلال فضایی با هم مقایسه شده اند. نتیجه این پژوهش نشان داد که دو گروه از نظر پیشرفت تحصیلی(ریاضی – خواندن و استدلال فضایی)تفاوت معنی دار داشتند،یعنی گروه موسیقی آموخته نمرات بالایی در مورد ریاضی،خواندن و استدلال فضایی نسبت به گروه موسیقی نیاموخته کسب کردند.
– جبل عاملی(۱۳۸۱)در پژوهش،” تأثیر قطعات مختلف موسیقی بر حالات هیجانی در شنوندگان” از بین دانشجویان داوطلب در دانشگاه آزاد اصفهان ۵۲ نفر دختر و پسر انتخاب و در دو گروه کنترل و آزمایشی قرار گرفتند. نتایج بدست آمده نشان داد که موسیقی موجب هیجانات مثبت می شود هر چند که هیجان های منفی مانند نفرت و خشم نیز به وجود می آیند ولی درصدد ایجاد آنها را در اغلب موارد بسیار کم بوده است.
– میربها و همکاران(۱۳۸۲)در این پژوهش،تأثیر آموزش موسیقی در افزایش توانایی های شناختی کودکان بررسی شده است. ۳۰ کودک پنج و شش ساله که در ترم اول کلاس های موسیقی کودک در آموزشگاههای موسیقی درجه یک و دو شهر تهران شرکت می کردند با ۳۰ کودک گروه گواه(از مهدکودک)مقایسه شدند. در ابتدا،همه کودکان تحت آزمون استنفورد – بینه قرار گرفتند و سپس کودکان گروه آزمایشی به مدت سه ماه و هر هفته یک بار در کلاس های موسیقی کودکان شرکت داده شدند. پس از ۳ ماه از همه آزمون گرفته شد. تحلیل نتایج نشان داد که گروه آزمایشی از نظر میزان توانایی استدلال عمومی با گروه گواه تفاوت معنی داری داشت. همچنین آموزش موسیقی سبب افزایش توانایی استدلال کلامی و تقویت حافظه کوتاه مدت کودکان گردیده است. اما در مورد توانایی استدلال دیداری / انتزاعی،در دو گروه تفاوت معناداری دیده نشد.
-فخاری زاده(۱۳۸۳)در پژوهشی به بررسی تأثیر آموزش موسیقی بر پیشرفت تحصیلی