معاشرت و مجالست و امام حسین (ع)

در ابیات دیگر وحشی واژه ی شاه انس و جان را برای آقا امام حسین (ع) به کار گرفته است و امام حسین (ع) را شایسته ی آن می داند که به خاطر او جان و تمام جهان را باید نادیده گرفت.
یا شاه انس و جان تویی آن کز برای تو ز صد هزار جان و جهان می توان گذشت (همان)
بیت بعدی اشاره به مقام یاران آقا امام حسین (ع) دارد. وحشی در این بیت خود را کشته و فدایی کسانی می داند که به امام حسین (ع) وفادار بوده و در رکابش جنگیدند و به شهادت رسیدند.
ای من شهید رشک کسی که از وفای تو بنهاد پای بر سر جان و ز جان گذشت (همان)
و سپس به حر بن ریاحی اشاره می کند که جانش را بر سر عقیده و آرمانش فدا ساخت و در رکاب آقا امام حسین (ع) به درجه ی رفیع شهادت رسید.
جان ها فدای حر شهید و عقیده اش که آزاده وار از سر جان در جهان گذشت
آن را که رفت و سر به ره ذو الجناح باخت این پای مزد بس که به سوی جنان گذشت
(همان)
ذو الجناح نام اسب امام حسین (ع) است که در میدان کربلاء همراه آن حضرت بوده است.
در بیت آخر این بند وحشی خود را مورد خطاب قرار می دهد و درواقع نوعی بشارت و شادباش می گوید به یاران آن حضرت که در روز قیامت ترس و دغدغه ای نخواهند داشت و همنشین با شهداء خواهند بود.
وحشی کسی چه دغدغه دارد ز حشر و نشر که اش روز نشر با شهدا می کنند حشر
(همان)
ج)صائب تبریزی
میرزا محمد علی پسر میرزا عبد الرحیم تبریزی اصفهانی معروف به «صائبا» از استادان بزرگ شعر فارسی در عهد صفویست. پدرش میرزا عبدالرحیم که از بازرگانان تبریز بود در عهد شاه عباس بزرگ به اصفهان مهاجرت کرد و در محله ی عباس آباد سکونت گزید و میرزا محمد علی آنجا ولادت یافت. زاد سالش به درستی دانسته نیست، ولی چنانکه در «قصص الخاقانی» آمده صائب بسال ۱۰۷۶ به شصت سالگی رسیده بود. پس می بایست پیرامون سال ۱۰۱۰ هجری زاده شده باشد. بشمارگری برخی از همدورگان ما تاریخ ولادتش سال ۱۰۱۶ بود.
صائب در اصفهان پرورش یافت و بنابر شیوه ی زمان به یقین آنچه را از دانش های ادبی و عقلی و نقلی که در بایست فرهیختگان زمان بود نزد استادان آن شهر، و نبشتاری (خط) را از اعم خود شمس الدین تبریزی معروف به «شیرین قلم»، آموخت و در همین روزگار جوانی بود که به مکه و مشهد سفر کرد و آنگاه در آخرهای عهد نور الدین جهانگیر (م ۱۰۳۷هجری) گویا به گونه ی بازرگانان سفر هند اختیار نمودد.
صائب از شاعرانیست که هم در عصر و زمان خود در هند و ایران و روم شهرت بسیار یافت و این نام آوری بیشتر به سبب طرز نو و توانایی کم عدیلش در شعر خواه از طریق ابداع و خواه به تقلید و یا به مناسبت موقع و مقام بوده است. نیکخویی و ادب معاشرت و مجالست او نیز در این امر بی اثر نبود و به همین علت است که چه در هند و چه در ایران محفلش محل اجتماع ادیبان و شاعران آزموده و یا نوآموز زمان و بزرگانی از طبقات مختلف بود و شعرهایش دهان به دهان و دست به دست می گشت و دیوان یا برگزیده ی غزل هایش را به رسم ارمغان می فرستاند. (تاریخ ادبیات در ایران، ج ۲ /۵، ۱۳۷۳: ۱۲۷۱- ۱۲۷۷)
صائب بزرگترین و در عین حال معتدل ترین شاعر سبک هندی است. عظمت و بزرگی او در قدرت خیال، معنی آفرینی و مضمون سازی های تازه و بی شمار اوست که مفاهیم فراوان اخلاقی، اجتماعی، حکمی و عوالم ظریف و دقیق روحی و روانی را با بهره گیری از عناصر طبیعت، دین، اسطوره و … تا روزمره ترین عناصر زندگی بیان کرده است. اعتدال او ناشی از ادراک عمیق و سنجیده ی او از مرز سنت و نوآوری است. او با وجود نوآوری و نوجویی های فراوان هرگز مرتکب گریز شدید از سنت زبانی و بیانی در شعر خود نشده است تا شعرش غامض، پیچیده و غیر قابل فهم گردد. (طرز تازه، ۱۳۸۴: ۱۹۹)
صائب در جوانی بخشی از ممالک آسیای صغیر، نجف وبغداد را گشت زده و به زیارت مکه ی معظمه و مدینه ی منوره توفیق یافته و پس از بازگشت از آن اماکن مقدس به پای بوسی حضرت علی بن موسی الرضا (ع) شتافته است. (دیوان صائب تبریزی، ۱۳۸۴: مقدمه)
وفات صائب را بیشتر تذکره نویسان ۱۰۸۱نوشته و ماده تاریخ آن را از قول سر خوش «صائب وفات یافت» و از قول ملا محمد سعید اشرف مازندرانی «بود با هم مردن آقا رشید و صایبا» نقل کرده اند. (همان: مقدمه)
اشعار عاشورایی صائب تبریزی
صائب در ابیاتش امام حسین (ع) را تجلی گاه نور حق می داند و اشاره دارد به شفابخشی خاک مقدس کربلا.
مظهر انوار ربّانی، حسین بن علیست آنکه خاک آستانش دردمندان را شفاست
(دیوان صائب تبریزی؛ ۱۳۸۴: ۱۳۷۴)
در جایی دیگر گنبد حرم آقا امام حسین (ع) را منشأ رحمت ایزدی نامیده و با تعبیری زیبا پر و بال فرشتگان را فرش آستان او قرار می دهد.
ابر رحمت، سایبان قبه ی پر نور او روضه اش را از پر و بال ملایک بوریاست
(همان)